200 baris pertama.
||:: ســقـــوط آزاد ::||
بگیرش بالا
عزیزم ، تو قول داده بودی که میریم مسافرت
میدونی که منم دلم میخواد ولی نمیتونم ، شاید چند سال دیگه
تو که نمیخوای وقتی 50 سالت شد خدارو شکر کنی
که عمرت رو تو این چاردیواری هدر دادی
میبینم که از ایده ـم خوشت نیومد
خیلی خوبه ، پهلوون
بیخیال ، تنها چیزی منو اینجا نگه داشته ، تویی
یالا ، دلم نمیخواد انقدر سخت کار کنی
تو زندگیم یه آرزوهایی دارم و این کارمه که کمکم میکنه بهشون برسم
عزیزم
یالا ، بگیرش بالا
دیگه نباید اینجا بمونی
یه آرامشی هست که داره میاد سمتت
آب
ما میتونیم با هم باشیم
میتونیم باهم از اینجا بریم
پس تکلیف وام چی میشه ؟
من تازه مشغول کار شدم
وام دانشجوییم رو هم لازم دارم
تو که میدونی اینکار چقدر برام مهمه
باعث افتخارم هست که الان اینجام
... اولین سوال ما اینه که
نگاه کن ، عشق واقعیت اینجاست
میتونی باهاش بوکس هم کار کنی
و ما اینجا تو آمریکا مشاغلی رو نیاز داریم ...
میدونستی اون 38 ـُمین مرد ثروتمند دنیاست ؟
آره ، خب ، اگه پولدار بودن اینجوریه اصلا دلم نمیخواد پولدار بشم
میشه بس کنی ؟
، که واقعا بدست آوردنش سخته ...
ولی شرکت ما سود عظیمی رو بهمراه داره
و اگه تو پولدار بشی مغرور میشی یا بی احساس ؟
نمیدونم و برام هم مهم نیست
فقط با 50 درصد تخفیف ...
و شایدم سه چهارم تخفیف باشه
بابا ، بیخیال
داشتم شوخی میکردم
بامزه هم بود
مردم به شرکت ما اعتماد کردن و ما درقبالش باید چیکار کنیم
من فقط امیدوارم که بتونم همیشه اینطور زندگی کنم
و باور دارم که میتونم ، چون هیچ کلاهبرداری در کار نیست
و هیچوقت ، هیچوقت تو کارام دست به تقلب نزدم
دوباره کارت ورودت رو رو میزت جا گذاشتی ، آره ؟
خودم هواتو دارم
ممنون
ببینم ، واسه این 4 روز برنامه ای نداری ؟
برنامه ای درکار نیست . فقط میخوام از تعطیلات آخر هفته لذت ببرم
شرط میبندم واسه بیرون رفتن از اینجا لحظه شماری میکنی
آره خب ، شیفتم دوبرابر شده میتونم از پس هزینه تعطیلات بربیام
بچه هات خوبن ؟
آره ، خوبن
پس چرا انقدر ناراحتی ؟
آسانسور اومد
بفرمائید - ممنون -
اگه خواستی حرف بزنیم ، من همینجام
چی شده ؟
"جین"
یه اتفاق وحشتناکی افتاده
چی ؟
، گفتنش اصلا آسون نیست
"ولی اونا امروز صبح جنازه "مایک رو بیرون ساختمون پیدا کردن
چی ؟
چطوری ؟
ظاهرا خودکشی کرده
خودشو از بالای ساختمون پرت کرده پایین
وای ، خدای من - متاسفم -
حالت خوبه ؟ "متاسفم "جین
"اونا قبلا وسایل "مایک رو بسته بندی کردن
باورم نمیشه انقدر سریع اینکارا رو کردن
چه انتظاری داری ؟
دوستان
ممکنه اینجا جمع بشید ؟
به محض شنیدن این خبر تاسف بار
خواستم شخصاً بیام اینجا تا تو این شرایط سخت
پیشـتون باشم
امروز صبح فقدان بزرگی در قلب همه ما بوجود اومد
بخصوص من
... چون نه تنها "مایک" کارمندم بود
بلکه دوست من هم بود
ما اینجا مثل یه خانواده هستیم
و باید پشتیبان همدیگه باشیم
همانطور که "وینستون چرچیل" گفته * نخست وزیر بریتانیا *
موفقیت پایان ندارد "
شکست هم کشنده نیست
" شجاعت به ادامه دادن است
ما باید کار بزرگ "مایک" رو ادامه بدیم
خدا به همه شما برکت بده
خدا به "مایک" هم برکت بده
جین" ، باهات کار دارم"
اوه ، حتما
خدایا
... چطور یه مرد میتونه
جالبه ، مگه نه ؟
این باید آخرین منظره ای باشه که
قبل از پریدن از ساختمون ، دیده
مایک" بیچاره"
تو اونو خوب میشناختی ، درسته ؟
بله ، قربان
هدفش از اینکار چی بوده ؟
هر چی که بوده
"من اصلا فکرشم نمیکردم که "مایک دست به یه همچین کاری بزنه
خب ، ما هیچوقت نمیدونیم چه کارایی ازمون ساخته ـست
میدونی "جین" ، بنظر من
تو کاندیدای ایده آلی واسه
گرفتن سِمَت "مایک" هستی
تاحالا حتی بهش فکر هم نکردم
اوه ، خواهشا واسه من یکی ، کلاس نذار
این یه فرصت بزرگه
هیجان زده نشدی ؟
قربان ، با تمام احترام باید بگم که
الان تو این شرایط ، هیجان زده شدن برام یکم سخته
بسیار خب
فقط یادت باشه ، شانس یه بار در خونه آدمو میزنه
عجب ، بازم خبرای خوب
الو ؟ - "جین" ، منم "پم" -
وای خدای من ، "پم" واقعا متاسفم
نمیدونم چی بگم
نمیدونستم دیگه به کی باید زنگ بزنم
اصلا باورم نمیشه
... مایک" امکان نداشت"
چه کاری میتونم برات انجام بدم ؟
مایک" روی میزش چندتا عکس از" خودشو بچه ها گذاشته بود
من نمیتونم بیام اداره و با بقیه روبرو بشم
میشه لطف کنی و برام بیاریشون ؟
هرعکسی که ببینم برمیدارم
و بهت اطمینان میدم که بلافاصله برات میفرستم
اصلا اگه بخوای میتونم بعد از کارم خودم برات بیارمشون
پم" ، اگه کار دیگه ای از دستمون برمیومد"
من یا "ری" ، خواهش میکنم تعارف نکن
ما همیشه در دسترسیم ، باشه ؟
"ممنون ، "جین
"لعنت بر شیطون ، "کالین
تو که نمیتونی همینطوری سرتو بندازی پایین و بیای تو
میدونم ، ببخشید ، اومدم آشتی
باید یه چیزی بخوری ، عزیزم
"جین" - ممنون -
میخورمش
الان دیگه بینمون یه راز هست ؟
داری پیچوندنو یاد میگیری
من که فکر نمیکنم اون یه ذره هم شبیه "مایک" بشه
اگه فکر کردی "تَفت" رو گذاشتن جاش
تا به مشکلات منو تو اهمیت بده ، کورخوندی
من سِمت اونو میخوام و اونم سِمت "گولت" رو میخواد * یعنی به اینی که هستن قانع نیستن *
تو خبر نداری "مایک" رو چی کار میکرد ؟
وسط چه ماجرایی بود ؟ - ماجرا ؟ -
آره - وسط چه ماجرایی بود ؟ -
فکر میکنی ما اینجا رو چی کار میکنیم ، درمان سرطان ؟
من که آخر نفهمیدم دنبال چی هستی
چیکار میکنه ؟
بذار یه توصیه از تجربیات زمان شروع بکارم رو برات بگم
تنها راه پیشرفت یه زن وسط اینهمه مَرد
اینه که سرشو بندازه پایین و جلوی کنجکاویا و خاله زنک بازیاشو بگیره ، تمام
وای خدا ، کی اینو گفته ؟
خودت
خدای من
اصلا با عقل جور درنمیاد
... از بین اینهمه آدم
"تو که فکر نمیکنی "مایک اینجوری خودکشی کرده باشه ؟
نمیدونم اون چجوری خودشو کشته
چون اصلا "مایک" اینکاره نبود
پس چرا اینکارو کرد ؟
من این فلش رو زیر میز "مایک" پیدا کردم
چی هست ؟
اطلاعات مالی
اینکه یه نفر تو این شرکت هست که داره دست به یه اختلاس بزرگ میزنه
حساب های کلان اوراق بهادار بازنشستگی کاملا تخلیه شده
مبلغ از دست رفته سرسام آوره - بس کن -
میخوام دوباره فایلا رو چک کنی
تا قبل از زدن هرگونه اتهام کاملا مطمئن بشی
قبلا اینکارو کردم
ولی اگه بخوای میتونم دوباره اینکارو بکنم
جین" ، این قضیه باید بین خودمون بمونه"
دیگه لازم نیست که بگم قضیه چقدر جدیه
اگه اینا درست باشه ، باید چیکار کنیم ؟
اگه واقعا اطلاعاتی داشته باشی
یه راه حلایی وجود داره
باید تا وقتی اداره خالی میشه صبر کنیم و بعدش با "اس.ای.سی" تماس بگیریم * کمیته نظارت بر بورس و اوراق بهادار *
با هم
ولی من مدرک لازم دارم
باشه
برات مدرک جور میکنم
دوباره که نمیخوای به جای استراحت کردن اضافه کار وایسی ، میخوای ؟
اوه
راستش فقط باید یه سری کارارو تمومشون کنم
فقط یکی دوساعت کار داره - تو یه نوشیدنی احتیاج داری -
همه ـمون احتیاج داریم
نمیتونم
میتونی تا من بیام ، جای من بچه داری "رِی" رو کنی
مطمئنی ؟ تو که منو وقتی مست میشم ، دیدی
پس دختر خوبی باش و درست رفتار کن
حالا اینا رو جدی گفتی ؟
واقعا نمیتونم بیام متاسفم
باشه ، پس وقتی کارت تموم شد بهم زنگ بزن
باشه
خب ؟
خب "مایک" داشته رو یه چیزایی کار میکرده
بزرگ و ناجور
کارای غیر قانونی - خیلی خب -
همه چیو واسه بررسی رسمی آماده کن
No comments yet. Be the first to leave one.