200 baris pertama.
امروز جیکوب چطوه ؟ - . مثل دیروزه -
. آوا
امروز جیکوب چطوره ؟
. بخاطر همین داشتم دنبالت میگشتم
خب، اینم از نجات دهنده ی هر روز من که . اگه نبود نمیدونم چیکار میکردم
آه...اوه، یادت نره که فردا
. مهدکودک تا ساعت 10 بسته س
جدی ؟
اه، پس من...پس من باید چیکار کنم ؟
لونا پرستار نداره ؟
.اه، داری بهش نگاه میکنی
دوستی چیزی ؟
.اره، داری بهش نگاه میکنی
ببخشید، دکتر گودوین، اما فردا
. کلاس شیردهی برای مامانای جدیده
صحیح... این ایده ی کی بوده ؟
. خودت - . اره، کار خودمه -
. اینو میدونم، خدافظ
بله ؟ - ام، سلام، من، اه -
. مکس گودوین هستم، مطمئن نیستم منو یادت باشه
توی اتاق انتظار بیمارستان . نیو آمستردام باهم آشنا شدیم
.ام. نه، چیزی یادم نیومد
. اوه، اه، باشه. ببخشید، بیخیال
! شوخی کردم، شوخی کردم
چطور میتونم دکتری که منو یواشکی برد سر جراحی
بچم فراموش کنم ؟
. اره. اره، درسته
...ام
خب، دلیل این که زنگ زدم اینه که
بنظر میرسه لونا یه فرصت خالی توی برنامه ی خیلی شلوغش فردا صبح
باز شده و میخواست ببینه که
آیا بابی دوست داره تا با یه حریف رقابتی تنیس روی میز بازی کنه ؟
.اوه، واو. اره، بابی عاشقشه
. کلی روی ضربات بک هندش تمرین کرده
. خوبه. باشه،عالیه
چون لونا هم داشته روی ...ضربه ی چرخشیش کار میکرده، خب
. درواقع، ما یه برنامه ی همیشگی داریم
ما صبح ماهامونو توی پارک
میدون مدیسون رو به روی محل پیاده روی سگ ها میگذرونیم
حدودای ساعت 8 صبح ؟
اه، اره...نه، 8 صبح، اه عالیه
...اونجا میبینمت . ما اونجا میبینیمت
. باشه
. اره
اینجوری نیست که تلاش . نکرده باشم که بهش بگم
. به این سختیام نیست
فقط میگی، " مکس ، من و ایمی ." داریم به سان فرانسیسکو نقل مکان میکنیم
. بوم. تمومه
مگر این که بخوای برای یه . دلیلی سایز گندتو به رخش بکشی
...دختر
. خیلی از بحث دور شدی
اره ؟ - . اره -
شاید داری متروی پر از موش و برف و گِل کثیف رو به
شهر شراب و زمستون هایی . که مثل بهار میمونه ترجیح میدی
. اه - . متشکرم -
. اوه، بفرمایید
الان میخوام بهت نشون بدم چقدر . بد دلم میخواد برم، همین جا، همین الان
. خیلی خب، نشونم بده چی تو چنته داری
. خیلی خب، نگاه کن. هی، مکس
میتونم یه لحظه باهات حرف بزنم ؟
اره، درواقع، دقیقا همون ادم . هستی که میخواستم ببینم
اه، میتونی فردا جای من بری
به، اه، جلسه ی نسخه های داروخانه ؟
...ببین قبل از این که وارد این بحث بشیم
، میدونم خیلی حوصله سر بره
اما من دارم با همه ی این قضیه ی تک والد بودن
، دست و پنجه نرم میکنم و ، ام، یه فرصتی به دست اومده
تا با لونا برم سر یه قرار بازی با یه دختر کوچولوی دیگه
و فقط احساس میکنم انگار یکم وقت لازم دارم تا، میدونی
یه پدر باشم
و سعی کنم بهش هر چیزی که . احتمالا جورجیا میخواست رو بدم
...مکس، من - . اون جات میره -
. اون جات میره جلسه - واقعا ؟ -
. شوخی میکنی ؟ برو و یه بابا باش
. اره؟ مرسی
. عالیه. یکی طلبت رفیق
. خیلی زیاد. متشکرم
، اره، باشه . از چیزی که بنظر میاد سخت تره
. تو ضعیفی
. صبح بخیر
. اوه، هی
بنظر میاد اشلی میخواد رکورد خودشو بزنه، نه ؟
سه روز جیغ زدن بدون .وقفه فداکاری لازم داره
. درسته
. فکر کنم آخرش میخواد یه منظوری رو بفهمونه
. یه تشکر از خانواده ی نلسونه
خیلی مهربونانه نیست ؟ - . اوه، اره -
. خیلی قشنگه . و باید بره بیرون
. باشه
، اگر روی کارتو میخوندی میفهمیدی که برای
.کل بخش بود
. الان دیگه فقط تصمیمات سالم میگیرم
. برای مارتین، برای بچه ها . تصمیمات سالم، گلادیس
! تصمیمات سالم
. باشه، میدونی چیه ؟ تمومش کن
. رادنی، منو نگاه کن . اینجا اتاق اورژانسه
هر بار که شماها میاین سیستم ما رو آپدیت میکنید این اتفاق میوفته
. و این غیر قابل قبوله
من باید بتونم پرونده ی بیمارامو به روز بکنم
. باید بتونم نتایج آزمایشگاهو بررسی کنم
به کامپیوتری نیاز دارم که بتونه حرف " ه" رو تشخیص بده
. اون مشکل حرف " ه " رو حل کردم
. رادنی - . فقط بهم یه دقیقه ی دیگه وقت بده -
. لوئیس گلانا رو گذاشتم توی تخت 28
اون قطعا سلولیت و یه . عفونت قارچی حاد داره
باشه، یه مشاوره ی . هماتولوژی لازم داریم
. شارپو پیج کن
. اوه، اه، اگه من بوم این کارو نمیکردم. همه چی بهم وصله
. فقط برای امنیت بیشتر
برو خودت شارپو پیدا کن
و خودت بکشونش این پایین، و تو...اره
! تقریبا تمومه
. متشکرم
. متشکرم، متشکرم، متشکرم
. خیلی هیجان انگیزه
فاز دوم آزمایش بالینیِ آنتاگونیستِ رسپتور فاکتور
. رشد اندوتلیال عروقی هست
پیش بینی می کنید چند تا بیمار رو ثبت نام بکنید ؟
. بودجمون تا 40 نفر رو پوشش میده
و پارمتر های آماری خاصی هم هست ؟
اره، من دنبال مردان و زنان بین 40 تا 65 سال
. با تومورهای اولیه هستم
ایا هیچ کدومتون بیماری که این معیارها رو داشته باشه دارین ؟
، فوق العاده س ، برام پرونده هاشونو بفرستین
. و ما هم کارای این پسر بدو شروع می کنیم
خب، حالا کلی کار هست که باید انجام بدیم
. پس بیاین از صفحه ی اول شروع کنیم ... با استفاده از اهداف بازار و
. لوئیز، سلام. من دکتر شارپ هستم
. سلام - میتونم یه نگاهی به بازوت بندازم ؟ -
. اون چه خوشگله
گل میناست ؟ - . سوسن -
. دوست دارم پرورششون بدم
. پارچه اطراف محله عفونته
میدونی چیه ؟
. جوراب شلواریه
بعضی وقتا سعی میکنم پوستای اضافه مو با
. این چیزا بپوشونم
، وقتی بلیز درستی رو بپوشم . مردم کمتر بهم خیره میشن
اونا یه سری آستین های جمع کننده برای این مشکل درست کردن
. که پوستتو دچار خراشیدگی نمیکنه - . از پس هزینه ی اونا بر نمیام -
. این سری سعی کردم ولش کنم
پس این اتفاق قبلا هم افتاده ؟ - . اره -
باشه، واست یه سری داروی ضد قارچ شروع میکنیم
. اینجوری سریع حالت بهتر میشه
میدونی چی درواقع حال منو بهتر میکنه ؟
این که قیچیه باغبونیمو بردارم . و اینا رو ببرم بندازم دور
. ما هر کاری از دستمون بر بیاد انجام میدیم
. لارن
. لوئیزا گلنا همین الان اعتراف به خودزنی کرد
. جناب کشیش رید
. میبینم تی شرتای جدید دارین ؟ خیلی قشنگه
کمک میکنه که مردم بدونن چرا . ما اینجاییم، مکس
اره، متوجه نشدم به این . زودی دوباره نوبت ما شده
میتونی همیشه وبسایت مارو . چک کنی تا برناممونو ببینی
. خوبه که فهمیدم - نظرت چیه ؟ -
امروز با ما یه دعا با یه دین مختلف داشته باشی ؟
. میتونیم از کمکت استفاده کنیم - ...فکر کنم من،اه -
بچسبم به همون کمک کردن . به روش قدیمی به مردم
فکر کنم دعا کردن قدیمی تر از پزشکی باشه
. دوست من
. دکتر گودوین - بله ؟ -
میخواین اینا رو از اینجا بندازم بیرون ؟
.اه، نه، مشکلی نیست، جو . اونا به کسی صدمه نمیزنن
. تو هم گرفتی اره شنیدم بعد از این که اینا سر و کلشون پیدا شد
یه یارو که 14 سال توی . کما بوده بیدار شده
. میدونستم بالاخره این روز میرسه
، بعد از این همه سال . بالاخره چشماشو باز کرد
! و داره به من نگاه میکنه
! دستمو فشار داد. میتونم حسش کنم
اونا حرکات انعکاسی از . ساقه ی مغزش هستن
، من 14 ساله دارم میام اینجا
، کنارش میشینم
. منتظر میشم تا به من نگاه کنه
. و الان داره میکنه
آدما از کما بیدار میشن ، اره
. اما اون دیگه جیکوب نیست
اون در یک حالت پایدار . زندگی نباتی باقی میمونه
. اون دیگه اونجا نیست ، آنی - چطور میتونی اینو بگی ؟ -
منظورم اینه که، از کجا میدونی ؟
واقعا ؟
این همون معجزه ایه . که منتظرش بودم
. همسرم برگشته
. و تو الان باید دوباره سرپاش کنی
.اوه، بقیه ش باشه. متشکرم
. سلام
خب شنیدم رفقای . دعاگوت دوباره برگشتن
احساس میکنم انگار بیشتر وقتا اینجان، مگه نه ؟
چرا؟ اون لبخند چیه ؟
اینو میگی ؟ - . اره -
. چیزی نیست - . اونا رو اعصابتن، و بنظرم این بامزه س -
نه، بنظرم این عالیه که اونا . میخوان به بیمارا کمک کنن
فقط نمیدونم چطور میخوان . از توی لابی این کارو بکنن
، اگرچه، باید بگم بعد از این که اومدن
بیمارم اشلی
که سه روز متوالی داشت از اعماق وجودش جیغ میزد
. به طور معجزه آسایی ساکن شد - تو که واقعا فکر نمیکنی -
این بخاطر دعای اوناست، نه ؟ - من سوالی نمیپرسم -
. فقط از سکوت لذت میبرم
، که بهم اجازه میده، درواقع چند تا ایده برای جلسه ی
تجویز داروی فردامون . به ذهنم برسه
No comments yet. Be the first to leave one.