200 baris pertama.
شش پل برای عبور
کدام یک درسته؟
میدونم عشقم منتظرم است
شش پل برای عبور ، و من
می پرسم ، کدام یک باید باشد؟
شش پل برای عبور
کدام یک درسته؟
با این حال میدونم که باید انتخاب کنم ،
برای این عشق جرات نمی کنم از دست بدم.
برای من یک ستاره ، نوری آسمانی بفرست
تا به کمک آن راهم را پیدا کنم
هر کجا هستی ، مرا بطرف حق سوق بده
قلبم را باز و دعا می کنم.
شش پل برای عبور
فقط یکی از آنها راه درسته
یک رویا به تنهایی می تواند تحقق یابد.
بگذار از پلی که به تو منتهی می شود عبور کنم.
یک رویا به تنهایی می تواند تحقق یابد.
بگذار از پلی که به تو منتهی می شود عبور کنم.
اینجا بوستون ، یک جزیره پر رونق
هنگامی که توسط آب از بقیه نیو انگلند جدا شد
امروز خانه یک میلیون نفر
و مرکز تجارت دو میلیون مسافر
که روزانه از شش پل شهر عبور می کنند تا به سر کار خود برسند.
اینجا هم بوستون ، بخشی جدایی ناپذیر از شهر است.
اینجا در درسال1933یعنی سال افسردگی بزرگ است ...
که ما داستان خودرا شروع میکنیم
غذای بچه.
هی ، برگرد اینجا
زودباش ، زودباش ، بریم!
وایسین ، وایسین هر جا برین پیداتون میکنم
- باشه ، باشه ، اوه پسر. ما دنبال چی هستیم؟
این یکی خوب بود.
هی ، ببین ، ببین ، جری مقداری شیر گرفت.
زودباش، جری ، عجله کن.
بیا دیگه.
هی ، هی گم شید ، دزدهای کثیف
ازاینجا گم شید ، سریع!
اوه.. اینجارو ببین آره
با یه بوسه چطوری ، مگی؟ برو کنار
- میخوای منو ببوسی ، جری؟ خب ، مگه چی میشه؟
-دست از سرش بردار وگرنه پرتت میکنم وسط خیابون
- شوخی کردم. تو میخوای که..؟
اوه ،زود برو خونه
بیا دیگه
- پسره تازه کاره یه تازه کار
ایست ، وگرنه شلیک می کنم!
"خوشبختانه پسر زنده خواهد ماند ، اما هرگز بچه دار نخواهد شد"
پلیس ، باید اونو لینچ کرد
مردم حق دارند بدانند چه اقدام انضباطی ...
علیه این خرابکاری پلیس گرفته خواهد شد.
چطور شد با این وضعیت ناخوشایند درگیرشدی؟
سه شکایت در دو شب گذشته ،
برای شکستن شیشه مغازه ها و ورود غیر قانونی
وقتی صدای سقوط چیزی به پائین را شنیدم و دیدم توری پاره شده
بلافاصله وارد فروشگاه شده وآنهارو تعقیب کردم
اونا به نظر من مردهای بزرگی اومدند
بهشون ایست دادم ، ولی توجهی نکردند
شلیک کردم و بچه مورد اصابت قرار گرفت
حرف دیگه نداری؟
نه قربان
اما کاپیتان ،اگه مجبور باشم به خاطر انجام وظیفه محاکمه شوم
نمیخوام تو بخش بمونم
اوه ، این برای پلیسی که فقط سه ماه سرکار بوده ،حرف بزرگیه
میدونم قربان ، ولی منم میخوام زندگی کنم
پلیس باید پشت سرش هم چشم داشته باشه
من باید اول شلیک کنم و بعدً سوال کنم
تا حالا چند نفرو دستگیر کردی ، گالاگر؟
سیزده تا: چهار نفر محکوم ، دونفر بی گناه و هفت مورد در حال رسیدگی
- متاهلی؟ - بله قربان.
بچه هم داری؟
نه قربان
سه روز مرخصی با حقوق بگیر
جلو چشم نباش ، فرصت بده تا روزنامه ها دست از سرمون بردارن
دیگه حرفی ندارم
بله قربان
متشکرم ، قربان
سلام ، تازه کار ، بیا تو
اومدی به دیدن من تا شغلتو پس بگیری؟
-من که اخراج نشدم - یعنی هنوز کار می کنید؟
- بله ، هنوز کار می کنم. - شما باید ارتباط داشته باشید.
فکر کردم روزنامه ها یه قوطی بستن به دمت
ببخشید ناامیدت کردم
ناامید نیستم
من حتی از تو ناراحت نیستم ، فقط از خودم.
باید سریعتر از آن حصار می پریدم
مشکل از خودم است
موقع جیم شدن همیشه آخرین نفرم
لاف زنی
کی لاف می زنه؟ من لاف نمی زنم
میدونستی من سابقه دارم؟
بله ، کش رفتن از میوه فروشی ،اذیت کردن مردم شیطنت های مخرب
برات عادت شده ، نمیتونی دست برداری
شاید بشه بهت کمک کنیم
شاید بتوانیم شما را صاف کنیم.
یعنی دست از ولگردی وشلختگی برداریم و خودمون رو اصلاح کنیم
فقط سعی می کنم کارهارو براتون ساده کنم
اگه شما یا باندتون پا از گلیم خودتون درازتر کنید
منم به وظیفه ام در محدوده باند شما عمل میکنم
نگران نباش. من کاری نمیکنم که مجبور به این کار بشی
همینطور اونجا نایستید بیاین داخل
اندی نوریس ، هایمی وینر ، اسکید رادزیویچ ، فلانگان قرمز.
ایشون ادی گالاگر ، همون پلیسی که به من شلیک کرد
- سلام ،رفیق آدم بدی به نظر نمیاد
یه کم شلخته اما بد نیست.
هی ، متشکرم عزیزم
جری ،هرچی گفتم به رفقات هم بگو
به زدی میبینمت
اینجا بخش مغز اداره است ، گالاگر.
خب ، مردم را از اینجا متفرق کنید
- بله قربان. بفرمائید آقایان ، متفرق شوید
یالا دیگه حرکت کنید
گفتم ، حرکت کن
مگه چقدر طول میشکه که وارد بخش مغز بشی؟
هیچوقت نمیشه فهمید
بسیار خوب ، لطفاً برگردید خونه
هی
ممنون پسر
شما پول اینو پرداختی؟
نه
همه همیاری کردن وپولشو پرداختن
اوه..عالیه
شنیدم مغازه جواهری گیتلسون را زدن
میشه در باره چیز دیگه حرف بزنیم؟
باشه ، در مورد چیز دیگه صحبت میکنیم
در مورد بیس بال چی میدونی؟
زیاد نمیدونم
طولانی ترین بازی لیگ برتر که انجام شده کدام بود؟
آسونه
سال1906 ، فیلادلفیا و بوستون.
- بیست و چهار نوبت. اشتباهه
- درسته - میخوای شرط ببندیم؟
باشه، دو بیت
تو برای من ساخته شدی ، گالاگر.
سال1920 ، داجرز و بوستون ، 26 نوبت.
بازی به دلیل قطع برق تجدید شد
-درسته، تو بردی معلومه
دهنتو شیرین کن
ورشکست شدن اون فروشگاه جواهری برات معنی خاصی داره؟
هر شکستی باعث پیروزی بعدی میشه
برو به تپه آلبالو و پسری بنام گلن را وارونه کن
شاید چند تا بلیط از جیبش بیفته
بقیه چیزها در اتاق زیر تشکش پیدا میکنی
دلیل اینکه من داد میزنم اینه که...
تپه آلبالو نباید در محله ما دخالت کنه
شاید یکی از مارو سرزنش کنند.
یادت باشه اینو از من نشنیدی
خودت فهمیدی ، درسته؟
هیچ کس نمیدونه ما در این مورد صحبت کردیم
شنیدید که پدر متهم اعتراف می کنه که پسر من غیرقابل اصلاحه؟
بله قربان، اما من فکر می کنم جری تغییر خواهد کرد.
قول داده اگه فرصتی بهش بدن
دوباره برمیگرده مدرسه و رفتارش رو اصلاح میکنه
قصد داری به قولی که به این سرکار دادی عمل کنی؟
حتماً
ممنون سرکار
با توجه به توصیه افسر مربوطه
متهم به مدت یک سال درشرایط عفو مشروط قرار میگیرد
اما اگه یه بار دیگه گذرت به اینجا بیفته میفرسمت به دارالتأدیب
بله قربان.
ختم جلسه
حالا میتونی بری به زودی با افسر مسئولت آشنا میشی
هی ، گالاگر
خوشحالم که کار تمام شد.
شنیدم وقتی گلن لعنتی رو تو کیسه انداختی مثل یه خوک دست وپا میزد
مهم نیست ، تو فقط فکر آینده خودت باش
تصمیم بگیر میخوای اصلاح بشی یا دوباره ولگردی رو انتخاب کنی
میخوام اصلاح بشم ، یه مرد واقعی
من فکر نکنم زبان همدیگه رو بفهمیم
وقتی برگشتی مدرسه سعی کن یه حرفه خوب یاد بگیری
یه کار خوب واسه خودت پیدا کن برای شروع12دلار در هفته
شاید ظرف یک یا دو سال چنو دلار اضافه بشه
فکر می کنم دزدی بهتر باشه
نه ، منظورم این نیست
زندانها پراز آدمکهائی مثل تو هستند
شما هزار دلار می دزدید و با آن 5سال زندگی میکنید
یعنی دویست دلار در سال ، چهار دلار در هفته بدون هیچ گونه افزایش.
اگه گرفتار بشیم چه؟
گوش کن ، احمق کوچولو ، من هر کاری میکنم تا تورو آدم کنم
فقط به این دلیل که علیرغم این رفتار شیطانی وبچه گانه ممکنه چیز خوبی در درونت باشه
اما اگه از خط خارج بشی ، اونوقت اون روی سگ من هم میبینی
باشه ، باشه
فقط از من عصبانی نشو
پس دهنتو ببند ودیگه از این حرفها نزن
بابت اینکه امروز اومدین دادگاه مدیون شما هستم
- فراموشش کن. به هیچ وجه
من حق ناشناس نیستم کاری نمیکنم که پشیمان شوید
اون قضیه سه شنبه شب باعث این کارشد خفه شو
من دیگه از این نوع اطلاعات از تو نمیخوام
دو نفر این قضیه را ساختند ، لنی سیمونز و جانی استارک.
جنسها در یه انبار در مرکز تجاری و هانوفر است.
شنیدم امروز قراره حرکتش بدن اتوبوس شما رسید
دستها بالا
ژاکت هاتون بکشید روسرتون وهمانجا نگه دارید
بسیار خوب ، پشت در ، پشت.
خیلی خب ، چاقورو بده به من
گفتم بده به من
چندتا؟ چهارتا
زودباش تاس بریز مگی ، شش تاس
شانست اونجاست ، جری.
No comments yet. Be the first to leave one.