Musim 1

Informasi rilis

The Lord of the Rings The Rings of Power ALL BLUE RAY1080p S01E03
The Lord of the Rings The Rings of Power S01E03 WEBRip x264-XEN0N
The Lord of the Rings The Rings of Power S01E03 WEBRip x264-ION10
The Lord of the Rings The Rings of Power S01E03 XviD-AFG
The Lord of the Rings The Rings of Power S01E03 Blue Ray720p/1080p/2160p
Komentar oleh yasinb
ترجمه کامل همراه با توضيح مکان‌ها و کلمات با رنگ‌هاي متفاوت برگرفته از کتاب سیلماریلیون

Tag

1080
webrip
web
x264
BRip
XviD
720p
720
Diterbitkan pada: 2022-11-03
Unduhan: 55
Tuna Rungu: No

Pratinjau subtitle Farsi Persian

200 baris pertama.

«آنچه گذشت»

! اون مُرده، بیا بریم

چی...؟

... و میره بالا

راستی، اهل کجایی ؟

از ما می‌خواد که بهش کمک کنیم تا اون ستاره‌ها رو پیدا کنه

نُری ؟

برای انجام وظیفه باید به سرزمین‌میانه برگردم

،این اِلف‌ها نبودن که من رو از سرزمینم بیرون کردن ! اُرک‌ها بودن

این نشانِ پادشاه مردم شماست ؟

مردمِ من هیچ پادشاهی ندارن

همه‌ی پایگاه‌های مناطق دور دست منحل شدن

داری آخرین نگاهت رو می‌ندازی ؟

این‌جا خیلی عوض شده، فرمانده

اما انسان‌هایی که این‌جا زندگی می‌کنن عوض نشدن

خون افرادی که با مورگوث متحد شدن هنوز در رگ‌هاشون جریان داره

یک کسی این گذرگاه رو حفر کرده - ! یک چیزی، این کارِ انسان‌ها نیست -

برای اجرای بهتر فیلم و زیرنویس بهتر است استفاده نمایید PotPlayer از نرم افزار Font: B nazanin Size: 22

«:مخاطب گرامی» «نحوه‌ی خاص ادای برخی از دیالوگ‌های فیلم که به شکل رسمی» «و یا اصطلاحاً کتابی توسط بازیگران گفته می‌شوند، در ترجمه فیلم» «نیز لحاظ شده و دیالوگ‌ها آنطور که گفته می‌شوند، ترجمه شده‌اند»

«توضیحات ارائه شده در ترجمه، از کتاب سیلماریلیون» «نوشته‌ی " جی. آر.آر تالکین " برگرفته شده است»

«جهت درکِ بهترِ تمایز، بین زبان‌های مختلفی که در فیلم» «:صحبت‌می‌شوند،ترجمه‌ی زبان ‌اِلفی با رنگ‌ زیر انجام‌شده» " زبـان کـوئـنـیـا "

" اربــاب حــلــقــه‏‌هــا " " حـــــلـــــقـــــه‌هـــــای قـــــدرت " «قسمت سوم : آدار»

زود باشید

آهای تو، این رو زنجیرش کن

! بندازش بیرون پیش بقیه

،خودت بندازش بیرون پیش بقیه *من دیروز نوبتِ کاریم زیر آفتاب بود «اُرک‌ها خدمتگزاران تاریکی هستند لذا پوست بدنشان به» «نور خورشید حساس است و باعث سوختنشان می‌شود»

این‌قدر زیر آفتاب می‌مونی تا مثل ذغال سیاه بشی

اگر " آدار " بخواد

! پس به ‌خاطر آدار انجامش میدم، نه به‌خاطر تو

" *براي " آدار «،" در زبان اِلفی به معنی " پـدر» «این شخصیت در آثار تالکین حضور ندارد» «و توسط نویسندگان سریال خلق شده است»

وقت استراحت تمامه تنبل

حالا بِکن

! اون زنده‌ست

میزبانان ما، نجات‌دهنده هستند یا اسیرکننده ؟

! سمّی نیست، اگر نگرانش هستی

! به هر حال برای انسان‌ها که سمّی نیست

یکی از " اِلدا "ها* روی عرشه‌ی کشتی من ؟ «به معنی: مردمِ ستارگان، لقب اِلف‌های والینور» «نامی که توسط "ارومه" والای شکارچی به اِلف‌ها داده‌شد»

! این دریا قطعاً امواج عجیبی داره

این وسیله متعلق به کجاست ؟

آرام باش، من وظیفه دارم که شما رو صحیح و سالم به مافوق‌هام تحویل بدم

اون‌ها به پرسش‌های شما پاسخ خواهند داد، نه من

به سمت کدام بندرگاه می‌رویم ؟

خودتون ببینید، تقریباً رسیدیم

تقریباً به کجا رسیدیم ؟

! خـانـه

این‌جا دیگه کجاست ؟

این‌جا تنها یک مکان می‌تواند باشد

" *سرزمین ستاره " «علت این نام‌گذاری این است که دونه‌داین توسط» «ستاره ائارندیل به این سرزمین هدایت شدند و» «شکل این جزیره نیز شبیه به ستاره است»

غربی‌ترین قلمرو انسان‌های فانی

جزیره‌ای که مقر پادشاهی " نومنور* " است «پادشاهی انسان‌ها که توسط مردم دونه‌داین تاسیس شد»

! سرعت رو کم کنید

اون یک اِلف‌ـه ؟ - ! من چیزی ندیدم -

از کی تا حالا انسان‌هایی مثل من قلمرو‌هایی مثل این می‌سازن ؟

این انسان‌ها مانند تو نیستند

در " جنگ بزرگ* " نیاکان تو در کنار مورگوث ایستادند «آخرین نبردی که در برابر مورگوث در دوره نخست» «رخ داد و به پیروزی لشکر متحد اِلف‌ها و انسان‌ها انجامید»

این انسان‌ها در کنار اِلف‌ها ایستادند

و به عنوان پاداش، والاها این جزیره را به آن‌ها هدیه دادند

که از آن هنگام تا کنون بسیار تغییر کرده

نکنه بهشون حسودیت شده ؟

... حسادت نه

! اندوه

روزگاری اِلف‌ها در این سواحل آزادانه رفت و آمد، می‌کردند

مردمان ما مثل خویشاوند بودند

به هم هدیه می‌دادیم و دانش‌مان را در اختیار یکدیگر قرار می‌دادیم

پس چه اتفاقی افتاد ؟

نومنور به تدریج از قبول کشتی‌های ما خودداری کرد

و به مرور زمان همه‌ی ارتباطات را قطع کردند

چرا ؟

شاید الان در آستانه‌ی فهمیدن علتش باشیم

به راه‌تون ادامه بدید

به سود‌ خودتونه که این‌جا بدون محافظ گُم نشید

! خیلی داغه

صبور باشید، صبور باشید

ما مردان و زنان نومنور هستیم

پیشنهاد می‌کنم گذشته رو کنار بگذاریم و کمی خویشتن‌داری کنیم

بیا از این انسان‌ها برای خودمون دشمن نسازیم

ناخدا، ملکه‌ی نایب السلطنه* سرشون شلوغه «این ملکه به جای پدرش، سلطنت را بر عهده دارد»

همچنین صدراعظم " فارازُن " هم سرشون شلوغه ... پیشنهاد می‌کنم که

! تعظیم کن

! در نومنور هیچ‌کس تعظیم نمی‌کنه

! عذر می‌خوام

سخن بگو اِلف

خودت را معرفی کن

گـالـادریـل هستم از نـولـدور

" *دختری از خاندان طلایی* " فینارفین «،فینارفین: برادر فئانور و پادشاه اِلف‌های نولدر» «چون موهای خودش و فرزندانش، طلایی رنگ بود» «به خاندان طلایی فینارفین مشهور بودند»

فرمانده‌ی سپاهیان شمالیِ شاهنشاه گیل‌گالاد

من " هال برند " هستم

از سرزمین‌های جنوبی

یک انسان و یک اِلف، همراه با هم ؟

شرایط باعث این همراهی شد

،ما تصادفاً با یکدیگر همراه شدیم در میان دریای آزاد با هم برخورد کردیم

ناخدای شما که این‌جاست ما را از مرگ حتمی نجات داد

تنها درخواست ما این است که نومنور به مرحمتش ادامه دهد

و یک کشتی به ما اعطا کند تا ما را به سرزمین میانه برساند

از آخرین باری که یک کشتی‌ از نومنور چنین کاری‌ را برای یک اِلف کرده، چندین نسل می‌گذرد

این جزیره به خاطر اِلف‌ها به شما داده شده

چی ؟

در ازای این، مطمئناً می‌توانید از بخشش چند تخته و یک سکان دریغ نکنید

چیزی به نیاکان ما داده نشده

آن‌ها با نثار خون خویشاوندان‌شان بهای این جزیره را پرداخت کردند

... منظور اِلف اینه که

،پس اگه بهای سفر ما خون است من آن را می‌پردازم

اما هر طور که شده، من این‌جا را ترک خواهم کرد

! من هم از تلاش شما استقبال می‌کنم

من نیازی به استقبال شما ندارم

شما دارید خیلی زود از چشمم می‌افتید

! نگهبان‌ها - دوستان من -

به نظر می‌رسه که رفتن ما از این‌جا دارای یک سری پیچیدگی‌هاست

... شاید اگر بمونیم بهتر باشه

بمونیم ؟ - ... به اندازه‌ای بمونیم، ملکه‌ی خوب -

تا به شما و مشاوران‌تون زمان کافی برای بررسیِ درخواست‌مون رو بدیم

چند روز، احتمالاً ؟

سه روز، و اِلف هم باید در محدوده‌ی قصر بمونه

من زندانی شما نمیشم

اگر از یک اسبِ بزرگ لگد بخورم

بهتر از اینه که بخوام فرمانده‌ی قدرتمند ! سپاهیان شمال رو زندانی کنم

بنابراین، شما میهمان نومنور خواهید بود

! ناخدا

مراتب قدردانی من رو بپذیرید

ملکه‌ی خوب " ؟ "

سرزمین‌های جنوبی تا سه روز دیگه سر جاشون باقی می‌مونن

ساکنانش هم باقی می‌مونن ؟

،به اطرافت نگاه کن این‌جا بهشت‌ـه

پر از فرصت‌ـه

واقعاً ازم انتظار داری که همراه تو برگردم به جهنم ؟

تو برای نجاتِ جانِ یک نفر درون دریا پریدی

من به دنبال نجاتِ جانِ عده‌ی زیادی هستم

بیشتر از اینکه که فکرش رو ‌بکنی به دنبال آرامش گشتم

خواهش می‌کنم، به خاطر خودمون هم که شده بذار این آرامش رو حفظ کنم

! شاید یکم آرامش به درد تو هم بخوره

... ولی کمِ کمِش

تلاش کن که دشمن جدیدی نسازی

عاقلانه‌تره که این مسئله رو به سرعت حل کنیم

اون فقط یک اِلف‌ـه

یک بهمنِ بزرگ هم توسط یک سنگ کوچک آغاز میشه

نباید بذاریم اَبرِ کارهای پدرتون دوباره روی سرمون سایه بندازه

در مورد این ناخدا بهم بگو

نامش " اِلِـنـدیـل* " است «جدّ آراگورن که پس از مهاجرت به سرزمین میانه» «به نخستین پادشاه والای آرنور و گاندور تبدیل شد»

اصالتاً از یک خاندان نجیب و اصیل‌ـه و الان هم عضو یگان دریایی‌ـه

یک پسر داره و اگر درست یادم باشه، پسرش می‌خواد به پیروی از پدر وارد یگان دریایی بشه

! بِکِشید

! همه با هم

! بِکِشید

اگر می‌خواید جایی در یگان من داشته باشید باید بابدبان رو سریعتر بالا بکِشید

زود باشید

! همه با هم

" *ایـسـیـلـدور " «کسی که در جنگ حلقه توانست حلقه یگانه را از دست» «سائورون خارج کند ولی از نابود کردن آن خودداری کرد»

! ایسیلدور

! ایسیلدور

هر کارآموزی که بتونه جایی در یگان دریایی به دست بیاره

به چیزی بیشتر از محافظِ نومنور تبدیل خواهد شد

! اون یکی نه

! ایمراهیل

! سمت چپ، به سمت چپ بکِشید

! والاندیل ! اونتامو

! کمک کنید، بکِشید

! هماهنگ باشید کارآموزها ! برگردید سر کارتون

هیچ آموزگاری سخت‌گیرتر از دریا وجود نداره

! حـق همیشه با دریاست

! حـق همیشه با دریاست

! ایمراهیل بیچاره

! پدرش احتمالاً از خونه میندازش بیرون

بخت با ما یار بود که " ایسیل " همراهش نمیره

من ؟

،امروز همه‌اش حواست یه جای دیگه بود چی شده ؟

فقط اشتیاق دارم که به یگان ملحق بشم، همین

،نُه روز دیگه ! فقط نُه روز دیگه

،اگر در آزمون دریایی قبول بشیم چهار سال دیگه به درجه افسری ارتقا پیدا می‌کنیم

ده سال بعدش هم یگان خودمون رو خواهیم داشت

برای من هشت سال طول می‌کشه - ! هجده سال احتمالش بیشتره -

ایسیلدور خواهرت اومده

پس این‌جا هستی

! برک، دوست من

ببینید کی بالاخره یک بار دفتر نقاشیش رو کنار گذاشته

لازم نبود برای دیدن من این همه راه رو بیای

ایسیل میای بریم مِی‌خونه ؟ - نه، شما برید -

! بعدا بیا پیدامون کن، مثل برادرت نباش

برای زندگی مثل یک پیرزن یک عمر زمان داری

! یا برای زندگی مثل یک جوان

این‌جا چه‌کار می‌کنی ؟ پدر کجاست ؟

*پایبندان*" معتقدند که ریزش "گلبرگ‌های" درخت سفید" « .اندک افرادی که به آیین والاها پایبندند» «درخت "نیملوث" که هدیه اِلف‌ها و نماد دوستی‌ست»

یک اتفاق ساده و بیهوده نیست

بلکه در واقع این اشک والاها ـست

یادآوری همیشگی‌ست تا بدانیم که چشم‌ها و قضاوت آن‌ها همیشه همراه ماست

شما هم به این اعتقاد دارید ؟

طبق تجربه‌ی من، اینکه انسان زندگیش رو بر اساس نشانه‌ها و فال‌ها پیش ببره کار خردمندانه‌ای نیست

اِلـنـدیـل " ، نام غیر معمولی هست "

این نام متعلق به شهرهای غربی ماست

بله، اصالتاً از اون‌جاست

میشه معنای نام‌تون رو بگید ؟

" کسی که ستاره‌ها را دوست دارد "

این تنها ترجمه‌اش نیست، درسته ؟

در زبان باستانی اِلدار

به معنی "دوست اِلف‌ها " هم می‌تونه باشه

و شما دوست اِلف‌ها هستید ؟

من خدمت‌گزارِ وفادارِ نومنور هستم

ولی با وجودی که ورود اِلف‌ها به کرانه‌های ما از زمان حکومتِ پدرِ پدربزرگِ پدربزرگم ممنوع بوده

،شما تصمیم گرفتید که این قانون را بشکنید چرا ؟

اون زن رو دریا در راه من قرار داد

! و حق همیشه با دریاست

Komentar

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left