200 baris pertama.
.خانمها، پنکیکخوری رو بذارین کنار بابا ،بابایی یه موقعیت توپ پیدا کرده
.که قراره توپتر از اینم بشه
،برای روث یه مصاحبه توی لیلیپدز جور کردم
باکلاسترین و محترمترین پیشدبستانی
.توی تمام جریبراون کالیفرنیا
اَه! لیلیپدز؟ - .فهمیدم که یه عضوگیری داشتن -
.پسر شهردار مالیبو همینطوری غیبش زده
،همه داریم برای پیداشدنش دعا میکنیم، البته
.فقط نه تاوقتیکه زمان نامنویسی تموم بشه - .خدای من -
وایسا ببینم. مگه شماها قبلاً یه پیشدبستانی رو چک نکرده بودین؟
منظورت "تراینگلز"ه؟
.باشه
.عَیی - .مرغ -
هوم؟ - .با مرغه تماس چشمی برقرار کردم -
فهمیده که صبحونه تخممرغ خوردم
.برو سراغش. برو سراغ خوشگله
فکر نکنم که یه مرغ
.براش فرقی کنه که تو تخممرغ خوردی - !نه -
.یعنی خب، من همچین بدم نیومد از تراینگلز
بهعلاوه، یعنی ما واقعاً آدمای لیلیپدز طوریم؟
.آره - ،ایکاش که نباشیم. اونطور مدرسهی -
،رقابتی و گرونقیمت ،ب، خط تیره، خط تیره
،خط تیره، خط تیره، خط تیره... ت
همون دلیلیه که من اصلاً .از حرفهی معلمی اومدم بیرون
تو بانیون کانیون چی شد؟
آره، تو بانیون کانیون چی شد؟
میدونین که نمیتونم دربارهش حرفی بزنم
.تا وقتیکه یکی از چهار شکایتهای مدنی حل بشه
...میدونم، ولی - ،دیگه سؤالی نپرسید، بچهها -
احمقانهست. یه نگاه به .این بچهی زیبای تأثیرپذیر رو ببین
.لیلیپذر کلیدِ آیندهی روثه
،اگه بتونه وارد لیلیپدز شه .میتونه بره به ویلوز
،اگه بره به ویلوز .میتونه بره به هاروارد
،و اگه وارد هاروارد بشه
.سریع میتونه خودشُ به "دفتر بیضیشکل" برسونه
شما نمیخواین روث رئیسجمهور بشه؟
،معلومه که میخوام ولی بدون رفتن به
یهجور زودپری که .تبدیلش میکنه به یه ربات
.میپ، میپ، اَلفبا، میپ، میپ، اعداد
مگه "جنگ ستارگان" رو ندیدی؟ رباتها مفید و
.اکثر اوقات هم دلپذیرن - .لطفاً دوباره شروع نکنید -
شما دو تا از روزی که روث به دینا اومد همهش راجب این بحث میکنید
.که چطوری باید بزرگ بشه
.ببخشید، ولی چارهای ندارم
باشه، اگه به اون بود که روث تو یه
.وان زنگزده وسط دستشویی زنونه بهدنیا میومد
اجازه نمیدم این ایدههای چرت و احمقانهات
آیندهی روث رو خراب کنه
این بچه یه نابغهست، بابا
!آره
!اُوه - .واو -
.همیشه اینطوری میکنه .باید یه لحظه صبر کنیم
.خودش راست و ریستش میکنه - .آره -
!من خوبم - .دیدین -
.خدای من - .باشه، خیلیخب -
:.: مترجمین: سـروش و امیرعلی :.: « illusion & SuRouSH AbG »
روث! من یه لحظه سرمُ برمیگردونم
.بعد تو خودتُ عین اسباببازی گربهها میکنی
.هی، جس
.سلام - .دارم میرم بار تا بنویسم -
این اولین روزیه که میرم رو ایدههای تازهام کار کنم
.و یه ایدهی عالی برای نویسندگی دارم
.باشه - .باشه، میبینمت -
.خدافظ، آقای کلهاسهالی
هی، پول منُ دادی تو، روث؟
.پس حرفی برای گفتن نداریم
.خاله جس، دستشویی دارم
.چی؟ وای، نه. باید بازت کنیم
نمیتونیم، به موقع نمیتونیم بازش کنیم
خودم حلش میکنم
وایسا، وایسا، یعنی چی؟
.سلام - ...سلام، چرا بچهام گیر کرده توی -
بیخیال، خودش حلش میکنه
همینالان از
.لیلیپدز برگشتیم و به کمکت نیاز داریم
،داشتیم میرفتیم فرمهای ثبتنامُ بگیریم
که یهدفعهای خوردیم به اون یارو /شرور/ مجسمهمانند
.و بهتریندوست سابقم، بنجامین
بچهتون رو آمادهی این مصاحبه کردین؟
.یه مربی همهکاره استخدام کردیم، عزیزم
،کریسمس، شب سال نو .چهارم ژوئیه
.هر چی بگین جور کردیم
در چه مواردی ازشون آزمون گرفته میشه؟
.طراحی چهره. بریدن یه دایره .شناخت رنگها. برقرار کردن تماس چشمی
.ببخشید، وایسا ببینم
ببخشید، تو سه سالگی؟
...آخه یه بچهی سه ساله چطوری
ببینم اون پسر توئه اونجا داره فلوت میزنه؟
.آره بابا، اون اسپرم خودمه
.باید دراز میکشیدم که اونموقع پسر بنجامین
اومد شروع کرد بدنمُ .ماساژ ژاپنی داد
که ظاهراً
.یه کار دیگهایه که بلده انجام بده
عَیی، مربی پیشدبستانی؟ - ،خیلیخب، جس -
روث عمراً نمیتونه بدون یه مربی حرفهای
.تو این مصاحبه قبول شه و اگه از اون فاجعهی بانیون کانیون
.صرفه نظر کنیم، اون مربی تویی
.من خیلی ساله از این کار اومدم بیرون
،ببین، میدونم احمقانه بنظر میرسه
.ولی لیلیپدز خیلی جادویی بود
،بچهها لباس فرم تن میکردن ،و میدونی، حالا یهجوری نباشه
.ولی بنظر سکسی میومدن - .خیلی هم یهجوریه -
.آره واقعاً - .میگیرم چی میگی، میگیرم -
.خیلی جذاب بودن ،خلاصه، من باید برم سر کار
،پس امکانش هست که تو، میدونی
به روث یاد بدی چطوری ،طراحی چهره کنه، یه دایره ببُره
...یه مکالمه انجام بده
.باشه، خیلیخب. اینکارو میکنم، بخاطر روث
.آره - .تحت یه شرطی -
.البته - .با قوانین من پیش میریم -
چی؟
الان میفرستیم برم دنبال وسایل کاردستیساز، نه؟
،نخهای رنگی میخوام ،پولک، چسب
.رنگ انگشتی، و 6 نوع مختلف ماکارونی
.و این فقط بخاطر اینه که گرسنهامه
خدا وکیلی، تو همینالانش همهی این چیزایی که گفتی
رو تو این اتاق نداری؟
...یعنی
.مارتینیخورونه
.من مارتینی دوست دارم
میدونی، اگه این داستان نبود بر میگشتم سر نویسندگیام
چونکه الان یهجورایی ،تو دورم، ولی، ببینم
اون داستان خیلی جالب که همینالان برام تعریف کردی راجب
وقتی که رفتی این شلوارکه رو خریدی، رو برام تعریف میکنی؟
!رفتم خریدمشون
،و... و از اول
کِی متوجه شدی که یه شلوارک نو میخوای؟
موضوع چی بود؟
،یه نگاهی تو خونه انداختی و دیدی شلوارکی نداری؟
،انگشتامُ چیکار داری، حاجی .من یه نویسندهاما
،اینجا چیکار میکنی عین دیوونهها میای سراغم؟
.منم بابا، وینستون
شرمنده، حاجی، الان .یکمی قاطیام
.باشه، پسر - دارم رو این یارو -
.دربارهی شیکاگو کار میکنم - .اُوه -
.میدونی که قراره خام باشه .و قراره شخصی باشه
.آره - .بهعلاوه اینکه، وجود هم نداره -
و اگه تا ساعت 3 امروز 20 صفحه آماده نکنم،
.یه مشت میاد تو صورتم - کی؟ ویراستارت؟ -
نه. یه یارویی رو از توی سایت .کریگلیست" استخدام کردم"
وایسا ببینم، پس تو رفتی یه بابایی رو استخدام کردی تا
اگه 20 صفحه ننوشتی با مشت بخوابونه تو صورتت؟
.آره. اصلاً هم نمیدونم قیافهش چه شکلیه
.میدونی، من مجانی میزدمت حاجی
.خب، یکی رو گرفتم دیگه - .باشه -
،خب، خلاصه، یه مشکل بزرگی دارم
.مشکلی که خیلی به روی خودم نیاوردمش
.خیلی سرم شلوغه - ،خب، من الان کارآگاه شدم -
و باید تو یه سری دادگاهها شهادت بدم
.ولی میدونی که وقتی میرم تو جایگاه هُل میشم
میتونید سؤالتون رو تکرار کنید؟
ازتون پرسیدم که مایلید سؤالم رو دوباره براتون تکرار کنم
میتونید سؤالتون رو تکرار کنید؟
میشه بهش بگین سؤالش رو تکرار کنه؟
.بیا بررسیاش کنیم - .مرسی -
،وقتی تو دانشکدهی حقوق درس میخوندم یاد گرفتم که
،اگه یکی توی جایگاه هُل میکنه
بیشتر بخاطر اینه که داره چیزی رو مخفی میکنه
:پس به گمونم سؤالم ازت اینه، کارآگاه
چی رو داری پنهون میکنی؟ - .هیچی -
هیچی؟ - .من چیزی برای پنهونکردن ندارم -
،خب، شاید تو این پرونده نه ولی شاید داری یهچیزی
از گذشتهات رو... قایم میکنی؟
.اعتراض دارم .طرز نادرست طرح سؤال
پس میگیرم. کارآگاه، حقیقت نداره که
این ممکنه نتیجهی احساس گناهتون باشه؟
.من هیچ گناهی نکردم
،خانمها و آقایون حرف این آقا تو کَتمون میره؟
.چونکه تو کت من یکی که نمیره
.سؤالم دربارهی شب دوازدهم ژانویهست
.وایسا ببینم، چی؟ نه، نه، نه، نه - .سال 2001 -
نیک، این یه پروندهی قدیمیه و من دیگه حرفی دربارهش نمیزنم
خب، بنظر که الان داریم دربارهاش صحبت میکنیم
!من خودارضایی نمیکردم
.آروم بابا، وینستون
."الان داد زدی "خودارضایی
چیکار میکنی، پسر؟ - .شرمنده -
.خیلیخب
.جس، چهار ساعت وقت داریم
چیکار میکنن؟
چیکار میکنن؟
چیکار میکنن؟ چیکار میکنن؟
چیکار میکنن؟ چیکار میکنن؟
چی، چیکار میکنن؟
داریم نفسکشیدن رو تمرین میکنیم
...باشه
.خب، خوبه، عالیه
پس، داری به روث دقیقاً همون چیزی رو یاد میدی
.که از زمان تولدش بلد بوده انجام بده
میخوای یکی دیگه از دوستان معلمت
بچهات رو مجانی آماده کنه؟
.منم همچین فکری میکردم
.پس گالهرو ببند
.ببین، جوراب کیفوره
.سلام، جوراب کیفور - .سلام -
میبینی، اشمیت؟
،دایره نمیبُریم خودمون دایره شدیم
.آره، البته
،روث نمیتونه یه قیچی بگیره دستش ولی الان میتونه
"عین ابلهها توی شوی "فیش .اینور و اونور بره
No comments yet. Be the first to leave one.