200 baris pertama.
ما این مسیر رو پیشنهاد میکنیم تا از اون منطقه شلوغ رد نشید
خب عزیزای من، حالا بازم خبرای خوب از وضعیت هوا داریم
انتظار تموم شد، امروز یه پیشنمایش کوچیک رو تجربه میکنیم
از تابستون قرنی که قولش رو داده بودیم! برای اولین بار تو سال جاری
دما به ۳۰ درجه میرسه. ها! خب بچهها
مایوهاتون رو جمع کنید و آماده باشید! تابستون منتظرتونه
قبل از اینکه برنامه صبحگاهی رو شروع کنیم، یه پیام تبریک کوتاه دارم
از طرف یه شنونده جوون... به زور میتونم خطش رو بخونم
یه لحظه صبر کنید. بله! یه پیام تبریک از طرف یه شنونده داریم به اسم ساندرا
اون به دوستش، مارکوسِ خیلی خیلی جیگر، سلام میرسونه
بهترین آرزوها برای عسلِ من... ای بابا، این یعنی چی حالا؟
برای عسلِ من... ها! اشنوبی
و حالا بریم سراغ ادامه موسیقی
ای گندش بزنن
تا حالا چیزی به این احمقانهای نشنیده بودم. اوه، برو بابا
بهش میگی اشنوبی! به تو هیچ ربطی نداره
ولی کل دنیا تو رادیو شنیدنش. فقط میخواستم خوشحالش کنم
آره، معلومه که کردی، همینطوره. اونم واقعاً خیلی محشره
این اشنوبیِ تو
حداقل دوستدپسر من هر هفته دنبال غریبهها راه نمیافته. فعلاً، خوشگله
هرزه
سلام
چه خبره؟
هیچی. واقعاً هیچی؟
میدونی اونجا چیکار کردی؟ میدونی اونجا با من چیکار کردی؟
فقط میخواستم خوشحالت کنم. آره، عالی بود. ممنون
به خاطر تو، از این به بعد همه صدام میزنن اشنوبی
یه کارت تبریک هم همین کارو میکرد، نه؟ برات مهمه؟ میگی
که اگه دیپلم بگیری، خوشحالی! آره، عالیه! ولی این معنیش این نیست
که بلافاصله مثل یه احمقِ تمامعیار باید خداحافظی کنم
تو هیچوقت همچین کاری برام نمیکنی. من دیگه ۱۵ سالم نیست
استون
نگاش کن، مرتیکه علاف
از وقتی از مدرسه اخراج شده، در طول روز هیچ کار مفیدی انجام نمیده
جز اینکه دوردور کنه! دخترا هم همه فکر میکنن خیلی جیگره
آره، واقعاً؟
اونم از خواهر خنگم. ای لعنت
اکسم دیروز صد بار زنگ زد. واقعاً؟
خواهرم هم با این اشنوبی گفتنش رو اعصابه! ای بابا، ولش کن بچه رو
باسوایلر! آندره
فقط ۱۶ روز مونده! چرا اینقدر بیخیالی پسر؟
حواست نیست؟ کل این مسخرهبازیها داره تموم میشه! ۱۳ سالِ نکبتبار
داره تموم میشه! آزاد میشیم! فعلاً. من باید یه سر برم پیشِ دوستدخترم
سلام ملّی! هی عزیزم! منم، دوستت. منو میشناسی؟
سه ساله که با همیم. اه، برو بابا، آندره
سلام دیرک، چی شده؟ امتحان ریاضی! پیشِ کینگ
خب؟ نباید ۵ بگیرم
الگوریتم گوس هم میاد؟... کاربروگن چی؟ اون نمیتونه کمک کنه؟
کاربروگن؟ اون یه عوضیِ تمامعیاره! تا حالا به هیچکس کمک نکرده
سر امتحان دو میلیمتریِ معلم میشینه که یه وقت کسی تقلب نکنه
پس موفق باشی. باشه. فعلاً
خب از عشق و عاشقی چه خبر؟ دارم با ساندرا بهم میزنم
اینقدر وضع خرابه؟ مگه امروز صبح نشنیدی؟
ای بابا، حالا اینقدر سخت نگیر. شماها همیشه اینقدر زود بهتون برمیخوره
ولی دیگه نمیتونم تحمل کنم. نگاه کن! تابستون داره شروع میشه
من دارم چیکار میکنم؟ یه ماهه هر روز دارم واسه این دبیرستانِ لعنتی درس میخونم
یه دوستدختر هم دارم که فکر میکنه ژانپل سارتر طراح مده! گندش بزنن
مبلغش چقدر بود
که گزارشگر همین الان گفت؟ ۵۰ فنیگ؟
کوردولا؟ ۸۵ میلیون دلار
درسته
مارکوس باسوایلر، فکر نمیکنی باید بهتر حواست رو جمع کنی؟
بله. یا شایدم اگه از امروز
فقط اشنوبی صدات میکردم، بیشتر دقت میکردی؟ هوم؟
بیا، برای توئه. کلاً کیا هستن؟
تقریباً همهمون، چند نفری هم از کلاس ب. چیزی بیاریم؟
مشروب. منم سالاد درست میکنم
حتماً مارکوس رو هم با خودت بیار. فکر میکنی چیزی توش بنویسه؟
آره حتماً. اگه وقت کنه
هی، استون هم توش نوشته! ببین واسه "کِراش" چی نوشته
نه، اسم توئه! حالا حدس بزن چرا
نگو که باهاش چیزی داشتی؟ آره، نه واقعاً
یالا دیگه، دقیق بهش بگو. خب، تو آخرین جشن مدرسه
یه کم با هم لاس زدیم. ولی من خیلی مست بودم
جدی؟ ایول! چطور بود؟ چرا به من نگفته بودی؟
معلومه که نگفته. آخه روش کراش داره
امروز صبح باسوایلر داشت با ماشین میزد بهم
باسوایلر؟ جدی؟ اون دختر کوچولوئه که باهاش بود کی بود؟
موهای قرمزِ متوسط و یه صورت خیلی باحال
ساندرا. دوستدخترشه
ساندرا، آره. عجب چیزی میشه، نه؟
استون، تو هنوز دنبال دختر مدرسهایهایی؟ تو دیگه میتونی سراغ بقیه بری
چرت نگو نبیل. بحث این نیست که من از دختر مدرسهایها خوشم میاد
بحث اینه که این دخترای کمسنوسال اینجا کشتهمردهمنن، خب؟
باحالیش اینجاست که مثل یه سلبریتی باهات رفتار میکنن
فقط کافیه اینجا وایستم، همهشون دواندوان میان سمتم
میخوای باهاش چیکار کنی؟ داریم این ویدیو رو میسازیم
واسه روز آخر مدرسه. خب، پس از من فیلم بگیر
آخه تو که دیگه مدرسه نمیای، احمق
شما دوتا خوشگلا! سیگار رو از لبم بردارید، یه چیز بهتر دارم
باسوایلر! هی، باید بهم کمک کنی! تو چی؟
میخوام با ملانی رابطهم رو درست کنم. جدی؟
دیگه دستم بهش نمیرسنده. همیشه تو مدرسه وقتی باهاش حرف میزنم
کاملاً بیمحلی میکنه. زنگ میزنم قطع میکنه. خیلی شاکیه
با اون سوتیهایی که دادی، تعجبی هم داره؟ بحث سر این نیست
مشکل اینه که وقتی درسمون تموم بشه، دیگه نمیبینمش
اوکی، پیشنهادم اینه کاری رو بکنیم که خیلی وقته انجام ندادیم
چیکار؟ خب، امشب یه برنامهای با هم داشته باشیم
تو، من، استیون، ملانی، اون ترکه... نمیدونم، کل اکیپ با هم
ملانی اگه من باشم هیچوقت نمیاد. اه، چرت نگو. بسپرش به من
نبیل، این یعنی چی؟ ویدیوی روز آخر مدرسه
مصاحبه و این حرفا. راستی، ساشا، فیلمبردار و دوست خوبم
آره، از ورزش میشناسمش. ولی من تو رو نمیشناسم
دیرک، میتونیم باهات مصاحبه کنیم؟ اصلاً وقت ندارم! الانه که امتحان ریاضی بدم
هیچی حالیم نیست، هیچی. اینم الگوریتم گوس، پیشِ کینگ
حتی نمیتونم بپیچونمش! من ۵۰ هزار تا راه یادت میدم
که چطوری بپیچونیش. از من بپرس. من دستگاه کپی دارم
برگه رو برات اینقدر کوچیک میکنم که اندازه تمبر بشه. یا یه دکتر میشناسم
که دستت رو گچ بگیره و توش یه رادیو بذاری
نه، ول کن. واسه من خیلی ریسکیه. اگه گند بزنم، اخراج میشم
ولی کینگ که نمیذاره برم بیرون، نه؟ یعنی کل مدت بالا سرمونه؟
نمیدونم. از من نپرس. از نجواگر بپرس
کی؟ نجواگر، اون همهچی رو بهت میگه
باید از همهی اینا فیلم بگیرم؟ نه، بیخیال. گوش کن دیرک
باید جرئت داشته باشی یه کاری کنی، وگرنه تو زندگی به هیچ جا نمیرسی
الان بریم از چند تا دختر فیلم بگیریم، نه؟ ردیفش کن، اونجا دوتا تیکهی حسابی هست
دیرک... خب... هی، پس فعلاً. موفق باشی! خداحافظ
نظرت درباره دریاچه چیه؟ امشب؟
آره، جای خوبیه واسه یه خلوتِ دونفره بین زن و مرد
کسی اینجا اشنوبی رو ندیده؟
کسی از شما احمقها این اشنوبیِ عوضی رو اینجا ندیده؟
اشنوبی! اینجایی! ببین امروز صبح تو صندوق پستی چی پیدا کردم
نه، یعنی معاف شدی؟ آره
چطوری این کارو کردی؟ حقیقت رو بهشون گفتم
یعنی چی؟ گفتم مثل تراکتور سیگار میکشم
همین الان میرم پیش موریچ که یه جنسِ مشتی بگیرم
تو هم؟ باز دوباره جنگِ فرانسه
اونجوری خیلی خندهدارتر میشه
اوم، نجواگر؟
اینو ببین! امروز هوا ۳۰ درجه میشه! من دیگه دریاچه نمیام
خسته شدم از اینکه شبا تو چمنها بشینم و آبجوی قوطی بخورم
یه نگاه به خودتون بندازید، دیگه ۱۶ سالتون نیست! ملی! تو هم دیگه جوونتر نمیشی
استیون، خفه شو! خیلی چتی. من میرم با کینگ امتحان ریاضی بدم
میتونی بهم بگی معلم دیگهای هم مراقبه یا نه؟
مارک. چی، ۲۰ مارک؟ ۲۰
مارک ۲۰
ملانی، اینطوری نکن! ما هر آخر هفته همین کارو میکردیم
مگه کار دیگهای هم میخوای بکنی؟ نمیدونم. فقط از این خرابشده بزنم بیرون
اون چی؟ اونم میاد؟ اگه بخوای من خونه میمونم
به این عوضی بگو خفه شه
ملانی، بهت قول میدم اون مرتیکه امروز دست از سرت برداره! باشه؟
سلام؟
بله
و ساندرا؟ من نمیخوام یه شب رو با خواهرم بگذرونم
امروز با ساندرا کاری ندارم. جدی؟
جدی! خب قضیه چیه؟ بیا! بیا، میتونی اینجا بنویسی
آه! پس من دیگه میرم
آها! کلاس فرانسه همدیگه رو میبینیم؟
چطور مگه؟ فقط میخواستم برات آرزوی موفقیت کنم
ساندرا، من دوباره افتادم تو کلاس فرانسه! پس نمرهم از الان معلومه
این حرف رو از رو ادب میگه و چون دوستت داره. مگه نه؟
موافقم. ببین! یه کم مهربونتر باش
حالا فقط نگاه کن اون چقدر ازخودراضی اونجا نشسته باز
ترزا! تو ریاضیت خوبه، نه؟ آره
و زنگ ششم بیکاری؟ آره
من الانه که با کینگ ریاضی بدم، زنگ ششم هرولد مراقبه
کینگ نمیذاره کسی بره بیرون، فقط هرولد میذاره! تو میتونی زنگ ششم
منتظرم بمونی؟ من با برگه امتحان میام بیرون و تو بهم کمک میکنی، باشه؟
آره آره، عالیه! قرارمون کتابخونه؟
آره. عالیه، ممنون! فعلاً. خداحافظ
سلام
تو ساندرا هستی، درسته؟
تو از کجا میدونی؟ شنیدم دیگه. من استون هستم
هنوز مدرسهت تموم نشده؟ نه، فقط میخواستم برم بوفه
و کی مدرسهت تموم میشه؟ دیرتر
خیلی خوشگل شدی
نظرت چیه بعداً بیام دنبالت و با هم یه جایی بریم؟
قبلاً واسه خودم برنامه ریختم
باشه، ببین، یه فکری دارم
این شماره تلفن منه
اگه دلت خواست با هم یه کاری کنیم، بهم زنگ بزن
آقای استاینرت، چند وقت از وقتی ما رو ول کردی میگذره؟
سال، چطور مگه؟ پس فکر نمیکنی ممکنه ۳
که حداقل الان حضور نحست رو از سر ما کم کنی؟
مشکلیه که من اینجام؟ آره، دقیقاً
از این مدرسه دور بمون! ما تو رو ننداختیم بیرون
که هی بیای اینجا پلاس شی! تو کار و زندگی نداری؟
پس! لطفاً یه لطفی در حق من بکن و دیگه دوروبر اینجا پیدات نشه
ما بدون تو اینجا خیلی هم عالی هستیم
عجب عوضیِیه
گوش کن، من دیگه باید برم
بهم زنگ میزنی؟ هنوز نمیدونم
خوشحال میشم
خب آقایان، الان برگههای امتحانی رو پخش میکنم
و برگهها رو به پشت بمونه
کاربروگن، اگه به مشکل خوردم... از من نپرس
نمیخوام به خاطر اینکه تو التماس میکنی کمکت کنم، برگهم رو ازم بگیرن
من امروز بخصوص واسه تو هیجانزدهام
و حالا، برگردید
لعنت
خب. فکر کنم همهی سوالها خوانا و واضح باشن
به هیچ سوالی جواب داده نمیشه. کسی هم دیگه اجازه نداره بره دستشویی
همهچیز مثل همیشه
خوش بگذره
آندره؟ بله؟
یه مشکلی دارم. چی؟
مثانهم داره میترکه. نه! ای بابا، باز دوباره شروع شد
تقصیر من نیست
ساکت! چی میتونم بگم؟
چی باید بهتون بگم؟
No comments yet. Be the first to leave one.