Parenthood

Parenthood

Unduh Subtitle Farsi Persian

Musim 3

Informasi rilis

Parenthood 2010 S03E16 Tough Love 720p BluRay DD5 1 H 264-BTN
Komentar oleh warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 3 قسمت 16 Parenthood.2010 زیرنویس فارسی سریال

Tag

bluray
Diterbitkan pada: 2025-11-23
Unduhan: 11
Tuna Rungu: No

Pratinjau subtitle Farsi Persian

200 baris pertama.

آزمایش‌هات نشون میده که به بیماری فیبریلاسیون دهلیزی مبتلا هستی

جدیه

می‌تونه باعث نارسایی قلبی هم بشه

فکر نمی‌کنم الان باید به بچه‌ها بگیم. باید اول خودم باهاش کنار بیام

باشه. آره

من تو یه رابطه‌ام با یه پسری که ازم کوچیک‌تره

و چیزی که داشتم بهش فکر می‌کردم، این بود که یه بچه دیگه داشته باشیم

بله، از نظر بیولوژیکی ممکنه

این کارو به من دادی چون فکر می‌کردی توش خوبم؟

یا چون می‌خواستی باهام بخوابی؟

تو باهوشی و برای خودت فکر می‌کنی

برای همین کارو بهت دادم و برای همینم بوسیدمت

هی. هی

پنج ثانیه تنهات میذارم، دوباره داری اسناد مهمو پاره می‌کنی؟

اینجا شده مثل واترگیت

بیا. متاسفم. ممنون

ببخشید طول کشید. مجبور شدم از پایین کرم بگیرم

بده؟ وای

انگار واقعاً تو درست کردن این دونه‌های قهوه استفاده شده

گوش کن، شنبه داره خیلی خیلی شلوغ میشه و...

باید تمام برنامه‌های این آخر هفته‌م رو خالی کنی

چون لیگ کسب و کارهای کوچک دره ساکرامنتو منو دعوت کرده

تا تو کنفرانسشون سخنرانی کنم

آه، باشه. تو ساکرامنتو

تبریک میگم. ممنون

من... نیاز دارم تو هم برنامه‌هات رو خالی کنی

ها؟

بله. نیاز دارم اونجا باشی تا کمکم کنی. واقعاً؟

آره. من بدون تو فاجعه‌ام

فهمیدم

و این کاملاً کاری خواهد بود؟

اول کارا رو انجام میدیم

و اگه وقتی موند، هرچی پیش اومد

گاب رو برمی‌داریم. جسیکا رو برمی‌داریم

ام، آلیسا. سیدنی

کارلوس. ریکی رو برمی‌داریم

نه. وایسا، نه، این اصلاً معنی نمیده. من از همه اینا بهترم

چرا منو انتخاب نمی‌کنید؟

مکس، چرا تو تو تیم آلن بازی نمی‌کنی؟

چی؟ نه. ما پر شدیم

پس من اصلاً بازی نمی‌کنم

متاسفم مکس، ولی تو باید بازی کنی

آه، مایکا که لازم نیست بازی کنه

چرا من نمی‌تونم فقط با اون بشینم کنار؟

مکس، مایکا بازی نمی‌کنه چون مایکا معلولیت داره

آهان

خب، منم معلولیت دارم. آره، من آسپرگر دارم

ممنون

ام، می‌دونی چیه؟ فکر کنم یه سوءتفاهم کوچیکی اینجا پیش اومده

ام، من اومدم داروی آلرژیم رو بگیرم

بریورمن، درسته؟ آره. کرازبی بریورمن

اوه. اینا برای زیک بریورمنه

ببخشید. اینا یه هفته پیش سفارش داده شده بودن

اون هیچ وقت نیومد بگیرتشون

اوه، آره، آره آره. اون... خب، اون پدرمه

هی، میشه بگی این همه دارو برای چیه؟

من نمی‌تونم اون اطلاعات رو به شما بدم، آقا

این محرمانه بودن اطلاعات ایشون رو نقض می‌کنه. متاسفم

می‌دونی که می‌تونم گوگل کنم و بفهمم

یا می‌تونستی قبلش خودت بهم بگی

آقا. باشه

پس فقط داروی آلرژی گربه رو بده

فقط برای اینکه بدونی، من گوگلش می‌کنم. پس بالاخره می‌فهمم

نه، من خوبم. فهمیدی؟

فهمیدم

ولی منظورمو می‌فهمی دیگه؟ مثلاً بچه‌ها آبنبات چوبی می‌گیرن

من آبنبات چوبی نگرفتم

من استیکر نگرفتم

من هیچی نگرفتم. تو عالی... تو عالی بودی

عالی بودم. خب، ام...

می‌دونم استراحت مطلق شاید بهترین خبر نباشه، ولی حداقل می‌دونیم باید چیکار کنیم

درباره فشار خون بالات، پس این خوبه

اوه خدای من، تو داری استرس می‌گیری

چون دکتر همینطوری یهو گفت من استرس دارم

من استرس ندارم. چرا، داری

من فقط فکر می‌کنم عالی میشه اگه پیدا کنیم...

چی داره بهت استرس میده و درستش کنیم

باشه، خب، ببینیم. من هشت و نیم ماهه باردارم

هیچ دوست پسری ندارم، هیچ کاری ندارم، به یه فوتون محدود شدم

و نمی‌دونم کِی زندگیم دیگه مزخرف نباشه. نظرت چیه؟

خب، من مطمئنم چند مورد تو اون لیست هست که می‌تونیم حلش کنیم، می‌دونی؟

می‌دونی چیه؟ تلاش تو برای کنترل استرس من...

واقعاً داره بهم استرس میده. باشه؟

اوه. مرسی، خداحافظ

پس اینجا جاییه که تو زندگی می‌کنی؟

مامان، میشه خمیردندونت رو قرض بگیرم؟

اِهه

ممنون. خمیردندون مادربزرگ تموم شده؟

نه، ولی، مثلاً طبیعیه. اوه، حال بهم‌زن

باید طعم‌های کمتر طبیعی داشته باشن، مثل کاپ‌کیک و چیزبرگر

کره بادام‌زمینی طعم خوبی می‌شد

ام

تو بارداری؟

چی؟

این چیه؟ اوه خدای من، ام، من باردار نیستم

نیستم. این... این یه کیت تخمک‌گذاریه

یه آزمایش. این یه... برای چی؟

این چیزیه که وقتی می‌خوای باردار بشی استفاده می‌کنی

ام

چرا؟ من نمی‌... چرا داری تلاش می‌کنی باردار بشی؟ این منطقی نیست

خب، من با کسی هستم که دوستش دارم و رابطه‌مون جدیه.

قدم منطقی بعدی همینه.

ببین، من نمی‌خواستم... در موردش باهات حرف می‌زدم.

ولی خب، متغیرها زیادن، می‌دونی؟

نمی‌دونم. متاسفم. وایسا، وایسا.

خیلی عجیبه. هی، هی، هی، صبر کن.

نظرت چیه؟ نمی‌دونم.

نمی‌فهمم چرا دلت یه بچه دیگه می‌خواد.

اصلاً برام معنی نداره. نمی‌تونم تصورش کنم.

خب عزیزم، یه شوک بزرگه و کاملاً جدیده، ولی...

آره یعنی، تو که الان امبر و منو داری.

نمی‌فهمم چرا داری این کارو می‌کنی.

خب چیزی نیست که بگم. یعنی فکر کنم موفق باشی یا همچین چیزی.

اوه، خدایا.

فقط هی می‌گفت: «عجیبه. نمی‌دونم. خیلی عجیبه.»

خب، راست می‌گه. عجیبه.

آره. خب منم بعداً همین فکر رو کردم. عجیبه.

چون اون اصلاً نمی‌دونه چقدر به هم نزدیک شدیم. درسته؟

چقدر همه چی سریع پیش رفت و الان هم البته اون نمی‌فهمه ما کجاییم.

نه. یعنی یه جورایی تقصیر من بوده.

سعی کردم ازش فاصله بگیرم.

مخصوصاً بعد از ماجرای اون عکس.

فقط برای اینکه خجالت‌زده‌ش نکنم، ولی شاید اشتباه کردم.

شاید... شاید الان باید ببرمش بیرون و...

بهش بگم: «هی رفیق، من جایی نمی‌رم. تو هم نمی‌ری.»

«پس بیا... بیا حرف بزنیم.»

همه بهترین حرف‌هات رو با «هی رفیق» شروع می‌کنی؟

آره. کلیدش همینه. می‌گن «واو، این یارو زبان ما رو بلده.»

تو مثل نجوای نوجوان‌ها هستی. آره هستم.

باورم نمی‌شه... «هی رفیق.»

اوه، واو. و اونا بلافاصله آروم می‌شن.

واو، این یارو... این یارو باحاله.

می‌بریش بیرون برای یه همبرگر یا همچین چیزی؟ آره.

آره. فکر کنم ایده خوبیه. فکر می‌کنم...

می‌خوام حس کنه که...

ما همگی یه خانواده‌ایم.

هستیم.

اوه خدای من. برای آنوریسم و لخته شدن خونه.

نکنه حمله قلبی داشته و بهمون نگفته؟

یا اینکه فقط وقت نکرده در مورد اینکه چرا مصرف می‌کنه باهات حرف بزنه.

فکر کنم وقت پیدا می‌کردی به همه بگی حمله قلبی داشتی.

تو نمی‌دونی که اون حمله قلبی داشته. فقط...

شاید داره برای یه چیز کاملاً جزئی می‌خورتش، مثل...

نه، شرط می‌بندم این سندرم آنتی‌فسفولیپیده.

اون یه بیماری خودایمنیه. اوکی می‌دونی چیه؟

اون می‌تونه بدتر از حمله قلبی باشه.

این بدترین چیزه. می‌گن هرگز نباید علائمتو تو گوگل سرچ کنی.

آره. ویکی‌پدیا. بد.

باید آروم باشیم.

قرص‌های زیادی بود.

فکر می‌کنم همه چی خوب پیش می‌ره.

درو!

اوه، سلام. می‌خوای برسونمت؟

اوه، نه، ممنون. ایستگاه اتوبوس همینجاست، پس...

خب، منظورم اینه که منم دارم همونجا می‌رم. آره.

منظورم اینه... بیا دیگه.

آره، باشه. خوبه.

خب. بریم.

خب، مدرسه چطور بود امروز؟

خوب بود.

می‌دونم خانم گریس‌کام این موقع سال واقعاً دوست داره کلی تکلیف بده، پس...

آره، واقعاً یه کوه کار داد.

خب، داشتم فکر می‌کردم شاید بتونیم، امم...

می‌دونی، یه وقتی بریم بیرون یه همبرگر بخوریم. می‌دونی؟

فقط یه چیز خودمونی.

آره. فقط با هم آشنا بشیم.

آره. حس می‌کنم مامانم مخصوصاً بهت گفته از من بخوای بریم همبرگر بخوریم.

نه، نه، نه. اون... مامانت منو برای این کار نفرستاده.

این چیزیه که خودم می‌خواستم انجام بدم، فقط برای اینکه بهتر بشناسمت، می‌دونی؟

به سختی...

آره، فکر کنم. یعنی، باشه.

چند تا همبرگر، چند تا میلک‌شیک.

فقط دو تا رفیق که همبرگر می‌خورن و گپ می‌زنن.

آره. سناریوی کاملاً کلاسیک.

خب، عالیه. باشه.

خوبه.

خب، اینم از سورپرایز.

دوستم توی شرکت قبلیم بهم زنگ زد و یه دستیار حقوقی جدید می‌خواد.

و منم در مورد تو بهش گفتم.

من... من واقعاً نمی‌دونم اون چیه.

نمی‌دونم دستیار حقوقی چیکار می‌کنه. من حتی...

من هیچی در مورد قانون نمی‌دونم. می‌دونم.

ولی تو دختر باهوشی هستی.

بهم اعتماد کن. تو از بیشتر دستیارهای حقوقی که من باهاشون کار می‌کنم باهوش‌تری.

سریع یاد می‌گیری.

ولی اونا که مثلاً رفتن دانشگاه و همه می‌خوان برای این کار درخواست بدن؟

من هیچ تجربه‌ای ندارم. یعنی، بلدم قهوه درست کنم.

اوکی، من یه خورده نفوذ دارم.

پارتی داری؟

اون دوست منه. باهاش در مورد تو و اینکه چقدر خاصی حرف زدم.

خیلی کار گنگستری کردی.

خب، اگه علاقه‌مند باشی...

اون فرم درخواست رو تا ساعت ۶ می‌خواد.

می‌دونم که می‌تونی این کارو بکنی.

من اصلاً نمی‌دونم این «میزان حقوق درخواستی» یعنی چی.

اون رو می‌تونی خالی بذاری. در واقع حقوق ۴۸ تعیین شده.

۴۸ چی؟ ۴۸ هزار.

وای خدای من. جدی می‌گی؟

برای بدون هیچ تجربه‌ای در مورد اینکه چطور این کارو انجام بدم؟

می‌تونی سر کار یاد بگیری، همونطور که گفتم.

More Farsi Persian subtitles for Parenthood

Komentar

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left