The Flash - Ninth Season

The Flash - Ninth Season

Unduh Subtitle Farsi Persian

Musim 9

Informasi rilis

The Flash S09e11 WEBRip x264-XEN0N
The Flash S09e11 WEBRip x264-ION10
The Flash S09e11 720p x264-FENiX
The Flash S09e11 480p x264-RUBiK
The Flash S09e11 720p WEB x265-MiNX
The Flash S09e11 720p x265-T0PAZ
The Flash S09e11 1080p WEB H264-GGWP
The Flash S09e11 WEB x264-PHOENiX
The Flash S09e11 1080p x265-ELiTE
The Flash S09e11 1080p WEB H264-GGWP[TGx]
Komentar oleh fawareh
🏹⚡️Fawareh | D_C_EMPIRES | Cinema_Empiire | DcMarvel_Empire ⚡️🏹

Tag

webrip
web
x264
BRip
720p
720
480p
480
x265
1080
Diterbitkan pada: 2023-05-11
Unduhan: 34
Tuna Rungu: No

Pratinjau subtitle Farsi Persian

200 baris pertama.

هماهنگ با نسخه وب WEB 41:54

می‌تونم کمکتون کنم؟

قراره دیوونگی به نظر بیاد

...ولی من

الان یک حادثه برام پیش اومد

و این پرونده رو پیدا کردم

...ولی چیزی که داخلش دیدم

معنی نمی‌داد...

اوه خدای من

باید صحبت کنیم

سریال فلش - فصل 9 - قسمت 11

دنیای جدید

قسمت دوم: بلوز

شش ساعت و 52 دقیقه قبل

بری درست جلوی چشمام ناپدید شد

نمی‌دونیم کجا رفته ...و نمی‌دونیم آیا در خطره

یا چرا هنوز برنگشته...

هیچی نمی‌دونیم

اصلا نمی‌دونیم هنوز زنده اس یا نه

...از اون موقع دو بار به زیرشیروانی رفتم

تا دنبال مدارک صحنه جرم بگردم...

اثرات انرژی عجیبی رو در هوا دریافت کردم

مقادیر کمی از ایزوتوپ‌های رادیواکتیو

از کبالت

کسی دیگه هم حس بدی بهش دست داده؟

نمی‌فهمم

چی ممکنه چنین تشعشعاتی به جا بگذاره؟

مطمئن نیستم

ولی ایزوتوپ‌های این مدلی، خود به خود بوجود نمیان

ناپدید شدن بری یک تصادف نبوده

اون رو بردن که این بیشتر ترسناکش می‌کنه

انگار یکم کمک به دردتون می‌خوره

!مارک

خوش برگشتی، مرد

خیلی خوشحالم که می‌بینمت

الان داشتم به تو فکر می‌کردم

کجا بودی؟

توندی، قطب شمال، کورتومالتیز

در چند مرکز تحقیقاتی مختلف، داوطلبانه فعالیت می‌کردم

چی شد که برگشتی اینجا؟

من خبرش کردم

می‌دونستی چطور با مارک تماس بگیری؟

چند ماه بعد از رفتنم، با سیسیل تماس گرفتم

حدس می‌زنم یه دوست می‌خواستم که باهاش صحبت کنم

کیون. عزیزم. خیلی متاسفم که نتونستم بهت بگم

ولی مارک یکم فضا می‌خواست و گفت چیزی نگم

منم متاسفم

ولی از فاصله گرفتن خسته شدم

مخصوصا الان

بری هیچ‌وقت بی‌خیال من نشد

حتی وقتی در پایین‌ترین نقطه شخصیتی‌ام بودم

پس منم بی‌خیال اون نمیشم

و فکر نمی‌کنم که هیچ‌کدوم شما هم بی‌خیالش بشید

من سعی می‌کنم ماهواره هامون رو برای اسکن کردن، مجددا تنظیم کنم

تا دنبال ایزوتوپ‌های کبالت بگردن

...و من می‌تونم با سیسکو در آرگوس تماس بگیرم

تا ببینم چیزی شنیدن یا نه...

...من میرم به دفتر و در پایگاه داده‌ها

درباره تشعشعات کبالت تحقیق می‌کنم...

منم میام

...من و کیون هم می‌تونیم دوباره زیرشیروانی

و محوطه اطرافشو بگردیم...

مطمئن می‌شیم که چیزی از قلم نیاُفته

بری هرجا باشه، پیداش می‌کنیم

می‌دونم

هی. چند پرونده دیگه پیدا کردم که می‌تونیم بررسی‌اش کنیم

خوبی؟ مشکلی هست؟

در پایگاه داده‌ها، دنبال سایر ناپدید شدن‌های بدون توضیح می‌گشتم

و به این چرک نویس قدیمی برخورد کردم

فکر کردم پاکش کردم ولی حدس می‌زنم ازش بکاپ گرفته شده بود

هی. بری از بحران نجات پیدا کرد

و از این قضیه هم نجات پیدا می‌کنه

می‌دونی. اولین بار که نورا رو دیدیم ...اون از خط زمانی‌ای اومده بود

که بری در بحران ناپدید شده بود...

پس اون بدون پدرش ، بزرگ شد

...بعد از زندگی با اون درد

...با خودم فکر کردم که این دفعه...

می‌تونیم بهش زندگی بهتری بدیم...

اون زندگی که لایقشه

با هم

ولی یکی تلاش داره ما رو از هم جدا کنه

تا بری برای بار دوم، اینجا نباشه

انگار بدترین کابوس من به حقیقت تبدیل شده

و من

حس می‌کنم قدرت متوقف کردنشو ندارم

اولین بار که اون مقاله رو دیدم رو یادته؟

فقط یک بچه گستاخ و سابقه دار بودم

ولی آیریس. تو منو زیر بال و پر خودت گرفتی

بهم یاد دادی یک خبرنگار و یک رهبر باشم

پس بگذار کمکت کنم و کنارت باشم

مثل تو که همیشه کنارم بودی

و برای شروع، می‌تونم برات یک چایی بیارم

بابونه. درسته رئیس؟

بله

برمی‌گردم - ممنونم -

اوه هی

...تو داری چه

امین ارو و حسین داونی جونیور کبیر شما را به تحمل ادامه این سم دعوت می‌کنند

باید اونو خاموش کنیم

همه رو از اینجا خارج کنید

بیایید بچه‌ها راه بیاُفتید

چه خبره؟

برگرد به دفترت

باید جلوی نشتی رو بگیریم - نخیر -

تو باید از بچه‌ات محافظت کنی

اگه می‌خوای کمک کنی، پشتیبانی خبر کن. خب؟

موریس؟

وای نه اینا چشون شده؟

آیریس گفت که نشتی گازه حتما هالون ـه

مال سیستم اطفای حریقه

زنده ان؟

ضربان قلبشون خیلی ضعیفه

...خب اگه هالون رو تنفس کردن

مغزشون از اکسیژن تهی میشه...

نمی‌دونم چطور می‌تونیم بهشون کمک کنیم

من می‌دونم

چه کارشون می‌کنی؟

درون بدنشون سلول‌های گیاهی رشد میدم

تا کمک کنم نفس بکشن

از کی بلدی اینکارو بکنی؟

نگران نباشید

ریه‌های شما تازه داره به نفس کشیدن دوباره عادت می‌کنه

!سینه‌ام

داره می سوزه

بدتر از تنفس گاز اشک آوره

با ما چه غلطی کردی؟

ببخشید. نمی‌خواستم شما رو بترسونم

...فقط چند دقیقه صبر کنین

تا بدن شما به حالت عادی برگرده...

نمی‌دونم تو کی هستی ولی از ما دوری کن

اینا چه کوفتی بود؟

صبر کن

آلگرا کجاست؟

نه

آلگرا. بیدار شو

!آلگرا

!آلگرا !بیدار شو

نمی‌فهمم

بیدار نمیشه

یعنی گاز هالون اینکارو باهاش کرده؟

فکر نمی‌کنم

متاسفم چستر

از دفترم اومده بود بیرون

می‌خواست بهم کمک کنه ...و

بررسی علائم آلگرا گارسیا رو به پایان رسوندم

ظاهرا از سندرم تشعشع حاد رنج می‌بره

شواهد انفجار ایزوتوپ کبالت 97 به چشم می‌خوره

با تشعشع کبالت بهش حمله شد؟

...یعنی هرکسی که بری رو برده

به آلگرا هم حمله کرده...

یکی داره دنبال این تیم میاد

تشعشع باعث ناپدید شدن بری شد

مثل آلگرا اونو به کما نبرد

ما نمی‌دونیم

هرجا رفته، ممکنه در کما باشه

هی. بری هرجا هست

و هرچی سرش اومده

باید باور داشته باشیم که می‌تونه از پس خودش بربیاد

چون الان، همه هدف قرار گرفتیم

هرکدوم ما ممکنه نفر بعدی باشه

...کیون. کاری که در سی سی سی مدیا کردی

...به نظرت می‌تونی

مسمومیت تشعشع آلگرا رو درمان کنی؟

من فقط می‌تونم چیزهای غیرطبیعی رو از مردم بیرون بکشم

و ایزوتوپ کبالت، بخشی از نظم طبیعیه

بیایید اینجا رو ببندیم. خب؟

کیون و من می‌تونیم با هم ساختمان رو تحت نظر بگیریم

و آیریس ...فعلا

شاید بهتره در محفظه زمانی منتظر باشی

از داخل اونجا نمی‌تونم کمک کنم که دنبال بری باشیم

...چی - بسپار به من -

...الان ماهواره‌های رو دوباره تنظیم کردم

که دنبال ایزوتوپ کبالت بگردن...

الگوریتمش یک ساعت دیگه وقت می‌خواد

باشه

بیایید در امان بمونیم. خب؟

...باید مطمئن بشیم که وقتی بری برمی‌گرده

همه زنده باشن...

باورکردنی نیست

شما دقیقا شبیه کارآگاه تاون هستید

کارت شناسایی دارید، آقای گیلمور؟

دکتر گیلمور

مشکلی هست؟

ببخشید

نه

دوباره می گید چطور این پرونده رو پیدا کردین؟

این حرفا رو قبلا زدیم

یک صاعقه در دفترم در آزمایشگاه‌های مرکوری اصابت کرد

وقتی بلند شدم، اونجا بود داشت بهم نگاه می‌کرد

...و یهو این حس بهم دست داد که لازمه

بیشتر درباره کاراگاه تاون بدونم...

و اینکه چرا اون درست شبیه منه

فکر می‌کنید من دیوانه‌ام

می‌دونید چیه؟ فراموشش کنید

پرونده طبقه‌بندی شده شما مال خودتون

به هرحال، لازمش ندارم

صبر کنید

من با کارآگاه تاون کار کردم

...و با اینکه اون کهنه کار و من تازه کار بودم

حسابی تلاش کرد که احساس غریبی نکنم...

Komentar

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left