57 baris pertama.
زبرجد ی راهی نشونم بده
قسمت 3
خانم روبی
آه، سلام
اوه، بله سلام
فکر کنم روبی رفته باشه بیرون
آه بله، فکر کنم اون آه
غافلگیر شدین، مگه نه؟
روبی نسبت به قبل خیلی عوض نشده؟
روبی کجا رفته؟
خیلی مطمئن نیستم کجاست
جداً، کجا رفته؟
من دیدمش که اومد اینجا
یعنی کجا رفته؟
این چه وضعیه؟
حواسشون و پرت کن من دزدکی بدون اینکه متوجه بشن از اینجا بزنم بیرون
راهی نیست، این اتاق خیلی کوچیکه
امکان نداره
اعجوبه من! خواهش میکنم
خدایا... باشه
شما اولین باره اینجایید، درسته؟
...بذار ببینم
این چیزیه که مادر روبی براش گذاشته
هی هی هی
بیا فقط اینجا رو نگاه کن
اوه، بچه ها دارین چیکار میکنین؟
خانم روبی
تو هیچوقت برای انجام کاری بیرون نمیری؟
بیرون؟
آره
تو احتمالا هرگز نیازی نیست که از این شهر بری
چون هر چیزی که لازم داری اینجا هست
اوه، درسته
اینجا فروشگاه جواهرات، فروشنده های جواهرات، حتی جواهرساز هم تو میدان اصلی وجود داره
اینجا واقعا بهشت جواهراته
من واقعا اینجا رو دوست دارم و
اینجا بودن منو تو ی حالت خوبی قرار میده
چرا؟
خب، اگرچه خیلی سرده اما این حس رو به آدم میده که همیشه میشه اینجا قدم زد
باید خیلی خوب باشه
چون هروقت دلت بخواد میتونی بیای قدم بزنی
ها؟
آه بله
امروز برای بیرون اومدن واقعا عالیه
میشه قدم بزنیم؟
خب، پس بزن بریم
البته
:ترجمه شده توسط MeryMei
بفرمایید
ممنونم
اینجا خیلی جای قشنگیه
هرگز همچین جایی ندیده بودم
اولین باره اومدی اینجا؟
قبلا با دوست پسرت اینجا نیومدی؟
چی؟ با دوست پسرم؟
همون پسره که تو دفترت بود
اون دوست پسرت نیست؟
No comments yet. Be the first to leave one.