200 baris pertama.
بر اساس داستانی واقعی
... ما صدتا آشغال بی ارزش مث تو
که هر سال از دارالتأدیب فرستاده میشن رو میگیریم
حالا شما دوتا مشکل پیدا میکنین
یکی اینکه شما بیشتر وقتتون رو با بچه کوچولوها می گذروندین
بجای شیادی واقعی
چون شما دوتا فکر میکنین به هم میاین
،" دوم اینکه حفاظت " وای.اُ.اس
هنوز فکر میکنن که میتونن " همپتی " رو برگردونن
که شما رو نرم کنه
معنیش اینه که شما عادت گندی دارین که فرار کنین
حالا شما رو میندازن تو همون زندونی که ما یه مشکلی توش داریم
میفهمی که ؟
این یکی جالب میشه
گندش بزنن چیزی که روی رأی کمیسیون تو تأثیر گذاشت
بجنگ قبل از اینکه از اتوبوس پرتت کنن بیرون
" بورنز "
برو ، شونه ها روبه دیوار
لعنتی
جـیـمــــزی کـوچـولـو
سه سال قـبـــل
چرا عصبی هستی ؟
سه تا بچه سه ساله که همیشه با هم میرن مدرسه
چرا اونا ازمن خوششون نمیاد ؟
من از تو بهتر میدونم ، پسر
اونا هیچی از تو نمیدونن
تو کارِت عالیه
لَـر " اونجاست "
ما اینجاییم تا دربارۀ نام نویسی جیمز بورنز " حرف بزنیم "
در کلاس اول دبیرستان روزولت
طبق درخواست مادرش " تریسی بورنز "
بذارین صادقانه بگم خانم بورنز
ما کمی نگرانیم
خُب
داریم گوش میدیم
ما گزارش پسر شما رو خوندیم
... و متقاعد نشدیم که مدرسۀ ما
جای مناسبی براش باشه
با سابقۀ بخصوصی که داره
... مؤسسه های دیگه هستن که ممکنه
صبر کنید ، کافیه
شما دارین میگین دارین میگین که اونو نمی پذیرین ؟
... ظاهرا" ما
این یه مدرسۀ عمومیه
... آیا این
پسر شما تجربیات تلخی داشته
ولی راستش ، جیمز با سابقه ای که داره
نشونۀ ناپایداریه ، حتی شدیدتر
میتونه برای بچه های دیگه خطرناک باشه
شما بیست دقیقه روی این پرونده وقت گذاشتین
یه دفعه ، کارشناس پسر من شدیدن ؟
شما کارشناس پسر خودتون هستین
منو ببخشید
راحت باشین ادامه بدین
جیمز در 14 سالگی متهم شده به سرقت
خرابکاری و خشونت
در طول هشت سال سه بار در مرکز روانی ، نگهداری شده
یک بار برای تهدید کردن دوست پسرشما با چاقو
خدای من ، اون فقط 10 سالش بود
... حقیقت اینه که
همۀ آزمایشهای تعادل روحی انجام شده
بله ، شده
اون میخواد اینجا ثبت نام بشه
و مشاورش هم گفته که در شرف انجام کاره
و انجام میده
و ما برمیگردیم بیاین بریم
صبر کن
بله ؟
میدونی
من مزخرفات اون زن رو که داشت تمام زندگیم رو تعریف میکرد ، شنیدم
این یه شکسته ، همین
کسی نگفت سخت نگیریم
هرچند
تو ، این سه ماه گذشته رو واقعا" خوب پشت سر گذاشتی
اما باید صبور باشی
تو میخوای ... تو میتونی بمونی خونه
میتونی بری بیرون
باید بذاری وکیل کارش رو بکنه
آره
امروز کسی تورو به مدرسه نمی رسونه
اگه به اتوبوس نرسی
هالی ، شیر رو تموم کردی ؟
نه
گندش بزنن
سلام ، چه خبر ؟
سلام
سلام
چطوری ؟ - خوبم ، تو چطوری -
هی رفیق ، شاشت گرفته
برو ، برو ، برو
بدو ، زوباش
چه مرگِتونه ؟
بچه های لعنتی یه درسی بهتون بدم
بیا
زوباش ، زودباش
داری چکار میکنی ؟
دیوونگی بود
من " کریستال " هستم
منم ، جیمز
میخوای بزنی بالا ؟
من این لباسای گرون رو امسال خریدم
صد و پنجاه دلار لعنتی
میدونی مشکل چیه ؟
تولید یه عده بچۀ چینیه
احتمالا" حتی نمیدونی که یه جفت کفش ورزشی شبیه چیه
از چی حرف میزنی ؟
من باید برم
چرا ؟
... اگه تا ساعت 8 نرسم خونه
یه دستگاه سیستم هشدار کامپیوتری میترکه و دهن من سرویس میشه
اوه ، لعنتی ، چکار کردی ؟
یه تفنگ خریدم بردم خونه
مادرم اونو توی کشوی جورابام پیداش کرد و حسابی بهم ریخت
بعدش منو 15 ماه فرستاد زندان کودکان
وایسا ببینم ، جدی میگی ؟
مادرت پلیس رو خبر کرد
آره
مادرت
آره
لعنتی
باید برم
اوه ، نه ، اونجوری نکن
بیخیال
بیخیال ، فقط دارم باهات بازی میکنم
میدونم مامانی خیلی دوستت داره
لعنت
... "یه بچۀ تقریبا
نه ساله ؟
احتمالا" هیچ غمی تو دنیا نداره
من 14 سالمه و لعنت به تو
منم نارحتیهایی دارم
خُب ، این فقط مربوط به شب هاست ؟
گمون کنم
خُب ، فردا میخوای چکار کنی ؟
باشه
با این سعی کن
چیه ؟
ماهی جدید
دوهفته بهش وقت میدم
مزخرفه
مأمور خرید میگه جانگو رو میخواد بذاره کنار
خیلی فوری و هیچ
اوه ، لعنتی ، ببین چی اینجا داریم
چی شده ، گوشت تازه ؟
واسه من مث یه جنده می مونه
دنبال دردسر نیستم
باشه ، بچه خوشگل
اینجا پیش ما جات امنه
هواتو داریم
ولش کن ،جیمزی
گیلرمو " تازه یه گوشت گیرش اومده " اگه بری سراغش حالت رو میگیره
هی ، گیلرمو ، چرا حرومزاده بازی درمیاری ؟
اوه بچه خوشگل رو باش مث قرص ضد حاملگیه
چیزی گفتی ، سفید برفی ؟
هان ؟
میخوای یه بلا سرت بیارم یا نه ؟
نه
تعجب میکنم که چرا یه بزرگ مردی مث تو
دلش برای آشغالا میسوزه ؟
لعنت به تو
تو یه عوضی بی سروپایی
فقط همین گیرت اومد
همه بخوابن روی زمین
لعنتی
بخواب رو زمین
بلند شو ، بورنز
تو اینجا بودی ، چقدر ؟ سه هفته ؟
و چند تا دعوا ، محکوم ؟
چون راستش حسابش از دستم در رفته
میدونی چیه ، من از اول فکرش رو میکردم ... نمیدونم
شاید داری سعی میکنی خودتو ثابت کنی
به همشهری هات نشون بده که اونا نباید سر بسر تو بذارن
تو هنوز بچه بنظر میای
اما حالا فکر میکنم که تو شاید فقط بخوای دعوا کنی
فقط برای دفاع
تو عوضی دیگه کی هستی ؟
کریس سِساریو
تازه اومدم
نه لعنتی
فکر میکنی این عوضی از تو حمایت میکنه ؟
فکر میکنی دوستته ؟
تو دوست این ماهی هستی ، زندانی ؟
نه
تو میخوای توی محوطۀ من از این کون کشاد محافظت کنی اونهم در برابر
این مکزیکیهای عوضی یا مث اینا ؟
نه
چرا بهم نمیگی ، زندانی ؟
من هیچ کوفتی از تو نگرفتم
نباید نگران رأی مثبت کمیته باشی
احتمالا" نمیشه
چون از اینجا خوشت میاد من که اینجارو دوست دارم
یه فرقی داره من از اینجا خوشم میاد ، چون اینجا محوطۀ منه
تو اینجارو دوست داری چون یه فرصته
که کیر ساک بزنی
یه بازنده
همیشه بازندست
فکر کردم گفتی مادرت خونه نیست
مشکلی نیست ، پس چرا میترسی ؟
ببین ماری ، فکر میکردم تو خونسردی
باشه
No comments yet. Be the first to leave one.