My Dearest

My Dearest (연인)

Unduh Subtitle Farsi Persian

Musim 1

Informasi rilis

My Dearest S01E05 MoonRiverTeam
Komentar oleh moonriverteam1
All.Vers VIKI | HDTV تیم ترجمه مون ریور دانلود زیر نویس ها و آهنگها و فیلمهای درخواستی شما در تلگرام و وبلاگ ما @moonriverteam_sns https://moonriverteam.blogsky.com

Tag

other
Diterbitkan pada: 2023-10-13
Unduhan: 38
Tuna Rungu: No

Pratinjau subtitle Farsi Persian

200 baris pertama.

حوادث و شخصیت ها و روابط احساسی این سریال، تخیلی بوده و داستان کلی بر اساس واقعیت های تاریخی می باشد

خوبین؟

...بانو گیل چه

همسر عزیزم، برو کنار

حالتون خوبه؟ جاییتون آسیب ندیده؟

!خون

اما بانو...الان بهم گفتین"شوهر عزیزم"؟

...فقط یه بار چماقم رو می چرخوندم

سر بربرها بود که این طرف و اون طرف، پرت میشد

من جلوی سلاح بربرها جا خالی می دادم و اینور و اونور می چرخیدم... میشنوی؟

!موذمار

منم همینو میگم

فکر میکردم ترسوئه، چون نمیخواست به نیروهای داوطلب ملحق بشه

!شیاد

حس میکنم از همچین شیاد هایی ...خوشم میاد

میخوام هر از گاهی منو گول بزنه

منم موافقم

پس بعد اینکه از ارباب جوان یون جون جدا شدین، چیزی ازش نشنیدین؟

خیلی نگران نباشید، مطمئنم به سلامت وارد قلعه شدن

حتما همینطوره... مطمئنا

بربرها گفتن خبر نداشتن چنین قلچماچ قدرتمندی هم توی چوسان وجود داره

الان بهم میگن... قلچماق چوسان شنیدی؟

آره تو راست میگی- جدی میگم-

یکم قبل یه چیز عجیب شنیدم ...یکی منو صدا زد

!شوهر عزیز" ـش"

کی این حرفو زد؟

مطمئن نیستم، کار کی میتونست باشه؟ مگه شما نبودین، بانو؟

"شوهر عزیزم، برو اونور" مطمئنم خودتون اینو گفتین

واقعا که ارباب جوان، حتما از ترس بربرها، توهم زدین

خدای من- عجیبه، با صدای بلند و واضح شنیدمش-

جونگ جونگ شنیدی؟

...خب

کو جام، تو شنیدی؟

...خب، من

منو ببخشید، بانو اون ئه- بله-

شما اینو شنیدی؟ "شوهر عزیزم، برو اونور"

بله شنیدم

همتون عقلتونو از دست دادین؟

صبر کنین بانو

هی، هی، هی! چطور میتونی به عنوان یه خدمتکار، اینقدر کند ذهن باشی؟

خدای من

!واقعا که

چرا اون کارو کردین؟ چرا بهم گفتین شوهر عزیزم، برو اونور"؟"

ترسیدین صدمه ببینم؟ یا ترسیدی نکنه بمیرم؟

صبر کنین، مسئله‌ی مهمیه "واسه آخه بهم گفتین"شوهر عزیزم؟

آها، انگاری که همیشه منو به عنوان همسرت میخواستی

من؟ اینو میخواستم؟ که شما شوهرم بشی؟

!شنیدش هم قباحت داره

ترجیح میدم سرمو بتراشم و راهبه بشم ... تا اینکه زن شما بشم

!چقدر بد

قبلا بهتون نگفتم؟

من...علاقه‌ای به ازدواج ندارم

... من جوری زندگی میکنم که عاشقی واجبه، اما ازدواج یه انتخابه

!یه همچین چیزی

به خاطر همینه توی هر هشت استان یه معشوقه داری؟

چون یه لحظه هم نمیتونی از عشق دست بکشی؟

کی گفته من تو هر هشت استان یکیو دارم؟

بله، همه اینو شنیدن فکر کردین من خبردار نمیشم؟

پس خودشه، به خاطر همین بود که زنان نونگون ری باهام طوری رفتار کردن که انگار یه حیوون ـم

راستی، چرا میخواین یکی مثل من شوهر عزیز" ـتون بشه؟"

... عمدی نبود، اشتباهی از دهنم پرید

اشتباهی"؟"

بالاخره یادتون اومد؟

...خیلی واضح منو صدا زدین

شوهر عزیز"، اینو یادتونه؟"

...بانو

خیلی خجالت نکشید، مطمئنم از دهنتون در رفت ... چون توی اعماق قلبتون، به من

به عنوان شوهر آینده بالقوه تون فکر کردین ...در رابطه با همین موضوع

اگرچه من عهد کرده بودم مجرد زندگی کنم ...اما اگه اینقدر میخواین شوهرتون بشم

... یه لحظه فکر کردم شما ارباب جوان یون جون هستین

واسه همینم "شوهر عزیزم"صداتون زدم

معلومه بازنده‌ای که میخواد مجرد بمونه ... چنین حرفی نمی زنم

فکر کردین من ارباب جوان یون جون بودم؟

...بانگ دو نه- بله؟-

به لطف اونا، امشب یه جای گرم میخوابیم

بچه‌ات یکی از بچه های خوش شانسه باید اسمشو ده بوک بزاریم؟

ده بوک"؟"

یه بچه چطور میتونه انقدر خوشگل باشه؟ به خاطر اینه شبیه مادرش نیست؟

دقیقا

به چی دارین فکر میکنین؟

!ارباب جوان یون جون

!چه مرد رقت انگیزی هستین

منم همینو میگم

ممکنه ارباب جوان یون جون... به دو زنی که منتظرش هستن فکر کنه؟

...یا شاید

هنوزم فقط به پادشاه فکر میکنه؟ داشتم به این فکر میکردم

...در هر صورت، بابت اینکه

بهم گفتین فرار کنیم و نجاتمون دادین، ممنونم

وقتی قدردان باشم، تشکر میکنم

واقعا قدردان هستین؟

اگه قدردان هستین، این دفعه واقعا ...میتونین لب‌هاتونو بهم

دوباره شروع کردین؟

بانو، منو اونقدرا هم آدم جدی‌ای نیستم

راستش چنین عشق عمیقی، مثل احساسات شما به ارباب یون جون، واسه من خیلی سنگینه

...چیزی که میخوام

همونطور که قبلا گفتم لب‌های گرم شماست

من حتی وقتی خیلی تلاش می کنم نمی تونم با شما خوب رفتار کنم

...یه هوسباز حقیر و بی شرم که

!خدای من، مردک زن باز بی‌حیا

اسب و کجاوه رو پیش شما میزارم، میتونین واسه حمل بانگ دونه، ازش استفاده کنین

بله- کجا میرین؟-

ده بوک، بانوی جوان گیل چه، ترسناکه؟

بگیرش @moonriverteam _sns

باید برم دنبال کسی که به دنبالش بودم

پس ما چی؟

منظورتون چیه؟ فقط کاری که می کردین رو ادامه بدین

حتی می دونین چطوری از چاقو استفاده کنین، مگه نه؟

نمی تونین چنین وسیله مفیدی رو از دست بدین

...تا به حال ازش استفاده نکردم

...بانوی من

بهتون افتخار میکنم

چی بهتون گفتم؟

گفتم شما از محققانِ جوانِ ضعیف قابل اعتمادتر هستین

اگه بهش فکر کنین... شما کسی هستین که زندگی منو نجات دادین

از اونجایی که شما منو با ارباب جوان یون جون ...اشتباه گرفتین و سرم داد زدین تا گولشون بزنین

تونستم از دست بربرها، جون سالم بدر ببرم

میخوای همینطوری منو دست بندازی؟

هر وقت بالغ شدین...دست از اذیت کردنتون برمیدارم

بریم- ...خب-

دارم میرم

چه بری یا بمونی، برام مهم نیست

امیدوارم به سلامت از کوه‌ها رد بشن

جونگ جونگ، خیلی ضعیفه

گاهی وقتا، خیلی بدجنس میشین

نگران نباش، وضعش از تو بهتره

اونا پناهجو هستن؟

!انگار هیچی نخوردن

چی؟

!بگیر، یکم از این بخور

بیا بخور

به منم بده

شنیدم نیروهای سلطنتی فرمانده جونگ سه گیو با شکست سختی روبرو شدن

خب...الان دارید کجا میرید؟

باید بریم پیش اعلیحضرت

میریم به بربرها حمله کنیم و سرشونو برای اعلیحضرت ببریم

تلگرام و اینستاگرام -❤@moonriverteam_sns ❤-

شنیدم نیروهای فرمانده کیم جون ریونگ توی کوه کوانگ یو اردوگاهی تشکیل دادن

با ما نمیاین؟

بهتون گفتم علاقه‌ای به نجات پادشاه ندارم

ولی چرا ارباب جوان سون یاک و بقیه رو نمی بینم؟

زمان زیادی از شروع جنگ نمیگذره

ولی به این زودی، کشته شدن

تا به حال چنین احمقایی توی زندگیم ندیده بودم

درسته؟

با این اوصاف، مطمئناً همه‌ی اونا درست مثل ارباب جوان سان یاک می‌میرن

توی راه بانو اون ئه رو دیدم

بانوان جوان، از خانواده هاشون جدا افتادن و به تنهایی فرار میکنن

در امنیت هستن؟

...یه فکری کردم

چطوره دست از نجات دادن جون پادشاه برداری

و از بانو اون ئه، محافظت کنی؟

نمیتونم این کارو بکنم

منم باور ندارم که بتونیم بربرها رو شکست بدیم

...ممکن بود منم، قبل دیدن اعلیحضرت

!مثل سون یاک

با این حال، نمی دونم چطوری متفاوت از اون چه که بهم یاد دادن، زندگی کنم

تمام عمرم بهم یاد دادن، فضیلت یه محقق مبارزه کردن توی یه بحران ملی ـئه

وظیفه یه اطاعت از شوهرشه ...و فرزند باید در خدمت والدینش باشه

وفاداری رعیت به پادشاه اینها فضایل زیبای اخلاقی هستن

و مرد در عوض این اطاعتی که ازش میشه باید از زن و فرزندانش، محافظت کنه

اعلیحضرت و بزرگان وظیفه دارن از مردم محافظت کنن

ممکنه به خاطر نجات پادشاه بمیرم

...اگه به خاطر نجات پادشاه بمیرم

پادشاه از مردم محافظت میکنه

این تنها چیزیه که بهش باور دارم

بیایین باهم به کوه کوانگ یو بریم

من برای نجات پادشاه همراهیت نمیکنم

خب؟

!بول کوانگ

!بول کوانگ

...بول کوانگ

...واقعا نمیدونستم

منم مجبور میشم این کارا رو انجام بدم

دستام تاول زده @moonriverteam _sns

درد میکنه و سیاه شده

پس میخوای من جات انجامش بدم؟

انجام میدی؟- دیگه خیلی پررو شدیا-

البته، چون شاخه های خیس رو اونجا گذاشتین، دود میکنه

بانگ دو نه، بهت گفتم توی این سرما، بیرون نیا

سبزی تربچه خشک رو از قبل جوشوندی؟

خدای من، وقتی اونا رو جوشوندی یکم بهش نمک اضافه کن

آبشو خالی کن، بعدش سس سویا و روغن کنجد رو اضافه کن

فقط باید اونو خوب بجوشونی یکمی آب توش بریز

و بعد از چند جوش آماده ست

از وقتی به دنیا اومدم چنین غذایی نخوردم

...واقعا؟ پس من سهمت رو

منظورم این بود چون هیچ وقت امتحانش نکردم، واسم تازگی داره

روغن کجند یادت رفت

...برای خوش عطر شدنش باید روغن کنجد بزنی

...حتی خوش طعمش هم میکنه- الان روغن کنجدمون کجا بود؟-

اینطوری پیش بره، قبل اینکه بربرها ما رو بکشن، از گشنگی تلف میشیم

نیروهای داوطلب اومدن؟

...فرمانده کیم، ما به دستور

فقط همین چند نفرین؟

ببخشید؟

!شبیخون زدن

فرمانده، بهمون شبیخون زدن

میتونید بجنگید؟

بله، میتونیم

...تازه رسیدیم اینجا

More Farsi Persian subtitles for My Dearest

Komentar

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left