ヴァイオレット・エヴァーガーデン 外伝 - 永遠と自動手記人形 -
200 baris pertama.
دنیای انیمه تقدیم میکند
.اسم من ایزابلا یورک ـه
.اینجا هم زندان منه
اینجا هیچی جز یه عده دختر مریض احوال و .معلمهای زن پیدا نمیشه
.یه عده زن که با یه سری فنس که ارتفاعشون به آسمون میرسه محصور شدن
،دانشآموزایی که میان تو این مدرسه
.یه روزی به زور خانواده با یکی که حتی ممکنه خارجی باشه ازدواج میکنن
!منم یکی از همونا
،این دختره هرجا عشقش میکشه میره .برخلاف من
داستان فرعی وایولت اورگاردن
ابد و عروسک خودکار
.از دیدار با شما مفتخرم
.مشتری خداست.. پس هر جا که امر کند برای ایشان خواهم نوشت
،از طرف شرکت عروسکهای خودکار .وایولت اورگاردن هستم
کی حالا «دال» خواست؟
،با درخواست خانواده ـتون
.به خدمت گرفته شدم تا به موقفیتآمیز بودن دبیوتانت شما کمک کنم
دبیوتانت: اونطور که من متوجه شدم یعنی ظاهر شدن دخترای دم بخت .تو انظار عمومی برای اولین بار
!دبیوتانت؟
همهی سه ماه رو؟
بله؟
تا اون موقع، گفتوگوی رسمی، رقص، قوانین و هرچیزی که برای .یک بانوی جوان ضروری باشه رو، به شما آموزش خواهم داد
.آموزش هم از امروز شروع میشه
مگه یه دال همچین شغلی هم انجام میده؟
.خیر .شغل اصلیمون نامه نوشتن ـه
اگر خاندان سلطنتی دروسل معرفی ـتون نکرده بودن .رَد میکردم
!چقدر شاخ
!من از همچین آدمایی.. نفرت دارم
.شنیدم که بدن ضعیفی دارید
!بم دست نزن
...دستت
.مصنوعی ـه
.توی جنگ قبلی از دستشون دادم
از اون دالهایی که به خاندان سلطنتی خدمت میکنن؟
...نه .دال شرکتی هستم
.شرکتمون توی لایدنشفتلیخ ـه
لایدن؟
.کشوری در جنبو قاره
.از اینجا با قطار حدود 4 روز فاصله داره
.واسه خودت.. هرجای دنیا که میخوای میری
.چون ماموریت دارم
.حالا هر چی
.تا وقتی که ماموریتم تموم بشه خدمتتون هستم
!حواست باشه دختر خاله ـت نیستم ها
.غیر مسائل آموزشی حوصلهی دمخور شدن باهاتو ندارم
بازم که دمقی.. یعنی واقعا انقده کار سختیه؟
.یه درخواست واسه وایولت چان ـه .ازش خواستن که دختر یه خاندان سلطنتی رو آموزش بده
آموزش؟
...اونم سه ماه کامل
یعنی میخواستی درخواست خاندان سلطنتی رو رد کنی؟
...ولی سه ماه هم دیگه
میخواین گهگداری برم دیدنش؟
تو مدرسهی دخترونهای که ورود آقایان ممنوع ـه؟
مدرسهی دخترونه؟
.این نامهی عاشقانه چقدر شگفتانگیزه
.چند روز پیش درستش کردم
.شگفتانگیزه
.اگه دلت میخواد میدم به تو
!میگم.. اونو ببینید
عــه.. کی هستن؟
.بار اولیه میبینمشون
تو میشناسیش؟
...نه .منم نمیشناسم
.روز بهخیر.. خانم یورک
.روزبهخیر.. خانوم یورک
ایشون کی هستن؟
...چـ.. چیزه
.از امروز به بعد بهعنوان پیشخدمت بانو ایزابلا خدمتشون هستم
.وایولت میتونید صدام کنید
...عجب.. منم
.خانوم لانکستر هستید
.اسمتون رو میدونستم
.چه تواضع زیبایی داره
.بیشتر از پیشخدمت به شاهزادهها میخوره
.از چاقوی کناری استفاده کنید
هوم؟
.بانو.. دستتون وایساد
.بدون رنج گنج میسر نمیشود .اینم یه چیز ضروریه برای شما
...(من (بوکو
...بوکو نه.. لطفا از واتاکوشی استفاده کنید
هر دو توی زبون ژاپنی به معنی «من» هستن .ولی واتاکوشی رو معمولا پرنسسها و دخترهای خانوادههای پولدار استفاده میکنن
تیلور؟
!آجی
!تیلور
!تیلور عشق عشق آجی ـه
خانوم یورک.. شما قصد دارید به کدوم تالار برید؟
...آه
!مطمئنم میخواید به سالن خانوم لانکستر برید
دوک لانکستر با خانوادهی یورک تجارت دارن و
...و همینطور عمارت دروسل
...آه
...خیلی عذر میخوام
...بانو ایزابلا دچار ضعف بدنی هستند و
.توی یک دورهی طولانی خودشون تنها زندگی کردن
.الان در حال تلاش برای عادت کردن به زندگی اجتماعی هستن
یکم میتونید صبر کنید؟
!باشه
!شگفتانگیزه.. درست مثل شوالیههای توی داستانا
!بانو ایزابلا
.خیلی عذر میخوام که ازتون جدا شدم
...وقتی که نگاهت میکنم
...از خودم حالم بههم میخوره
...تیلور
!روزبهخیر.. خانوم یورک
.قراره با این خانوما به خوابگاه برگردیم و جشن چایی داشته باشیم
...اگه افتخار میدید شما هم
!خفه
الان.. چیزی گفتید؟
.خیلی عذر میخوام
پدرشون ازم خواستند که ایشون رو از هر .فعالیتی غیر از آموزشهای دبیوتانت منع کنم
!عین شوالیهی شاهزاده خانوم
.خیلهخب.. پس من مرخص میشم
.روز خوبی داشته باشید
!این دخترا چیزی جز خونوادهی منو نمیبینن
.واسه همین یه دیوار دور خودم ساختم
واقعا؟
!تو هم عین اونایی
.چون که از اولش مامور شدم
!الحق که تو از اون «همهچی تموم»هایی
.هیشکی شک نداره که از یه خانوادهی سلطنتی هستی
.من یتیم بودم
...هه
مطمئنی؟ سه ماه میخوای اینجا بمونی؟
زبونتو موش خورده؟
چون خودتون بهم گفتید که غیر از مسائل آموزشی .نمیخواید راجعبه هیچی باهام صحبت کنید
...همف.. پس فقط این دفه
شرکتمون غیر از من دالهای دیگهای هم داره و
-به همین دلیل هم کار راه
!منظورم این نبود
کسی نداری که دلت بخواد ببینیش؟
!هومم.. پس داری
...کسی هست که دلم بخواد ببینمش، ولی
.امکان دیدار باهاش ندارم
!پس باشه
یعنی در چه حال ـه.. وایولت چان؟
...تیلور
...نه.. وایولت هستم
حالتون خوبه؟
...اوه
نخوابیدی؟
...چون آموزش استقامت رو قبول کردم
!نتونستم بخوابم
.مشکلی نیست
...میگم
.چیزه.. از حالا به بعد میخوام با آدمای همسن خودم معمولی صحبت کنم
.مشکلی نیست
ولی منظورتون از معمولی صحبت کردن چیه؟
...همم.. مثلا
چیزی شد؟
...صبح شده و باید آماده بشیم
.مدرسه دیر میشه
...در حقیقت توی این مدرسه
.هم میتونید رقص مردانه و هم زنانه یاد بگیرید
.بانو ایزابلا.. شما اول از بخش زنان شروع میکنید
.بخش مردانه رو هم من انجام میدم
.ولی من نمیتونم پا به پات بیام
...رمز خوب رقصیدن اینه که
.آهنگ رو بدون هدر دادن هیچ نیروی اضافیای دنبال کنید
...بانو ایزابلا
.میگم.. بیا با هم حموم کنیم
.خیلی ممنون
!دوستا با هم میرن حموم
واقعا اینطوره؟
!آره آره.. دقیقا همینطوره
پس.. باشه؟
!بیا
...راستش بار اولمه
.که اینطوری با یکی دیگه حموم میکنم
واقعا؟
!بیا اینجا
اینم به خاطر دوست بودن ـه؟
.نمیدونم
.با خواهرم اینطوری میخوابیدم
واقعا؟
!بیا تیلور
خوشمزه ـست؟
...آجی
چرا...؟
...اوه
...بیسیک استپ رو تقریبا یاد گرفتید
.از امروز روی وریئیشن کار میکنیم
.تموم شد
.ممنون
!میگم.. همیشه موهات همین مدلی اند
.بله
ایزابلا ساما؟
!حالا تو هم
!نمیشه.. به درس صبح نمیرسیم
!حالا ول کن تو هم
.خواهرمو.. زیاد موهاشو میبافتم
!موهات عین مخمله
!کُلی ازت میخرن
مگه مو فروشیه؟
!نه! نمیفروشم
!بگیر.. تموم شد
چطوره؟
.توی حرکت احتمالا مزاحمم بشن
!واقعا؟ به این خوشگلی
...پــــس.. اینطوری
!بفرما! شاخای آقا ببعی
No comments yet. Be the first to leave one.