Vidheyan

Vidheyan (വിധേയൻ)

Unduh Subtitle Farsi Persian

Informasi rilis

Vidheyan 1993 Persian
Komentar oleh Bardia13
آیدی تلگرامی مترجم، Mrmovie13

Tag

other
Diterbitkan pada: 2022-08-26
Unduhan: 44
Tuna Rungu: No

Pratinjau subtitle Farsi Persian

200 baris pertama.

بیا اینجا

بیا اینجا حرومزاده

توی دستت چی داری؟

هیچی

پس چرا قایمش کردی؟

می‌خوای برینی؟

در برابر آدمای محترم ادب نداری؟

بیا نزدیک

ارباب، بهم رحم کن

همون لحظه‌ای که دیدم اونجا نشسته

فهمیدم دنبال دردسره

چه جایی هم انتخاب کرده

پاشو عر عرو

اهل کجایی؟

وایاناد

مهاجری؟

کجا زندگی می‌کنی؟

ایچی لامپادی

به چه مقدار زمین دست درازی کردی؟

حدود پنج هکتار

پس باهوشی

تنها زندگی می‌کنی؟

یه زن هم دارم

ایول، جوونه؟

چند سالشه؟

نشنیدی ارباب؟

حدوداً ۲۵ سال

خوشگله؟

حرف بزن عر عرو

جذابه؟

باید باشه

دروغگو، گم شو

نه، از این سمت

پشتت رو نگاه نکن

تیکه تیکه‌ش می‌کنم

ارباب فرستاده دنبالت

اون کی باشه که منو فرا بخونه؟

مگه نمی‌خوای اینجا زندگی کنی؟

لباس کهنه و کثیفت رو در بیار

اینو بپوش

یه لباسِ ساری هم بده

اندازه‌ی زنت می‌شه

تو بهم دروغ گفتی

اومنا خوشگله

دروغ گفتن به من رو تکرار می‌کنی؟

نه ارباب

از امروز، به عنوانِ متصدی بار کار می‌کنی

با وارکی برات هماهنگ می‌کنم

.هر چی شما بگی

وسوسه کننده‌ست، مگه نه؟

اصلاً از هیچی نمی‌ترسن

کاش می‌شد یه مشت بردارم

این گناهه، اون ماهی‌ها برای الهه هستن (خدای مونث)

اگه بهشون دست بزنید کله‌تون می‌ترکه چه مسیحی باشید چه مسلمون

مادر، مرا فیض عطا فرما

دادنِ برنج و ذرت به ماهی‌ها از دید الهه کارِ شایسته‌ایه

رودخونه می‌تونه خشک شه یا طغیان کنه، ولی ماهی‌ها هیچ فرقی نمی‌کنن

شگفت انگیزه، مگه نه؟

مادرِ آسمانی، برای منحرف شدنِ افکارم منو ببخش

از اینا بهشون غذا بده فقط اینجوری می‌شه توبه کرد

دعوا نکنید برای همه‌تون هست

شاید برای مشروب اینجوری شدم دستام ثابت نیستن

یه عالمه پرنده دریغ از یه شکار

خفه شو کودن

اینو نگه دار

تو هم می‌خوایش؟

نه ارباب

پس گم شو کودنِ بو گندو

چی شده؟ امروز زود تعطیل کردید؟

اومنا، چی توی فکرته؟

هیچی

میای از اینجا فرار کنیم؟

بریم کجا؟

توی وایاناد موفق نشدیم و اینجا رو امتحان کردیم

حالا کجا بریم؟

من دیر ازدواج کردم

باید مجرد می‌موندم و تو رو از بدبختی نجات می‌دادم

چون مهریه نخواستی و مردم کمک کردن تونستیم ازدواج کنیم

آخه کی با کسی که یه لباس عروس هم نمی‌تونه بخره ازدواج می‌کنه؟

باید واقع بین می‌بودم

یا خودم همه چیز رو تموم کنم

به این چیزا فکر نکن

هر چیزی که بشه، ما باید با هم زندگی کنیم

درد می‌گیره محکم نزن

چیه؟

ازتون کمک می‌خوام ارباب

اسم زمینم هنوز صادر نشده

لطفاً پرونده‌ی من رو در نظر داشته باشید

بعداً نشونم بده

اون زنمه ارباب

دو تا بچه‌مون رو ول کرد تا با این مرد فرار کنه

بچه‌هام غرق در اشک بودن و رفتم دنبالش بگردم

توی مرکارا پیداشون کردم

خیر سرت مَردی زنت چرا باید فرار کنه؟

نمی‌تونی کنترلش کنی؟

بازش کنید

بیا اینجا

من رو نکُشید

نکُشیدش ارباب

پاشو

گم شو، دیگه اینورا پیدات نشه

زدنِ زن، قباحت داره

وگرنه تو هم لایقِ همین مجازاتی

مراقب رفتارت باش

دیگه نبینم ازت شکایت بشه

ساروجا، پسرمون اومده

دیگه نمی‌خوام توی کونور درس بخونه

باید توی یکی از مدرسه‌های همین جاها ثبت نامش کنیم

نباید به فکرِ آینده‌ش باشیم؟

مگه فقط برای این تعطیلات بر نگشته خونه؟

دست‌هاتو بشور و بیا

تا شب می‌مونی؟

باید برم، یه موکل منتظرمه

شنیدی شوهرت چی گفت؟

شنیدم، حتی فکرشم نکن که اینجا درس بخونه

بهتره دور از اینجا باشه

خوب نیست که بدونه اینجا چه چیزایی در جریانه

حداقل می‌تونی بهش بگی

زمونه عوض شده

آدما نمی‌تونن مثلِ گذشته‌ها زندگی کنن

از بس بهش گفتم خسته شدم

اون به حرفِ هیچکس گوش نمی‌ده

تومی

پدر داشت دنبالت می‌گشت

درود بر عیسی مسیح

متبارک باد خداوند

چرا به کلیسا نمیای؟ نیاز به اعتراف کردن نداری؟

اصلاً وقت نداره، یه ثانیه هم اربابش رو ترک نمی‌کنه

باید شرمنده باشی

اون قبلاً اینجوری نبود قبلاً گناهکار نبود

چاپلوسی می‌تونه به هر کاری وادارش کنه

مردمِ خودمون اینجوریش کردن

بهش زن و مشروب می‌دن و راه خودشون رو هموار می‌کنن

خیلی جیگره ارباب

ولی اون پسرِ کوتوپاری و عروسش هستش

که چی؟

چرا به این دلیل متوقف شیم؟

بیخیالش شید، خیلی دردسر داره

بذار خوش بگذرونیم ارباب، ما با تو هستیم

خیلی خب

کوتوپاری اینجا بود

عروسش

ساروجا

نمی‌ذاری هیچکس در آرامش زندگی کنه؟

چند بار بهت بگم که به نصیحت نیاز ندارم؟

مرگ رو به این زندگی ترجیح می‌دم

کجا بودید قربان؟

نگرانید؟

برادرم امروز صبح با کامیونش به شهر رفت

ولی هنوز بر نگشته

قرار بود ظهر برگرده

شماها ندیدیدش؟

خبری از یه تصادف نشنیدید؟

این یارو کیه؟ چرا انقدر بهش احترام می‌ذاری؟

پدرته سگِ کثیف؟

ارباب، این آقای یوسف هستش یه تاجره، ثروتمنده

برادرش گم شده

مگه برادرت اینجاست که به ما می‌گی؟

بفرما آقای پولدار

ارباب، اون از خودمونه لطفاً ببخشیدش

یه آدم پولدار که این وقتِ شب دنبال برادرش می‌گرده

ارباب، چرا با کسی که نمی‌شناسید اینجوری رفتار می‌کنید؟

مگه چی‌کار کرده؟

آقای پولدار جرات کرده که مزاحم بشه و اوقاتم رو خراب کنه

تو هم حواستو جمع کن

اگه دوباره امثالِ اینو بیاری خودتم همینجوری می‌زنم

ارباب، به خدا من نگفتم بیاد

......برادرش

خفه شو سگِ کثیف

قربان، قربان

اشتباه برداشت نکن قربان

من تقصیری نداشتم

چی شده؟

ارباب

توی سبدت چی داری؟

شکر زرد از طرف سامی گوشت گوزن از طرف وارقی

نونِ صحرایی از طرف ماریا ترشی از طرف کوتوپاری برای بانو

اون بی شرف از اینجا ببرش

بانو ساروجا

تشنمه بانو، آب چلو آماده‌ست؟

الان بهت می‌دم توی سبد چیه؟

لطفاً بردارید، پر از شکر و گوشت گوزن و چیزای دیگه‌ست

با عشق داده شدن؟ یا با ترس؟

نمی‌خوام بردارم

سطل پر نمی‌شه

چاه داره خشک می‌شه

یه عالمه نهال باید آبیاری بشه

یه جا به همه‌شون آب نده

صبر کن آب جمع شه

بهت برنج بدم؟

چون منتظرت نبودم کارِ خاصی نکردم

ناهارمو خوردم

توی خونه‌ی ارباب؟

آره، مگه بانو می‌ذاره با شکمِ خالی بیرون برم؟

ببین، همه‌ی اینا رو برای تو فرستاده

مزه‌ی ترشی‌هایی که دیروز دادی

و چیزایی که کوتوپاری فرستاد یکسان بود، چرا؟

کوتوپاری با زنت رابطه‌ی مخفیانه‌ی عاشقانه داره؟

راستشو بگو

ارباب

Vidheyan subtitles in other languages

Komentar

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left