200 baris pertama.
آمارندرا باهوبالی، یعنی خودِ من
همراه با مردم بیشمار ماهیشماتی و ثروتهاشون
محافظِ شرف و جان
و فرمانده کل ارتش مهاراجه بهالالادِو
در حالی که به وظیفهی مقدسم ادامه میدم
حتی اگه مجبور شم جونم رو فدا کنم، تردید نمیکنم
با شاهد گرفتنِ ملکه مادر، شیواگامی دِوی
این قسم رو یاد میکنم
آقا، چرا درش آوردی؟
شبیه بچگیهای کاتاپا شده بودی
ببخشید
بانتو
شبیه باهوبالی نشدم؟
شبیه پرابهاسِ کوتولهای شدی که دامن رانویر سینگ رو پوشیده
آقای سانی سانسکاری، این مسخرهبازیها چیه؟
آقای بانتو، این مسخرهبازی نیست
فیلم محبوب آنانیا باهوبالیئه. اوه
واسه همین میخوام به سبک باهوبالی ازش خواستگاری کنم
خب، اگه فیلم محبوبش «کوی میل گیا» بود چی؟
میخواستی بشی «جادو» و ازش خواستگاری کنی؟
نه، میشدم روهیت
عاشقتم آنانیا
واقعاً عاشقتم
گوش کن
در مورد آنانیا مطمئنی، نه؟
ببین سانی، ازدواج تعهد خیلی بزرگیه
اولین بار که دو سال پیش دیدمش
همون موقع مطمئن بودم که فقط اسم اون
روی کارت عروسیم چاپ میشه
ببخشید خواهر
پشتت رو نگاه کن
سلام
سلام
مشکلی پیش اومده؟ انگشترم افتاده
اگه میدادی ما برات میساختیم، عمراً نمیافتاد
چی؟
بانتو
دارم دنبال انگشتر میگردم
بابا همیشه بهم یاد داده که توی هر عروسی
همیشه یه کیسه با یه انگشتر و یه دستبند همراهم باشه
امروز اون کیسه قراره به درد بخوره
پیداش کردم
این انگشتر من نیست. میدونم
این انگشترِ شماست
اما روی انگشتِ لایقِ پنج قیراطیِ شما
اون الماسِ تک قیراطی فیک به نظر میرسه
اونم با کیفیت VS1
این انگشتر تکنگینِ برندِ سانسکاریه
دو قیراط، با کیفیت VVS2
برای شما، از طرف من
مجانی
راستی، فیلم مورد علاقهت چیه؟
باهوبالی. واسه تو چی؟
باهوبالی
دو
اوه واقعاً؟
فکر میکنی قسمت سومش رو هم بسازن؟
وقتی میخندی دقیقاً شبیه جوهی چاولا میشی
اون بازیگر مورد علاقهی مامانمه
جدی؟
و حالا، دو سال بعد
وقت خواستگاریه
مجسمه از طلاست؟
مجسمهی گِلیه، روش روکش طلا زدن
اصلاً روحش خبر داره که چنین خواستگاری مجللی براش راه انداختی؟
طفلک تازه از ایتالیا برگشته
مستقیم از فرودگاه داره میآد اینجا
سورپرایزه
گوش کن، وقتی ازش خواستگاری میکنم
و اون اشکش درمیآد و میگه «وای خدای من سانی، باورم نمیشه»
تو بلافاصله ازمون عکس میگیری
و با یه آهنگ از «ایپی دیلون» همون موقع پستش میکنیم
#بلهروداد #شانانیا
نه
نه؟
نه
«نه» واسه چی؟
این خیلی خجالتآوره
نه به ازدواج
چرا؟
کی گفتم که برای ازدواج آمادگی دارم؟
عزیزم، ما دو ساله که با همیم
مرحلهی بعدی طبیعتاً ازدواجه، مگه نه؟
کدوم مرحله سانی؟
مگه داریم مسابقهی تلویزیونی میدیم؟ نه
منظورم اینه که بعد از دوستی، مرحلهی بعد ازدواجه
توی هر رابطهای
من از همون اول داشتم میگفتم
«سانی، ما توی رابطه نیستیم. ما توی سیتوئیشنشیپ هستیم.»
یه لحظه صبر کن
س... ی... ت
سیتوئیشنشیپ دیگه چیه؟
سیتوئیشنشیپ یعنی با هم میگردیم ولی رابطهمون جدی نیست
و اگه احیاناً این شرایط تغییر کنه
وضعیت رابطهمون هم تغییر میکنه
سیتوئیشنشیپ
شرایط ما که عوض نشده، درسته؟
عوض شده
من نمیتونم باهات ازدواج کنم
داری بهم صدمه میزنی
ما خیلی همدیگه رو دوست داریم
و پدر و مادرت هم خیلی منو دوست دارن
آنانیا، تو میتونی کیسهای خیلی بهتری از سانی داشته باشی
تو خیلی باهوشتر و باکلاستر از اونی
و اصلاً واسه اینکه یه ازدواج به سرانجام برسه، عشق کافی نیست
چی؟ و عزیزم، پاندیت جی گفته
که خانوادهی سینگ دنبال یه مورد مناسب برای پسر کوچیکشون هستن
و خوشبختانه، از بیوگرافی تو خوششون اومده
پسر خیلی باکلاسیه
از نظر قیافه شبیه کوهلیه و اخلاقش مثل دراوید
همیشه بهترینِ میدونه
فقط یه بار ببینش
دیدیش؟
آره
نه گفتن به مامان غیرممکنه
کی دیدیش؟ کجا؟
توی ایتالیا
اسمش ویکرام سینگه. اهل دهلیه
خوشتیپه؟
نگو که
سانی، من رفتم اونجا که ردش کنم
اما وقتی همدیگه رو دیدیم
یه اتفاقی افتاد
یه اتفاقی افتاد یعنی چی؟
یعنی... اونقدری اتفاق نیفتاده
که بتونم به آینده فکر کنم
اما قطعاً اونقدری بود که بخوام بهش یه شانس بدم
آنانیا، خواهش میکنم. آنانیا، نه سانی
من عوض میشم. آنانیا، نه
دیگه این کارها رو نمیکنم آنانیا. سانی، متاسفم
من عاشق موهاتم. لطفاً سانی
فقط احساساتی شدی. معذرت میخوام سانی
گوش کن به حرفم، من اومده بودم اینجا
گوش کن... که باهات بهم بزنم. سانی
واقعاً متاسفم
نه، خواهش میکنم. آنانیا نرو
به خاطر باهوبالی
کاتاپا، برو دنبالش
خواهش میکنم
آنانیا
سانی، مجسمه
سانی، خوبی؟
این ویکرام سینگ کیه دیگه؟
اهل دهلیه. بیزینس خانوادگی دارن
صادرات پوشاک. نمیخوامش
گردش مالیِ یک میلیارد دلاری. یک میلیارد؟
یک میلیارد دلار یعنی چقدر؟
هشت هزار کرور
هشت هزار
قهرمان گلفه
منم قهرمان پیکلبالم
عمو، تو خیلی بد بازی میکنی
خیلی خوشحالم که خیریهی مِگا شِری
منو برای جشن روز کودک دعوت کرده
همراه با ویکرام
داریم به ۱۰ هزار دختر، بورسیهی تحصیلی میدیم
روز کودک
لبخند بزن
چه پسر متین و باادبی
معلومه آنانیا زده به هدف
حتی منم بودم باهاش ازدواج میکردم
چرا ناراحته؟
بهم زدن. آنانیا ولش کرد
بیخیال! ما همین الان ۲۰۰ هزار تا خرج کردیم
واسه اون نمایش باهوبالی
خب فاکتورش رو با مالیات بفرست واسه آنانیا
حالا که بهم زدن
میشه این یونیفرمها رو عوض کنیم؟
این رنگ سبز افتضاحه
سبز نیست، سبز پستهایه
ایدهی این یونیفرمها هم مال آنانیا بود
اون برمیگرده مامان
برنمیگرده
آنانیا واقعاً داره ازدواج میکنه؟ آره
فکر کردم فقط میخواد چند روز کلاس بذاره
بعدش با لبخندِ جذابم خرش میکنم
ببین سانی، لبخندِ میلیون دلاریِ تو
جلوی شرکتِ میلیارد دلاریِ اون پسره کم آورده
آنانیا از اون دخترا نیست
جدی؟
دو سال تمام تو رو توی اون رابطه بلاتکلیف کشوند
و فقط بعد از سه هفته داره با ویکرام سینگ ازدواج میکنه
ویکرام میدونه آنانیا با من چیکار کرده؟
حتی اگه بفهمه هم، مگه چی میشه؟
خودش هم عین همینه. دقیقاً مثل هم
دو هفته پیش خودش هم تازه بهم زده بود
اسم اون دختره رو بهم بگو
اسمش رو بگو
تولسی کوماری
اسمش اینه؟
تولسی، باز که داری گریه میکنی
بهت گفتم گریه نکن
این چیه؟
ساکت باش. کاملاً ساکت! باشه؟
دیگه گریه زاری تعطیل
تو تا حالا واسه کسی گریه نکردی؟
چرا، معلومه که گریه کردم
سر خاکِ آشوکا گریه کردم
آشوکا کیه؟
سگم
No comments yet. Be the first to leave one.