199 baris pertama.
زیرنویس
و
ترجمه
A
m
i
n
.
F
A
n
i
m
W
o
r
l
d
.
N
e
t
K
o
n
a
n
_
S
کلیفات پوسیده
m 75 160 l 1153 171 1152 282 74 265
m 75 160 l 1153 171 1152 282 74 265
m 75 160 l 1153 171 1152 282 74 265
. این فیلم شامل صحنه هایی میشه که ممکنه به مزاج برخی از بینندگان خوش نیاد ، دیگه هر جور صلاح میدونید
مطمئنی داریم راهُ درست میریم ؟
. دارم ردِ باقی مونده ی انرژی روحی ترول ها رو میگیرم
. مطمئنم
باقیمونده ؟
هی ، از اونای دیگه هم میتونی چیزی رو حس کنی ؟
. هنوز نه
، همینجور دارم صداشون میزنم . اما به نظر میاد که هوشیاری ـشون رو از دست دادن
. اما نگران نباش
، تا وقتی که اون لباس های نقره رو دارن . ترول ها نمیتونن مستقیماً بهشون دست بزنن
. صبر کنید
. بسپارینش به من
اوـ ... اون دیگه چه جور قیافه ای بود ؟
!قیافه ؟
... بووو
. از همین میترسیدم
اینجا قلمرو معنویه . و بدترین قسمتش
، اینجا کلیفات ـه . منطقه ی تاریکی در قلمرو معنوی
. بطور عادی ، غیرممکنه
قلمروهای معنوی و مادی . نباید تو این حوزه با هم انطباقی داشته باشن
، حالا که چشمام با محیط سازگار شده . میتونم کلی چرت و پرت های عجیب غریب ببینم
. منم
. این طرف
. لونه ی ترول ها پشت اینجاست
. اینجا داغون تر از این حرفاست
. دوباره باید اونا رو صدا بزنم
... کاسکا
ما کجاییم ؟
! کاسکا
! فارنیز ! کاسکا
! شیرکه
! خدا رو شکر ، بالاخره تونستم باهاشون ارتباط بگیرم
شما 2 تا حالتون خوبه ؟
. بله
راستی ، ما کجاییم ؟
... اینجا هوا خیلی خفه ـس
چی شده ؟
! اُود فارنیز یدفعه قطع شد
. به نظر میاد یه چیزی پیش اومد که براش جالب نبوده
! باید عجله کنیم
. فارنیز ، آروم باش
، تا زمانی که لباس نقره رو داری . اتفاقی برات نمیوفته
... اینو میدونم ، اما
! کاسکا ، بیا بالا
! زود باش
حالت خوبه ؟
. آره ... چیزی نبود
. نگران نباش
... من از تیغه ی چاقوم برای محافظت از بقیه استفاده میکنم
! آروم باش
. همونجا که هستی بمون
! توجه ـشون رو جلب نکن
... کمک ... کمکم کنین
... نه ، بس کن
... چیزه
! نه
! اوه ، نه
چی شده ؟
! ترول ها پیداشون کردن
! باید عجله کنیم
. وایسین
. باید حواسشون رو از اُود ـمون پرت کنم
. حالا
. ایول
چیکار کردی ؟
، کنترل کردن اُود جزئی از جادوگری ـه . هر ساحره ای میتونه اینکارو بکنه
. به نظر راحت میاد
حتی دزدها هم میتونن یعنی ؟ ! یاد بگیر شاید به کارت بیاد
! کاسکا
... دلم میخواست گرد بشم و خودمُ مثل یه توپ جمع کنم
! نه
! پشت من بمون
! اما گرمای اون پشت سرم ، نمیزاره اینکارو بکنم
من به هیچ دردی نمیخورم و این اولین باریه که . یه نفر از خودم ضعیف تر بهم تکیه کرده
، نگاه توی چشماش که خبر از هیچ جا نداره ! مانع این میشه که بخوام اینکارو بکنم
... نکنه این تاوان کارایی که کردم یا
. ببخش طولش دادیم
! گاتس
تو خوبی ؟
! بـ ... بله
سرپیکو کجاست ؟
. واسه حرکت کردن زیادی درد داشت
. خطر مرگ دیگه تهدیدش نمیکنه
. بهش قول دادم که برت گردونم
! اهالی روستای اِنوک ، اومدیم تا نجاتتون بدیم
. باید خیلی سریع از اینجا بریم
. دنبالم بیاین
... کمکمون کنین
یعنی قراره نجات پیدا کنیم ؟
! صبر کنین ، اینجا بچه هم هست
! زود باشید
. هنوز یه عالمه ـشون موندن
! تعدادشون از مال دهکده بیشتره
. من اونا رو عقب نگه میدارم
! تو روستایی ها رو بردار و برو
! نه ! بدون کمک جادو ، نمیتونی از پس همشون بربیای
! ایندفعه دیگه میمیری
! بسپارش به من
. مواظب کاسکا باش
. باشه
... فارنیز
. تو واقعاً خیلی بهم کمک کردی
. ازت ممنونم
... نه ، من
. بیاین ما بریم
... ایزیدور
، از تو کیسه که درشون آوردی روشنشون کن . تا 3 بشمار ، بعد پرتش کن سمت دشمن ، منفجر میشه
. تو نیروی پشت سنگر باش
. از زن ها محافظت کن
... اما من
! راه بیوفت
. الان وقت حرف زدن نیست
. تو میدون جنگ ، با سلاح ، حتی یه بچه هم جزو نیروها حساب میشه
. اگه نمیشد ، روت حساب باز نمیکردم
. نبینم خراب کنی
! باشه ! خیالت تخت
! یکی به خودت بگه ! نری بمیری
. خب حالا ... شروع میکنیم
. اینا رو نگاه ، عین سوسک از در و دیوار دارن میان بیرون
. چاره ای واسم نذاشتن
... گمونم 100 تا مَرد رو بتونم پشت سر هم درو کنم ! نه ، حیوون که باشن ، بیشتر هم میتونم
. گشنه ـین ، نه ؟ زود باشین
. دست کم نصف ـتون تو ضرب اول رفتین
! همگی زود باشید
! 1 ... 2 ... 3
! ایول
! استادِ اینجور کارایی
! طاقت بیار
! زود باش ، بلند شو
چی شده ؟
! هیچی
. بیا بریم
! وایسین
چی شده ؟
. ما محاصره شدیم
. تا جلو 13
. تا عقب 7
نمیتونی مثل قبل حواسشون رو پرت کنی ؟
! با این تعداد نمیشه
. اگه سپر ایجاد کنیم نمیتونیم به حرکت ادامه بدیم
! باید از بینشون رد بشیم
، من جلویی ها رو پوشش میدم . ایزیدور ، تو برو سراغ دسته ی پشتی
! تا با هم ؟ خوبه 7
! ببینم چه میکنی
! برو ! برو
. وقت ندارم که بخوام طلسم بزرگی رو به کار بگیرم
! اومدن
چی شده ؟
! یه چیزی با سرعت باورنکردنی داره نزدیک میشه
!چه خبره ؟
اون چی بود ؟
... اون
... فکر کنم خودشه
... این احساس
! دیگه تقریباً رسیدیم
، گاتس ، دیگه تقریباً همگی به خروجی نزدیک شدن . تو هم باید عجله کنی و زودتر بیای بیرون
کاسکا ؟
... اون
چی شده ؟
... خب
! شیرکه
دیگه چی شده ؟
... اون
! گاتس
این چی بود الان ؟
! گاتس
No comments yet. Be the first to leave one.