200 baris pertama.
به هيئت تعظيم کن
اين پسره است
اينجا در نوانخانه به دنيا اومد به مزرعه تحت نظر کليسا رفت
امروز 9 ساله ميشه وقتشه که برگرده
اسمت چيه پسر؟
- اليور توئيست - چي؟
اين پسره يه احمقه به من گوش کن پسر
فکر کنم بدوني که يتيمي
يعني چي؟ پسره يه احمقه، فکر کردم که بود
ميدوني که پدر يا مادري نداري
و توسط بخش پرورش پيدا کردي، ميدوني؟
- بله آقا - براي چي گريه ميکني
اميدوارم که هر شب دعاهات رو بگي
براي اونايي که بهت غذا دادن و مراقبت بودن
مث يه مسيحي
- بله آقا - خُب
تو اينجايي که درس
و يه کار مفيد ياد بگيري
اينور، داري کجا ميبريش؟
از پسر کناريت ياد بگير
- چي ياد بگيرم آقا؟ - ياد بگير که پسماند الياف رو جدا کني
پسماند چيه آقا؟
اينقدر سوال نپرس
پسماند، ريشه نخهاييه که جدا نشدن
و ازشون در کشتي هاي پادشاه استفاده ميشه
تو داري به کشورت خدمت ميکني
حالا کارتو بکن
تمومش کن تام، ما داريم ميخوابيم
- نميتونم، خيلي گرسنم - ما همه گرسنه ايم
آره، ولي من ميترسم
از چي؟
چرا؟ چرا؟
ميترسم رفيقي که کنارم خوابيده رو بخورم
خداي من
براي برکت دادن به اين غذاي خوب و زيبا
که براي ما ايجاد کردي
ازت تشکر ميکنيم، آمين
آمين
خواهش ميکنم، کمي بيشتر ميخوام آقا
چي؟
خواهش ميکنم، کمي بيشتر ميخوام آقا
به مستخدم بگو بياد
آقاي ليمبکينز
منو ببخشيد آقا
اليور توئيست غذاي بيشتري ميخواد
بيشتر!؟
آقاي بامبل، خودت به اين قضيه برس و جوابشو بهم بده
اون بعد از اينکه شام خورده غذاي بيشتري ميخواد؟
بله آقا
اين پسر اعدام خواهد شد
پنج پوند و يه پ
وقتي ميگم واه يعني واه
سلا ... سلامتي
شاگ ... شاگرد
پنج پوند
باز کردن لوله بخاري شغل کثيفيه
پيش از اين پسراي جوون در دودکشا خفه شدن
چون قبل از سبک کردن دودکش اونو خيس ميکنن
که يه کار کنن دوباره بيان بيرون که باعث دود ميشن
دود پسرا رو خواب ميکنه و اون همون چيزيه که ميخواد
پسرا خيلي تنبلن آقايون
اما هيچي مث يه آتيش داغ باعث بيرون اومدنشون نميشه
کاملاً انساني
چون اگه در دودکش گير کنن
سوختن پاهاشون باعث تقلا واسه آزاديشون ميشه
بله
فکر کنم باز کردن دودکشها رو دوست داشته باشه
اون کار تو رو دوست خواهد داشت
پس من قرارداد رو امضا ميکنم
تا تبديل بشه به
شاگرد آقاي گامفيلد
پسرم
پسرم، به نظر لاغر و رنگ پريده مياي
چي شده؟
خواهش ميکنم آقا ... خواهش ميکنم آقا
چي شده پسرم؟
نه الان نه
نه ... نه
بگو پسرم، نه چي؟
خواهش ميکنم منو با اين مرد وحشتناک نفرستيد
از بين همه يتيمهايي که تا حالا ديدم
- ادامه نده - بله آقا
ادامه نده
نه نه خارج از درخواسته
ما اين قرارداد رو انجام نميديم
پسره رو ببر
و با مهرباني باهاش رفتار کن
تون اينو ميخواد
من فشار دو خانمي که ديشب مُردن رو گرفتم آقاي بامبل
شما پولتون رو درمياريد آقاي سوربري
اينطور فکر ميکني؟
قيمتي که بوسيله هيئت اجاره داده شده خيلي پايينه
تابوت ها هم هست
به هر حال خبر نداري کي يه پسر ميخواد؟
جملات آزاديخواهانه آقاي سوربري جملات آزاديخواهانه
حالا داري ارباب جديدت رو ميبيني
اون کلاه رو از جلوي چشمات بردار
سرت رو بالا نگه دار
چشماتو خشک کن
- تويي بامبل؟ - فرد ديگه اي نيست آقاي سوربري
من اون يتيمو آوردم اليور توئيست
پس اين اونه، نه؟
خانم سوربري
عزيزم، ميشه يه لحظه بياي اينجا؟
اليور توئيست
چطور يه يتيم اسم داره؟
- من واسش اسم گذاشتم - تو، آقاي بامبل؟
بله آقاي سوربري
من براي بچه هاي سرراهي به ترتيب الفبا اسم ميذارم
قبلي حرف "س" بود
اسمشو گذاشتم سابل
اينم "ت" بود گذاشتم توئيست
بعدي که بياد ميشه اونوين
و بعدي ويلکين
من اسما رو به ترتيب حروف الفبا ميذارم تا برسم به ز
تو شخصيت خيلي خوبي داري مرد
خُب، خُب
- ممکنه باشم - خانم سوربري
اين يتيم از کارگاهه
بيچاره، اون خيلي کوچيکه
اما بزرگ ميشه خانم سوربري، بزرگ ميشه
بله حتماً ميشه، با غذا و نوشيدني ما
پسراي نوانخانه خرج زيادي برميدارن
برو طبقه پايين، تو يه تيکه استخوني
اينجا، شارلوت
به اين پسر کمي از ته مونده غذاي سگو بده
فکر کنم اشکالي نداره که بين تابوتها بخوابي
البته مهم نيست بخواي يا نخواي
جاي ديگه اي واسه خواب نداري
درو باز کن
- تو پسر جديدي؟ - بله آقا
- چند سالته؟ - ده سال آقا
پس وقتي بيام داخل ميزنمت، تو از نوانخانه اي
ببخشيد آقا، شما در زديد؟
آره
شما تابوت ميخواين آقا؟
- فکر کنم منو نميشناسي - نه آقا
من نوا کلايپول هستم و تو هم زيردست مني
حالا پشت دري رو بردار
از صبحونه ارباب يه کم واسه خودت نگه دار
گوشه مال تو و زود باش
اونا ميخوان حواست به مغازه باشه، ميشنوي؟
ميشنوي کارگر؟ در گوشه
اوه، آقاي نوا، پسره رو ولش کن
تنهاش بذارم؟
چرا همه اونو تنها ميذارن
پدر و مادر و همه فاميلش اونو تنها گذاشتن
پس اون به کسي نياز داره که اونو نداره
شام
اليور، هنوز کارت تموم نشده؟
تا حالا همچين پسري رو نشناختم برو طبقه پايين
آقاي سوربري
شام
- من يه فکري داشتم عزيزم - فکري داشتي؟
شما بايد بيشتر مواظب باشيد آقاي سوربري ممکنه تب مغزي بگيريد
- درباره توئيست جوان - درباره اون چي؟
- اون پسر خوش قيافه ايه - خواهد شد، چون به اندازه کافي ميخوره
يه چيز ناراحت کننده در چهرش ميبينم
اون سکوت خوبي داره عزيزم
من نميخوام يه آدم معمولي باشه که در خاکسپاريها بزرگ شه
فقط براي تمرين بچه ها
بهش نگاه کن
بهش نگاه کن
يه پسر نوانخانه اي مورماز بهش نگاه کن
من آويزونيشو ميبينم
اين خط اين نشون
نوانخانه اي، مادرت کيه؟
اون مُرده
از چي مُرد، نوانخانه اي؟
ميخواي گريه کني نوانخانه اي؟
- چت شده؟ - به تو چه
- به من چه ها - آره، به تو چه
و بهتره از اين بعد حرفي درباره مادرم نزني
بهتره نگم؟
درباره مادرت؟
خُب، خيلي متاسفم و برات افسوس ميخورم
اما بهتره بدوني نوانخانه اي
مادرت آدم بدي بود
- چي گفتي؟ - اون آدم بدي بود
خوبه که اون مُرد وقتي که
داشت کارگري و حمّالي مردمو ميکرد
يا اينکه آويزون ديگران بود، نه نوانخانه اي؟
خانم شارلوت کمک
اون منو ميکشه، کمک
کمک، ولم کن
محض رضاي خدا، کمکم کنيد
داره منو ميکشه
ولش کن، همين الان ولش کن جداش کن شارلوت
بگيرش، بگيرش يالا
نوانخانه اي شيطون حاليت ميکنم
درو ببند شارلوت
بندازش
خيلي خشنه آقا
و خانم گفت
اگه آقاي بامبل وقت بذاره
اونو ادب کنه
چون ارباب بيرونه
- اونجا - اليور؟
بذار بيام بيرون
- اين صدا رو ميشناسي اليور؟ - بله
No comments yet. Be the first to leave one.