200 baris pertama.
...آنچه گذشت
.نوئل کان اِيه
نوئل
ديدمتون." اين يعني" .يکي ديشب مارو ديده
.هيچ معني اي نداره
.با وام موافقت شد
!تو جعبه ي لازانيا؟
.يه وامه .غير قانوني
.من همجنس بازم
.اين کاملاً اشتباه، خودت خوب ميدوني
.اون داره باهاش مبارزه مي کنه .مي تونم ببينم
.مي دونم دلت مي خواد بوسم کني
چيزي نيست که بخواين در مورد اينکه چي ديدن بگين؟
.فکر مي کنم داره با يه پسر بزرگ تر از خودش حرف ميزنه
به اصطلاح دوست پسر سِري؟
"اَليسون عاشق اِيانه؟"
.ما ازدواج کرديم
چي کار کردين؟
هيلتون هِد مگه جنوب کارولينا نيست؟
.فکر مي کردم مادر بزرگت اهل جورجياست
.هنوزم تو جنوبه اِسپنس
چرا انقدر سؤال مي کني؟
.چقدر وسايل داره اِيان
.آره. يهويي همه جا رو گرفت
کسي اونجاست؟
.مليسا، کسي نبايد بشنوه چي ميگيم
براي عشق ازدواج کرده يا واسه عذر خواهي از طرف اِي
صبح بخير
.خوبي؟ نگران به نظر مياي
.آره، غاقل گيرم کردي همين
.خبر نداشتم برگشتي
ما ديشب بيدارت نکرديم؟
منظورم اينه که صداي ما رو نشنيدي؟
.نه، گفتم که، نمي دونستم برگشتي
همه ي اينا ميره تو انبار؟
جارختى خواهرتو نديدي؟
.نه، کارگرها جمعه ميان
.داريم اسباب کشي مي کنيم فيلادلفيا، پيش من
اوه
...گوش کن، اسپنس
مي دونم تصميممون واسه ازدواج يهويي بود
آره، مي دونم گيجت کرده
ولي... ديگه الان با هم فاميليم
.اميدوارم اينو متوجه بشي
خب، ماه عسل چطور بود؟
.عالي بود
گلف بازي نکردين؟
.خب، راستش بيشتر اوقات خونه بوديم
تا حالا اينجا بازي کردي؟
کجا، هيلتون هِد؟ آره
اَليسون با مادر بزرگش واسه يه دوره مسابقه .رفته بود اونجا
جداً؟
.اهان، شبش که اومد خونه بعدش ناپديد شد
زمين بازيش خوب بود؟
آره، تا اونجايي که يادم مياد
.ولي خيلي سال پيش بود
صبح بخير
صبح بخير
...خيلي خب، زود باشين بلند بگين
.بابا از اين تنهايي آسي شده
نه خوبه
آره
تونستي ديشب ماما نو ببيني؟
آره، تونستم
چطور بود؟
...خب
خيال مي کردم که با مامانتون قرار دارم
...ولي معلوم شد که مامانتون سره قرار با يکي ديگست
چي؟
و شما هم هيچ مشکلي ندارين؟
.در جايگاه من نيست که بهش بگم که نمي تونه
خيلي کارت درسته
دروغ ميگي، خيانت مي کني
ولي در مواقع نفاق حد و مرز تعيين مي کني
.عجب الگوه خوبي هستي - !مايک -
سلام، من قصد دارم يه ملاقات غافل گير کننده
واسه شوهرم ترتيب بدم، و اون مدام از
اتاقش تو آخرين مسافرتش تعريف ميکنه
مي تونين ليست رِزرو کننده ها رو واسم گير بيارين؟
اسمش اِيان توماسه
چرا داري اين کارو ميکني؟
من فکر مي کنم اِيان و اَليسون قبل از اينکه
اَليسون ناپديد بشه آخرهفته با هم بودن
يادته چجوري شده بود
وقتي بعد از ديدن مادر بزرگش اومد خونه؟
.برنزه کردنش و خنده هاي مرموزش
آره
اَلي از افراد مسن متنفره
در ضمن مادر بزرگش تو جرجيا زندگي ميکنه
.هيلتون هِد جنوب کاروليناست .داشت بهمون دروغ مي گفت
خب که چي؟
.اَليسون بيشتر از نفس کشيدنش دورغ مي گفت
فکر ميکني اين واسه اينکه اِيان واسه هميشه
خفش کنه کافي بود؟
من فکر مي کردم هر کسي به جز توبي باشه خوشحالت ميکنه
توبي فقط ازم مي خواست حرف هاشو باور کنم
.و منم باور نکردم
توبي هم راجبه خيلي چيزا دروغ گفته
اگه دروغ گفتن جرم بود الان هممون بايد تو زندان بوديم
.سرکار کوپر صبح بخير
سلام
روز قشنگيه، نه؟
ممنون که رسونديم
هانا من مادرتم. از کي تا حالا از اينکه جايي مي رسونمت ازم تشکر مي کني؟
عذاب وجدان دارم
.نمي تونم به پوله فکر نکنم
.اگه سرم داد بزني بهتر ميشم
خب، اگه با اين کار پول ها بر مي گشت
پس دوباره وضعمون بد ميشه؟
نه کاملاً، نه
خدارو شکر، لااقل يه ذره پول رو خرج کردم
.تا از زير بار قرض بيايم بيرون
.مي خواستم بقيه رو سرمايه گذاري کنم
تا قبل از اينکه کسي بفهمه .پول برداشته شده، بذارمش سرِ جاش
خب، اگه بانک بفهمه غير قانوني وام گرفتي
بعد... اين يه جرمه، نه؟
.آره جرمه "اگه" بفهمن
.انگار يکي چرخ هاشو با پاشنه ها عوض کرده
،پاشنه دار نيستن ولي مدلش فِراگاموه
خيلي ممنون
.ميميرم واسه غذاي اين شهر
.همين الان دلم واسش تنگ شد
جايي ميرين؟
اومدم تا اون کسي رو که دوستتون رو کشت پيدا کنم
ممکنه توبي کاوانا با وثيقه بيرون باشه
ولي شهرو ترک نمي کنه، و ما هم .دلايل محکمي عليهِ ش داريم
...مگه اينکه دليل خوبي واسه موندنم داشته باشين
.خب، پس فکر مي کنم اين اطراف مي بينيمتون
مراقب خودتون باشين
خداحافظ
چي شد؟
اِيان دقيقاً همون هفته اي که اَلي هيلتون هِد بوده اونجا بوده
شايد اين دليلِ خوبي براي موندنِ .کوپر باشه
.کوپر يه پليس معمولي نيستش
اين باعث دستگيري شوهر خواهر اسپنسر ميشه
.واسه اينکه اَلي اسمِ اونو رو يه درخت حک کرده
آره، درختي که ديگه نيستش
.و هيچکي به جز ما نمي دونه - و اِيان -
«و «اِي
يه دليلي داشته که نوئل ما رو به سمت .اون درخت هدايت کرد
...يعني اِي
يعني نوئل داره بهمون کمک مي کنه قاتل اَلي رو پيدا کنيم؟
!اِي» به ما کمک کنه؟»
محاله
اصلاً نوئل از کجا در مورد اِيان و اَلي مي دونه؟
متوجه نشدين چرا نوئل همش اين دور و اطرافه؟
اونا با هم دوستن؟
نه
راجبه کوپر حق با هاناست
ما يه جور مدرک نياز داريم
!آفرين، خانم باهوش
شايد مدرک تو آشپزخونه تون .تو يکي از اون جعبه ها باشه
سلام
سلام
هنوزم قرارمون سرِ جاشه؟
مي دوني، حالا که بابات رفته؟
آره، مامانم مي دونه که بابام .چه حسي نسبت به ما داره
.به عبارت ديگه، تحملم ميکنه
.امروز خونه نيست
.پس قول ميدم چيزيت نشه
چه خبره امروز؟
.قراره درس بخونيم
اين يه کد واسه عشق بازيه دخترونست؟
.نه، هانا، واقعاً مي خوايم درس بخونيم
.ولي رفيقتون رمانتيک هست
جدي؟
...اوه، آره ...قدم زدن زير بارون
...پيکنيک رفتن لبِ درياچه ...لخت رقصيدن با روشنايى شمع
شوخي مي کنم
ما هم مثل شما مي ريم شام مي خوريم و مي ريم سينما
.خب، همش شوخي نبود
.اِميلي واقعاً دوست داره همه اون کارها رو بکنه
.خيلي خب، حرف زيادي نزن
جليقه ي قشنگيه
اين تيپ معلميته، نه؟
.من خيلي حواسم جمعه .من چيزايي رو که بقعيه متوجه نمي شم مي بينم
منظور؟
آريا بهم گفت که شايد در مورد
نارضيتي راجب نمرم دچار سوء تفاهم شديم
.خيلي خوبه که شما دوتا انقدر بهم نزديکين
چي مي خواي؟
بزار راحتت کنم
اين يه برگه ي جديده
.باور کن، واقعاً لايق «الف» (20) شدنه
.اين همون مقاله ست
.فقط دوباره چاپش کردي
خب، دفه قبل که صحبت کرديم من ازتون «الف» (20) درخواست کردم
اين دفعه مي خوامش
.يا واسه بازيه جمعه ذخيره نمي شينم
.فقط يه خودکار مي خواد چرا انقدر واستون سخته؟
اگه واقعاً مي خواستي سؤال بپرسي
.جواب من حاليت مي شد
اينجا چي کار مي کني، کان؟
داشتم دنبال آريا مانتگامري مي گشتم
اولين کلاسش اينجاست، نه؟
شما دوتا هنوزم با همين؟
.راستش آريا يه جورايي با آدم بزرگا حال مي کنه
اون برگه رو بدن من يه نگاهي بهش بندازم
مي دونم شما کارِ درست رو انجام ميدين
برو به خيابون 21ام بگو سفارش «هانا گامبو» رو مي خوام اِي
No comments yet. Be the first to leave one.