200 baris pertama.
گوینده: در سیستم قضایی
جرایم جنسی، جرایمی به خصوص فجیع تلقی میشن
در شهر نیویورک، کارآگاهان وظیفهشناسی
که روی این جنایات شرورانه تحقیق میکنن
عضو یک واحد ویژه هستن
که به نام «واحد قربانیان ویژه» شناخته میشه
اینها داستانهای اونهاست
گوجهفرنگی
دو تا ۵۰ سنت
حراج ویژه
فقط یکی
چهار تا یک دلار
من فقط یکی میخوام
حیف شد
فاجعهست
ببخشید، پلیس
افسر: برید کنار. راه رو باز کنید
بنسون، واحد قربانیان ویژه
خودکشی؟
اونایی که میخوان بپرن اول پنجره رو باز میکنن
پیادهرو رو رد کرده، صاف خورده روی ماشین
مرد: وای، ماشینم
کلاً ۲۰ دقیقه بود اینجا پارک کرده بودم
ببخشید
اوه، عالی شد
یه پایان عالی برای یه روز عالی
افسر: از اینم بهتر میشه
افسر ۲: اون آرمِ روی کاپوتِ شماست؟
کسی به «اسوییو» خبر داده؟
منظورت اینه که چون لباس زیر تنش نیست؟
فقط روشو بپوشون
اونجا رو ببین
هی. اینجا چی داریم؟
اثری از ورود به زور نیست
دو تا لیوان شراب نیمخورده
دو سری اثر انگشت تمیز
دعوای عاشقانه
دعوای عاشقانه؟
معمولاً تهش با یه بوسه آشتی میکنن
کارآگاه
یه بسته کاندوم
به نظر میرسه کارشون از بوسه فراتر رفته
آره، لابد براش یکم از «والت ویتمن» شعر خونده
بعدش هم یه معاشقه پرشور داشتن
بعد دقیقاً قبل از اینکه اونیکی غلت بزنه و بخوابه
بلندش کرده و از پنجره انداختش بیرون
ببخشید، از «تویِ» پنجره
مطمئن نیستم این حرفهای تند به کجا ختم میشه
تجاوز
همونطور که گفتم، ورود به زور نبوده
نگفتم که غریبه بوده
تازه، لباسش هم دقیقاً نشونهی جواب رد دادن نبود
نشنیده میگیرم که چی گفتی
راستی، نشانِت رو ندیدم
تو مال «واحد رعایتِ موازینِ اخلاقی» هستی یا چی؟
الیوت استیبلر، واحد قربانیان ویژه
من و همکارم کارآگاه بنسون
برای بررسی یه قتل ظاهری احضار شدیم
که شواهد جنسیِ واضحی داره
بسیار خب
میخوایش؟ باشه
مال خودت
اسکوچ، کتت رو بردار بزنیم به چاک
خیلی خب بچهها، جمعش کنید
ما رفتیم
زیرنویس توسط انبیسی یونیورسال تهیه شده
هشت طبقه بالا، هشت طبقه پایین
انگار از دهنهِ توپ شلیک شده
یه یارو که استروئید مصرف میکرده؟
نه، تیم «یانکیز» واسه بازی رفتن شهر دیگه
آره، الان توی بالتیمورن
دارن تیم «اوریولز» رو حسابی لوله میکنن
نظرت دربارهی یه خشمِ قدیمی و ناشی از تستوسترون چیه؟
دوستپسرش؟
یا یه دختر. میتونی یه وزنهی ۵۰ کیلویی رو پرت کنی
بدون اینکه حتی عرق کنی
خودم پرتت میکنم، الدنگِ لاغرمردنی
میبینی؟ خشم رو میگم
کریگن: همسایهها چی؟
کسی بیشتر از یه سلاموعلیکِ معمولی نمیشناختش
توی خونه کار میکرد
تنها چیزی که میدونستن این بود که یه لپتاپ همیشه همراهش بود
همهاش یه کلاهبرداری هرمیه
چی همهاش کلاهبرداریه؟
لپتاپها. شدیم یه ملتِ لپتاپبهدست
سفارشها رو توی لپتاپ مینویسیم، هی لپتاپهای بیشتر
پس چه بلایی سرِ خودکار اومد؟
مقتول با دکتر دانیلز قرار داشته
هر سهشنبه و پنجشنبه، ساعت ۵:۱۵
خیلی خب، دفترچه تلفنش رو چک کنید
مقتول شغلش چی بود؟
نویسنده بود
«دیوانههای خیابانی: قطع بودجه و بیماران روانی»
«زندگی کوتاه آلیس اچ.»
دربارهی یه خودکشی
«جراحیهای زیبایی واژن؛ آیا این مراقبت بهداشتی است؟»
روزنامه «نیویورک لِجر»
مایکل، استیون، سم دبلیو... همهشون مَردن
دانیلز، مارک؛ روانشناسی بالینی
۹۱۱ خیابان ۷۲ شرقی، پلاک
مقالهی «چطور ارگاسم بهتری داشته باشیم» در مجله کازموپولیتن
ممکنه کسی به خاطر این آدم بکشه
شما دو تا، دوباره محله رو بگردید
کسیدی، تو برای پروندهی «منحرفِ مترو» باید بری دادگاه
درسته؟ بله قربان
خیلی خب، اگه معطل شدی بهم زنگ بزن
باشه
من گرِچن هستم
پیغام بذارید. خداحافظ
صدای کامپیوتری: شما هیچ پیامی ندارید
من گرِچن هستم
پیغام بذارید. خداحافظ
صدای کامپیوتری: شما هیچ پیامی ندارید
زن: صدای بگومگو و درگیری میشنیدم
انگار یکی داشت یه چیزی رو پرت میکرد
بنسون: و بعدش چی؟
صدای اون جیغ، بعد صدای خرد شدن و بعدش هم آژیر ماشین بلند شد
کسی رو دیدید که از آپارتمانش خارج بشه؟
چی؟ مثلاً توقع داشتید سرم رو بکنم بیرون و نگاه کنم؟
آره، که اونم صورت منو ببینه
ببخشید، آپارتمان اون دختره تا کی
صحنهی جرم باقی میمونه؟
چطور؟
چون ما نفر بعدیِ توی لیست برای واحدِ تکخوابه هستیم
آهان، اسمتون چیه؟
جیسون کارگیل
اوه، آقای کارگیل، من از هیئت املاک و مستغلات هستم
حالا دیگه از لیست خط خوردی
نصفشون اعتراف کردن که
نمیتونن همسایهشون رو از مجرم تشخیص بدن
تو میتونی؟
میتونم چیکار کنم؟
همسایههات رو از هم تشخیص بدی
چرا؟ چون اینجا زندگی میکنم؟
چی؟ من که هیچوقت خونه نیستم
همهاش پیشِ توام
آره، اونوقت ملت میگن توی حومهی شهر کسی کسی رو نمیشناسه
اوه، حالا دیگه «کوینز» شد حومهی شهر؟ از کی تا حالا؟
از وقتی که یه ذره جا پیدا کردیم
چند تا درخت و یه چمن که باید کوتاهش کرد
آره، قشنگ میتونم تصورت کنم
که اونجا داری چمنها رو میزنی
میزنم. بعضی وقتها
اوه، اعتراف کن که «کتی» همهی کارهای خونه رو میکنه
چون تو هیچوقت اونجا نیستی
باشه، اعتراف میکنم. کتی مَردِ خونهست
دقیقاً
تا وقتی که «دیکی» بزرگ بشه
تو خوششانسی. چیزی نداری که نگرانش باشی
قطعاً چمنی هم نداری که بخوای بزنی
آره، من یه راهبِ تمامعیارم
راهبه
چی؟
هیچی
به فروشگاه «سیرز» زنگ زدی؟
زنگ زدم
خب؟
و اینکه گارانتیِ محدودش تموم شده
آخه چطوری ممکنه؟
من از کجا بدونم؟
خودت بودی که میخواستی دستگاه زبالهخردکن بخری
و خودت نصبش کنی
یه لحظه صبر کن، یه لحظه صبر کن
من اینو درست نصب کردم
اگه شماها انقدر
اشغالوپاشال توش نمیریختید
مورین، میشه لطفاً
تلفن رو قطع کنی؟
باید برم
مامان، مامان
لاکپشتم رو ندیدی؟
گذاشته بودمش توی سینک ظرفشویی
و وقتی از متهم پرسیدید
که موقع حمله به چی فکر میکرده، چی گفت؟
گفت فکر میکرده اون دختر داره بهش لبخند میزنه
برای همین رفت کنارش نشست
قطار خط ۳، توی... کدوم ایستگاه بود؟
خیابون نود و ششم
فکر میکنم متهم
استاد دانشگاه منهتن باشه
خب، اون نشست و بعدش چی شد؟
شروع کرد به حرف زدن با اون
اما وقتی جوابی نگرفت
حدس زد که لابد خوابش برده
ممهوم
و بعدش چیکار کرد؟
اعتراض دارم، اینها شنیدههاست جناب قاضی
خب، پروفسور اورموند بهتون گفت که بعدش چیکار کرد؟
دستش رو کرد داخلِ بلوز اون زن
و بعد دستِ زن رو گرفت و گذاشت رویِ
رویِ، امم
ناحیه تناسلیش
و بعد
مجبورش کرد که بمالتش تا وقتی که
تا وقتی که به هدفِ مورد نظرش رسید
سوال دیگهای ندارم جناب قاضی
کارآگاه
چطور شد که این پرونده به شما رسید؟
آیا موقع وقوعِ حملهی ادعایی
توی مترو در حال خدمت بودید؟
No comments yet. Be the first to leave one.