128 baris pertama.
.::: تقديم به همه ي ايروني زبوناي عزيزم تماشاي اين فيلم براي افراد زير 18 سال توصيه نميشود :::.
لعنتي مارک چقدر ترسيدم
روزت چطور بود؟
من با اين يارو تو خونه ي خودم چيکار بايد بکنم؟
خووب بود روز تو چطور بود؟
مثل هميشه
از وقتي که اين دختر جالب رو دو هفته پيش ديدم
و بعدش اومدم سراغش
هيچ اتفاق خاص ديگه اي برام رخ نداده
اوه واقعا؟ خب چي اين دختر خيلي جالب بود برات؟
خب....نميدونم
يه چيزي که درونت تو رو تحريک ميکنه تا اون رو بيشتر
بشناسي
احمق همشون مثل هم هستند اونا فقط به سکس فکر ميکنن
رفتم يه بستني خريدم
نميدونستم از چه طعمي خوشت مياد با طعم معموليش رو انتخاب کردم
شکلاتي ميخواي يا توت فرنگي؟
شکلاتيش خووبه
اوکي اما فکر نکن که به خاطر سکس کردن برات بستني خريدم
خدايا نميتونم ...من بايد از شرش خلاص شم اما....چطور بهش بگم؟
مرسي عزيز دلم
عزيزم؟ من اون رو عزيزم صدا زدم؟
ببين من نميتونم متاسفم بهتره که بري خونتون
چيه؟ چي شده؟
اصلا فکر خوبي نبود که تو انقدر زود بياي خونه ي من
اما اين تو بودي که پيشنهاد دادي تا بيام خونت
ميبيني هنوز هيچي نشده ما داريم با هم بحث ميکنيم
ببين لطفا ....برو خونتون
و تو شايد تو تخت من راحت باشي اما من احساس بدي تو تختم دارم
آره احساس خيلي بدي دارم ..ازش لذت نميبرم ميشنوي؟ من از سکس لذت نميبرم
آگاته؟
چي؟ ببخشيد چي گفتي؟
نظرت چيه بريم تو تخت بخوابيم؟
آره آره يقينا
خدايا ...چي شده؟
تو باکره اي؟
من واقعا ازت خوشم مياد آگاته و من واقعا فکر ميکنم تو يه چيز خيلي خاص داري
اما واقعا نميدونم تو چه مشکلي با من داري
نه ببين مارک مشکل تو نيستي من قادر نيستم که ازش لذت ببرم اونجوري که دلم ميخواد
اون
احساس ميکنم يه سد و مانعي هست که
اين اتفاق براي من هميشه رخ ميده
من هر بار بيشتر از سکس کردن ميترسم
خب من قول ميدم که يه راهي پيدا کنم تا تو بر اين مانعي که جلوت هست غلبه کني
هنوز نميدونم چطور اما يه راهي پيدا ميکنم
عاشقتم
يه اختلالي که مربوط به ناتواني از لذت جنسي ميشه ما بهش ميگيم فقدان لذت
که با يه شخصيت اسکيزوفرني همراه ميشه ما بهش ميگيم اختلال رواني
چيزي متوجه نشدي نه؟
ببين مارک به عنوان يه متخصص امور جنسي اين دختري که تو باهاش آشنا شدي بيشتر مواقع تو تفکرات خودش زندگي ميکنه
جاي که اون دنياي خيالي خودش رو خلق ميکنه و اون رو از دنياي واقعي و واقعيت جدا ميکنه
اما اون لذت هاي جسمي تو هر ضمينه اي نه فقط سکس رو
درک نميکنه و انتظارات آرماني اون رو برآورده نميکنه
اون نياز داره که اين لذت رو با بدن خودش به دست بياره و با ذهن خودش نبايد اين لذت رو به دست بياره
تو بايد اون رو شگفت زده بکني حواس 5 گانه ي خودت رو بيدار کني
ديدن شنيدن لمس کردن بوييدن و چشيدن
و يه راه خوب براي بيدار کردن اين حواس از طريق غذاست
خب سورپرايزت اين بود؟ که بياييم خريد؟
ميدونستي که رنگ و طعم غذا ميتونه خل و خوي تو رو تغيير بده؟
احمق
اما شما چيکار ميکرديد که صداي زنگ در رو نشنيديد؟
هيچ چي آشپزي ميکرديم
هيچي مي کرديد يا آشپزي ميکرديد؟ کدوم يکي؟
خسته نشدي از بس خودت رو نخود هر آشي ميکني که اصلا به تو مربوط نميشه؟
يالا بيا باهام
مامان بابا اينجا چيکار ميکنيد؟
بابات بدون اينکه بهمون خبر بده برامون دردسر درست کرده
نميدونم امروز تو سرم چه خبره اما دلم ميخواد
سلام
مامان بابا ...اين دوست پسر من مارکه
سلام مارک ...ديدم که داشتي آشپزي ميکردي
آره آره... دلتون ميخواد که شام رو اينجا بمونيد؟
لعنتي صحنه رو از دست دادم
عاليه خب اينجوري زمان بيشتري داريم تا اين مرد جوان رو ....بيشتر بشناسيم
چي مي پختيد؟
خب ...داشتيم يواش يواش خروس _ کير _ رو ميذاشتيم تو فر
مرغ رو خب...دقيقا نميدونم که جوجه بود يا خروس...خب از کجا بايد فهميد؟
ما ميريم ميذاريمش تو فر
اين ...اين کنترل کار نميکنه
دختر تلفنت رو ويبره است
بابا بس کن ديگه ...اينم کنترل بگيرش
بهتره بريم آشپزخونه تا جوجه رو آماده کنيم
بابات اين روزا خيلي عجيب غريب شده
واقعا؟ الان داري اين موضوع رو به من ميگي مامان؟
عصبانيم کرديا
ديوونه شدي؟
خب موضوع اون گياهه
کدوم گياه رو ميگي مامان؟
خب به نظر طبيعي مياد که بابات بعد از 53 سال که از ازدواجمون ميگذره نميخواد که گياه من تو خونه باشه؟
تو پير شدي
حداقلش اينه که من هنوز از سکس کردن خوشم مياد
يقينا من خوشحال ميشم که اون گياه رو جلوي چشمم ببينم
ميبيني چي ميگم؟ اون جز جواب چرت و پرت دادن کار ديگه اي نميکنه
ميشه بگي مشکلت چيه؟
آگاته يه دقيقه وقت داري؟
الان بر ميگردم مامان ميتوني يه مدتي ساکت باشي بابا؟
انگاري صد ساله که ازت دور بودم
ديوونه شدي؟
چي شده الان؟
نميدونم اونا خيلي عجيب غريبن ادامه بده
دوباره
چي شده؟
درش بيار من حواسم به اونا هست درش بيار و مرغ رو بذار تو فر
اوووه بهتره که درش بيارم
خب اين چيه؟ يه چيزي که الان ميگم
مربوط به فر ميشه ...کنترل فره
ما براي جوجه گذاشتن تو فر از اين استفاده ميکنيم ميديد به من؟
فر روشن شد
اين تکنولوژي جديد چقدر فوق العاده است
ببخشيد مامان
خب....پستچي
ببين دختر
برم تا جوجه آماده بشه يه کم تنقلات آماده کنم بيارم
بي خيال من ميرم ميارم تو با پدرت حرف بزن
يه کمي هم مشروب بيار
خب حالا دوباره چه مشکلي براش بوجود اومده؟
دختر ميخوام يه چيز خيلي مهم بهت بگم
ممکنه بدونم که به مامان چي گفتي؟
چي ميخواي بگي بابا؟
دخترم بابات بعد از 53 سال
گفت که ازم متنفره
من همه ي زندگيم رو پاش ريختم ديگه چيکار بايد براش انجام بدم؟
حروم زاده
روزي که باهات ازدواج کردم اسفبارترين روز زندگيم بود
دخترم
من هميشه تو زندگيم يه آدم ترسو و بزدل بودم
هرگز بهت نگفتم که چقدر دوستت دارم و چقدر ميخوامت تا مادرت اذيت نشه
چونکه ....اون حسود بود
No comments yet. Be the first to leave one.