200 baris pertama.
نوه هامون باید بخاطر جشن افتتاحیه الان توکیو باشن
حالا چرا انقدر خوشحالی
مگه نمیدونی دارن میرن روستاهای اطراف توکیو؟
پسرای جوون عشق بازی کردن دارن
پس براشون خوبه.
اگه اون با نوه تو (کِی )حالش باید خوب باشه
تو فکر اینم که چه اتفاق ها و تجربه هایی توی ژاپن منتظرشه...
حالا که گفتی
راستی اون چیزای مسخره ای درباره دیدن میکروب و اینا نمیزد؟
باورش می کنی؟
اگه من نوم رو باور نکنم کی بکنه؟
خب ، من با چشمای خودم دیدم...
داخل انبار...
تادایاسو با یه "چیزهایی" بازی می کرد.
که من نمی تونستم ببینم.
داستان میکروب ها در دانشگاه کشاورزی
جوانیه خودتون رو صرف دنیای بازیگری کنید!
تویی که اونجایی!
به کلوپ درام ملحق شو!
نمی خوای با ما نقش بازی کنی؟
کی...
اون پلیس ها چرا تو افتتاحیه اند؟
به نظر میاد چیزی رو پخش میکنن
برای شروع مراسم،
من به همه ی دانش آموزایی که قبول شدند تبریک می گم.
من گوتو هستم ، رییس دانشگاه.
بخاطر شما،
سنت اجرای مراسم در هوای آزاد به منظور پیگیری عملی علم،
امسال به پانزدهمین سال میرسه.
تحصیل کشاورزی یکی از راه های گسترش فرهنگه،
و برای حفظ محیط زیسته همینطور این یکی از امتیازهای کشورمونه
آسمون توکیو خیلی بلنده...
این یکی از پایه و اساس ملت است.
بدون صنعت کشاورزی ، هیچکس زنده نمی مونه.
و پایه و اساس ملت فرو میریزه.
تا وقتی که مردم زندگی می کنند ،
صنایع کشاورزی به کارش ادامه میده و وجود داره
عذر میخوام این یه خبر اضطراری از طرف مدیره
مطمئنم که همه ی شما،
در حال حاضر آگهی که افسران پلیس پخش میکردن رو دارید و در موردشم میدونید
اون یکی از دانشجوهای دانشگاه،
خانم هاروکا هاسگاوا است ، که یک ماهه گمشده.
بنابراین از امروز ما یه جستجوی عمومی رو شروع میکنیم
معذرت میخوام که یه همچین موضوعی رو وسط چنین مناسبت فرخنده ای پیش کشیدم
اما مدرسه ی ما خیلی بزرگه.
ممکنه جایی تو محوطه دانشگاه خاک شده باشه
پس اگه اتفاقی پیداش کردید ،
سریعا به پلیس و رییس دانشگاه خبر بدید ، ممنون.
درسته
رئیسمون از کارکردن دست کشید و همین باعث دردسرمون شد
ای بابا...اون دیگه چطور مراسمی بود؟
اون یاروئه از طرف رییس،
فکر می کرد خیلی سرگرم کنندس یا چیزی؟
ولی ، من تحت تاثیر قرار گرفتم.
اون قسمتی که درباره شخص گمشده حرف میزد ، بیادموندنی ترین قسمتش بود
به هرحال ، زنگ زدن به پلیس،
فقط بخاطر اینکه نمی تونی با شخص مورد نظر تماس بگیری.
لطفا!
معلومه که والدینش بیش از حد مراقبشن
اون احتمالا خونه دوست پسرشه یا همچین چیزی
نه.
اینجا ممکنه شبیه مدرسه های حومه شهر بنظر بیاد
اما درهرحال توی توکیوئه.
وایسا ببینم.
پدربزرگ ازم خواست تا به دیدن یک نفر برم.
استاد ایتسوکی؟
اون دوست پدربزرگته؟
نه...
من اصلا چیزی درباره ی اینکه پدربزرگ دوستی توی توکیو داشته باشه نشنیدم.
خب پس ، باید بریم اول اون رو ببینیم؟
بیا تو کلوپ تنیس،
همم... نمی خوایید تجربه ی سخت تلاش کردن رو تجربه کنید؟
اما میخوام یه دوری اینجا بزنم
ببخشید.
کجا میتونم استاد ایتسوکی رو پیدا کنم ؟
وای ، خیلی سریعه.
خیلی پردردسره...
فقط فکر کن داری تو دانشگاه میچرخی
اما هنوز،
خیلی سخته که حتی نتونی بخوریش
این فقط واسه نشون دادن به دانشجوهای جدید و سورپرایز کردنشونه
خیلی بزرگه...
خب هدف فقط همینه.
حیوانات می خوان رد بشن!
لطفا ما رو ببخشید
خیلی خب ، کارت خوب بود.
احساس می کنم دیگه می تونم هر مدفوعی رو بیل بزنم.
آره ، بریم بیشتر جمع کنیم!
خب ! بریم واسه بعدی!
تو این لباسای محافظ خیلی گرمه
بخاطر مارک خوبشه.
بیا تلاشمون رو بکنیم!
تموم دانشجوها اینطورین؟
فکر کنم تو فقط اینا رو توی دانشگاه کشاورزی می بینی.
به نظرم تصورم از دانشگاه توکیو داره نابود میشه ...
اما می دونی،
انتظار نداشتم که تو هم بیای دانشگاه کشاورزی.
خودت چی، کی؟ تو چرا این دانشگاه رو انتخاب کردی؟
خب ، منم دلایل خودم رو دارم.
می دونی که...
پدرم بهمه اجازه نمیداد بیام توکیو مگه اینکه میومدم این دانشگاه
چونکه برادرم در توکیو فارغ التحصیل شد،
و بعدش کار پیدا کرد.
ها؟
چی شده؟
هیچی...
خب ، اگه در مورد وضعیتی که مغازه ساواکی داره فکر میکنی
چاره ای جز به ارث بردنش نداری.
جک نگو!
کدوم خری میخواد یه مغازه پر از میکروبو به ارث ببره؟
هی ، کی.
ما می خوایم...از این راه بریم؟
آره.
نقشه نشون میده که میانبره.
من مطمئنم ...
که تعداد زیادی میکروب شناور جلو رومونن
چند لحظه پیش تو هوا معلق بودن.
شرمنده
در این صورت باید یه راه دیگه رو انتخاب کنیم
تو اخیراً دربارشون حرف نزدی،
گفتم شاید دیگه نمی بینیشون.
خب...
به اندازه ی قبل نمی بینمشون
اما از موقعی که اینهمه دیدم خیلی میگذره
فهمیدم...
ممکنه جلوتر جسد یه حیوون باشه؟
حالا ولش کن.
دیگه اونقدرا هم اذیتم نمیکنه
اما تو هنوزم یه استعداد اسرار آمیز داری
که اون میکروب ها رو میبینی.
ساواکی؟
اون دیگه چی کوفتیه؟
چی رو؟
من فقط یه تپه خاکی معمولی می بینم
معنیش اینه که...
قطعا یه چیزی اینجا خاک شده
چی ممکنه باشه...
بخوایم براساس اندازش قضاوت کنیم باید چیزی حدود 1.5 الی 2 متر باشه
که این فقط اندازه یه انسانه
انسان؟
یه چیزی اونجا نوشته.
هاسگاوا...
خواهش می کنم ، برید عقب!
دانشجویان ، برید عقب!
هی تو ، یه بیل بیار.
این نشون دیگه چه کوفتیه؟
مثل قبر حیوان خونگی می مونه.
چی؟
میکروبا چی شدن؟
خب...همونطور که گفتم...
ا-این شخص حس بویایی خیلی قوی داره.
اون گفت بوی فاسدشدن چیزی به مشامش میرسه بنابراین
اگه ما بعد از حفاری جسد رو پیدا کنیم ،
دوباره باهاتون حرف میزنیم.
پلیس های توکیو ترسناکند.
آره ، پلیسای شهر خودمون زیر پیرهنی می پوشن.
به هر حال ، ساواکی...
حتی اگه بهشون بگی که می تونی میکروب ها رو ببینی،
هیچکس باور نمی کنه.
من خیلی دستپاچه شدم.
روز بخیر ، ایتسوکی سنسی.
هی ، تو!
بو میده!
این بوی چیه!؟
داره میزنه بیرون!
بو گند میده
بوی جسد فاسد شده میده!
شما ها تشخیص میدید این چیه؟
این جنازه شیردریاییه ...
چه شرم آور
.ظاهرا تو فرق بین بوی مخمر شده(ترش شده) با بوی فاسد شده رو نمی دونی
مخمر شده؟
وایسا...قراره اینو بخوری؟
یادم اومد،
من یه جایی درباره این خوندم
این همون خوراک لذیذ شیردریایی ترشه؟
درسته.
این یه گوشت مخمر شده اسکیموئای کانادایی هست که به "کیویاک"معروفه
همونطور که فکر می کردم.
خب قراره این شیردریایی رو بخورید؟
نه.
نه فقط شکمش رو با 70 ، 80 تا مرغ دریایی پر می کنی.
و شاید اینو باور نکنی...
اما تو مایعات درون رودشو بوسیله مکیدنشون میخوری مترجم: حالم بد شد-_-
مزه اش مثل خمیر لوبیا و سبوس برنجه.
این عطرو طعم حیوانی غنی و منحصر به فردی داره که متعجب کرده
طعم و مزه اش مخلوطی از تمام غذاهای تخمیر شدس
قطعا کسی که این روش رو کشف کرده خیلی باهوش بوده!
در اصل ، بومی های شمالی،
وقتایی که نمیتونستند سبزیجات بخورن در عوضش گوشت خام میخوردند
یه مرتبه عادت پخت گوشت اومد..
اونا قادر نبودند ویتامین های لازم رو از طریق پختن ساده ی گوشت رو بدست بیارن.
بخاطر همینه که از این کیویاک استفاده کردند.
و جداگانه ، روی گوشت پخته شده می ریختن،
تا بتونند ویتامین های مورد نیاز بدنشون رو تامین کنند.
به عبارت دیگه،
بومی های شمالی ویتامین ها رو...
از مواد مغذی فراوان که توسط باکتری ها تخمیر شده بدست میارن
دهنت بو گند میده
آقای تادایاسو ساواکی سوومن.
No comments yet. Be the first to leave one.