English Teacher

English Teacher

Unduh Subtitle Farsi Persian

Musim 2

Informasi rilis

English Teacher S02E07 Lake Trip REPACK 720p DSNP WEB-DL DDP5 1 H 264-FLUX
Komentar oleh warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 2 قسمت 7 English Teacher 2024 زیرنویس فارسی سریال

Tag

webdl
Diterbitkan pada: 2025-11-24
Unduhan: 11
Tuna Rungu: No

Pratinjau subtitle Farsi Persian

200 baris pertama.

ای بابا!

گوئن؟

تو که نمی‌دونی گوئنه.

حالت مزاحم نشوید رو برای تماس‌هاش برداشتی. معلومه گوئنه. جواب بده.

نه، نه، نه. من جدی‌ام. می‌خوام این آخر هفته از همه چی جدا باشم.

تمرکزم رو توئه. خفه شو.

با دوست‌پسر خوشگلت ارتباط برقرار کن. منو تو این پیراهن نگاه کن.

سینه‌هات محشره.

ممنون. من این سفر رو برنامه‌ریزی کردم تا ما بتونیم رو من و تو تمرکز کنیم.

و، می‌دونی، از دهکده زیبای کنار دریاچه بلانکو لذت ببریم.

اوه، دهکده کنار دریاچه بلانکو. منظورم اینه که، حتی اسمش...

راستش داره منو شگفت‌زده می‌کنه. ولی قول می‌دی، فقط خودمون؟ بدون کار؟

نه کار، نه مدرسه، و نه دعوا. نه جر و بحث، باشه؟ قول می‌دم.

فقط حال می‌کنیم. زندگی می‌کنیم، عشق می‌ورزیم. شاید حتی اگه خوش‌شانس باشی بخندیم.

گوش کنید، هیچ‌کس دلش نمی‌خواد امروز اینجا باشه، باشه؟

فکر می‌کنید من دلم می‌خواد شنبه اینجا باشم و وقتمو صرف برگزاری

یه آزمون استاندارد برای شما بکنم؟ عمراً!

رک و راست بگم،

الان باید تو پاپ‌کِرال بعد از طلاق رفیقم باشم، باشه؟

اونجاییه که باید باشم.

ولی نه، من اینجام با شما دانش‌آموزان دوست‌داشتنی

دارم این آزمون رو برگزار می‌کنم چون آزمون استاندارد مهمه.

یالا، برت و ارنی، عجله کنید.

خب، شما قوانین رو می‌دونید. حرف زدن ممنوع، تقلب ممنوع، و قطعاً...

چی؟ چلسی کجاست؟

ام... چلسی یه تسهیلات ویژه داره که بهش اجازه می‌ده آزمون رو تنها بده.

چرا؟ ریک؟

خب. ام، اون یه اختلال یادگیری داره.

رفیق، من یواش گفتم.

چون نباید اون رو بگی. چی؟

خل و چل بودن معلولیت نیست.

نگو "خل و چل".

تازه چلسی دیوونه نیست که. اون ADHD و دیسلکسیا خفیف داره.

کی نداره؟ جف، این خیلی بی‌رحمانه‌ست.

هیچ‌کس بیشتر از من نسبت به درد چلسی دلسوز نیست.

من پارسال بهش کمک می‌کردم داروهاشو بفروشه.

جف، در مورد این صحبت کردیم.

نه، چلسی خاصه چون کونسرتا مصرف می‌کنه.

نه، گوش نمی‌دی. اون کونسرتا مصرف نمی‌کنه.

اون کونسرتا رو به مردم می‌فروشه. مشکل اینجاست.

اوه، چه جالب. فرش خودشو آورده؟

استثناهای آزمونش بهش اجازه می‌ده تا شش قلم وسایل شخصی بیاره

تا احساس راحتی بیشتری کنه، و اون یکی از اون‌ها رو فرش انتخاب کرده.

چلس، برای چیدمان نیاز به کمک داری؟

وقتی به کمک نیاز داشتم بهتون اطلاع می‌دم، خانم.

اوه، خدای من. آره، هرچی نیاز داری.

از نظر فنی فرش یه وسیله شخصی محسوب می‌شه؟ یه جورایی شبیه اثاثیه می‌مونه.

این چیزی نیست که ارزش بحث کردن داشته باشه.

چقدر خوبه که تو دنیایی زندگی می‌کنیم که به بچه‌هایی مثل اینا

فضایی و زمانی که برای پیشرفت لازم دارن داده می‌شه؟

اوهوم.

می‌دونی که اون این آزمون رو عالی می‌ده. اساساً یه نابغه‌ست.

قطعاً... مشکلاتی داره، مطمئنم.

ولی می‌تونی تصور کنی که نبوغش چطور نادیده گرفته می‌شد

تو اوایل قرن بیستم، چون مردم نمی‌فهمیدنش؟

اوهوم.

تقریباً آماده‌ای، چلسی؟

شما اجازه ندارید اینو از من بپرسید.

اوه، خ... باشه. البته، البته.

منظورم اینه که اونا هر ابزاری که ما برای اعمال انضباط داشتیم رو گرفتن.

ببین، داره از حق خودش دفاع می‌کنه.

داره دفاع می‌کنه. آره، همینطوره. آره، همینطوره.

ببخشید.

هنوز یه کم سردمه.

فکر می‌کنید می‌تونیم بخاری رو تا آخر زیاد کنیم

تا بتونم تو اوج توانایی‌هام عمل کنم؟

حتماً. هرچی لازم داری، دختر.

اوه، نه. نه، نه، نه.

وای خدا!

این خوبه، نه؟

سلام. چی؟

اونا دارن نگاه می‌کنن... دارن به ما نگاه می‌کنن.

مردم همین کارو می‌کنن. دارن دست تکون می‌دن. دو تا پسر تو یه قایق. همه چی خوبه.

فقط آروم باش.

فکر کنم فقط باید، مثلاً، تسلیم این موقعیت بشم چون، مثلاً، من...

احساس می‌کنم هر لحظه دارم خفن بودنم رو از دست می‌دم.

اوه، مالکوم. لازم نیست خفن باشی.

حرف گنده زدی. اشتباه ولی پرحرارت.

حدس می‌زنم فکر نمی‌کردم اینقدر توریستی باشه.

می‌دونی چیه؟ حسِ یه پکیج تخفیفی رو داره.

خیلی شدید حسِ یه پکیج تخفیفی رو داره.

می‌خوای برگردیم تو؟

اشکالی نداره؟

آره.

بیا تو اتاق سریال ببینیم.

دقیقاً سه ساعت وقت دارید. شروع از سه، دو، یک.

داری چیکار می‌کنی؟

دارم امتحان می‌دم. تنهام بذار.

منظورت چیه که داری امتحان می‌دی؟

تو اجازه نداری امتحان بدی.

کی اهمیت می‌ده؟ برو.

من اهمیت می‌دم. منظورت چیه؟

تو باید با من حواست به این بچه‌ها باشه، رفیق.

این برام مهمه، لطفاً. می‌تونیم تو راهرو حرف بزنیم؟

رفیق، از زندگی من برو بیرون. بیا تو راهرو باهام حرف بزن.

یه ثانیه دیگه. ریک، راهرو. الان.

وایسا.

چیکار می‌کنی؟ وای!

دستمو شکستی! باشه، باشه.

داریم امتحان می‌دیم. آخ! قلقلکم نده!

این چیه دیگه؟ امتحانتونو بدید.

بیاید به امتحانمون ادامه بدیم.

ولم کن.

این کارا رو نباید بکنیم.

فقط امتحان بدید... فقط به امتحانتون ادامه بدید.

فقط بهم بگو چه خبره.

ببین، دارم امتحان می‌دم چون فقط از یاد گرفتن خوشم میاد.

چرت و پرته. تو از خوندن متنفری، بابا.

چیه؟

شرط بستم، باشه؟ یه سال سومی هست، کانر.

باهاش شرط بستم که نمره بهتری می‌گیرم. حالا خوبه؟

با یه دانش‌آموز سر پول شرط بستی؟

آره بابا. شرط‌بندی اینجوری کار می‌کنه دیگه.

فکر می‌کنی چی شرط بستیم؟ یه کیک خرچنگ لعنتی؟

بابا می‌دونم شرط‌بندی چجوری کار می‌کنه.

کی اهمیت می‌ده؟ یه شرط کوچیک بستم. عاشق قمارم.

واقعاً هر روز خدا رو شکر می‌کنم که اعتیادآور نیست.

باشه. می‌خوای امتحان بدی؟ برو امتحان بده.

ممنون. آره. باشه؟ ولی هیچ مزاحمتی نیست.

باشه، قبوله. هیچی.

اما شرطش اینه.

به خاطر این وقفه، آخر امتحان باید بهم وقت اضافه بدی.

نه.

من اپی‌پن می‌خوام.

چی؟ چی؟

من اپی‌پن می‌خوام.

وای خدای من. حالت... حالت خوبه؟

شما اجازه نداری ازم اینو بپرسی.

بله، و من عذرخواهی می‌کنم. من معمولاً همراهم دارم، ولی الان ندارم.

به یکی پیام می‌دم بیارتش برات. خیلی متاسفم.

ممنون. و حالا که زحمت می‌کشی، یه آب گازدار هم می‌گیرم.

بله، فوراً میارم.

اپی‌پن و لاکروا؟

این چرته. چی؟

دارم اعتراف می‌کنم که این چرته.

بین خودمون باشه، اون اپی‌پن نمی‌خواد.

اون آب نمی‌خواد. اون فرش نمی‌خواد.

اون هیچ کدوم اینا رو نمی‌خواد. اون نمی‌خوادش.

اون... اون چی می‌خواد؟

اعتیادآورترین چیز توی جهان.

"فایو آور انرژی"؟ چی؟ قدرت!

بچه‌ها، حواسمون به حرف زدن باشه.

قدرت، گوئن. و ما داریم بهش می‌دیم.

منظورتو می‌فهمم... آره.

ولی چلسی مشکلات واقعی داره.

اوه، خواهش می‌کنم. هیچ‌کس نمی‌گه که اون مشکل نداره.

ولی ما قبلاً طور دیگه‌ای با مشکلات برخورد می‌کردیم.

بچه‌ها قبلاً سرسختی داشتن.

پدر و مادرم منو جوری تربیت کردن که با واقعیت کنار بیام.

اوه، اگه سال ۱۹۸۵ بود، خیلی چیزای بیشتری برای کار کردن داشتیم.

اپی‌پن! آلرژی‌ام داره بدتر می‌شه.

و آلرژی‌اش چیه؟

شما اجازه نداری ازم اینو بپرسی. شما اجازه نداری ازش اینو بپرسی.

چی؟ نه، این واقعاً درسته.

این نقض هیپا (HIPAA) هست.

من با تک‌تک شخصیت‌های "اند جاست لایک دَت" خیلی ارتباط برقرار می‌کنم.

چی؟

من با تک‌تک شخصیت‌های "اند جاست لایک دَت" خیلی ارتباط برقرار می‌کنم.

چی؟

اوه، تو با تک‌تک شخصیت‌ها خیلی ارتباط برقرار می‌کنی.

توی "اند جاست لایک دَت". "اند جاست لایک دَت". آره.

این واقعاً یه جمله عجیب برای فهمیدنه.

فقط احساس می‌کنم یه روزی می‌رسیم به پنجاه سالگی و می‌گیم، لعنت!

مثلاً، زمان کجا رفت، می‌دونی؟ اِم‌هوم.

شارلوت هنوزم سرگرم کارای خودشه.

اصلاً از کَری نگو. اون دیگه یه وضعیه.

ما فقط داریم تو اتاق تلویزیون نگاه می‌کنیم، ها؟

هی، آبجی. چه خبر؟

هی، پاپی. هتل چطوره؟ چطوره این فرارت، هرجا که هستی؟ یادم رفته.

خوبه. قشنگه. اونجا چطوره؟

هنوز حس می‌کنم دارم شما رو ناامید می‌کنم.

نه، همه چی خوبه. ما همه چی رو تحت کنترل داریم.

چلسی چطوره؟ داره خوب رفتار می‌کنه؟

آره، قابل کنترله. کم و بیش. آره.

آره. نه، نه، عالیه. ما کارمندای چلسی هستیم.

صداتو از اون بالا می‌شنوم.

چقدر دیوونه شده؟ مثلاً هنوز آلرژی‌اش رو الکی نگفته؟

نه، می‌دونم داری چیکار می‌کنی. داری سعی می‌کنی تو تعطیلاتت کار کنی.

نه، قطع نکن. برو لذت ببر. از روزای مرخصیت لذت ببر.

صبر کن، پس چرا ریک داره امتحان می‌ده؟

با یه بچه شرط بسته.

شرط بسته... اون نباید این کارو بکنه.

اون واقعاً اعتیاد به قمار داره.

اوان، آروم باش بابا. جدی میگم، از تعطیلاتت لذت ببر.

برو تو یکی از اون وان‌های بزرگ، آره؟

اون وان‌های بزرگ برنجی.

اونا دارن از اونا، مگه نه؟ از اونایی که توی "رد دد ریدمپشن" هست.

صبر کن، صبر کن، یه سوال دیگه دارم. نه. تو دیگه هیچ سوالی نداری.

باشه، ولی اگه اتفاقی افتاد فقط بهم پیام بده.

دوشنبه می‌بینمت. خداحافظ. وای خدا.

باشه.

این مسخره‌ست.

نه، من فکر می‌کنم این عالیه. یه درخواست منطقیه.

اون می‌خواد خونش به جریان بیفته.

اوه. تو خیلی مهربونی، می‌دونی؟ زیادی مهربون.

اون داره از ما سوءاستفاده می‌کنه. داره از تو سوءاستفاده می‌کنه.

نمی‌دونم. من فکر می‌کنم آدمای مختلف به روش‌های مختلف یاد می‌گیرن.

مثل دوست‌پسر من، نیک

تازگی‌ها به سرش زد که یه زمین پیکل‌بال قابل اجاره بسازه

روی این استخری که تو حیاط خلوت‌مون ساخته

Komentar

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left