200 baris pertama.
این هم «گرز اژدها»
فلزش از سنگِ آسمانی ساخته شده
از سنگ هم سختتره
با این گرز در دست
با پلیدی خواهی جنگید
از کشور محافظت کرده و عدالت رو برقرار میکنی
اگه روزی برسه که مردم
از طرف ما یا اطرافیانمون مورد ظلم قرار بگیرن
این گرز بهت این اجازه رو میده
که وظیفهمون رو بهمون یادآوری کنی
این مایه افتخاره، اعلیحضرت
سرورم
شما گرز اژدها رو به «دی» سپردین
اما اگه بهمون خیانت کنه
کل امپراتوری به خطر میافته
«دی» با
اژدهای دریا جنگید
و جون من رو نجات داد
اون نه توطئهگره و نه خائن
شما همیشه ازش دفاع میکنین
نکنه قصد دارین از اون علیه من استفاده کنین؟
بانو، این چه حرفیه؟
من بهخاطر شما
سنتهای چندین سلسله رو کنار گذاشتم
حالا ما با هم حکومت میکنیم
من این همه کار کردم
و شما هنوز به من شک دارین؟
درود بر شما، علیاحضرت
«یوچی جنجین»
میدونم که تو و «دی» مثل برادرید
بهت دستور میدم گرز اژدها رو ازش پس بگیری
از پسش برمیای؟
بانو، اگه «دی» این سلاح رو از دست بده
به مرگ محکوم میشه
دستورم رو اجرا کن و من بهت قول میدم
که نه به خودش و نه به خونوادهش آسیبی نرسه
اگه اینطوره
با تمام وجود بهتون خدمت میکنم
مردی که میخواستم ببینم کجاست؟
بانو
این جادوگر «هوان تیان» هست
علیاحضرت، من فقط یه عضو ساده از «جیانگهو» هستم
هوان تیان
میگن تو میتونی بارون احضار کنی
این قدرت ناچیزیه
طبق دستور شما
افراد بااستعداد زیادی رو
برای خدمت به شما جمع کردم
خب، ببینیم چه کارهایی از دستتون برمیاد
«شمشیر شبحوار» از خاندان «هوآندائو»
«شبِ وهمانگیز» از خاندان «چیانشو»
سرورم، مایلید بهتون خدمت کنم؟
این فنجون حقه است
این تردستیها
فقط مسخرهبازیه
اسمت چیه؟
«دودِ رقصان» از خاندان «شیانچی»
بانو، اصلاً به این
کلاهبردارها اعتماد نکنین
هوان تیان
کل هنرت همین بود؟
علیاحضرت
اجازه بدین ژنرال رو به چالش بکشم
اگه بتونه سایهتون رو بزنه
اون وقت سرم رو تقدیمتون میکنم
چه گستاخیای! چنین کاری
مجازاتش مرگه
کافیه
علیاحضرت؟
سلاحت رو بکش
هرچی میگه انجام بده
بانو، جسارت من رو ببخشید
خودت رو نشون بده، ای اهریمن
«بازتابِ ماه» از خاندان «فویین»
شانس آوردی
که هنوز سرت روی تنته
علیاحضرت از گناهت گذشتن
شکرگزار بخشش ایشون باش
دنیای «جیانگهو»
آدمهای بااستعداد زیادی داره
از این به بعد به من خدمت میکنین
باید حواستون باشه که مخفی بمونین
شما «خاندان اسرارآمیز» خواهید بود
تحت فرمان «یوچی»
گرز اژدها رو میدزدین
اطاعت میشه
یک لحظه صبر کنید، بانو
من هیچ نیازی به این غریبهها ندارم
خودم تنهایی از پسش برمیام
اونا اینجان تا بهت کمک کنن
حالا نوبت توئه که لیاقتت رو بهم ثابت کنی
ارباب
ارباب «دی» کجاست؟
توی اتاقشه
ارباب، براتون یه پیام اومده
از خونهی «لِنگ یو» نقاش، دزدی شده
ارباب
میدونم. اسبها رو زین کنید
همیشه بیخبر ظاهر میشه
این نقشه
نشون میده که «دی» کجا زندگی میکنه
اما پیدا کردنِ راهِ
دزدیدنِ سلاح، با خودته
این دیگه چیه؟
یه علامت عجیب روی زمین ظاهر شده
دیدیش؟
ارباب «دی» اومدن
ارباب
شاکی پرونده، «لنگ یو» نقاشه
که بهخاطر کپیهای دقیقش
از آثارِ زنان، گلها و اسبها مشهوره
خیلی معروفه
و همین هم باعث شده مغرور بشه
تازه تابلویِ
«اسبهای در حال عبور از رودخانه» رو تموم کرده بود
یه نفر بوم رو از کارگاهش دزدیده
و باقی آثارش رو آتیش زده
خسارتش خیلی زیاده
بدتر از اون
همهی اهلِ خونه ناپدید شدن
بدون اینکه هیچ ردی از خودشون بذارن
این دزد بیش از حد سرنخ از خودش به جا گذاشته
به نظرم
گوش کن، من
شما کی هستین؟
از معبد عالی اومدیم. شما همون «لنگِ» نقاش هستین؟
معبد عالی؟
آروم باشین. شما بودین که خبر دزدی رو دادین؟
اون رو دیدین؟
اون دیگه چیه؟
کرمهای شبتاب
توی فصل بهار هیچوقت شبتاب پیدا نمیشه
اتاقهای «دی»
همه چیز طبق چیدمان «نُه ستاره» چیده شده
جایِ ایدهآلی برای مخفی کردنِ چیزیه
میخواد باور کنیم که گرز اینجاست
بیاین برعکس فکر کنیم
چند نفر اثرتون رو دیدن؟
بهجز خودم هیچکس
چِت شده؟
هیچی
دوباره شروع کردی
داری چشمک میزنی
این یه تیکِ عصبیه
از بدو تولد داشتمش
تیکِ مادرزادی؟ به نظرم بیشتر از ترس باشه
اصلاً اینطور نیست
این کار رو کرده تا قیمت کارهای خودش رو بالا ببره
بعید میدونم
اگه اینطوره
پس چرا خونوادهش ناپدید شدن؟
راست میگی، اصلاً جور درنمیاد
این ردپا
این سرنخها خیلی ضایع هستن
یه نفر میخواد ما رو اینجا معطل کنه
همهش بوی صحنهسازی میده
آره، اما... با توجه به این ردپا
دزد از اون طرف اومده
نگاه کن
یه ردپای دیگه. نکنه چیزی
اونجا مخفی شده باشه؟
تابلوی من
حرکت نکنید
داخل نرید
بوم هنوز همونجاست
کل این ماجرا یه تله است
بهش دست نزنید
سَمّه
مراقب باشید، سمیه
نقاط انرژیت رو مسدود کن
غبار هم سمیه؟ نفست رو حبس کن
روی پشتبومه
یه مترسکه
متوجه حضورش شدن
حالا که «دی» در برابر سم مقاومت کرده، کلکش رو میکنیم
اون هم توی راهِ برگشت
بریم
ایست
سم؟
چِتون شده؟
دیوونه شدین؟
«هان پینگ»
ردات رو بده به من. مال من احتمالاً آلوده شده
ما پول گرفتیم که کارمون رو انجام بدیم
اونوقت تو اومدی از روشهای ما ایراد میگیری؟
مسخره است
تیغههای من تشنهی خونتن
حمله به گارد امپراتوری
یعنی دهنکجی به خودِ امپراتور
دزد داره ما رو دید میزنه
«یی آن»، «ژو جین»
اونجا منتظرم بمونید
میکشمش بیرون
الکی ادای قلدرها رو درمیارین
ولی به اندازهی یه لاکپشت هم شجاعت ندارین
شانس آوردین که حماقت آدم رو نمیکُشه
بریم
تو کی هستی؟
اینجا چه غلطی میکنی؟
بگیریدش
No comments yet. Be the first to leave one.