200 baris pertama.
لی سونگ-بین، گلفباز حرفهای، از هفته گذشته تا حالا مفقوده
در حالی که جنازهی همهی دوستاش توی یه سفر پیدا شده
پلیس داره خونهی یه مبلغ مذهبی رو وجببهوجب میگرده
طبق شهادت تنها بازماندهی گروهِ «لی»
و ۲ مظنون اصلی هم دستگیر شدن
و دارن ازشون بازجویی میکنن
دقیقه پیش ۶۶۶۶
فاصلهی ایمنی رو حفظ کنید
بزن بریم
یونگ-جون، کمکم کن! شماها واقعاً شاسکولید
تو که میخواستی سونگ-بین رو ببینی، چطور اینقدر کپه مرگتو گذاشتی؟
واسه این سفر کلی اضافهکاری وایسادم، جنازهم
گردنت مثل زامبیا کج و کوله شده بود
ای بابا
سونگ-بین منو اونطوری دید؟
فقط اون نبود که دیدت
لعنتی... اون یکی رو
این؟ آره
پشمام، چقدر ترسناکه
کل روزِ کوفتیمون پای این حسابکتاب میره
زودی حساب میکنم. سونگ-بین، منم سهممو میدم
ردیفه
وای چه نازه
اسمت چیه؟
اسم من «بونگو»ئه، اسم تو چیه؟
اسمش بونگوئه؟
داری چیکار میکنی؟ گفتم که خودم حساب میکنم
ولم کن
مینا
چته تو؟
بکش عقب بابا
هوی! گمشو اونور
به... به چی زل زدی؟
شما بچهخوردهها کی هستید دیگه؟
چی شده؟
چرا
داری پا روی دمِ داداش من میذاری؟
چه خبره؟
سونگ-بین؟ جانم؟
من خوبم، بیا فقط بریم
آره، بیا از اینجا بزنیم به چاک
دیگه نبینم دور و برمون آفتابی بشید
بریم عزیزم
بیا دیگه
قیافهشون دقیقاً شبیه اونایی بود که با سگ، دخترا رو میدزدن
نه بابا
دیدیشون که
فقط یه مشت ابزار خریدن که شبیه آلات قتاله بود
اگه سونگ-بین نبود، مینا بدجوری تو دردسر میافتاد
شک ندارم سابقهدار بودن
من فکر میکردم زشتتر از «بیونگ-جو» وجود نداره
ولی اون در مقایسه با اینا مدلینگ محسوب میشه
تو واقعاً جذابی، اعتماد به نفس داشته باش
آخ، دردم گرفت! تو جیگری
بیا اینجا! هوی! وایسا
عجب شانس گندی
نشنیدی سونگ-بین داشت داد میزد که وایسی؟
شنیدم
بیونگ-جو یه اسکلِ دستوپاچلفتیه که رانندگی هم بلد نیست
جیسون، من تا حالا بزِ مرده ندیده بودم، بیا سلفی بگیریم
باشه
قاتلِ بز هم باید توی کادر باشه
هوی، نکن... بیخیال بابا، امل
خب، سه، دو، یک، تامام
یکی دیگه. یک، دو
نباید اون بزه رو خاک کنیم؟
خاکش کنیم؟
پس همینطوری ولش کنیم اونجا؟
مینا
همه خستهن، بیا فقط بریم
سانگ-گو
مگه بهت نگفتم همیشه سرت تو لاکِ خودت باشه؟
خب، آخه من فقط
جلوی چشمم افتاد زمین، نباید به دادش میرسیدم؟
ما تا حالا کلی چوبِ خوبی کردن به این احمقهای نمکنشناس رو خوردیم
سرت به کار خودت باشه
قیافهم خیلی ضایعست، نه؟
تو خیلی خوشتیپی، دیگه نبینم از این حرفا بزنیها
تیپ که میزنی، از ستارههای سینما هم سرتری
ولی نه به خوشتیپیِ تو
استایلهامون با هم فرق داره، مگه نه؟
من... خوشتیپِ خشنم
تو خوشتیپِ جذابی
جدی؟
استایل بونگو چیه؟
بونگو
خوشتیپِ مدلِ هاپویی؟
بونگو، حتماً خیلی حال میده اینقدر خوشتیپ باشی
«منم کیف میکنم که شماها اینقدر خوشتیپید.»
چی شده؟
چه روز قشنگیه
فصل بارندگی تموم شد
شنیدم قراره دوباره بارون بیاد
چی؟
کی گفته؟ هواشناسی؟
لعنتی، آمارِ من خیلی دقیقتر از اوناست
آره، شک نکن
اون چیه؟
ماشینو نگه دار
شما دوتا
ایست! تکون نخورید
جناب سروان نام! بله قربان؟
برو اون کیسه رو چک کن. من، قربان؟
برو دیگه
ممنون میشم اگه برید اونور
نه، برو سمت راست
یه کم دیگه، لطفاً
راه بیفت. باشه
یا ابلفضل
چی شد؟ درست میگفتم؟
لاشهی یه بزه
مالِ کیه؟ بز
بُ... چی؟ بز، یه بز سیاه
چرا؟
نمیدونم چرا سیاهه، ولی خب یه بزِ سیاهه دیگه
کارت شناسایی: پارک سانگ-گو، کانگ جه-پیل. قیافهشون که قشنگ به فرار از صحنهی تصادف میخوره
همونطور که گفتم، وسط جاده دیدیمش و فقط داشتیم از سر راه بر میداشتیمش
واقعاً هیچی تو پروندهشون نیست؟
نه، هیچ سابقهای ندارن، پاکِ پاکن
شما دوتا اینجا چیکار میکنید؟
از راه دور اومدیم که اینجا یه خونه بخریم
اسمش «نانواییِ» یه چیزی بود
نانوایی؟
همون که وسط جنگله؟
میشناسیدش؟
آخه چرا اون خونهی قدیمی رو خریدید؟
میخوایم زندگیِ روستایی رو تجربه کنیم
خوشگلش کنیم و توی حیاطش کاهو بکاریم
آرتی... شوک
لبو و... چغندر هم همینطور
نکن بونگو، قلقلکم میآد
دیوونهان؟
خیلی خب، فکرِ دردسر درست کردن توی این شهر حتی به سرتون هم نزنه
کی گفته ما دردسر درست میکنیم؟
چه دردسری؟ داری قلمرو تعیین میکنی؟
بسه دیگه، آروم باش
بیا بریم. هان؟ چی میگی؟
الان چی گفتی؟
خیلی معذرت میخوام، بفرمایید به سلامت
وای چقدر ترسیدم! بیا اینجا ببینم
سانگ-گو، بیا بریم! بیا اینجا فلانفلانشده
بفرمایید راه بازه
خیلی وحشی به نظر میرسن
قیافهشون داد میزنه که خلافکارن
تو دیگه چرا اینطوری به من زل زدی؟
هیچی
اینجا قدیما خونهی یه مبلغ مذهبی آمریکایی بوده
روستاییها اینقدر ممنونش بودن که براش یه خونه به سبک غربی ساختن
چطوره؟ مرگ نداره، نه؟
جای خوبیه واسه کُشتنِ یکی
چی؟
فاکر... چی؟
فاندلر؟
خونهی «بیکرِ» فلانفلانشده
زناکار؟
با عکسش خیلی فرق داره
خانهی ویلاییِ اروپایی
توی فیلترِ عکس خیلی زیادهروی کردی
کدوم فیلتر؟ خونه خودش خوشعکسه
در که چهارتاق بازه، بریم تو؟
کلیسای روستا مدیریتش میکرد
اما کشیش یه مدتیه که مریض شده
همهی وسایل رو هم میذارن بمونه، پس با تمامِ وسایله
تمامِ وسایل؟ منظورت تمامِ زبالههاست؟
تعمیرِ وسایل و دستبهاچار شدن خودش بخشی از زندگیِ روستاییه
سانگ-گو، نظرت چیه؟ این خونه
داداش! تخت داره! این اتاقِ منه
دیگهای چدنی هم داره! اینا هم مالِ ما میشه؟
همیشه دلم یه شومینه میخواست
زمستونا خودمون رو گرم کنیم و سیبزمینی کباب کنیم
بیا همین الان امضا کنیم
عالیه! ردیفه
دمت گرم! هوی، هوی، نکن
اومدم
تمومش کن
هوی
یه شیرجه بزن
داداش، کباب که آماده شد خبرمون کن
ای تو روحت
داشتم سعی میکردم تو سرِ مال بزنم، چطور یهو قبول کردی؟
امروز حالم خیلی ردیفه
اگه یه خونهی دیگه بخری که از خوشحالی غش میکنی
تو خوشحال نیستی؟
این خونهایه که ۱۰ سال براش پول جمع کردیم
خوشحالی داره؟ خیلی داغونه، باید کلاً بکوبیم از نو بسازیم
کمکم بهش میرسیم
آهان راستی، باید واسه سلامتیِ خونه یه نذری چیزی بدیم
واسه جشن گرفتنِ خونهی جدیدمون
نذر رو بیخیال! اون وقت رو بذار واسه چهارتا میخ کوبیدن
ای بابا
این دیگه چیه؟
اینجا لونهزنبور داره
انگار دارن بهمون خوشآمد میگن
چرند نگو، لونهشون رو پیدا کن و آتیشش بزن
داداش
خوبی؟
بیا بقیهش رو بذاریم واسه فردا
آره، همین کارو میکنیم
میخوای کل روز رو اونجا بمونی؟
نه بابا
No comments yet. Be the first to leave one.