Ransom

Ransom

Unduh Subtitle Farsi Persian

Musim 1

Informasi rilis

Ransom S01E04 HEVC x265
Ransom S01E04 720p HEVC x265
Ransom S01E04 HDTV x264-FLEET
Komentar oleh StarTak
►♣ WwW.Show-Time.iNFO ♣◄

Tag

x265
HEVC
720p
720
HDTV
hdtv
x264
HD
Diterbitkan pada: 2017-02-01
Unduhan: 34
Tuna Rungu: No

Pratinjau subtitle Farsi Persian

200 baris pertama.

‫(سیاتل، واشنگتن)

‫هی هنوز نفهمیدی طرف کیه؟

‫کم کم میفهمم

‫مگه مصاحبه نداشتی؟

‫نه تا ساعت 9

‫هی کجا میری؟

‫باید یه هم اتاقی جدید پیدا کنم؟

‫اون پیرهن رو نپوش، پر از لکه است

‫بیا

‫- ممنون "جو" ‫- پیش خودت نگه دار

‫صبح به خیر "پاولا"

‫ماشین جدید گرفتی، جو؟

‫از یه دوستی قرض گرفتم

‫بهتره "شریل" نبینتت که توش نشستی

‫نَوَد متر باهاش فاصله دارم

‫فقط میخواستم "هیلی" رو ببینم ‫واسه یه دقیقه

‫نزدیکش نمیشم

‫آه میشه یه چیزی رو بهش بدی؟

‫- آه... ‫- خواهش میکنم، لطفاً

‫فقط میخوام بدونه که بهش فکر میکنم

‫حتماً به دستش میرسونم، حالا برو

‫ممنون، ممنون

‫ اسمم "فریزر واتسون" ــه

‫ مهندسِ ارشدِ شرکتِ "سیستم های وویسک" هستم ‫(شرکت سیستم های خودرو وویسک، سیاتل)

‫ من گروگان گرفته شدم

‫ 24 ساعت وقت دارین

‫ یا پول میدین،

‫ یا دیگه هیچ وقت منو نمیبینین

‫هرکی اینو فرستاده، به ایمیل های ‫کل شرکت دسترسی داشته

‫فیلمش واسه همه ی کارکنان اینجا فرستاده شده

‫آره ولی نه واسه زن و بچه اش

‫تو لیست ایمیل ها نبودن

‫"پول میدین" چرا یه مقدار ‫مشخصی از پول رو نگفت؟

‫چی باعث میشه فکر کنی ‫که حتماً پول میخوان؟

‫اینم موکل مون

‫"ادیسون رید"

‫جوون ترین میلیاردرِ خود ساخته ی تاریخِ آمریکا

‫آره من "تد تالک" اش رو دیدم ‫اون قبلاً از مدرسه اخراج نشده بوده؟ ‫(یک مجموعه همایش جهانی و سایتی با همین نام که شامل ‫سخنرانی‌هایی از موضوعات علمی، فرهنگی و دانشگاهی میباشد)

‫آره، اون تو بچگی یه نابغه بوده، تو 16 سالگی به ام‌آی‌تی رفته ‫(مؤسسه فناوری ماساچوست، دانشگاه خصوصی ‫واقع در شهر کمبریج، در ایالت ماساچوست آمریکا)

‫ولی بعد ها پیِ هدف خودش رو میگیره ‫که پایان دادن به تصادفات رانندگی هستش

‫پروژه هایی که داره رو سیستم های ‫برپایه شبکه عصبی مصنوعی

‫و اجتناب از برخورد حسی انجام میده ‫ساده بگم، فوق العاده ان

‫یه طرفدار پروپا قرص داریم اینجا

‫خانم رید

‫آقای بومانت، ممنونم که سریع اومدین اینجا

‫خواهش میکنم. اینم تیم منه

‫اولیور...

‫یتس، بله، مشقام رو نوشتم ‫(هرچی که لازم هست رو میدونم)

‫همتون به عنوان بهترین ها معرفی شدین

‫فریزر مثل خونواده مون میمونه،

‫و بدون اون، سیستم های وویسک وجود نداره

‫فکر میکنین این یه نقشه واسه ‫نابود کردن بیزنستون ــه؟

‫دو روز دیگه، پخش عمده ی محصولمون ــه

‫بدون فریزر به این ضرب الاجل نمیرسیم

‫خب کارشناس فنی مون، "انی کاپیلا"

‫داره سعی میکنه ردِ اون فیلم رو بزنه

‫از یه سرورِ ناشناس ارسال شده ‫و از چندین VPN گذر داده شده

‫کارشناسای ما هم هنوز نتونستن قفلش رو بشکنن

‫یه پیش نویس واسه هرکی که ‫این فیلم رو فرستاده، نوشتم

‫خیلی خب بذار ادیتش کنیم

‫فعلاً هرچی کمتر بهتر،

‫ریسکِ سوءتعبیر رو کم میکنه

‫بله. از این طرف آقای بومانت

‫به همسر فریزر معرفی تون میکنم

‫از آدم ربامون بپرس که واسه ‫برگردوندن فریزر، چیکار میتونیم بکنیم

‫باشه

‫ببینیم طعمه گیرمون میاد یا نه

‫(واسه برگردوندن فریزر چیکار میتونم بکنم؟)

‫خواهش میکنم آقا

‫من یه زن دارم

‫دو تا بچه

‫چرا اینکارو میکنی؟

‫خوب میدونی چرا

‫ خـــــــون بـــــهـــــا

‫خب، همسر فریزر گفت که اون امروز صبح با ‫دوچرخه رفته سرکار و بعد اون فیلمه اومد ‫(روز اول - ساعت 11:33 صبح)

‫ایناهاش

‫باورم نمیشه این اتفاق داره می افته

‫نمیدونم به بچه هام چی بگم

‫فریزر قهرمانشونه

‫"مایا" ایشون اریک بومانت هستن ‫مذاکره کننده ی خصوصی مون

‫مطمئنین که با زنگ نزدن به ‫پلیس، کار درستی میکنیم؟

‫خب شما باید کاری که فکر ‫میکنین درسته رو انجام بدین

‫ولی تجربه ی من میگه که احتمالش ‫هست اگه پلیس رو وارد ماجرا کنیم

‫همسرتون درخطر قرار بگیره

‫آقای بومانت در پنج سال گذشته ‫هزاران گروگان رو آزاد کردن

‫من این کار رو به بهترین سپردم

‫ممنونم

‫یه لیست از رقیب های کاری تون میخوام

‫هرکی که از کنسل شدنِ پخشِ ‫محصول تون، نفع ببره

‫البته

‫بفرمایین بشینین

‫اخیراً فریزر چجوری بوده؟

‫رفتار غیر عادی ایی نداشته؟

‫بخاطر آمادگی واسه پخش، مضطرب شده بود

‫چجوری تحت فشار و استرس قرار میگیره؟

‫بخاطر کارش، ولی فریزر کارش رو دوست داره

‫شرکت این مدت باهاش خیلی خوب بوده

‫چندوقته که مسیر کارش رو با دوچرخه میره؟

‫شش ماه تقریباً

‫گفت که وقت رفتن به باشگاه رو نداره،

‫برای همین تصمیم گرفت مسیر ‫رفت و برگشت کارش رو ورزش کنه

‫ماشینش رو فروخت تا از حرفش برنگرده

‫همیشه از یه راه میره. تو این ‫مورد خیلی وسواس داره

‫بهش میخوره مرد متعهدی باشه

‫اون تو هرکاری، بهترین تلاشش رو میکنه

‫آدم فوق العاده ایی ــه

‫لطفاً برشگردون خونه، پیشمون

‫الآن که داریم صحبت میکنیم ‫تیمم داره ارتباط برقرار میکنه،

‫و مسیر دوچرخه سواریش رو ‫هم واسه سرنخ، چک میکنیم

‫ادیسون هنوز جوابی نداده

‫فکرمیکردم هوشِت واسشون ارزشی داشته باشه

‫وقت داره میگذره دوستِ من

‫خواهش میکنم، خواهش میکنم

‫از "خواهش میکنم" هات خسته شدم

‫نیازی نیست اینکارو بکنی

‫نه نه نه!

‫خفه شو

‫خفه شو

‫خواهش میکنم نرو!

‫اریک!

‫لیستی رقبایی که ازمون خواستی

‫میخوام با "پیرس آلرد" هم آشنا شی

‫دستِ راست فریزر

‫دسترسی به همه ی چیزایی ‫که روش کار میکردن رو بهت میده

‫کنترل پایداری الکترونیکی پیشرفته ‫(فناوری رایانه‌ای شده برای پایداری خودرو که میتواند سبب ‫بهبود امنیت، از طریق شناسایی و به حداقل رساندن لغزش‌ها شود)

‫هشدارِ حسی خستگی

‫به نظرمی یاد که ترتیبِ تک تک ‫زوایای امنیتی ممکن رو دادین

‫خب این محصول فوق سری تون ‫که میخواین توزیعش کنین، چی هست؟

‫یه...یه هوش مصنوعیه که مشخصات ‫راننده رو یاد میگیره و باهاشون سازگار میشه

‫ماشینِ غیرقابل تخریب

‫آره...هدفش همینه

‫با محصولات قبلی مشکلی داشتین؟

‫نه. صنایع مون معاینه فنی میشن

‫مطمئنم که فعلاً صد تا کار ‫رو سرت ریخته، پیرس

‫اگه اریک چیز دیگه ایی بخواد ‫میاد سراغت

‫ادیسون، نمیتونیم اینو تو دو روز تموم کنیم

‫اگه فریزر بود، میگفت بدون خودش پیش بری

‫یه دلیلی داره که تو رو دست ‫راستش کرده، باشه؟

‫میتونی اینکارو بکنی

‫باشه

‫چرا اینقدر عجله که تو دو روز تموم شه؟

‫رقبامون دارن رو طرح های متشابهی کار میکنن

‫اگه اونا قبل از ما، پخش رو شروع کنن،

‫محصولات نامرغوب شون، جونِ ‫مردم رو به خطر میندازه

‫واقعاً اینو باور داری؟

‫وقتی 8 سالم بود، خونواده ام تصادف کردن

‫مرگ پدرم و برادرم رو دیدم

‫حادثه ایی که با تکنولوژیِ درست ‫میشد جلوش رو گرفت

‫من مطمئن میشم که دیگه هیچکس ‫بخاطر تصادف، نمیره

‫آدم ربا جواب فرستاده

‫"من نمیخوام به کسی صدمه بزنم،

‫ولی کاری که باید بکنم، رو انجام میدم

‫خواهید فهمید که چقدر جدی ام."

‫افزایشِ خصومت،

‫شاید یه اختلال شخصیت مرزی داریم ‫(ناپایداری حالت عاطفی، خُلق و رفتار)

‫از همین دو جمله داری ‫شخصیتش رو تشخیص میدی؟

‫ببخشید باید اینو جواب بدم

‫ببخشید

‫لحنش با چیزی که تو فیلم شنیدیم، فرق داره

‫رُک میگه، اغراق توش نیست

‫تغییرِ رویه؟

‫با بیش از یه نفر طرفیم

‫خیلی خب بیا بفهمیم چه خبره ‫پاسخ رو بزن

‫جای خوبی رو واسه گرفتنِ ‫فریزر انتخاب کرده

‫دوربین مداربسته ایی نیست

‫اگه با دَر ماشین بهش زده ‫حتماً اینا مال آینه ی بغلیشه

‫دقیقاً

‫آه، دوچرخه ی فریزر آبی ــه؟

‫نه، سیاهه

‫انگار رنگ آبی ــه، نه؟

‫حتماً همینطوره

‫هی بیا دوربین های دیگه رو تو ‫مسیر دوچرخه سواری فریزر چک کنیم

‫ببینیم چه ماشینای آبی رنگی ‫صبح از اینجا رد شدن

‫میدونی من همیشه به اولیور ‫میگم که درباره ات اشتباه میکنه

‫از ماشینِ آدم ربامون سرنخ پیدا کردیم

‫قبل و بعد از اینکه فریزر رو بگیره ‫تو دوربین های مسیر اُفتاده

‫یه راننده ی مرد تکی

‫تصویر واضحی ازش پیدا نکردیم ‫ولی آینه ی بغلی رو میبینین؟

‫این قبلشه، اینم بعدش

‫نیستش

‫حتماً خیلی بد به فریزر زده

‫میتونی پلاکش رو چک کنی؟

‫از قبل با پلیس سیاتل هماهنگ کردم

‫این صحبت هاتون با آدم ربائه؟

‫چون خیلی شبیهِ مذاکراتِ "روینگتون کازمتیکس" ــه

‫از اونجا میشناسمش

‫اولیور میتونی رونوشت FBI رو ‫از سال 1997 پیدا کنی؟

‫1998

‫نود و هشت، درسته

‫آه واو، کلمه به کلمه ش یکیه

‫خودِ خودشه

‫مشقام رو نوشتم!

‫پس آدم ربامون داره از یه رونوشت FBI کُپی میکنه؟

‫ما با آدم ربا حرف نمیزنیم

‫بلکه یکی که میخواد به عنوان ‫آدم ربا خودش رو نشون بده

‫یه نفر از همون اول جلوی ارتباط مون رو گرفته،

‫و از این پرونده ی قدیمی به عنوان ‫اُلگوی مرجع استفاده کرده

‫واسه چی؟

‫وقت بخره، سرمون رو گرم کنه

‫و نذاره بفهمیم که آدم ربا واقعاً چی میخواد

More Farsi Persian subtitles for Ransom

Komentar

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left