22 baris pertama.
Poets Of The Fall - War
ایستادن در مزرعه ای ویران را به خاطر می آوری؟
صدای بال پرندگان را در آسمان می شنیدیم
طلایه داران نبرد با سرشت خود نشان دادند
شانس به ما روی می آورد
اگر بگذارم حافظه ام درمان شود
می توانم به یاد بیاورم که با من درآن مزرعه بودی
آنگاه که فکر کردم این نبرد رو به تنهایی جنگیدم
تو آنجا پیشاپیش در کنارم بودی
آنگاه که فکر کردم که بدون هیچ دلیلی جنگیدم
تو به من دلیلی برای تلاش کردن دادی
صفحه زندگی ام را ورق بزن من باید چیز تازه ای ببینم
حالا معصومیت من از دست رفته
دیگر نمی توانیم دراین منظره محدود منتظر بمانیم
همچون سگ های وحشی جنگ
می گذارم حافظه ام درمان شوند
می توانم به یاد بیاورم که با من در آن مزرعه بودی
آنگاه که فکر کردم این نبرد رو به تنهایی جنگیدم
تو آنجا پیشاپیش در کنارم بودی
و برای درک غیر ممکن ، جنگیدیم
آنگاه که فکر کردم این نبرد رو به تنهایی جنگیدم
ما تنها افرادی بودیم که سرنوشتمان به هم پیوند خورده بود
No comments yet. Be the first to leave one.