134 baris pertama.
آره
وو! پسر
خانمها و آقایان
رابین تیکِ معرکه
وو! چه ادای احترامی بود
آره
ما این حقایق رو بدیهی میدونیم
امشب در «خواننده نقابدار»، شبِ «قرمز، سفید و سرنخ» است
وای خدای من! عاشقشم
امشب داریم ۲۵۰مین سالگرد تولد آمریکا رو جشن میگیریم
میخوایم بذاریم طنین آزادی به گوش برسه و در همین حال صدای «بادمجون» رو بشنویم
«گل شیپوری»، «جغد» و «ولتاژ بالا»
که برای رسیدن به مرحله بعد آواز میخونن
بزن بریم! شگفتانگیزه
اما یه ساکن جدید داریم که داره راهش رو به سواحل ما باز میکنه
این آخرین «کارت وحشی» فصله
بزن بریم! شماها هم اون بالا خوشتیپ شدین
چرا من اون بالا نیستم؟ تو که خودش کوهی
درسته. تو کوهی
تو ستون فقراتی هستی که بقیه گردنهای ما روش سواره
درسته. نیک: همینه. قبولش دارم
حضار، برای زندگی، آزادی
و جستجوی خوشبختی به سبک «خواننده نقابدار» آمادهاید؟ بله
آره! خیلی خب
ببینیم میتونیم سرنخهای بیشتری از «ولتاژ بالا» روشن کنیم یا نه
میدونین چی آمریکا رو اینقدر خاص میکنه؟
من! شوخی کردم. همون رویای آمریکاییه
پدرم با عشق به علم به ایالتها مهاجرت کرد
اون با مادرم که شاعر بود آشنا شد و بقیهاش هم که دیگه تاریخه
آدمکهای زنجبیلی! شاید موهاش قرمزه
آره، مو قرمز
بزرگ که میشدم، تجربه کامل زندگی آمریکایی رو داشتم
دارم از یخدربهشتهای تابستون حرف میزنم
آهنگهای «ون هلن» که پشتسر هم پخش میشد
امتیوی با صدای بلند و بعدش، بوم
توی حیاط پشتی داشتیم برای یه مهمونی خانوادگی، یه بز رو کباب میکردیم
الکی نیست که به آمریکا میگن دیگِ جوشانِ فرهنگها
کی فکرش رو میکرد که من یه روزی یه نماد ملی بشم؟
«روی آنتن». مجری برنامه گفتگو. مجری رادیو؟
فکر کنم این نسخه من از رویای آمریکاییه
خانواده، دوستها و فرهنگهایی که دور هم جمع میشن
و یه عالمه گوشت بز. (صدای بز)
بیاین! دستها رو ببینم، مردم
اینو دوست دارم
وو! چی؟
غیرمنتظره بود! میدونم
اصلاً نمیدونم این کیه
یه «اچ» بهم بدین! یه «وی» بهم بدین! مخم سوت کشید
اوه، آره! این همون انرژیایه که ازش حرف میزنیم
آره! چه شروع خوبی بود
پسر، فکر کنم چند تا فیوز پروندما
اون واقعاً-- واقعاً ولتاژش بالا بود
منظورم اینه که، یه غافلگیری کامل بود
انتظار اون صدا و اون انرژی بالا رو نداشتم
و بعدش هم که رفت سراغ سبک کانتری
مگه نه؟ فقط ما رو گیجتر کرد اما آوازش عالی بود
کارت عالی بود. اجرای فوقالعادهای بود. موافقم
خیلی خب، به افتخار تمِ امشب
ما قرار سرنخها رو به آمریکاییترین شکل ممکن ارائه بدیم
اوه، عقاب! اوه، دکتر درو اینجاست
اوه. آره
بچهها نگاه کنین. یه گیتار. اوه
اوه
خب، من اینو از وقتی ۱۳ سالم بود
کنار خودم داشتم
این بهم یادآوری میکنه که بزرگترین چیزها
از پیدا کردن ریتم خودت
و پایبند بودن به اون به دست میاد
چقدر مرموز
این اصلاً به شماها کمکی کرد؟
راستش نه خیلی زیاد. نه
اما به یه دلیلی وقتی اون تابلوی «روی آنتن» رو دیدم
منو به یاد مجریهای برنامههای شبانه انداخت
آره، منم همینطور. آره. مگه نه؟
و بعدش گیتار رو دیدم
و اون با گیتارش کارهای کمدی انجام میده
و بعد وقتی دیدی اون بستنی داره آب میشه
پیش خودم گفتم، یه لحظه صبر کن، این مجری برنامه شبانه
بستنی مخصوص خودش رو توی برند «بن اند جری» داره
اوه. ممکنه این جیمی فالون باشه؟
که میدونیم میتونه در همه سبکها بخونه
خیلی خوبه. حدس بدی نیست
اما من اینو از آهنگِ صداش حس نمیکنم
وقتی که داره ویدئوی سرنخها رو میخونه
و حالا دیدیم که داریم به آدمک زنجبیلی فکر میکنیم
شاید معنیش مو قرمز باشه
اون گیتار میزنه، اون هم گیتار میزنه
من هنوز فکر میکنم این همون مرد موقرمز، آقای کونان اوبراین باشه
اوه! آره، خوشم اومد. جالبه
نه. از اینکه چطوری اینا رو به هم ربط میدی خوشم میآد
اما بر اساس ویدئوی سرنخها
بزها، دو تا فرهنگ مختلف توی خانوادهاش
به نظر میرسه که احتمالاً یونانیه
این میتونه خودِ عمو جسی باشه، جان استاموس
که گیتار میزد. اوه
پس من فکر میکنم ولتاژ؟ استاموسه
اما، میدونی یه حرف «وی» روی لباسشه که قبلاً نبود
و «وی» اولِ استاموسه! باشه
میدونی «وی» نشونه چیه؟ پیروزی (Victory)
چون ولتاژ بالا، تو معرکه بودی. آره
تو الکتریکی بودی. تو یه برندهای پسر
تو جات همینجاست رفیق
همه برای «ولتاژ بالا» بکوبین
وو! واقعاً انرژی گذاشت
مردان سیاهپوش، کمکش کنین بره
من عاشق آمریکام
اونم عاشق توئه. عاشق توئه
شب «قرمز، سفید و سرنخ» است
و پرچمهای ما به انتظار سلبریتی مرموز بعدی در حال اهتزاز هستن
وقتشه که کمی بیشتر در وجودِ «گل شیپوری» جستجو کنیم
من نمیتونم آمریکا رو جشن بگیرم
و یادی از یه اسطوره آمریکایی نکنم
اون یه نماده اما برای من خیلی بیشتر از این حرفاست
حتماً یکی از اعضای خانوادهاشه
هدف اصلیش این بود که زندگی من رو عادی نگه داره
اما، پسر، خیلی سختگیر بود
یه بار حتی به خاطر دیر رسیدن سر شام منو جریمه کرد
اونم سر میز شام جلوی مدونا و شان پن
از یه راهِ واقعاً خجالتآور برای یاد گرفتن درس زندگی حرف میزنیم
یه مدتی ازش دلخور بودم چون زندگی رو برام آسون نمیکرد
و سالهایی بود که از هم دور بودیم
وقتی دست از پول خواستن ازش برداشتم و به جاش ازش راهنمایی خواستم
رابطهمون شکوفا شد
حالا بابت تمام کارهایی که برام میکنه ممنونم
این باعث شد که سختکوش و قوی باشم و همیشه به موقع سر شام برسم
چقدر شیرین. اوه، واو
وو
باهام دست بزنین، «خواننده نقابدار»
وو
کارت خوب بود، گل شیپوری
واو. خیلی خب
جنی، درباره اون اجرا با گل شیپوری صحبت کن
اول از همه، فقط میخوام بگم چقدر قشنگ شکوفا شدی
از آخرین باری که دیدیمت تا حالا
No comments yet. Be the first to leave one.