Castlevania

Castlevania

Unduh Subtitle Farsi Persian

Musim 3

Informasi rilis

Castlevania S03E06 NF WEBRip
Castlevania S03E06 NF WEB-DL DD5 1 x264-NTG
Castlevania S03E06 720p NF WEB-DL DDP5 1 x264-NTG
Castlevania S03E06 1080p NF WEB-DL DDP5 1 x264-NTG
Castlevania S03E06 WEBRip x264-ION10
Komentar oleh _SinCities_
█☀️ مـتـرجـم: سینا صداقت ☀️█

Tag

webrip
web
BRip
Web-DL
web-dl
WEB-DL
x264
720p
720
1080
Diterbitkan pada: 2020-03-06
Unduhan: 48
Tuna Rungu: No

Pratinjau subtitle Farsi Persian

131 baris pertama.

‫خب، نگاهش کن. تقریباً انسان شدی

‫اوناهاش. دوباره سر پا و سر حال شدی

‫ممنون

‫- خوبه که دوباره لباس پوشیدم، ولی... ‫- ولی؟

‫یه چیزی که در مورد حرکت کردن هست

‫اینه که فکر می‌کنم وقتی حرکت نکنم ‫حس خوبی بهم میده

‫اوه. پس نمی‌خواستی بری یه قدمی بزنی؟

‫- چی؟ ‫- خب، به زور می‌تونستم ببرمت قدم بزنی

‫در حالی که کیرت تو هوا بالا ‫پایین می‌پرید، می‌تونستم؟

‫شاید یه پرنده فکر می‌کرد کیرت یه شاخه درخته ‫و با خودش می‌بردش

‫آره. خب

‫اوه، بیخیال. یه لبخند کوچولو تو رو نمی‌کشه

‫آفرین پسرِ خوب

‫خب حالا، دوست داری بریم یه قدمی بزنیم؟

‫یکم هوای تازه زیر نور ستاره‌ها؟

‫فکر کنم دوست دارم، آره

‫خوبه

‫متأسفانه، یه شرطی داره

‫اوه

‫فکرِ من نیست. استریگا اصرار کرد

‫باید خیلی راحت باشه. فقط می‌خواست ‫امنیتش یکم بیشتر باشه

‫تو ده برابر قوی‌تر از منی، لنور

‫استریگا اشاره کرد که تو یه جادوگری

‫و واقعاً می‌خوای بری قدم بزنی، پس...

‫میشه این رو بندازی گردنت؟

‫باشه

‫آفرین پسرِ خوب

‫بریم قدم بزنیم!

‫شبِ قشنگیه، اینطور فکر نمی‌کنی؟

‫شبِ خیلی سردیه. سلولم گرم‌تر بود

‫به خاطر اینه که حرارتِ تلف شده رو ‫با لوله به اطراف قلعه منتقل می‌کنیم

‫واقعاً؟ حتی داخلِ سلول‌ها؟

‫من همش بهت می‌گم. ما هیولا نیستیم

‫تو قلعه‌ی دراکولا هم حرارت ‫با لوله منتقل می‌شد

‫این جادوی خون‌آشامیه

‫راستش، فقط علمه. دانشِ باستانی

‫نکته اینه هکتور، آدما مسائل رو فراموش می‌کنن ‫و خون‌آشام‌ها فراموش نمی‌کنن

‫باید چیزهای زیادی یاد بگیری

‫و فرصتش نصیبم میشه؟

‫چقدر پرشور

‫آروم باش و از شب لذت ببر

‫نور روزم می‌تونه قشنگ باشه

‫به حرفت اعتماد می‌کنم

‫نور روز رو یادت نمیاد؟

‫هیچوقت برام مهم نبوده. ‫همیشه به شب علاقه داشتم.

‫شاید یه چیزی رو از دست بدی، می‌دونی. ‫وقتی فقط شب بیرون میای.

‫اوه، فکر نکنم. فقط نگاه کن

‫نمی‌تونم تصور کنم نورِ خورشید ‫چطور می‌تونه این منظره رو بهتر کنه

‫خیلی خب. اعتراف می‌کنم

‫این شگفت انگیزه

‫دیدی؟ اینجا زیادم بد نیست، نه؟

‫می‌تونم بدونِ اینم سر کنم

‫درد داره؟

‫نه. فقط من رو یاد آخرین باری می‌ندازه ‫که یکی بهم قلّاده بست

‫تو بریلا؟

‫وقتی کارمیلا تقریباً من رو کشت

‫خب، اون کمی کج خلقه

‫ولی هیچوقت نمی‌خواست تو رو بکشه

‫نه

‫چون بهم نیاز داره تا برده‌ی آهنگر روحش باشم

‫نه، چون اگه می‌خواست تو رو بکشه، ‫به سادگی مُرده بودی

‫و اگه می‌خواست شکنجه‌ت کنه،

‫در حالی به اینجا می‌رسیدی

‫که دل و روده‌ت تو دستت بود ‫و یه نیزه تو کونت

‫گمونم این حقیقت داشته باشه

‫یعنی، می‌تونم ببینم همچین کاری می‌کنه. ‫تو کابوس‌های شبونه‌م.

‫اون واقعاً بد خلقه، ولی منطقیم هست

‫هیچوقت اجازه نمیده خشمش اون ‫رو به جایی برسونه که نمی‌دونم

‫کل نژاد بشر رو محکوم به مرگ کنه؟

‫فقط یه مثالِ تازه

‫از این‌که دیوانه شدن از خشم ‫می‌تونه چجوری باشه

‫خیلی خب

‫شاید تو راه اینجا مثل یه شاه جوان ‫باهات برخورد نشده باشه،

‫ولی زنده به اینجا رسیدی

‫ولی اونجوری بهتر می‌شد

‫به این فکر کردی که فقط برای این زنده‌ای

‫که تو قلعه‌ی دراکولا به حرف ‫کارمیلا گوش کردی؟

‫گوش نکردم. اون فریبم داد

‫فکر نکنم فریبت داده باشه

‫فکر می‌کنم اون به نظرت کاملاً منطقی اومد، ‫و تو به طور قابل درکی،

‫نسبت به تمام اتفاقات احساس گناه کردی

‫اون مجبورم کرد به دراکولا خیانت کنم

‫نه، چنین کاری نکرد

‫اون بهت نشون داد که اون پیرمرد دیوونه بود،

‫و تو رو از عواقبش نجات داد

‫اینجا هیچکس نمی‌خواد بهت صدمه بزنه

‫فقط هنوز کاملاً بهت اعتماد نداریم

‫- بهم اعتماد ندارید؟ ‫- تو سعی کردی به من صدمه بزنی، هکتور

‫داره در مورد من چی میگه؟

‫لنور داره میگه تو یه زنِ بدجنس و پلیدی

‫دختر کوچولوی پررو. داره جواب میده؟

‫به نظر میاد

‫صبر کن

‫حالا دوباره داره در موردت گله می‌کنه

‫و این‌که چطور زدی لت و پارش کردی

‫اوه، محض رضای خدا

‫اگه به گذشته نگاه کنی، کتک زدنش ‫به نظر یه اشتباه محاسباتی میاد،

‫چون ظاهراً نقشه‌ی تو بدونِ اون جواب نمیده

‫باید می‌ترسوندمش

‫اگه هنوز یه احمقِ خوشحال بود ‫لنور چیزی نداشت که روش کار کنه

‫ما به اون احمق نیاز داریم، کارمیلا

‫می‌دونم، می‌دونم

‫- ولی یه مشکلی هست ‫- چی؟

‫اون می‌تونه اجساد رو تبدیل ‫به موجوداتِ شب‌رو کنه

‫ما برای تقویتِ ارتش خودمون ‫به موجوداتِ شب‌رو نیاز داریم

‫نقشه همینه، آره

‫این همه جسد تازه رو از کجا بیاریم

‫بدونِ این‌که ذخیره‌ی آذوقه‌مون رو صفر کنیم؟

‫هر چیز به وقتش

‫اول لنور باید این مشکل رو برامون حل کنه

‫نه. از این طرف

‫سلولِ جدید

‫برو تو

‫این یه حقه‌ست؟ دارم خواب می‌بینم؟

‫فکر کردم شاید دوست داشته باشی ‫بتونی مطالعه کنی

‫افسارت رو بده به من

‫آفرین پسرِ خوب

‫در ضمن کتابه در مورد جادوی خون‌آشامی ماست

‫با توجه به تخصص خودت،

‫یه حسی بهم گفت شاید برات جالب باشه

‫آه، ممنون

‫خیلی ممنون

‫می‌تونم فردا شب ببینمت؟

‫بله...

‫آه، بله، البته

‫ممنون

‫شب بخیر. خواب‌های خوب ببینی

‫چه برداشتی ازش داشتی؟

‫سنت جرمین؟

‫مطمئن نیستم به اندازۀ کافی ‫بهش اعتماد داشته باشم،

‫ولی کسی نیست که تو اولین ‫برخوردم باهاش فکر می‌کردم

More Farsi Persian subtitles for Castlevania

Komentar

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left