Revenge

Revenge

Unduh Subtitle Farsi Persian

Musim 3

Informasi rilis

Revenge S03E01 Fear WEB-DL H 264 KiNGS
Komentar oleh erosman
من فقط هماهنگ کردم و کمی ویرایش

Tag

Web-DL
web-dl
web
WEB-DL
Diterbitkan pada: 2014-12-26
Unduhan: 40
Tuna Rungu: No

Pratinjau subtitle Farsi Persian

200 baris pertama.

پدرِ من یه مرد بیگناه بود که بدست یه عده آدم قدرتمند نابود شد

گریسون"ها پشت همه قضایا بودن و باید تاوان پس بدن"

من همه زندگیم رو گذاشتم تا انتقام مرگ پدرم رو بگیرم

بالاخره یه نفر میفهمه که تو کی هستی

و دست از کارم نخواهم کشید تا زمانی که همه بانیان اونکار تاوان پس بدن

ـ تو نمیتونی بری اون تو ـ باید برم، "جک" اونجاست

خدای من "دکلان"، خدا جون

یه بمب توی شرکت "گریسون" بود

فکر کنم "کنراد" اونو واسه من کار گذاشته بود

من میخوام از تو مراقبت کنم

من نمیتونم همینطوری بزارم برم حداقل الان نه

شایدم هرگز نرم

مطمئن باشم منم همین حس رو دارم

برادر من کجاست؟

"اون فوت کرد، "جک

تکون نخور، اف.بی.آی بخواب رو زمین

نولان راس" شما بازداشتید"

هیچی نمیتونه جلوی منو بگیره تا اون "گریسون"های رو

ـ به سزای عملشون برسونم ـ "جک" اینکارو نکن

زندگی خودت رو نابود نکن

اونم بخاطر تصمیمی که من گرفتم

داری در مورد چی صحبت میکنی؟

من "آماندا کلارک"ـم

ترس

چون آتشی میمونه از که بدو تولد همراه ماست حتی در سردترین قلبها

گاهی به ما انگیزه میده و گاهی زندگی ما رو فلج میکنه

گاهی هم میشه به عنوان یک اسلحه ازش استفاده کرد

ولی وقتی مسیری که داریم طی میکنیم پر باشه از خیانت و دروغ

بزرگترین ترس ما از اینه که

حقیقت برملا بشه

متاسفم

عصر بخیر خشگل خانم

امیدوارم آب و هوا همینطوری بمونه

الان که هوا خیلی عالیه

خب، قبلاً که سابقه بارندگی

تویِ مراسم یادبود سربازان که خانواده "گریسون" برپا میکردن وجود نداشته

"من هنوز "گریسون" نشدم، "دنیل

نظرت چیه که بشینیم و یه تاریخ تعیین کنیم

تا تو هم یه "گریسون" بشی؟

بیا اول مراسم فردا رو پشت سر بزاریم، باشه؟

راستش رو بخوای من هنوز باورم نمیشه که

تو برنامه یه گردهمایی خانوادگی رو ریختی

خیلی بده که فقط نیمی از اعضای خانواده من میتونن حضور داشته باشه

ولی مگه تو شدیداً کنجکاو نبودی که

بفهمی چرا توی شش ماه گذشته هیچ خبری از مادرت نیست؟

خب، من فقط امیدوارم که بعد از اونکاری که در حق ما انجام داد

الان تک و تنها یه جای تاریک گیر کرده باشه

و ما هرگز دوباره ازش خبری نشنویم

وااو، تعجب کردم از اینکه نیافتادی

تو مثل پر سبُکی

تو داری پشت سر هم از من تعریف میکنی

مشکلی پیش اومده؟

امیدوارم بتونی اینو درک کنی که اصلاً فکر خوبی نیست که تو

وقتی "کنراد" برمیگرده اینجا باشی

بگیر

نه، نیازی نیست که تو بهم رسیدگی کنی

تو هم نیازی نبود که شش ماه گذشته رو پیش من بمونی

و ازت خیلی ممنونم که اینکارو کردی

راستش، من خیلی خوشحال میشدم اگر که

تو میتونستی تو شهر در کنارم باشی

من قصد نداشتم تو رو مخفی کنم

فقط میخواستم تو رو کاملاً واسه خودم داشته باشم

"شارلوت"

خدا جون، انتظار نداشتم که تا یکی دو هفته دیگه ببینمت

خب، ظاهراً ما دیگه هیچ ملکی توی پاریس نداریم

عاشق این قسمتش هستم که درست ساعت 3 صبح

اونم بعد از جور کردن ماشین توی بروکسل اینو فهمیدم

عزیزم، ببخشید که هیچکس اینو بهت نگفته بود

ولی بازارِ اروپا الان یکم واسه ما زیادی قویه

این در مورد کارگر اصطبل شما هم صدق میکنه

میدونم که توی چند ماهِ گذشته

حسابی به تو سخت گذشته

هم "دکلان" رو از دست دادی هم بچه ات رو

ولی من امیدوار بودم که با فارغ التحصیل شدن

و رفتن به اروپا بتونی یکم سرحال بشی

نکنه پرواز طولانی مدت با هواپیما روت اثر گذاشته؟

،فکر کنم بهتر باشه بری خونه یکم دراز بکشی

و یه غذای حسابی هم بخوری

بعداً به بحثمون ادامه میدیم

بجای یه "خوش آمد" گویی ساده زیادی حرف زدی

هنوز عمارت خودمون رو که داریم، آره؟

فقط 10 سال طول کشید تا وقتش بشه لطف تو رو جبران کنم

آرزوم این بود که این یکسال آخر رو هرگز صرف نمیکردی

ممنون که ازشون خواستی منو از درب فرعی بیارن بیرون

هنوز آمادگیِ روبرو شدن با رسانه ها و مردم رو ندارم

خب، من یکی که خوشحالم از اینکه "به جمع زنده ها برگشتی "نولان

بیشتر از اون چیزی که انتظار داشتم طول کشید

تا برنامه مخربی که توی کریون" طراحی کردم عمل کنه"

و اطلاعات اون بالایی ها رو گیر بیاره

تا من تبرئه بشم

الان تنها چیزی که مهمه کاریه که اون کرد

و بیا دیگه اسمی از "کریون" و اون بالایی ها نیاریم

ـ هرگز ـ اینو شدیداً هستم

راستی بگو ببینم

نامزدی چطور پیش میره؟

دارم همه تلاشمو میکنم که تا وقتی "دنیل" داره دنبال کار میگرده

از تعیین تاریخ عروسی دوری کنم

..فکر کنم بتونم تا یه مدت باهات همدردی کنم

آخه "نول کورپ" یه جورایی از دست رفته شده

چی رو از دست دادم؟

ـ "جک" میخواست "کنراد" رو با تیر بزنه؟ "ـ آره "نولان

من فکر میکردم اینکار بهترین روش (واسه متوقف کرده اونه( کنراد

آها متوجه شدم

با اینکار اسم اون همیشه زنده میموند

ببینم، تو که به اون نگفتی منم

یکی از عاملین بیشتر اتفاقات بودم؟

هنوز اونو ندیدم

"بعدر از مراسم خاکسپاریِ "دکلان اون بار رو تعطیل کرد و

با "کارل" رفت

منکه میگم اینکار به نفعش بود

من نمیخوام ریسک کنم و همین چندتا دوستی که برام مونده رو از دست بدم

"متاسفم "نولان

تو هرگز نباید تو کارای من درگیر میشدی

"امکان نداشت "امیلی

من همیشه درکنارت بودم و خواهم بود تا زمانی که

تک تک کسانی که به پدرت و من صدمه زدن رو

نابود کنیم

ببینم اینجا اقامتگاه تابستونی جدیدته؟

مال من نیست

جدی میگی؟

اگر درست یادم باشه من هنوز یه خونه به تو بدهکارم

گمونم بعضی وقتا تلافی کردن همچین بدم نیست

اگرچه تصور میکنم که

برای بدترین خانواده نیویورک باید حسابی بد باشه

حالا بگو ببینم چی تو سر داری؟

یه تابستون بــــلــــنــــد و مُفرح

شروعش با جشن یابودیِ که فردا برگذار میشه؟

و اگر همه چیز طبق نقشه پیش بره

آخرین مراسمی از این نوع میشه که گریسون"ها در اون حضور دارند"

فقط یه روز وقت داریم

ولی تو هنوز نتونستی عمق نگاه منو ترسیم کنی

"باید ژرف و گیرا باشه "لیلا ژرف و گیرا

اصلاً میدونی چیه؟؟؟؟

یه دقیقه بهم وقت بده

ممنون

بالاخره به اون جاودانگی و قدرتی که

آرزوش رو داشتی رسیدی

نه، میراث من توی کاری که دارم انجام میدم قرار داره

اینکار یه سکوی پرشه که هم به دولت قدرت بیشتری میده

و هم اینکه منو به درجات بالاتری میبره

به جایی که خودم میخوام

برای رسیدن به اون باید حسابی توی مهمونی حواسم رو جمع کنم

و با حضور داشتن خاتم "تورن" میتونم ..کمبودهایی که مادرت ایجاد کرد رو جبران کنم

و برای رسیدن به امنیت قابل قبول

در یک مراسم نوشیدنی در همپتون

که قراره نامزد ریاست جمهوری آینده توش حضور داشته باشه

از یک سری فلزیاب دستی استفاده میکنیم

و توی تمامی ورودی ها اسکنر اشعه ایکس قرار میدیم

واسه همین خواستی من بیام اینجا؟

تا منو سرپرست تیم امنیتی خودت بکنی؟

میدونم که به یه شغل احتیاج دارم

ـ ولی دیگه اینقدرام اوضاعم خراب نیست ـ منکه همچین حرفی نزدم

این پرونده حاوی اطلاعات در مورد رایس" و "هاوت هورن"ـه"

بهت کمک میکنه که معاون رئیس جمهور بشی

گفتم که بابا، من دیگه مسئول خزانه و امور مالی نیستم

و همچنین به کارای شما هم ربطی ندارم

دیگه وقتشه که خودم یه کاری راه بندازم

خب، تا اونموقع میتونی بری واسه خودت شعر بگی

فکر کنم رئیس ستادم باشه

باید بگم که توی "رایس" و "هاوت هورن" کار میکنه

اسکاتی "خبر خوش چی داری؟"

جاهای بهتری واسه خوردن نوشیدنی این اطراف هست

حتی بعضی از اونا الان باز هستن

فقط

میخواستم یکم هوا بخورم

کیلومترها از پنت هاوس خودت دور شدی

و از اون مهمونی که منو دعوت نکردی هم داری دوری میکنی

"معذرت میخوام "اشلی نمیدونستم تو این اطرفی

"داشتن اطلاعات باعث قدرتمند شدن میشه "امیلی

"من فکر میکردم تو قدرتمندی "اشلی

"نه، چیزی که من داشتم یه قرار بود با "کنراد

تا اون به من پول بده و منم همه کثافت کاری های اونو نادیده بگیرم

ولی از اونجایی که جیب اون خالی شده

و هیچ سودی واسه من با بودن در کنار اون وجود نداره

منم اومدم پیش تو

واسه چی؟

واسه هرچی که داری

من این نگاه رو شب انتخابات هم توی چشم تو دیدم

تو اونجا نبودی که زندگی "کنراد" رو نجات بدی

اونجا بودی تا "جک" رو نجات بدی

و تا زمانی که بفهمم تو واقعاً چه حسی نسبت به اون داری

کاری نمیکنم تا قصد و نیت تو پیش گریسون ها فاش بشه

و بفهمند که تو قصد خیانت داری

"اینطوری که تو فکر میکنی نیست "اشلی

و اگر راستش رو بخوای، باید بگم که تو یه مقدار سردرگم بنظر میای

من فردا به مهمونی تو میام

و تو منو به چند تا مرد که اونجا هستن معرفی میکنی

نقشه خوبی هست؟

همش همین؟

نه، این تازه شروع کارِ ماست

من یه پیچگوشتیِ باکره میخوام

من یه پیچگوشتیِ باکره میخوام

مارگو" توئی؟"

یه بار توی 14 سالگی موقع سفارش دادن سوتی دادم

تو هرگز نمیزاری اونو از یاد ببرم

انگار با آب پرتقالت بهت خوش میگذره

واقعاً از دیدنت خوشحال شدم

چند وقت از آخرین دیدارمون میگذره؟

خب، درست قبل از اینکه تو یاد بگیری

چطور باید نوشیدنی سفارش داد

More Farsi Persian subtitles for Revenge

Komentar

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left