200 baris pertama.
سورپرايز
!اوه، خداي من
دِرک"؟" آره، از اينترنت
اينجا چيکار مي کني؟
آره، مي دوني خب نتونستم جلوي خودمو بگيرم
باورت ميشه که پروفايل هامون ميگن ما با هم %97 همخواني داريم
چطور پيدام کردي؟
خب، يه عکس ازت تو فيس بوک ديدم
مال يه گردش با همکاراي اداره بود و بايد بهت بگم
از نزديک خيلي بهتري
ببين، من ميخوام برم يه کم آب پيدا کنم
که بدم به اين گل ها
بعداً باهات حرف مي زنم
رو اينترنت باشه؟
مي دوني، من معمولاً آدم حسودي نيستم
اما نمي خواي بهم بگي
دارلين643" از "سين سيناتي" کيه؟"
مي تونم توضيح بدم
هايدکر" رو يادته" همون بابا با يه هواپيما پرِ بچه؟
آره چطور ميشه فراموش کرد؟
اون و دوست هاي روانيش رو
"فروشگاه"
اين اسمو رو خودشون گذاشته ان؟
نه، اين چيزيه که من صداشون مي کنم
مي دوني، مثل جاي تو کتاب هاي "استيفن کينگ"؟
اونا چيزاي جالبي درست مي کنن که آدم مي کُشه
مايکي"، تو رو خدا بگو که" با اين جماعت
در نيوفتاده اي من هر سر نخي رو که تونستم پيدا کنم
دنبال کرده ام
يکيش بالاخره به نتيجه رسيد
جداً اميدوارم منظورت "دارلين" نبوده باشه
من ته فيش هاي قبض پارکينگ تو هواپيماي "هايدکر" پيدا کردم
و دنبالشون رفتم تا رسيد به يه ساختمون "تو "سين سيناتي
دارلين" منو رسوند به اتاق کنترل"
کارت شناساييش منو رسوند به اتاق کنترل
"حالا، اين اونه تو "کوزوو
"و اينم خودشه تو "سين سيناتي
اون ماهي دوبار سر مي زده به همون طبقه
...به مدت 6 ماه
"سامانه "بلفار بلفار" چيکار مي کنه؟"
نمي دونم نمي تونم چيزي ازش دربيارم
ممکنه زده باشي به کاهدون
خودمم همين فکر رو مي کردم تا وقتي که رو سرورهاشون
روش رمزگذاري نظامي پيدا کردم
خب، ميخواي چيکار کني؟
راه بيوفتي بري دَم درشون در بزني
و ازشون بخواي يه دست جديد بهت بدن؟
بيشتر ميخوام اونجا رو داغون کنم و چيزي رو که ميخوام بردارم
بيرکاف"، اگه تو سامانه امنيتي شون رو" هک کني
مي تونم امشب برم اون تو و بيام بيرون
منظورت اينه ما مي تونيم
خيلي خب مقدمات ماموريت را شروع میکنم
دارم هکش مي کنم
من درست پشت درم
دومی از سمت چپ
پيداش کردم
آهاي
کسي اونجاست؟
آهاي
هي، هي
هي
سونيا" حالش خوبه؟" اون حالش خوبه
ماده منفجره فقط يه رد گم کني بود
که "سونيا" نتونه طرف رو ببينه
طرف ميخواسته چيکار کنه؟
نابود کردن يه سري از اطلاعات سرور
چي فهمیدی؟
بمب اينقدر کوچيک بود که مي تونست
هفته ها ناديده بمونه
حداقل مي دونيم هدف چي بوده؟
هنوز نه. بايد آمار سرور را بررسی کنم
تا ببينم توشون چيزي درباره فعال شدن چراغ "ال.اي.دي" عيب يابي هست يا نه
اون چيه؟
يه چراغ کوچيک سبز چشمک زن
تا هر کسي که "بيرکاف" نيست
بتونه بفهمه اونا دنبال چي بودن
حدسي هم ميشه زد؟
اينجا مفز "واحد"ه
يعني، مي توني سامانه هاي کليدي رو باهاش از کار بندازي
پرونده ها رو پاک کني
پس اولويت ما اينه
که بفهميم هدف چي بوده و چرا
پس اينجا جاييه که تو با "دارلين" ملاقات کردي
دقيقاً همينجا
بهش گفتم ممکنه هموني باشه که مي خوام
تو قرار اول؟
زيادي تند رفتي
احتمالاً بهترين کاره
فيلم مورد علاقه اش "مک و من"ه
همون فيلم عروسكي ترسناك "مك و من"؟
آره تنت را ميلرزونه
به هواي يه قرار شبانه
ضمناً جلوي "عابر مرموز" تعظيم كنين
..."نه فقط بخاطر "فروشگاه
كه با تواناييش همخواني داره
خيلي خب پس قرار شبانه مورد علاقه ات چيه؟
شوخيت گرفته؟ الان توشيم
دزدكي و قايمكي رفتن تو يه ساختمون فوق امنيتي كه
توسط يه سازمان مخفي اداره ميشه
تو واقعاً خوب مي دوني
چطوري يه دخترو لوس كني
اگه ميدونستم ماچ و بوسه هم
قراره بخشي از اين عمليات باشه قطعاً مي گفتم نه
شكر خدا، شما تقريباً رسيدين
شايد زود حرف زدم
چه خبر شده؟ صبر كنين
پس چي شد اون قدرت "عابر مرموز"؟
بيرکاف؟
بچه ها؟
فكر كنم گمتون كردم
بيرکاف
فكر مي كني اونا مي دونستن ما داريم ميايم؟
شايد هم از اولش کسي اينجا نبوده
داري ميبينيش؟
آره
يه نفر چراغ رو روشن گذاشته رفته
اين ديگه چيه؟
شما با مَردي حرف نمي زنين
كه از دنياي مُرده ها برگشته
...ما فن آوريش رو نداريم
هنوز
پس تو كي هستي؟
يه چهره آشنا
اين يه نقاب ديجيتاله
مثل تصاوير دوربين هايي كه مايكل" پيدا كرده بود"
تو ما رو كِشوندي اينجا
براي ارائه پيشنهاد صلح
نه از طرف آدم هاي از خود متشکر تو كي هستي؟
اينكه كي هستيم اصلاً به مهمي
اينكه چه كار مي تونيم بكنيم نيست
لطفاً، چمدون رو باز كنين
اگه ميخواستيم بُكشيمتون
اينكارو کرده بوديم
چيزي كه جلوتونه يه پروتز طبيعيه
"بافتي كه از "دي.ان. اِي" خود "مايكل رشد پيدا كرده
به شدت خطر پس زدن عضو پيوندي رو كاهش ميده
جالبه خب چي مي خواي؟
اينو به عنوان يه هديه در نظر بگيرين
راهكاري براي ترميم رابطه
بين دو سازمان
نمي دونستم ما رابطه اي هم داريم
حالا داريم
S A R M A Proudly Presents: S03E16 نقطه اوچ
دكتر مي گه اين كار مي كنه
پس دسته واقعيه
هرچي "هايدكر" گفت درست بود
خبر داري چطور "دي.ان.اي" تو رو گير آوردن؟
يه حدس هايي مي زنم ولي همشون به این ختم میشه
که هيچوقت اين پناهگاه رو ترک نکنم
"خب، "هايدكر اون "هايدكر" مُرده
"بهم گفت كه "فروشگاه
نمونه خون همه ماموراي "واحد" رو داره
اسم با مُسماييه، درسته؟ "فروشگاه"
آره، اونا نظر ما رو به خودشون جلب كردن
سوال اينه الان بايد باهاش چيكار كنيم؟
نمي تونم که برم اورژانس محل و بخوام كه برام پيوندش بزنند
آره، فرض کنیم که این دست
برای خودش کار بکنه اگه پیوندش بزنند
پس "فروشگاه" تنها جاييه كه مي تونه جراحي رو انجام بده
چرا من تعجب نکردم!؟
بيركاف"، فكر مي كني بتوني رو اينترنت" پيداشون كني؟
چيه، ازش مي ترسي؟ نه
خيالم راحت تر نمي شه اگه تو اسيد حلّش كنيم؟
حتماً
...اما من ترسي ندارم از
...حرومزا
"آرام باشيد، آقاي "بيركاف
علاقه مندي ما مهارت هاي "واحد"ه
نه سامانه هاش
دوباره شروع شد ما متفكريم، نه انجام دهنده
وقتي ميخواستيم كاري انجام بشه از "پرسي" ميخواستيم
تا "واحد" ترتيبشو بده
اوه، شرمنده من "پرسي" رو كُشتم
مجبورين ترفند ديگه اي پيدا كنين
ترفند ما رياضياته
شما يه كاري برا ما انجام مي دين ما هم يه كاري برا شما انجام مي ديم
بايد برامون يه چيزي رو پس بگيرين
بهمون تحويلش بدين
و ما هم جراحي "مايكل" رو انجام مي ديم
يه كم وقت بذارين پرونده ها رو مرور كنين
منتظر تماستون مي مونم
شما دو تا بهتره حرف بزنين
به هر قيمتي كه شده
:نظر من به جراحيه لپ تاپ رو هم تو اسيد حل كنين
مي دونم تو چه فكر هستي
فكر خوبي نيست
اما "نيكيتا"، وقتي من اين موضوع رو فهميدم
باورم نمي شد كه امكان پذير باشه
...اما حالا كه درست جلوي چشممونه
خب من فكر كردم داري به اين دست مصنوعي عادت مي كني
همين
سعي مي كنم كه باهاش كنار بيام ...اما
وقتي متوجه شدم كه يه چيزي اون بيرون هست
كه واقعيه اونوقت هر گير كوچيكي
،هر رگه اي از درد كار رو خيلي خراب تر مي كرد
هنوزم درد داري؟
چرا بهم نگفتي؟ به حد كافي دستت بند بود
ديگه چي رو داري از من مخفي مي كني؟
نمي دونم منظورت بجز "دارلين"ه؟
نه. مجبور نيستي اين يكي رو حاشا كني
No comments yet. Be the first to leave one.