200 baris pertama.
ميبينيد، لباس سفر زياد اندازه ي يک نيويورکي نيست؟
.اين من هستم. دکتر زويي هارت
ديروز
يک تاکسي به مقصد سر کارم در يکي از .بهترين بيمارستان هاي منهتن گرفتم
.امروز، من توي يک اتوبوس و وسط ناکجا آباد هستم
اما حدس ميزنم سفر من 4 سال پيش اغاز شد
وقتي که سخنراني فارغ التحصيلي ام رو
.در دانشگاه پزشکي خوندم
اولين باري که يک چاقوي جراحي .دستم گرفتم 9 سالم بود
مادر روزنامه نگار من بهم اعتراض کرد
.که به اندازه کافي تو سخنرانيم ازش تشکر نکردم
...من و پدرم شروع کرديم به کالبد شکافي
اما يک نفر توي اون جمعيت بود .که از سخنراني خوشش اومده بود
دکتر هارت؟
.يک سخنراني کامل بود
.ممنونم
.اسم من دکتر هارلي ويلکز هست
.من از بلوبل آلاباما ميام
.من اونجا يک کلينيک کوچيک دارم
يک شهر عالي با مردمان عالي
و مکان عالي
.براي يک دکتر جوان که در کارش حرفه اي بشه
.من مايل هستم تا به شما پيشنهاد يک کار بدم
.ممنون .حرفاي دل نشيني بود
.اما من براي خودم نقشه هاي ديگه دارم
بعد از اينکه دوره رزيدنسي جراحي ام رو تموم کردم
.براي گرفتن کمک هزينه مالي براي تحصيل در رشته قفسه سينه اقدام ميکنم
و بعدش ادامه ميدم
.تا مثل پدرم يک جراح قلب بشم
فاميلي ما "هارت" هست .و اينکار شدنيه
.پيشنهاد شما واقعا خوبه
.درهرحال، ممنون
.خداحافظ
.مادرم هيچوقت نميخواست که من جراح بشم
!تبريک ميگم
اون فکر ميکرد که چراغ هاي اتاق عمل .باعث ايجاد چين و چروک روي پوستم ميشه
.ميدونم از اينکه دنباله روي پدرت باشي خوشحال ميشي
.کمکي از دستش ساخته نبود اما متوجه شده بود که نميتونه بياد
ميدونم بايد اين اتفاق تو رو نااميد بکنه
.اما اون پدر توئه
.هميشه به فکر خودشه
اون دلش ميخواست که اينجا باشه .ولي نتونست از آلمان خارج بشه
.بايد يک دستگاه تنظيم قلب توي بدن يک ديپلمات ميذاشت
اون کيتي کوريک هستش؟
!کيتي
.باوجود اينکه مادرم حمايتي ازم نميکرد من همه چيز رو داشتم
شگفت انگيزترين دوست پسري که اون هم
.تمايل داشت تا جراح بشه
بهترين قسمت قضيه اينجا بود که هردوي ما قرار بود دوره رزيدنتي امون رو
در بيمارستاني بگذرونيم که پدرم گذرونده بود
.در بهترين شهر دنيا... نيويورک
.من همه برنامه هامو چيده بودم
خب، الان چهار سال گذشته
و شما ميدونيد که الان من اينجا کنار يک يارويي که
بوي پنير و ماهي ميده
.نمينشستم اگر که همه چيز بر وفق مرادم ميگذشت
.اولش مردي که عاشقش بودم باهام بهم زد
چون دوست داشتم بيشتر در مورد جراحي حرف بزنم
.تا اينکه بخوام در مورد روزي که داشت صحبت کنم
اما پدرم بهم ياد داد براي اينکه يک جراح عالي بشم
.نبايد اجازه بدم احساسات جلوي راهم رو بگيرن
.واسه همين همه درد هامو تو خودم ريختم
...من ميتونستم اينکارو بکنم چون
منظورتون چيه که من نميتونم کمک هزينه مالي تخصص قلب رو بگيرم؟
.هيچکس به اندازه من اينو نميخواست
.من همين الانش هم عمل باي پس عروق کرونر انجام دادم
زويي توي اين 30 سال تو بهترين دست هايي رو داشتي که من تا به حال ديده بودم
اما اگه ميخواي جراح قلب بشي
.اولش بايد روي قلب خودت کار بکني
.اما من 5 روز هفته رو روي قلب کار ميکنم
.خودت ميدوني دارم از چي صحبت ميکنم
هفته پيش وقتي خانم ذوکر ازت خواست
.تا براش کتاب بخوني بهش بي اعتنايي کردي
.اما من يک جراحم نه يک کتابدار
.و نيکولاس اسپارکس؟ بيخيال
امروز صبح وقتي اون يارو با سندروم هورنر اومد
.من تنها کسي بودم که شک کردم که ممکنه نقص آئورت باشه
.من جونش رو نجات دادم
آره اما اسمش رو ميدوني؟
.من نياز دارم تا يک جراح قلب بشم
چکار بکنم که تو بخش سي-تي سال آينده يک جا براي من باشه؟
تو بايد به بيمارها به چشم مردم نگاه بکني
نه پازل براي حل کردن
اگه ميخواي کمک هزينه سال ديگه رو از من بگيري
.دوازده ماه آينده رو به عنوان پزشک عمومي سپري بکن
اول از همه، اسهال و حساسيت به پوشک؟
اه! دوما، من هيچوقت توي يک
.کلينيک خصوصي بدون اينکه تخصصي داشته باشم کار نميکنم
.حتي يک جاي خالي براي پزشک عمومي شدن تو اين شهر وجود نداره
شايد درست باشه
دکتر هارت، اما جاهاي ديگه اي هم
.به جز نيويورک براي تمرين پزشکي هست
پدر؟
.نه، نتونستم کمک هزينه رو بگيرم
ميدونم. مامان فکر ميکنه اين يک نشونه ايه
.که بايد يک مدل دست بشم يا يه چيزي تو همين مايه ها
گرچه هنوز تو به من ايمان داري، درسته؟
ميدونم، اول بايد از چندتا چيز سردربيارم
...اما بعدش، مراقب باش
.قراره يک همکار بياد پيشت
...اوه، ميدونم اونقدراه هم آسون نيست. من
.باشه. تو برو
.دوستت دارم پدر
.پدر
.من گم شده بودم
.تمام کمک هزينه هاي مالي گرفته شده بود
.من تمام پل هاي پشت سرم رو خراب کرده بودم
.اما بعد ديدمش
.يک کارت پستال ديگه از اون مرد جنوبي، هارلي
اون در 4 سال گذشته از وقتي که فارغ التحصيل شده بودم
.اون هارو برام ميفرستاد
.سخنرانيم بايد حسابي تحت تاثير قرار داده باشش
.دو قلو هاي تارک هنوزم دارن باهم کشتي ميگيرن
.حسابي سرمون شلوغه
.ميتونيم از يک دست فوق العاده پراستعداد استفاده بکنيم
.دکتر ويلکس، زويي هارت هستم که پيغام ميذارم
.شما بردين
.الان راه ميفتم
.بلوبل، آلاباما
.آخرين توقف در ساحل خليج
.اينجا نيويورک نبود
.اصلا اصلا شبيه نيويورک نبود
.اما من داشتم دنبال يک راهي ميگشتم که بتونم موضوع رو حل بکنم
.اول از همه به يک تاکسي نياز داشتم
ميتونم سوارتون بکنم خانم؟
ممنون اما من در برابر آدم هاي غريبه اي
.که ميخوان من رو به چند ميليون تيکه ببُرن کاملا قاطع هستم
اگر کمک ميکنه، من يک وکيل هستم
.نه يک قاتل که با تبر ميکشه
...خيلي خب، فقط .اونو بذار همونجا
.خودم برات ميذارمش
...باشه، آم، ممنون .ممنونم
.خواهش ميکنم
خب، بذار حدس بزنم، اهل نيويورکي؟
من توي تريبکا يک مدت زندگي ميکردم .وقتي که داشتم توي کراواث کار ميکردم
تو کراواث، سوئين و مور؟
.آره
اينجا چکار ميکني؟
آدم الکي که توي شهر زندگي نميکنه، ها؟
.منو از منهتن بيرون کردن
.اين جا جاييه که بايد آدمم بکنه
خب، اگه، آه، فکر ميکنيد جايي که قراره آدم بشي
جاييه که همسايه هاش مراقب همديگه هستن
و هر سه شنبه
...دور هم جمع ميشن
ميتوني هرچيزي دلت ميخواد اسمشو بذاري
.اما من بهش ميگم خونه
.ممنون - .خواهش ميکنم -
.من، آه، جورج تاکر هستم
.زويي
.دکتر زويي هارت
...خب، آه
.خب، موفق باشي دکتر زويي هارت
.اميدوارم چيزي که دنبالشي رو پيدا بکني
.سلام
سلام؟
دکتر ويلکس اينجا هستن؟
اين چهار ماه گذشته مثل اينکه تو باغ نبودي؟
.هارلي فوت کرده
چي؟
.اون تازگيا برام کارت پستال فرستاده بود
شما زوئي هارت هستيد؟
.بله
اون بهم گفت اگه به صورت مداوم براتون کارت پستال بفرستم
.بالاخره خودتون رو نشون ميديد
.حدس ميزنم حق با اون بوده
چرا اون ميخواست که من بيام اينجا؟
.چون هارلي کلينيکش رو براي تو به جا گذاشته
.خيلي خب. اين فراتر از عجيبه
چرا من؟
.هارلي هيچوقت درست حسابي توضيح نداد
.اما عجيب اينه که به نفع من شد
اين غذاي امروزه؟
چه انتظاري داشتي؟
يک بسته سوس ويد با يوزو مين گلي؟
.اينجا خليجه .ما گربه ماهي داريم. اين سرخ شدشه
.تو... هممم
ببينيد، رئيسم گفته که من بايد يک سال رو به صورت پزشک عمومي بگذرونم
و من نميخوام حتي يک روز رو هم تلف بکنم
پس به جارچي شهر يا هرکس ديگه اي خبر بديد
.و بذاريد بدونه که من آماده کار کردنم
...اوه، نه، نه. مسئله اينجاست که
.ببين، از لحاظ فني، هارلي فقط نصف مطب رو براي تو باقي گذاشته
.و دکتر بريلند هم توي مطب سهم داره
و بريک... کلي صبر کرده و وقت گذاشته تا
.تمامي اهالي بلوبل رو مشتري خودش بکنه
.باشه، خب، بيايد بريم پيداش بکنيم
بهش بگيم که من فقط يک سال اينجا مي مونم
و بعدش اون ميتونه دوباره ماهي گندهه ي توي حوض باشه
.نه. بريک رفته شکار
و اين خبرا از اون خبرايي نيست که بخواي
به يک مرد اهل آلاباما
.که تفنگ پر روي شونه اشه بگي
خيلي خب، يک نفر بايد به اهالي اين شهر بگه
.که الان سال 2011 هستش
رقصيدن براي نشون دادن اتحاد؟ واقعا؟
نه دکتر هارت. اين دخترهان زيباي جوان و باهوش
.انتخاب شدن تا تاريخ مارو زنده نگه دارن
هرچقدر بخوايد ميتونيد مسخره بکنيد، اما
در واقع، من بودم با صداي بلند اينکارو نميکردم
No comments yet. Be the first to leave one.