200 baris pertama.
اوه ، شرمنده شرمنده
خدای من ! تو میدونی قراره توی این پارتی
- شامپاین باشه ؟ - میدونم ، میدونم
آره ، اما قراره اونجا باشیم و همه
کتابت رو بهت تبریک بگن
! و بگن : این وحی ـه
تو به فقرِ دورانِ ما پایان میدی
این بهترین کتابی ـه که تا حالا توی هر ژانری
نوشته شده
تو تنها کسی هستی که اینو میگه عزیزم
خب ، حقیقت ـه
پس قبل ازینکه تورو بین
جمعیتِ شیفته خودت ، گم کنم
میخوام یه چند دقیقه ای فقط خودم و خودت
بهترین سالِ زندگی مون رو جشن بگیریم
سال نو مبارک
سال نو مبارک
! قرارهِ امشب بترکونیم
تند نرو رفیق
ما آدم های سن بالایی هستیم ، یادت رفته ؟
همیشه سایز متوسط بهمون نمیخوره
و من نمیتونم با این لباس تورو تا خونه حمل کنم
عزیزم ، آروم باش
حواسم هست
آره ، درسته
میتونم کلِ آینده ت رو ببینم
فردا قراره مست و ملنگ بشی
چیزیم نمیشه
من یه قولی دادم ، یادته ؟
بچه ها
... داستانِ این قول
بر میگرده به صبح روزِ
عروسیِ بارنی و رابین
بعد ازینکه شبِ قبلش تو مشروب خوردن زیاده روی کردیم
عمو بارنی تون فقط همینو از
: دو ساعتِ اوله روز عروسیش بخاطر داره
همه ش همین
و بقیه ما هم
: فقط همینو یادمونه
پیداش کردم
وضعش از اون چیزی که فکر میکردم بهتره
! طلوع کن و بدرخش
! بلند شو انجامش بدیم
! گاز داره نشت میکنه
! ساختمون داره آتیش میگیره
! کفشات با کمربندت سِت نیست
آشنايي با مادر قسمت هجدهم : رالی
خب ، فکر کنم نامزدم
یکمی خودشو خیس کرد
اوه ، فردا قراره بگم
شوهرم" خودشو خیس کرد"
نگران نباش
من تصادفاً یکم چایی یخی روش ریختم
اوه ، خداروشکر
راستش واقعاً
چیزی روش نریختم
اوه ، خدا . بد شد که
ما قراره تا دوساعت دیگه توی فانوس دریایی
باهم دیگه عکس خانوادگی بگیریم
خرج همه اینارو پدرم میخواد بده
اگه بارنی پیداش نشه ، میکُشتش
بی خیال ، بابای تو آدمِ خردمندیه
بعد این مستیِ از مد افتاده رو تشخیص نمیده ؟
دستور العمل پدرم
برای ماری خونین
اسم تجاریش آب گوجه فرنگی
برای خونِ گرگه
! اوه
! ماری خونین
بیشتر شبیه "ترس خونین" ـه
یه بار دیگه میگم
- ماری خونین - صبر کنید
شما بچه ها انگار فراموش کردین
بارنی استینسون یه قدرت فوق العاده داره
اون عکس بد نمیگیره
خیلی خب
تماشا کنید
بچه ها ، بارنی شاید مُرده باشه
همینه
میدونید چیه ؟ ما دیگه جداً خیلی پیر شدیم
که بخواییم همچین کاری با خودمون بکنیم
من همینجا "قول" میدم
که دیگه هیچوقت توی زندگیم به این شدت مست نکنم
! آره ، مثل آب خوردن اون قول رو شکوند
و سر قولم هستم
تا موقعی که کاملاً مو داشته باشم
در انتخاباتِ دیگه ی امروز
در رقابت برای دیوانِ عالیِ دادگاه نیویورک
... قاضی براد موریس
! اوه ! اینو ببین
خیلی دوست دارم تا پایین تنه شو بمالم
شرمنده
محبوبیت ش رو نسبت به
قاضی مارشال اریکسن افزایش داد
چیزی نمونده بود که جشن پیروزی بگیرم
تو کمپین بزرگی راه انداختی عزیزم
آره ، اما این سه هفته بیشترین
استرس رو توی زندگیم داشتم
در نتایج دیگر ، غافلگیر شدیم
ما الان آماده ایم که قاضیِ دیوانِ عالیِ نیویورک رو معرفی کنیم
قاضی مارشال اریکسون
تا دقایقی دیگر برای مصاحبه زنده
با قاضی اریکسون خواهیم بود
!!! دوباره بگو قاضی فاج
... به عنوان عضو هيئت بعدی شما
! قاضی دادگاه عالی استان
از شهرستان گاتهام
! ایالتِ نیویورک
! قول میدم از بتمن بیشتر کار بکشم
بهش میگم
واسه مسائل کوچکترم اون نشانهِ خفاشش رو درخشان کنه
مثل ... پارو برف
یا اینکه یه اسبِ پلیس بیفته توی یه پارک
خیلی خب ، واسه الان
دیگه کافیه ، مرسی
همش همین
شب بخیر
! دیگه هرگز
من "قول" میدم
من بیشتر نگرانِ قولی هستم که چجوری
این تیکه آشغالِ بی خاصیت رو تا چند
ساعت دیگه به هوش بیارم
چیکار کنیم ؟
بچه ها ، واقعاً مسخره ست
تنها کسی که احتملاً میتونه بارنی رو
...روی پای خودش نگه داره
خود ـه بارنی ـه
می بینید ؟! در طی سالها
ما همیشه این تجربه رو داشتیم
... که بارنی بهش میگفت
داروی ضد مستی ـه استینسون
بیشترین اثر
سر - حال - آورنده
! از اینجا به دنور
چی توشه ؟
خوشحالم که پرسیدی
دانشگاه کلومبیا ... سال 1941÷
رئيس جمهور فرانکلین دلانو روزولت
که همه اونو یه دائم الخمر در حد کلاس بین المللی میشناسیم
سفارشِ یه پروژه علمیِ محرمانه رو میده
که درمانِ مستی رایج رو گسترش بده
و کاری که اون اعجوبه ی علمی درخشان در رابطه با
- ... این مشکل تاریخیِ مستی انجام داد - ببین
سرم خیلی درد میکنه . خلاصه ش کن
کاملاً ضایع ست که داستانِ
پروژه ی منهتن رو دزدیدی
همونی که توسط دکتر رابرت اوپنهایمر اجرا شد
... پس خودم حدس میزنم قراره یکی از فامیل های دورت باشه
بارنرت استینسون هایمر ؟
!!! یه نفر کتاب های تاریخی خونده
... پروژه های فراوانِ منهتن
در ابتدا با موانعی رو به رو شد
اولین دسته منفجر شد
: که یه جورایی همچین صدایی داشت
! گندت بزنن
بذار تموم کنم دیگه
... اما دسته ی دوم
متاسفانه بازم منفجر شد
تو چرا اصلاً اینجایی الان ؟
میخوای داستان رو بشنوی یا نه ؟
معلومه که نه . لطفاً برو
بعد از تعدادی آزمون و خطا
دکتر استینسون هایمر درنهاین
یک فرمول جادویی کشف کرد
واستا ببینم
فانیون ؟
نوشابه ی تانتروم ؟
البته
در سال 1942 ؟
البته
تا اونموقع تانتروم کشف نشده بود
یه کمی طول کشید
بگذریم ، اون دارو موفقیتِ بی نظیری بود
جایزه نوبل برادری بهش اهدا شد
داستانِ واقعی
چرا ؟
اینبار دیگه داشتم سر به سرت میذاشتم
فقط اون نوشیدنی احمقانه رو بده من
... و عجیب ترین قسمتش اینجا بود
! حالم بهتر شد
بعد از سالها ، هر کدوممون فهمیدیم که
داروی بارنی واقعاً جواب میده
بهتر شدم
دوباره بگو توش چی بود ؟
راز خانوادگیه استینسونه
اوه ، بی خیال . تقریباً همه ی جرئیاتِ داستانت رو بهم گفتی
قسمت محرمانه ش هم بگو دیگه
ها ! عمراً بهت نمیگم
با خودم به گور میبرم
لعنت ، بارنی
چرا همیشه اینقدر خودخواهی ؟
ما میخوایم بهت کمک کنیم
خیلی خب ، ما باید یجوری
قبل از شروع عکس عروسی
این تنه لش رو برگردونیم روی پاهاش
خب ، ما که میدونیم بارنی چه انتظاری از ما داره
! بگید پنیر ما موقع عکس گرفتن میگیم هندونه ، اونا میگن پنیر
پنیـــــر
نه
ما آخر هفته با بارنی نمیریم بیرون
No comments yet. Be the first to leave one.