The 100

The 100

Unduh Subtitle Farsi Persian

Musim 6

Informasi rilis

The 100 S06E08 720p HDTV x264-SVA
The 100 S06E08 HDTV x264-AVS
The 100 S06E08 720p HDTV x264-MiNX
The 100 S06E08 INTERNAL 480p x264-mSD
The 100 S06E08 480p x264-mSD
The 100 S06E08 WEB x264-TBS
The 100 S06E08 720p WEB x264-TBS
The 100 S06E08 720p HEVC x265-MeGusta
The 100 S06E08 WEBRip x264-ION10
Komentar oleh __Galadriel__
█► میثم موسویان، سارا نصیری | Film2Movie ارائه ای از وبسایتِ ◄█

Tag

web
x264
720p
720
webrip
BRip
Diterbitkan pada: 2019-07-03
Unduhan: 68
Tuna Rungu: No

Pratinjau subtitle Farsi Persian

200 baris pertama.

‫آنچه گذشت

‫شیدهدا، فرمانده تاریکی،

‫- اون داره قوی میشه ‫- مربیت...

‫هیچی نمیدونه.

‫بلامی، چخبره؟

‫کلارک مرده.

‫جوزفین؟

‫این بدن به اندازه هر دو ما جا نداره.

‫دو ذهن، یه مغز.

‫اگه یه کاری نکنیم این بدن میمیره.

‫اگه بهت بگم که پرایم ها یه راهی ‫برای نجات کین دارن نظرت چیه؟

‫بهشون ساخت خون شب رو یاد بده،

‫و این برای تو میشه.

‫ذهنش میره توی بدن یه نفر دیگه؟

‫اگه از دستش بدی، میترسم از

‫- چیزی که به سرت میاد. ‫- انجامش میدم.

‫جوزفین روی بازوش کد مورس میزد.

‫این یعنی کلارک زندست.

‫سعی نکن دستت رو کنترل کنی.

‫بزار حرکت کنه. ببین.

‫- شکل ناهنجاری. ‫- یعنی چی؟

‫ناهنجاری تو رو فرا خونده

‫همونجوری که منو احضار کرد.

‫فکر کنم بهتره ببینیم این ناهنجاری چی میخواد.

‫به لبه خوش اومدید.

‫نگران نباشید. هیچوقت به صداش عادت نمیکنید.

‫اون اینجاست؟

‫باید برق رو وصل کنم.

‫اول پیرمرده درمانت میکنه.

‫بعدش یه گلوله تو مغزش میکاری.

‫ببین چه باحال فکرای همو میخونیم.

‫کی فکر میکرد ما جون جونی بشیم؟

‫فکر کردم گفتی اینجا رادیو به درد نمیخوره.

‫نمیخوره.

‫همه سیگنال ها توسط ناهنجاری دریافت میشن.

‫اینجا به صورت موج های تکرار شونده بی پایان

‫یا همچین چیزی دریافتشون میکنیم.

‫دختره کیه؟

‫بزارش سر جاش.

‫اون عاشقش بوده مگه نه؟

‫از عکس میشه فهمید.

‫دختره فقط میخواسته حال کنه.

‫نمیدونم.

‫وقتی به ناهنجاری برسیم خودت ‫میتونی از گابریل بپرسی.

‫اسلحه ها اینجا میمونن.

‫- چه بامزه. ‫- واقعا؟

‫میدونی طی خورشید سرخ چه اتفاقی رخ میده؟

‫راجبش شنیدم...

‫درختای سمی، همه دیوونه میشن،

‫مثل یه مهمونیه.

‫نیست.

‫ناهنجاری تاثیر مشابهی روی گیاهای اینجا داره،

‫ولی دائمی و عجیب تره.

‫به من اعتماد کن، دلت نمیخواد مسلح باشی.

‫اگه مسلح باشی نمیبرمت.

‫اینجا چی؟

‫چون حدود 50 تا روش مختلف هست

‫که میتونم با اینا بکشمت.

‫کی هستی؟

‫اکتاویا. اکتاویا. اکتاویا.

‫اکتاویا چیزی نیست، آروم باش.

‫داره به مغزش میرسه.

‫هی، منم...

‫دیوزا، یادته؟

‫دو مار، یک باغ.

‫آره. دختر خوب.

‫برو اونور. باید بازوش رو ببینم.

‫ما زمان زیادی نداریم. کنجکاو شدم.

‫داری خاطرات رو تجربه میکنی،

‫چیزایی که کاملا متوجهش نمیشی؟

‫به عنوان یه پیرمرد خیلی خوب موندی.

‫به گابریل سلام کن.

‫تو زخم رو دیدی.

‫منم در مورد زخمات میپرسیدم، اما

‫قضیه این که چطور گلوت رو بریدی

‫قبل از این که از زمین بریم خبرش همه جا پیچیده بود.

‫کجا سرتو انداختی داری میری؟

‫سمت ناهنجاری، طبق برنامه.

‫وقشته بفهمی که ازت چی میخواد.

‫در مورد اسلحه، اگه بیاریش،

‫احتمالا همه ما رو به کشتن بدی،

‫هم خودت هم بچت.

‫به خودت بستگی داره.

‫بیا.

‫‫حس بدی راجب این دارم.

.:.:. با دنبال کردن اینستاگرامِ ما بروزترین باشید .:.:. *|*|*|* @MyFilm2Movie *|*|*|*

«: مـتـرجـمـیـن: سارا نصیری، میثم موسویان :» .:: Meysam.Unicorn, Galadriel ::.

... گوین

‫ما برات حاضریم.

‫برای شکوه و عظمت پرایم ها.

‫برای شکوه و عظمت پرایم ها.

‫تبریک میگم گوین.

‫روح تو جاودان میمونه.

‫من نمیدونم این چیه.

‫فقط میدونم که جواب میده.

‫ابی، ما راجب پاک کردن ذهن یه نفر حرف میزنیم.

‫میدونم راجب چی حرف میزنیم عزیزم.

‫میتونم تنها با ابی حرف بزنم؟

‫تو گفتی ما اومدیم اینجا که کین رو نجات بدیم،

‫اما نگفتی چطور.

‫اون سرم بکا هست، مگه نه؟

‫آره هست.

‫من بهشون نشون میدم چطور خون شب ‫بسازن، اونا هم مارکوس رو نجات میدن.

‫با تبدیل کردنش به یکی از اونا،

‫با کشتن اون مردی که اونجاست

‫و نگه داشتن کنی توی...

‫گوین، با من بیا.

‫ابی...

‫ببخشید که مزاحم شدم.

‫این قتل نیست ریون.

‫این فداکاریه.

‫گوین این رو میخواد، مگه نه گوین؟

‫بیشتر از هر چیزی توی دنیا.

‫حتی نمیتونی بهش نگاه کنی.

‫یه لحظه میای؟ ابی نگاهش کن.

‫خانم، عیبی نداره.

‫شما دارید به من یک موهبت میدید.

‫به عنوان یه انسان بی مصرف، حتی فکرش هم نمیکردم

‫که به همچین جایی برسم.

‫پیشکش تو با عشق و زندگی پذیرفته شد.

‫خوب گرفتیش.

‫نگران نباش. اون دردی حس نمیکنه.

‫چقدرم به کسی صدمه نزدی.

‫خب...

‫چطور انجامش بدیم؟

‫خب؟ اثری از سکته هست؟

‫چقدر قبل ذوب شدن مغزمون وقت داریم؟

‫حدسم 36 ساعته،

‫اگه نتونی توی جای خودش نگهش داری کمتر.

‫مشکلی نیست. برگشته توی قفسش.

‫فقط باید به اندازه ای بیدار بمونم

‫که پریا چیزی بسازه

‫که شوک الکترو مغناطیسی تولید کنه.

‫نمیتونی به پریا یا کس دیگه بگی،

‫نه تا زمانی که مادرت برگرده و مطمئن باشیم

‫که بتونیم برای تو و بقیه به ‫اندازه کافی میزبان درست کنیم.

‫من گیج شدم. همینجوریش یه میزبان دارم.

‫فقط میخوام کاری که شروع کردی رو تموم کنی.

‫درایو ذهنی منو در میاریم،

‫و شوک الکترومغناطیسی به بافت عصبی حمله میکنیم،

‫و بعد میزاریم سر جاش.

‫مشکل حل میشه.

‫جوزی، ما این فرصت رو داریم ‫که این گناه رو پاک کنیم.

‫به کلارک بدنش رو برگردونیم،

‫و تو رو توی بدن یه میزبان مایل بزاریم.

‫زده به سرت؟

‫ببین، بابا.

‫من داخل حافظه این دخترو دیدم.

‫میدونم چکارا کرده.

‫باور کن، اگه برش گردونیم،

‫اون همه ما رو می کشه.

‫فکر نکنم این کارو بکنه،

‫نه اگه ما کار درست رو انجام بدیم.

‫اینجا بمون.

‫به جید میگم لباسای کلارک رو بیاره برات.

‫عزیزم...

‫وقتی کائنات به تو یه فرصت دوباره میده،

‫ازش استفاده کن.

‫ما اینو پشت سر میزاریم. میبینی.

‫خدا رو شکر هنوز زندست.

‫اگه مرده بود ابی داغون میشد.

‫سوال اینه که چطور جوزفین رو بکشیم بیرون.

‫ما به ریون نیاز داریم. اون میدونه چکار کنه.

‫ریون اینجا نیست.

‫هی، ما برش میگردونیم.

‫وقتی سفینه برگرده،

‫ما با جوزفین منتظریم.

‫وقتی هممون به سفینه مادر برگشتیم،

‫ابی، ریون و جکسون دست به کار میشن.

‫اگه سپر رو باز نکنن و نزارن بریم چی؟

‫اگه نزارن جوزفین میمیره.

‫- برای همین میزارن. ‫- دلایلا چی؟

‫اگه کلارک زنده باشه، اونم ممکنه باشه.

‫تو فقط به کلارک اهمیت میدی.

‫این درست نیست، اما فعلا فقط نگران کلارکیم.

‫اگه ما سوال بپرسیم پرایم ها...

‫میفهمن که قضیه چی بوده و اونا رو میکشن.

‫وقتی که پرایم ها رو بکشیم، ‫میتونیم سنکتوم رو مال خودمون کنیم.

‫ما کلارک رو اینجا توی آزمایشگاهی ‫که براش ساخته شده نجات میدیم.

‫این فکر توئه یا شیدهدا؟

‫اگه جواب بده کی براش مهمه؟

‫من اونی که اسمش میراندا هست رو زیر نظر داشتم.

‫ما می کشیمش و میزاریم جسد رو پیدا کنن.

‫اونا فکر میکنن کار فرزندان گابریله

‫و وحشت میکنن، خودشون رو داخل قصر حبس میکنن،

‫احتمالا توی تالار بزرگ، و اون وقت

‫ما منتظریم که بقیشون رو بکشیم.

‫ما دلایلا رو نمیکشیم.

‫دلایلا همینجوریش مرده.

‫اینو مطمئن نیستیم.

‫حق با توئه، اما چیزی که میدونیم اینه،

‫که من فرمانده هستم.

‫اکو فکر میکنه این ایده خوبیه،

‫مگه نه جاسوس؟

‫یکم برای این شرایط یکم تهاجمیه،

More Farsi Persian subtitles for The 100

Komentar

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left