200 baris pertama.
سال ۲۰۰۳، ائتلافی به رهبری آمریکا وارد جنگ با عراقِ صدام حسین میشه
کشور اشغال شده
هر روز به نیروهای نظامی حمله میشه
و خبرنگارها و نیروهای امدادی رو میدزدن
مثل بقیهی کشورهای اون ائتلاف
ایتالیا هم بهای سنگینی از نظر تلفات انسانی میده
مقاومت عراق، دنیای غرب رو دشمن خودش میدونه
۲۰۰۵ بغداد، ۴ مارس
سلام کیلیان
ماشین؟ آمادهست
یه تویوتا کورولا، معمولیترین ماشینی که اینجا پیدا میشه
کارتهای شناسایی همراهمونه، تلفنهای ماهوارهای رو هم از آمریکاییها گرفتم
فقط من و کیلیان هستیم. باشه
شمارهها ذخیره شدن
کجاییم؟ جنوب بغداد
اینجا جادهی ایریشه، پایگاه ورنون هم اون پایینه
نیکولا
جناب مدیر، داریم میریم به محلهی قرار
تا
بیست دقیقهی دیگه میرسیم
برسیم اونجا زنگ میزنم
باشه، فعلاً
نشستن؟
تو ماشینن، دارن میرن سر قرار
کجا؟ المنصور
من دارم میرم به ساختمان شهرداری
جفتراهنما رو بزن که متوجهمون بشن
نیم ساعت زود رسیدیم
نیکولا منم، یه گزارش از مخبرمون تو بغداد به دستمون رسیده
میگه محل قرار یه جای دیگهست
اگه بریم اونجا، میفتیم تو کمین
روز قبل ۲۸
اینم آخرین وسایل. اینا چیه؟
کفشهای اسکی، آره؟
چرا همیشه همهی اینا رو با خودمون میبریم وقتی میشه کرایه کرد؟
پس اصلاً واسه چی خریدیمشون؟ منم برام سواله
درسته
اونو میدی به من؟ پهپه رو میبینی؟
یالا، بریم
بالاخره تموم شد
چیزی جا نذاشتیم؟
مطمئنی؟ بریم
رسیدیم
بغداد - اردوگاه پناهندگان
سلام. سلام
مدارک
این کیه؟ یه خبرنگار ایتالیاییه
تو یه روزنامهی خودی کار میکنه، «ایل مانیفستو»
همینجا منتظر بمون
اونجا پارک کن. ممنون
بغداد - محوطهی نظامی آمریکا
حواستون جمع باشه سربازها
برین، برین، برین
یالا تندتر
تمام روز وقت نداریم! حرکت کنین
اون بمبها پوست و گوشت و عضله رو ذوب میکنن
از آدم فقط استخون باقی میمونه
جولیانا دیر شد، باید بریم. فقط یه لحظه
اینا رو با چشمهای خودت دیدی؟ بهم بگو
جولیانا، ما فقط نیم ساعت وقت داشتیم
جولیانا باید بریم
باشه، بریم
باربارا، من جولیانام. یه کم دیرم شده
ناهار خوردین؟
تو راهم
چرا نمیتونیم یه سگ داشته باشیم؟ خودمان میبریمش پیادهروی
میدونم آخرش چی میشه
ماه اول میبریش، ولی بعدش هر روز صبح و شب
گفتم که میبریمش
بیخیال! قول میدم
ما قول میدیم! همش قول و قسم
دوستم فرانچسکا همیشه سگش رو میبره بیرون. اگه اون میتونه، منم میتونم
جناب مدیر
نیکولا، خبر بد؛ یه خبرنگار دیگه رو تو بغداد دزدیدن
کی این اتفاق افتاد؟ حدود نیم ساعت پیش
باید زحمت این کار رو بکشی
چند ساعت وقت لازم دارم تا برگردم رم
میفهمم... هر چقدر میتونی سریعتر خودت رو برسون
باشه
متأسفم، تعطیلات
عقب افتاد. باید برگردم اداره
یعنی چی؟ عقب افتاد؟
چرا؟ به ما بگو چرا
یه مشکلی تو کار پیش اومده. بهم احتیاج دارن
یهو بهت احتیاج پیدا کردن؟
حرف نمیزنه که
آخه چرا با تو هیچوقت نمیشه برنامهریزی کرد؟
همه چیز خیلی مرموزه، هیچوقت هم توضیحی نمیدی
یه کلمه هم نمیگی. سیلویا، بس کن
این چه طرز حرف زدن با پدرته؟
باشه، مهمه، ولی میتونی حدأقل یکی دو کلمه بگی
حدأقل به بچهها بگو
بعداً در موردش حرف میزنیم
رم - دفتر مرکزی روزنامهی ایل مانیفستو
الو؟ شنیدم جولیانا رو دزدیدن
میخوام بدونم راسته یا نه
همراهِ جولیانا اسگرنا
گوشی رو میدم به پولو
گابریله؟
پییر پشت خطه، تازه خبر جولیانا رو شنیده
وصلش کن
سردبیر ایل مانیفستو
پییر
سلام
آره
پیگیری کردیم، خبر درسته
متأسفم
پییر؟
کیارینی کجاست؟ تو اُردنه
پیداش کنین، رابطهاش ممکنه به درد بخورن
دوباره به پییر زنگ میزنم، جواب نمیده
همهتون برین بیرون
زود
خوبه، انگار عربی بلدی
چی؟ نمیفهمم چی میگی
تلویزیون میگه تو عربی بلدی. من نمیفهمم
تو تلویزیون! تو عربی حرف میزنی
نه، من بلد نیستم... تو جاسوسی
اصلاً اینطور نیست... من خبرنگارم! قسم میخورم... عربی بلد نیستم
خفه شو
برو اونجا
اگه میخوای منو بکشی، همین الان بکش
میدونم منو آزاد نمیکنی چون صورتت رو دیدم
همین الان تمومش کن
آنتونیو، حواست باشه نیکولا یه چیزی بخوره. خداحافظ بچهها
موقع کارهای اضطراری حتی آب خوردن هم یادش میره
حواسم هست خانم
برو، خداحافظ
خداحافظ
میبینی؟ داره لبخند میزنه. اون تعطیلاتمون رو خراب میکنه، این داره لبخند میزنه
چیزی جا نموند؟
رم - مقر فرماندهی سازمان اطلاعات نظامی سیسمی، فورت براسکی
اولین کار اینه که یه رابط پیدا کنیم
رابطهای آدمرباییهای قبلی همیشه هم جواب ندادن
نیبیو، خودت که میدونی. بالدونی مُرده
سر قضیهی بالدونی، مشکل رابط نبود، خودت بهتر از من میدونی
مشکل ارتباطی وجود داشت
اونهایی که ما باهاشون کار کردیم همیشه جواب دادن
در عوض من فکر میکنم باید از طریق سیا مکان زندان رو شناسایی کنیم و یه عملیات ضربتی انجام بدیم
من میتونم با تیمم همین الان حرکت کنم
اگه شانسی برای مذاکره هست، بیاین مذاکره کنیم
من با نیکولا موافقم
اختیارت دست خودته
واقعاً دیدیش؟
آره، اون روز وقتی داشتیم مبادله رو انجام میدادیم
من فوراً اومدم بغداد. الان بغدادی؟
آره، ولی سازمان اطلاعات میخواد منو با هواپیما برگردونه رم
چرا؟ به خاطر امنیتم
من سالهاست تو خاورمیانهام
شاید من تنها کسی باشم که رابطهایی برای رسیدن به جولیانا داره
در هر صورت، مراقب باش
گابریله، نگران نباش! خبری شد زنگ میزنم
باید همهی راهها رو امتحان کنم. فعلاً
ممنون. خواهش میکنم
چمدونم رو برمیدارم
و زود میآم پیشت
ممنون
یالا، آخرین گزارشها رو بیارین، رئیس داره میآد
خبر جدیدی نیست ولی داریم به دقت پیگیری میکنیم
اومدم
سلام. بیاین وضعیت رو بررسی کنیم
گزارشهایی از جابهجایی در محلهای که اسگرنا رو دزدیدن داریم
همون منطقهای که ماه پیش فلورانس اوبنا، خبرنگار، رو اونجا دزدیدن
با اطلاعات فرانسه تماس گرفتی؟ آره، ولی اونا هم خبر بیشتری ندارن
چه بلایی سر راننده و مترجمش اومد؟
هر دو رو آزاد کردن، مترجمش کاملاً مورد اعتماده
همهی خبرنگارها اون رو میشناسن و بهش اعتماد دارن
سیا از راننده بازجویی کرده، به نظر میرسه مشکلی نداره
از همون رابط مذهبیِ سنی که تو آدمرباییهای قبلی استفاده کردیم، میریم جلو
رهبر العلما رو پیدا کنین: الکبیسی
همین الان زنگ میزنم. بعدش وصل کن به من
نیکولا، یه چیز دیگه هم هست
کیارینی، خبرنگار ایل مانیفستو
بهش گفتیم برگرده ولی غیبش زده
همین رو کم داشتیم
اومرو، به تایبر زنگ بزن بگو پیداش کنه
همین الان
مطمئنی ماشینم مشکلی نداره؟
نگو که به فکرت نیستم رایان
انقدر غُر نزن
محمد، اصلاً ازت خوشم نمیآد، حتی یه ذره
ماشین عالیه
خودت میبینی
الو؟
سلام تایبر، اومرو هستم
سلام اومرو، اوضاع چطوره؟
خوبه، ممنون. چی شده؟
باید کمکم کنی یه نفری به اسم استفانو کیارینی رو پیدا کنم
اونجا تو بغداد خبرنگاره
میتونی؟ خیلی فوریه
باشه، دنبالش میگردم
روز دوم اسارت
یک
و دو
برای این دو روز گذشته. خب، عالیه
بفرما. ممنون
همهاش رو ببر برای رئیس
بفرما جِکو. اینا کامله؟ همهاش همینه؟
بله
برای تو
No comments yet. Be the first to leave one.