200 baris pertama.
اماده ای شروع کنیم ؟
. اره
. باشه، مرسی
، بیا روی وزنه وایستا . لطفا
تو سابقه و مشکلات بیولوژیکی زیادی داری . که باید بهشون غلبه کنی
، گرلینت خیلی بالا زده
و مقاومت به لپتین بالایی داری
که باعث میشه گرسنه تر از چیزی که واقعا هستی رو احساس کنی
اما بعدش بدنت تو سیگنال فرستادن برای زمانی که
. کاملا پر شدی وحشتناک عمل میکنه
به همه ی اینا مشکلات احساسی ای هم که
. تحمل میکنی رو بهشون اضافه کن
داشتن یه رابطه ی سالم با غذا
برای تو یه مبارزه در . طول زندگیت خواهد بود
خب، پس اینکه نصفشو طی کردم چیز خوبیه، درسته ؟
تو نیاز به کسی داری که درباره ی عادت های
احساسی که به غذا داری . بهت کمک کنه
. نه، نه، نه
نه، من واقعا دوست دارم . گروه درمانی برم
. عالیه . اونجا به اشتراک میذارم
...همه خیلی حمایت کننده ان - . ایگی -
. تو توی هیچکدومشون نرفتی
.نه، این درست نیست ...من
. سیستم رد جایی هایی که میری رو میزنه
باید دروغ گفتنو تموم . کنی و کار بکنی
. یکی هست که میخوام باهاش حرف بزنی
یه مربیه ریکاوری ؟
این چیه. یکی که غذامو تحت نظر میگیره ؟ نگهبان غذا ؟
. این اتفاق نمیوفته . نه، قطعا نه
. نه
، میتونم حالا شلوارمو بپوشم لطفا ؟
مترجم: SARVIN بروز ترین سریال های جهان Instagram: @serialbox_
. دکتر گودوین ؟ - بله ؟ -
. دکتر گودوین - بله، دکتر کائو، چی شده ؟ -
. منو گیر انداختی - فقط میخواستم چک کنم -
. و ببینم، نه این که به عجله بندازمتون - . اوهوم، باشه -
. اما فقط کنجکاو بودم - . اره -
این که مصاحبه ها داره چطور پیش میره ؟ - مصاحبه ها ؟ -
برای ریاست موقت . بخش مغز و اعصاب
اره، اون مصاحبه ها . داره عالی پیش میره
. واقعا خوبه
، هنوز شروعشون نکردین مگه نه ؟
، از نظر فنی نه ، اما، اگنس
تو بهترین دستیار موقت، رئیس موقته بخش مغز و اعصابی
. که یه مدیر بیمارستان میتونه داشته باشه
از این که این اعتماد به نفس رو بهم میدین ممنونم
اما دکتر کاپور 30 ساله که پیشکسوت در این زمینه س
. و من حتی اتند هم نیستم
. من به طرز ناخوشایندی آماده نیستم
، نیستی، دکتر کائو
اما اگه بهت احساس بهتری میده
من اون مصاحبه هارو امروز . شروع میکنم
. اه، مکس، یه مشکلی داریم
، فردا اما یه روز دیگه مگه چیه ؟
چطور میتونم کمکت کنم ؟ - . متاسفم، اگنس -
...نه، مکس - . از این طرف، اره -
منابع بانک خونمون . به پایین ترین حد رسیده
چطور این اتفاق افتاده ؟
من محدودش کردم به خون اشام ها
. یا یه پاندمی جهانی
. راه قشنگتریم برای گفتنش هست
یک سوم اهدای خون ما به طور معمول از
. دبیرستان یا از خون های تجاری میاد
...اما الان که همه تو خونه هاشونن
خوب ، کارمندان بیمارستان چطور؟
. همه انجام دادن
همه توی دوره ی هشت . هفته ایه خودشون هستن
اما ما منبع پشتیبانی داریم، درسته ؟
...ام
. بیشترشو دیروز دادیم به هاون
یه تصادف با ده تا ماشین در بزرگراه . بروکلین-کوئینز اتفاق افتاد
جهان داره سریعتر از این پیش میره
. که ما بتونیم انبارای خودمونو پر کنیم
ما یه تصادف بزرگ با . فاجعه فاصله داریم
. باشه، باشه . نگران نباش
تو اون مقدار کمی که برامون ، مونده رو مدیریت کن
. و من خون راه میندازم برات
، اشتیاقتو دوست دارم
....اما مراکز خون به این اسونیا
. من دارمش
. اوه
. ساندرا فال از حسابداری
، مکس گودوین . ارباب تاریکی ها
اخ، این کی اتفاق افتاد ؟ - . وقتی کارمندارو کم کردیم -
. لوه، متاسفم . اخراجی های زیادی داشتیم
خب، حالا چطور باید اجاره خونم رو پوشش بدم
یا صورت حسابامو پرداخت کنم ؟
. مجبورم برای غذای گربم بجنگم
وایستا، نه، مجبور نیستی
چون من همین الان یه ایده ی عالی . به سرم زد
تو میتونی دستیار اجرایی جدید من . باشه
. تو دوباره استخدام شدی کجا داری میری ؟
میرم یه گوشه خوب تو خیابون گیر بیارم
جایی که برای تغییر و چیزای . قابل بازیافت گدایی کنم
. بیا دیگه .اونقدرا هم بد نیست
اوه، نه ؟ چه اتفاقی برای دورا افتاد ؟
. دورا استعفا داد - اوه، چه اتفاقی برای ادل افتاد ؟ -
...ادل مرد - چی ؟ -
. به دلایل طبیعی
. مرگش هیچ ربطی به این کار نداشت
گوش کن، من واقعا به کمکت برای
سر هم کردن یه بانک خون . برای بیمارستان نیاز دارم
. یه شرایط اورژانسیه
باید سریع ، تأثیرگذار ، کارآمد باشه
، و وقتی به کارامد فکر میکنم . یاد ساندرا..او
باشه، فقط برای امروز ؟ - . من بایدبرم -
لطفا ، فقط به خاطر مصلحت بشریت؟
برای استقلال تغذیه ایه گربه ت چطور ؟
. باشه - واقعا ؟ -
بخاطر لیلیث انجامش میدم. باشه ؟ - . اره، عالیه -
...مرسی - . باشه، بقل کردن نداریم -
. نه، نه، نه . یک متر و نیم فاصله
و ، به طور شگفت آور ، من به یک ماشین لباسشویی اجباری تبدیل شدم
، پس اگه نتونستی منو پیدا کنی . من اونجام
. درسته، خوبه
. عالیه دفتر من ؟
. کار جاسوسی من امروز واقعاً خوبه
خوب خوابیدی ؟
. اره
. اوه، واو
واو، سالها بود یکی . از اینارو ندیده بودم
تو پلی لیست لیلا چی داریم ؟
. من باید برم
مطمئنی نمیخوای بذاریش اینجا بمونه ؟
خانه من خانه توست
. یا یه کمد تو این مورد
هیچکس قرار نیست بهش دست بزنه
. یا به ایپد عتیقت
اوه، اون قراره تفاوت . زیادی ایجاد کنه
. باشه . مکالمه ی خوبی بود
. عملیات به راه اندازی خون تو راهه
. باید در زدن رو شروع کنم
. نه، نه
. من شما ها رو تنها میذارم
. مرسی، دکتر شین
. اره
خب ایده ای برای این عملیات جریان خون داری ؟
...اره...نه، اه
...این ف
. فقط میخواستم دوباره خودمونو تجهیز کنم
باشه، میخوای درباره ش حرف بزنیم ؟
...حرف بزنیم درباره ی
. نه
. اره...نه
. تغییرات جزئی ، چیزهای کوچک
. این...میدونی
. اره، گرفتم
. دارمش
به عنوان جراح ترمای جدیدمون
. کار تو پشتیبانی از کاسیانه
. متوجه شدم
متوجه هستی که این یعنی جراحی های خیلی کمتر
از چیزی که بهش عادت داشتی، درسته ؟
. مشکلی نیست . فقط منو بذار تو کار
اره، اورژانس مثل اتاق عمل نیست
...نمیتونم فقط
بیهوشی داره یه مریضو تو تخت 6 لوله میذاره
. و میدازولاممون تموم شده
... میدازولام. میدازولام
! داری چیکار...واو . هی
. مواظب باش
این چه کوفتیه ؟
داروخانه همیشه داروهایی که لازم داریمو تموم میکنه
بنابراین ما یه انبار مخفی رو . تو سقف نگه می داریم
این قانونیه ؟ - . نپرس -
همونطور که داشتم میگفتم، اورژانس . مثل اتاق عمل ساخته نشده
. مثل جاز میمونه
. باید با جریان بری
. ریتمو بگیری . بداهه عمل کنی
. باشه
. جازو دوست دارم
، الیسا بارکلی ، راننده 16 ساله با محدودیت
استخوان تی در اثر برخورد .سریع به یه تاکسی خورد شده
، تاکی ، شکستگی های متعدد ران
. پارگی عمیق در بالای ران
حجم زیادی از خون را در صحنه از دست داده
. و در صحنه فشارش کم شد
.خواهش میکنم، به دخترم کمک کنید
خانم، ما از هر دوی . شما مراقبت میکنیم
. لگن ناپایدار . یه اتاق عمل رزرو کنید
. حداقل به دو واحد خون تروما نیاز دارم
. دو واحد تنها چیزیه که داریم
پس گمونم من همه شو . استفاده میکنم
اتاق عمل 2 - . خیلی خب -
. اره
ما باید تمام دعواهای چاقو خوردگی، شلیک گلوله و تصادف هارو بفرستیم جای دیگه
و دعا کنیم هیچکس . خون ریزی گسترده نکنه
چرا ؟
. نیوامستردام رسما خونش تموم شد
. ما سریع خون لازم داریم
باید افراد غیر بیمار را هدف قرار . بدیم که بیان بیمارستان
بیشترشون والدینی هستن
که بچه هاشون باهاشونن
و چیزی که والدین در حال حاضر بیشتر از هر چیزی
بهش نیاز دارن چیه ؟
. زمانی برای دور بودن از بچه هاشون
بنابراین توله سگها از بچه ها مراقبت میکنن
و ما به والدین یه زمان سکوتی رو میدیم تا بیان
. و به ما خون نجات دهندشونو بدن
چرا فقط ادمای واقعی رو برای پرستار بچه نمیاریم ؟
No comments yet. Be the first to leave one.