Robert Koch, der Bekämpfer des Todes

Robert Koch, der Bekämpfer des Todes

Robert Koch, der Bekämpfer des Todes

Unduh Subtitle Farsi Persian

Informasi rilis

Robert Koch 1939 DVDRip Persian
Komentar oleh Bardia13
لینک کانال تلگرامم برای دانلود فایل فیلم @Bedownload

Tag

DVD
DVDRip
dvdrip
dvdr
Diterbitkan pada: 2023-08-02
Unduhan: 35
Tuna Rungu: No

Pratinjau subtitle Farsi Persian

200 baris pertama.

من این زیرنویس انگلیسی معیوب رو با گوشی، با بهترین نسخه‌ای که از این فیلم موجوده هماهنگ کردم. یه‌سری از بخش‌های فیلم در این زیرنویس انگلیسی کلاً ترجمه نشدن که احتمالاً دلیلش اینه که اون بخش‌ها توی نسخه‌های قدیمی وجود نداشتن، با این‌حال بابت این کمبودهایی که وجود داره عذرخواهی می‌کنم

اگه گریه بهتون کمک می‌کنه .پس گریه کنید خانمِ گئورکه

الان دیگه آوردنِ یه کشیش ،از وولشتاین فایده‌ای نداره

چون مارتای کوچولو خیلی سریع و .بدونِ درد داره به پایانِ زندگیش می‌رسه

.هنوز هم یه کشیش می‌خوام

می‌تونستی زودتر ،بهمون بگی دکتر

ما می‌خواستیم بچه رو برای .زندگیِ ابدیش آماده کنیم

نگرانِ این موضوع نباش گئورکه، پدرِ آسمانیِ ما (خدا)

بدونِ دعاهای کشیش هم .مارتای کوچولو رو به بهشت راه می‌ده

این تنها چیزیه که .ازش مطمئنم

،حالا می‌تونی گریه کنی

ولی وقتی بهت گفتم یه کشیش بیاریم که برای سلامتیِ مارتا دعا کنه

.گوش نکردی

و من می‌دونم مارتای کوچولو .توسطِ یه روحِ شیطانی اسیر شده

واسه همین هیچ دکتری .نمی‌تونه کمکش کنه

تو و داروها و قرص‌های .گیج‌کننده‌ت رو می‌گم

چی داری می‌گی؟

،اشکال نداره خانمِ گئورکه

منم اگه بچه‌م در حالِ مردن بود

.از کلِ دنیا عصبانی می‌بودم

مگه من از همون اول نگفتم که بچه حتماً می‌میره؟

نمی‌شه هیچ کاری علیهِ این چیزی که تو .بهش می‌گی "روحِ شیطانی" انجام داد

ما دکترها بهش می‌گیم بیماریِ سل

و هیچ گیاه و دارویی نیست .که شکستش بده

منم خوشحال می‌شدم اگه دعاهای سلامتی‌تون

می‌تونستن به مارتای کوچولو .کمک کنن، ولی نمی‌تونن

.مطمئناً تو هم نمی‌تونی

هنوز نه. می‌فهمی گئورگه؟ .هنوز نه

هر سال صدها و هزاران انسان به خاطرِ بیماریِ سل می‌میرن

.و همینطور یک‌چهارمِ کشور

ولی مطمئن باش که من آروم نمی‌گیرم

تا زمانی که ردِ پاهای این .بیماریِ کشنده رو پیدا کنم

اگه از اول می‌دونستی که کارهاش بیهوده‌ست چرا الان ناراحتی و پولِ داروها هم دادی؟

اون خودش می‌دونست .کارهاش بیهوده‌ست

.اون همکارِ خودِ شیطانه

دیگه داره راحت‌تر می‌شه، مگه نه مارتا؟

الان دیگه لازم نیست بترسی

و دیگه دردی هم نداری، مگه نه؟

اون فرشته‌ی سفید و نقره‌ای رو می‌بینی؟

اون فرشته‌ی تو هستش .مارتای کوچولو

اونو پدرِ آسمانی‌مون .برات فرستاده

اون دیگه تا ابد همراهت .می‌مونه مارتای کوچولو

باید همینجوری وایسیم تا آروم‌آروم بمیره؟

.بیاید، این کالسکه‌ی دکتره

.ایول، پس ما رو می‌رسونه مدرسه

زود بیاید، اسبِ .سفیدش اونجاست

.دیگه لازم نیست پیاده بریم .اسبِ سفیدِ دکتر اونجاست

.وقت به‌خیر خانمِ گئورکه

حالِ مارتا چطوره؟

.از اینجا برید بیرون .با بچه کاری نداشته باش -

.مارتا خوابیده

.وقت به‌خیر بچه‌ها .وقت به‌خیر دکتر -

مارتای کوچولو برای .همیشه خوابیده

.حقیقت نداره .باور نمی‌کنم

اون نمرده، مارتای .کوچولوی من نمرده

.مارتا کوچولو. مارتا کوچولو

نباید داد بزنی .خانمِ گئورکه

.بهم قول داده بودی

مُرده‌ها آرامش می‌خوان و باید .با آرامش باهاشون برخورد کرد

.حالا برو پیشش

چرا نذاشتی در ثانیه‌های آخرِ زندگیش کنارش باشیم؟

چون می‌خواستم یه‌ذره .بیشتر زنده نگهش دارم

برو پیشش گئورکه، مثلِ .یه فرشته خوابیده

شماها چی می‌خواید؟

حتماً می‌خواید با کالسکه ببرم‌تون مدرسه دیگه؟

.آره، لطفاً، لطفاً

.ولی مطمئن نیستم بتونم

اسبم بهم گفت که شماها رو .دیگه همراهِ خودش نمی‌خواد

دروغه. اسب‌ها .که نمی‌تونن حرف بزنن

اون می‌تونه و خیلی هم ،ازتون عصبانیه

چون کاری که بهتون .گفتم رو نمی‌کنید

بهتون چی گفتم؟

نور، هوای تازه و .آفتاب، بیاد داخلِ اتاق

آفرین، حالا چرا پنجره‌ها رو باز می‌کنیم

و می‌ذاریم نورِ خورشید واردِ اتاق‌مون بشه؟

چون اون‌موقع

اون جادوگرِ بدجنسی که مارتا رو .مریض کرده رو فراری می‌دیم

.....و دقیقاً برای همین

برای همین بهت قول دادیم

که همیشه توی تابستون و زمستون با پنجره‌های باز بخوابیم

و خودمون رو .خوب بپوشونیم

خیلی هم عالی، دیگه چی؟

و ضمناً می‌خوایم از معلم‌مون بخوایم

سرِ کلاس بیشتر از قبل .پنجره‌ها رو باز کنه

.خیلی عالی و شجاعانه‌ست

حالا برید توی کالسکه‌م بشینید .تا همه‌تونو برسونم مدرسه

.مرسی دکتر

.انگار فقط خوابیده .نمی‌تونم باور کنم

.گوش کن چی می‌گم گئورکه .بله -

.امشب بر می‌گردم خب؟ -

می‌خوام مارتا رو یه بار .دیگه معاینه کنم

.شاید یه سرنخی پیدا کنم چه‌جور سرنخی؟ -

امشب رو با زنت و فامیل‌هات توی روستا بمون

و منو برای چند ساعت .با بچه تنها بذار

.....باشه، ولی .لازم نیست نگران باشی -

ولی به کسی نگو، وگرنه .همه‌ش بی‌فایده می‌شه

باید تنهاش بذاریم؟ اون از مارتای کوچولو چی می‌خواد؟

کی می‌دونه اون چه کارهای وحشتناکی می‌کنه؟

.اون خیلی مردِ خوبیه

به هرحال می‌دونم .امشب قراره کجا برم

نور، هوای تازه و .آفتاب، بیاد داخلِ اتاق

.پنجره‌ها رو باز کنید .پنجره‌ها رو باز کنید

نور، هوای تازه و .آفتاب، بیاد داخلِ اتاق

.پنجره‌ها رو باز کنید .پنجره‌ها رو باز کنید

.احمق‌های سرکش .پنجره‌ها رو ببندید

.همه از مریضی می‌میریم

کی بهتون اجازه داد که پنجره‌ها رو باز کنید؟

.جواب نمی‌دید؟ زود باشید

دکتر کخ که دکترِ روستاست بهمون گفته بینِ کلاس‌ها

باید پنجره‌ها رو باز کنیم تا هوای .تازه بهمون برسه و سالم بمونیم

اینجا کی رئیسه؟ من یا دکترِ روستا؟

اگه دوباره یه پنجره‌ی باز ببینم، جوری تنبیه‌تون .می‌کنم که حالا حالاها یادتون بمونه

من هیچ علاقه‌ای ندارم .که مرضِ سل بگیرم

می‌رم به خودِ این "دکترِ روستا" هم .یه چیزی می‌گم تا بفهمه رئیس کیه

دکتر فعلاً بر نمی‌گرده؟ .هر لحظه ممکنه برگرده -

.اوه کولکه، بیا داخل

.جا باز کنید

.یه‌کم صمیمی‌تر بشینید

.انقدر هل نده

همیشه اینجا یه عالمه معطل می‌شم

و هنوز هم باید برم .اداره‌ی مالیات

من شخصاً ترجیح می‌دم دندونم کشیده .بشه تا اینکه برم اداره‌ی مالیات

ببخشید، می‌خواستم .دکتر کخ رو ببینم

دکتر هنوز نیومده. لطفاً .توی سالن منتظر بمونید

برید. دکتر به هیچکدوم از بیمارها .اولویت نمی‌ده. باید برید توی نوبت

می‌دونم، می‌دونم. من دکتر .کخ رو خیلی خوب می‌شناسم

.خیلی قبل‌تر از شما می‌شناختمش واقعاً؟ -

.و ضمناً من مریض نیستم

فقط اومده بودم سلام کنم. من .پسرِ قاضی هارتویگ هستم

اوه، پس فریتز شما هستی؟ شما منو می‌شناسی؟ -

باید بگم بله. دکتر کخ .همیشه ازت حرف می‌زنه

.همکارِ آینده‌ش .دیگه "آینده" نه -

.....این یعنی .بله. دقیقاً -

امتحانِ پزشکیت رو قبول شدی؟

.نفرِ اول شدم

واقعاً ببخشید، نمی‌تونستم .زودتر بیام

.دکتر چی شده کولکه؟ -

دوباره دندون‌درد داری؟ بهت گفته .بودم که باید دندونت رو بکِشی

سلام نچمن، حالت چطوره؟

یه ثانیه وایسا، فقط می‌خوام .یه لیوان قهوه بخورم

.بابا .چه عجب -

.سلام توردی کوچولو .دخترِ قشنگم

.حالت چطوره؟ سلام ماما

.بابا، بیا

این همه مدت کجا بودی روبرت؟

صفِ مریض‌ها به بیرون از ساختمون رسیده

.و تو نمیای که نمیای

بسه ماما، خودت که می‌دونی .یه بیمارِ ضروری داشتم

.تازه هنوز صبحونه هم نخوردی

بیا حداقل یه .لیوان قهوه بخور

.نگران نباش، درمانش می‌کنیم

.بابایی خوبش می‌کنه

.بیا قهوه بخور

جشکِ نونوا و کوالسکیِ دامدار .خیلی وقته بیرون منتظرن

باید اون چندتا مریضی که پول می‌دن رو .با ملاحظاتِ بیشتری درمان کرد

بقیه رایگان درمان می‌شن و .حتی پولِ دارو هم نمی‌دن

وای ماما، مردم به قدری فقیرن .که باورت نمی‌شه

تو همه‌ش به .فکرِ بقیه‌ای

.واسه همین دکتر هستم .هیچوقت به فکرِ ما نیستی -

نه ماما، من هر بچه‌ی مریض و هر مادری که

بچه‌ی عزیزش داره می‌میره رو می‌بینم

و می‌ایستم کنارش و نمی‌تونم .کمک کنم به شماها فکر می‌کنم

ولی نمی‌تونم بگم، فقط .می‌تونم انجام بدم

.چه وسیله‌ی عالی‌ای صدای کیه؟ -

.شگفت‌انگیزه

با میکروسکوپم چی‌کار داری؟

.فریتز، پسر .غافلگیرم کردی

بذار ببینمت، حالت چطوره؟

خوب به نظر میای، ولی یه‌کم .خسته‌ای. فکر کنم خیلی درس خوندی

.ولی ارزشش رو داشت

امتحان رو قبول شدی؟ .آره، تازه با ویرشو -

خدای من، یعنی با خداوندِ پزشکی؟

تبریک می‌گم همکار. ویرشو .خیلی از من کاربلدتره

ولی نه، نه. ویرشو از .من خوشش نمیاد

من توی ذهنش یه آدمِ خنده‌دار .هستم. یه شکارچیِ میکروب

،بذار یه چیزی نشونت بدم

این باعث می‌شه واردِ یه .دنیای کاملاً جدید بشی

.بیا این داخل رو نگاه کن

می‌بینی چطور ساخته شده؟

اولش نمی‌خواستن توی .شهرِ "ینا" انجامش بدن

اگه "آبه‌ات‌زیسِ" دانشمند زنده .بود بهم می‌گفت بز

حتماً می‌گفت "عجب دکترِ روستاییِ احمقی هستی "که داری درست کردنِ میکروسکوپ رو نشونم می‌دی

.اون به تدریج ساختش

و طبقِ طرح‌های اولیه‌م .با بازتابنده‌ی نور ساختش

من تا حدِ امکان به نور نیاز دارم .تا بفهمم دنبالِ چی می‌گردم

خدایا، اگه موفق بشم

چیزهایی می‌بینی که .هیچکس تا الان ندیده

دکتر، لطفاً من رو به .عنوانِ دستیارت قبول کن

منظورت چیه؟

خودت که می‌دونی من ،فقط یه آرزو دارم دکتر

.اونم کار کردن با شماست

من فقط برای اینکه دستیارت .بشم پزشکی خوندم

.اینجوری عالی می‌شه

.بهترین چیزِ ممکنه

ولی نظرِ بابات چیه؟

مستقیم از ایستگاه به اینجا .اومدم و با بابام حرف نزدم

چی؟ هنوز به پدرت سلام نکردی؟

باورم نمی‌شه، مطمئن شو خیلی .زود بری خونه‌تون، باورنکردنیه

ولی می‌تونم امروز برگردم؟ .قطعاً -

یه ثانیه وایسا. امشب یه .چیزِ خاص برات دارم

Robert Koch, der Bekämpfer des Todes subtitles in other languages

Komentar

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left