200 baris pertama.
سیگنال
اسون
دوستت دارم
جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت دیجی موویز را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید @DigiMoviez
لعنتی!
اوه!
هی، بیدار شو
بیدار شو! خیلی خوابیدیم!
چی؟ چرا؟
آلارم فعال نشده
یه گوشی جدید برای خودت بخر
پروتز کاشت حلزون کجاست؟
زود باش چارلی! باید بریم
زود باش
خب، بزار ببینیم... چند نفر داریم که دارن کبود میشن
- دوباره داریم نفس میکشیم، خدا رو شکر - کجا بودین؟
- شروع شده! - موفق شدیم
- اسون، اینجایی! - ما اینجاییم
- سه بار بهت زنگ زدم - واقعاً؟
- میخواستم بیام دنبالت - سلام، عزیزم، هیجانزدهای؟
- سلام - سلام
- سلام - حالت خوبه؟
- آره - چندتا هم با ایست قلبی اینجا داریم
اوناهاشن!
- اونجا! - ویژن کپسول در فاصله سی هزار پائیه
حرارت اصطکاکی میتونه باعث بشه دمای بخش خارجی به هزاروهفتصد درجه برسه
چرا چتر نجاتشون رو باز نکردن؟
- فاجعۀ کلمبیا... - اونها میدونن دارن چکار میکنن
- پروتکل فرود آمدن، مرحلۀ چهار، چتر نجات - بالهای شاتل رو سوراخ کردن
- اون همه چیز رو دربارۀ سفر فضایی خونده - انفجار درونی جان هر هفت نفر رو گرفت
این کپسول پیشرفتهتره
- ریسکش هنوزم بالاست - هنوز برای اون ارتفاعشون کمی زیاده
- بدترین سناریوی ممکن... - نه
شانس زنده موندن فضانوردان... وقتی که فاجعهای اتفاق بیفته
- حدود یک در هفت هزاره - هی
- نگران نباش، مشکلی پیش نمیاد - رویههای ایمنی خیلی زیادی...
- برای این پرواز فضایی طراحی شدن... - دستت خیسه
هر فضانوردی تمرینات سختی داشته
در راکتهای خاصی که طراحی شده بودن برای...
پاولا! چترهای نجات
چترهای نجات! پاولا!
دکمه رو فشار بده
هی! پاولا! هی!
هی!
پاولا، خواهش میکنم
لعنتی!
این عجیبه، باید تا حالا چترهای نجات باز میشدن
ارتفاعشون... کمی داره کم میشه...
الآن دارم به مانیتورم نگاه میکنم و خب... اگه اعداد درست باشن، پس...
پاولا!
هی، اون دکمۀ لعنتی رو فشار بده
پاولا!
دارن فرود میان، ایگل فرود اومده
اون برگشته! اون برگشته! اون برگشته!
- نمیدونم چی بگم - اوه! ما موفق شدیم
- برای تیم زمین راحت نبود! - نه نبود!
قطعاً کار تیم زمین سختتر بود
دمای کپسول رو چک کن
وقتی آماده شد، مکانیکها رو بفرست
همه چیز مرتبه، نزدیک نیشیم
خوش اومدید
و ایناهاش بنیشا مودی!
میلیارد هندی که این ماجراجویی رو ممکن کرد
مودی به میلیونها نفر کمک کرده تا از فقر نجات پیدا کنن
- اون اول کمی به شما قرض میده - پاولا گروث و مودی میگن
از اون پول برای خرید اجاق مسافرتی استفاده میکنین که بعد همون رو به بقیه اجاره میدین
بعدش یه گوشی میخرید، که اون رو هم میتونید اجاره بدید بعدش یه گاو
- مثل داستان هانس شانس میاره میمونه - چطور همۀ اینا رو میدونی؟
من میخوام مثل اون بشم
میدونی چرا اینقدر خوب جواب داد؟
- چون اون فقط به زنها پول قرض میداد - چرا؟
چون مردا کل پول رو خرج نوشیدن میکنن
حالت خوبه؟
اه، برای اون مواد سنگینتری لازم داره
خب ما همیشه میتونیم به ذخیرۀ مخفی ماریجوانای الزی حمله کنیم
نه، رو من حساب نکن
امروز به اندازۀ کافی دردسر داشتم
به علاوه، یه پلیس کوچولو هم تو خونه دارم
بر اساس سیستم امروزی هزینۀ آموزش فضانوردای جدید به میلیونها میرسه
اگه بخوایم در آیندۀ برنامۀ فضایی قدرتمندی داشته باشیم
رفیق، برای یه لحظه، فکر کردم اوضاع خراب شده
میتونستم قسم بخورم که...
همچنین نوسازی تعهدات... از دولت و سازمانهای مردم نهاد...
اه، بیخیال
- نه، چی؟ - اه... میدونی که چطوری من نگران میشم
- آخرین اهدایی ملی... - قوانین مورفی، میدونی؟ من نمیدونم
به دنبال سرمایهگذاران خصوصی هستن...
- اوه! - کسی باهات تماس گرفته؟
- آره، تو - ...هواگردهای ما...
- ... و بروزرسانی استانداردهای امنیت سایبری... - سه بار
چطور کسی تو اون میتونه باهات تماس بگیره؟
خب، همه سؤالات زیادی داریم، اه، ولی اول از همه اینکه چه حسی دارید؟
- خب؟ - فکر کنم...
- چیزی که میخوام بگم... - خوشحالی؟
- ممم - ممم
یه شب دیگه، و بعد... بعد اون دوباره برگشته پیشمون
- آره - ممم
فکر میکنی وقتی بیاد چجور داستانهایی برامون میگه؟
ازون عجیباش...
مامان یه جوری به نظر میاد...
- سلام! - سلام
ما خیلی حرف زدیم باتریم تقریباً داغون شده
ما بالاخره یه جدید برات میگیریم سعی نکن مقاومت کنی
نمیخوام یه معتاد داده باشم خودت که میدونی
- من خیلی سنتیام - یا پارانوئیدی
- ممنون - آره، و واقعاً درست میگه
من کنار میکشم
میخواستم تنهایی باهات حرف بزنم
چیزهایی بود که قبلاً نمیتونستم بهت بگم
جلوی چارلی؟
ام... درسته
باشه...
مم... خب چی رو نمیتونستی به من بگی؟
میخواستم بهت بگم که... چیزهایی زیادی هست که باید در موردشون حرف بزنیم
ممم-هممم، ممم-هممم، آره، چی مثلاً؟
من یه بوسۀ واقعی میخوام
یه بغل واقعی میخوام
یه بغل با جاذبه؟
بغل با جاذبه
اوه لعنتی، یه لحظه وایسا
وایسا، باید شارژر رو بیارم
اسون... اتفاق عجیبی افتاد
چی؟ چی اتفاق افتاده که انقدر عجیب بوده؟
من...
پاولا؟
پاولا؟
هیچی، من... میخواستم بهت بگم که بهت گوش دادم
دربارۀ چی؟
فاکس اند هر
- دفعۀ بعدی، من برنده میشم - هاه
من از بهترینا یاد گرفتم از تو یاد گرفتم
اه، این... این... این یعنی چی؟
هیچی، برو گوشیت رو شارژ کن
وایسا، الآن وصلش میکنم، یه لحظه صبر کن
اون طرف میبینمت
اوه رفیق
اوکی
- نمیتونم صبر کنم - تا اون موقع
وایسا! کتابم
درسته، وایسا
یادت رفته قفل کنی
اه لعنتی، یه لحظه
توجه کنید، لطفاً
لطفاً در ساختمان پایانه سیگار نکشید
سیگار کشیدن فقط در...
- حالت خوبه؟ خیلی صداش بلنده؟ - آره
- ممنون - بیا
- دوباره میگم، توجه کنید، لطفاً - خاموشش میکنم
لطفاً در ساختمان پایانه سیگار نکشید
بهتر شد؟
سیگار کشیدن فقط در محیطهای سیگار کشیدن مجازه
ممنون
- اسون - سلام
هی، چارلی!
- اون کیه؟ - موقع پرتاب بهش معرفیت کردم
- یادته؟ من راینر از مرکز فضایی هستم - اون رئیس مامانه چارلی
بزار بگیم معلم، رئیس زیادیه
ولی شرط میبندم اونو تو تلویزیون دیدید
راینر دانشمندان رو به فضانورد تبدیل میکنه
- واقعاً؟ - آره
- این یعنی تو فضا بودی؟ - حدود صد سال پیش
- واقعاً؟ و... - مراقب باش، اون ول نمیکنه
موقع خوردن یا نوشابه یا هر چیزی که بچهها میتونن این روزها بخورن در موردش صحبت میکنیم
- باشه؟ - ممم-هممم
اونها منتظر منن باید با خبرگزاریها سروکله بزنم
- قولت یادت بمونه! - چارلی
حتماً!
ببین! میرا و پسرا منتظر هادی هستن
مالیک
- سلام! - سلام
سلام به شما دوتا
سلام، تقریباً نزدیک بود موفق بشی، هان؟
بابا هیچوقت سر وقت نمیاد
- چه مدته که اینجایی؟ - پسرا حدود پنج صبح بیدارم کردن
- اونا حتی صبحونه هم نخواستن - چارلی هم نتونست چیزی بخوره
به زودی جفت والدینشون رو خواهند داشت
- مامان؟ - بله
تأخیر یعنی چی؟
- چی یعنی چی؟ - تأخیر، نوشته تأخیر
اوه لعنتی
- به نظر یه کم وقت اضافی داریم - آره
حداقل میتونستن یه اطلاعیه بدن
مسافر هاس، لطفاً به گیت دو برید
- اونو میشناسی؟ - نه
هی! میخوای اون بیاد اینجا؟
خدا نکنه
اگه یکی سر بخوره و دکمه رو فشار بده...
بووم، بووم، بووم!
همه چی تمومه!
چارلی... لطفاً اون کتاب رو بزار کنار
- و؟ - بعد از اون...
- هیچی - زود باش، بسه دیگه
- چیزی نمونده - اه...
- کسی لازم داره بره دستشویی؟ - باید جیش کنی؟
- نه، ممم-هممم - آه-ها
- نه - میتونی مراقب بچۀ من باشی؟
- آره - همه چی تمومه
No comments yet. Be the first to leave one.