The Signal

The Signal (Das Signal)

Unduh Subtitle Farsi Persian

Musim 1

Informasi rilis

The Signal S01E01 1080p WEB DDP 5 1 H265-REVILS
Komentar oleh Theo_S

Tag

web
1080
Web-DL
web-dl
WEB-DL
x264
720p
720
HD
Diterbitkan pada: 2024-03-07
Unduhan: 50
Tuna Rungu: No

Pratinjau subtitle Farsi Persian

200 baris pertama.

‫سیگنال

‫اسون

‫دوستت دارم

‫ ‫جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت ‫دیجی موویز را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید ‫@DigiMoviez

‫لعنتی!

‫اوه!

‫هی، بیدار شو

‫بیدار شو! خیلی خوابیدیم!

‫چی؟ چرا؟

‫آلارم فعال نشده

‫یه گوشی جدید برای خودت بخر

‫پروتز کاشت حلزون کجاست؟

‫زود باش چارلی! ‫باید بریم

‫زود باش

‫خب، بزار ببینیم... ‫چند نفر داریم که دارن کبود میشن

‫- دوباره داریم نفس می‌کشیم، خدا رو شکر ‫- کجا بودین؟

‫- شروع شده! ‫- موفق شدیم

‫- اسون، اینجایی! ‫- ما اینجاییم

‫- سه بار بهت زنگ زدم ‫- واقعاً؟

‫- می‌خواستم بیام دنبالت ‫- سلام، عزیزم، هیجان‌زده‌ای؟

‫- سلام ‫- سلام

‫- سلام ‫- حالت خوبه؟

‫- آره ‫- چندتا هم با ایست قلبی اینجا داریم

‫اوناهاشن!

‫- اونجا! ‫- ویژن کپسول در فاصله سی هزار پائیه

‫حرارت اصطکاکی می‌تونه باعث بشه دمای بخش ‫خارجی به هزاروهفتصد درجه برسه

‫چرا چتر نجاتشون رو باز نکردن؟

‫- فاجعۀ کلمبیا... ‫- اونها می‌دونن دارن چکار می‌کنن

‫- پروتکل فرود آمدن، مرحلۀ چهار، چتر نجات ‫- بال‌های شاتل رو سوراخ کردن

‫- اون همه چیز رو دربارۀ سفر فضایی خونده ‫- انفجار درونی جان هر هفت نفر رو گرفت

‫این کپسول پیشرفته‌تره

‫- ریسکش هنوزم بالاست ‫- هنوز برای اون ارتفاعشون کمی زیاده

‫- بدترین سناریوی ممکن... ‫- نه

‫شانس زنده موندن فضانوردان... ‫وقتی که فاجعه‌ای اتفاق بیفته

‫- حدود یک در هفت هزاره ‫- هی

‫- نگران نباش، مشکلی پیش نمیاد ‫- رویه‌های ایمنی خیلی زیادی...

‫- برای این پرواز فضایی طراحی شدن... ‫- دستت خیسه

‫هر فضانوردی تمرینات سختی داشته

‫در راکت‌های خاصی که طراحی شده بودن برای...

‫پاولا! چترهای نجات

‫چترهای نجات! پاولا!

‫دکمه رو فشار بده

‫هی! پاولا! هی!

‫هی!

‫پاولا، خواهش می‌کنم

‫لعنتی!

‫این عجیبه، باید تا حالا چترهای نجات باز می‌شدن

‫ارتفاعشون... کمی داره کم میشه...

‫الآن دارم به مانیتورم نگاه می‌کنم و خب... ‫اگه اعداد درست باشن، پس...

‫پاولا!

‫هی، اون دکمۀ لعنتی رو فشار بده

‫پاولا!

‫دارن فرود میان، ایگل فرود اومده

‫اون برگشته! اون برگشته! اون برگشته!

‫- نمی‌دونم چی بگم ‫- اوه! ما موفق شدیم

‫- برای تیم زمین راحت نبود! ‫- نه نبود!

‫قطعاً کار تیم زمین سخت‌تر بود

‫دمای کپسول رو چک کن

‫وقتی آماده شد، مکانیک‌ها رو بفرست

‫همه چیز مرتبه، نزدیک نیشیم

‫خوش اومدید

‫و ایناهاش بنیشا مودی!

‫میلیارد هندی که این ماجراجویی رو ممکن کرد

‫مودی به میلیون‌ها نفر کمک کرده تا از فقر نجات پیدا کنن

‫- اون اول کمی به شما قرض میده ‫- پاولا گروث و مودی میگن

‫از اون پول برای خرید اجاق مسافرتی استفاده می‌کنین ‫که بعد همون رو به بقیه اجاره میدین

‫بعدش یه گوشی می‌خرید، که اون رو هم می‌تونید اجاره بدید ‫بعدش یه گاو

‫- مثل داستان هانس شانس میاره میمونه ‫- چطور همۀ اینا رو می‌دونی؟

‫من می‌خوام مثل اون بشم

‫می‌دونی چرا اینقدر خوب جواب داد؟

‫- چون اون فقط به زن‌ها پول قرض می‌داد ‫- چرا؟

‫چون مردا کل پول رو خرج نوشیدن می‌کنن

‫حالت خوبه؟

‫اه، برای اون مواد سنگین‌تری لازم داره

‫خب ما همیشه می‌تونیم به ذخیرۀ مخفی ‫ماری‌جوانای الزی حمله کنیم

‫نه، رو من حساب نکن

‫امروز به اندازۀ کافی دردسر داشتم

‫به علاوه، یه پلیس کوچولو هم تو خونه دارم

‫بر اساس سیستم امروزی هزینۀ آموزش فضانوردای جدید ‫به میلیون‌ها می‌رسه

‫اگه بخوایم در آیندۀ برنامۀ فضایی قدرتمندی داشته باشیم

‫رفیق، برای یه لحظه، فکر کردم اوضاع خراب شده

‫می‌تونستم قسم بخورم که...

‫همچنین نوسازی تعهدات... ‫از دولت و سازمان‌های مردم نهاد...

‫اه، بی‌خیال

‫- نه، چی؟ ‫- اه... می‌دونی که چطوری من نگران میشم

‫- آخرین اهدایی ملی... ‫- قوانین مورفی، می‌دونی؟ من نمی‌دونم

‫به دنبال سرمایه‌گذاران خصوصی هستن...

‫- اوه! ‫- کسی باهات تماس گرفته؟

‫- آره، تو ‫- ...هواگردهای ما...

‫- ... و بروزرسانی استانداردهای امنیت سایبری... ‫- سه بار

‫چطور کسی تو اون می‌تونه باهات تماس بگیره؟

‫خب، همه سؤالات زیادی داریم، اه، ولی اول از همه اینکه ‫چه حسی دارید؟

‫- خب؟ ‫- فکر کنم...

‫- چیزی که می‌خوام بگم... ‫- خوشحالی؟

‫- ممم ‫- ممم

‫یه شب دیگه، و بعد... ‫بعد اون دوباره برگشته پیشمون

‫- آره ‫- ممم

‫فکر می‌کنی وقتی بیاد چجور داستان‌هایی برامون میگه؟

‫ازون عجیباش...

‫مامان یه جوری به نظر میاد...

‫- سلام! ‫- سلام

‫ما خیلی حرف زدیم ‫باتریم تقریباً داغون شده

‫ما بالاخره یه جدید برات می‌گیریم ‫سعی نکن مقاومت کنی

‫نمی‌خوام یه معتاد داده باشم ‫خودت که می‌دونی

‫- من خیلی سنتی‌ام ‫- یا پارانوئیدی

‫- ممنون ‫- آره، و واقعاً درست میگه

‫من کنار می‌کشم

‫می‌خواستم تنهایی باهات حرف بزنم

‫چیزهایی بود که قبلاً نمی‌تونستم بهت بگم

‫جلوی چارلی؟

‫ام... درسته

‫باشه...

‫مم... خب چی رو نمی‌تونستی به من بگی؟

‫می‌خواستم بهت بگم که... چیزهایی زیادی هست ‫که باید در موردشون حرف بزنیم

‫ممم-هممم، ممم-هممم، آره، چی مثلاً؟

‫من یه بوسۀ واقعی می‌خوام

‫یه بغل واقعی می‌خوام

‫یه بغل با جاذبه؟

‫بغل با جاذبه

‫اوه لعنتی، یه لحظه وایسا

‫وایسا، باید شارژر رو بیارم

‫اسون... اتفاق عجیبی افتاد

‫چی؟ چی اتفاق افتاده که انقدر عجیب بوده؟

‫من...

‫پاولا؟

‫پاولا؟

‫هیچی، من... می‌خواستم بهت بگم که بهت گوش دادم

‫دربارۀ چی؟

‫فاکس اند هر

‫- دفعۀ بعدی، من برنده میشم ‫- هاه

‫من از بهترینا یاد گرفتم ‫از تو یاد گرفتم

‫اه، این... این... این یعنی چی؟

‫هیچی، برو گوشیت رو شارژ کن

‫وایسا، الآن وصلش می‌کنم، یه لحظه صبر کن

‫اون طرف می‌بینمت

‫اوه رفیق

‫اوکی

‫- نمی‌تونم صبر کنم ‫- تا اون موقع

‫وایسا! کتابم

‫درسته، وایسا

‫یادت رفته قفل کنی

‫اه لعنتی، یه لحظه

‫توجه کنید، لطفاً

‫لطفاً در ساختمان پایانه سیگار نکشید

‫سیگار کشیدن فقط در...

‫- حالت خوبه؟ خیلی صداش بلنده؟ ‫- آره

‫- ممنون ‫- بیا

‫- دوباره میگم، توجه کنید، لطفاً ‫- خاموشش می‌کنم

‫لطفاً در ساختمان پایانه سیگار نکشید

‫بهتر شد؟

‫سیگار کشیدن فقط در محیط‌های سیگار کشیدن مجازه

‫ممنون

‫- اسون ‫- سلام

‫هی، چارلی!

‫- اون کیه؟ ‫- موقع پرتاب بهش معرفیت کردم

‫- یادته؟ من راینر از مرکز فضایی هستم ‫- اون رئیس مامانه چارلی

‫بزار بگیم معلم، رئیس زیادیه

‫ولی شرط می‌بندم اونو تو تلویزیون دیدید

‫راینر دانشمندان رو به فضانورد تبدیل می‌کنه

‫- واقعاً؟ ‫- آره

‫- این یعنی تو فضا بودی؟ ‫- حدود صد سال پیش

‫- واقعاً؟ و... ‫- مراقب باش، اون ول نمی‌کنه

‫موقع خوردن یا نوشابه یا هر چیزی که بچه‌ها می‌تونن ‫این روزها بخورن در موردش صحبت می‌کنیم

‫- باشه؟ ‫- ممم-هممم

‫اونها منتظر منن ‫باید با خبرگزاری‌ها سروکله بزنم

‫- قولت یادت بمونه! ‫- چارلی

‫حتماً!

‫ببین! میرا و پسرا منتظر هادی هستن

‫مالیک

‫- سلام! ‫- سلام

‫سلام به شما دوتا

‫سلام، تقریباً نزدیک بود موفق بشی، هان؟

‫بابا هیچوقت سر وقت نمیاد

‫- چه مدته که اینجایی؟ ‫- پسرا حدود پنج صبح بیدارم کردن

‫- اونا حتی صبحونه هم نخواستن ‫- چارلی هم نتونست چیزی بخوره

‫به زودی جفت والدینشون رو خواهند داشت

‫- مامان؟ ‫- بله

‫تأخیر یعنی چی؟

‫- چی یعنی چی؟ ‫- تأخیر، نوشته تأخیر

‫اوه لعنتی

‫- به نظر یه کم وقت اضافی داریم ‫- آره

‫حداقل می‌تونستن یه اطلاعیه بدن

‫مسافر هاس، لطفاً به گیت دو برید

‫- اونو می‌شناسی؟ ‫- نه

‫هی! می‌خوای اون بیاد اینجا؟

‫خدا نکنه

‫اگه یکی سر بخوره و دکمه رو فشار بده...

‫بووم، بووم، بووم!

‫همه چی تمومه!

‫چارلی... لطفاً اون کتاب رو بزار کنار

‫- و؟ ‫- بعد از اون...

‫- هیچی ‫- زود باش، بسه دیگه

‫- چیزی نمونده ‫- اه...

‫- کسی لازم داره بره دستشویی؟ ‫- باید جیش کنی؟

‫- نه، ممم-هممم ‫- آه-ها

‫- نه ‫- می‌تونی مراقب بچۀ من باشی؟

‫- آره ‫- همه چی تمومه

More Farsi Persian subtitles for The Signal

Komentar

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left