Tiger 3

Tiger 3

Unduh Subtitle Farsi Persian

Informasi rilis

Tiger 3 2023 2160p AMZN WEB-DL H 265 TrueHD 7 1 Atmos
Komentar oleh warez
Translated subtitle from English to Persian Tiger 3 2023 زیرنویس فارسی فیلم

Tag

webdl
Diterbitkan pada: 2026-01-02
Unduhan: 14
Tuna Rungu: No

Pratinjau subtitle Farsi Persian

195 baris pertama.

اکتبر ۱۹۹۹، لندن

روی هدف تمرکز کن

چپ، راست، چپ

تو خیلی سرباز خسته‌کننده‌ای هستی

نه اسلحه داری و نه یونیفرم

منظورم اینه که سربازها معمولاً می‌رن جنگ

اون‌ها مثل تو معلم مدرسه نیستن

بعضی از سربازها مخفیانه برای کشورشون می‌جنگن

چپ، راست، چپ

ما دور و برمون ساعت‌های لوکس و دخترهای خوشگل نداریم

ای بابا، بابا

در هر صورت، دوران جیمز باند دیگه تموم شده

من می‌خوام لارا کرافت باشم و دشمن‌هام رو نابود کنم

هم تکنیکش رو دارم، هم قدرتش رو

دلیلی هم داری؟

هوم؟

اول دلیل، بعد دعوا

اول یه دلیل بیار، بعد درسش رو بگیر

چون کسایی که بدون دلیل می‌کشن سرباز نیستن

اون‌ها تروریستن

تو بهم یه دلیل دادی

برای همین بهت حمله کردم

و اگه نداده بودی

این سرباز خسته‌کننده در حد همون معلم باقی می‌موند

بیا

بابا، تلسکوپ جدید رو برای امشب آوردم بیرون

یادت نره سس "پری‌پری" بزنی

باشه. حالا صبحانه‌ات رو تموم کن

تحولات سیاسی بزرگی در جریانه

اتفاقات اخیر کشور رو شوکه کرده

ژنرال مشرف دولت نخست‌وزیر نواز شریف رو سرنگون کرده

در پاکستان حکومت نظامی اعلام شده

کودتای نظامی

توسط فرمانده ارتش، ژنرال مشرف رهبری شد

اقامتگاه نخست‌وزیر و تلویزیون دولتی

الان تحت کنترل ارتش هستن

این سومین باره که پاکستان تحت سلطه‌ی دیکتاتوری نظامی می‌ره

از زمان استقلال

نواز شریف و برادرش، شهباز

جناب نظر، اخبار رو دیدی؟ همین الان دارم تماشاش می‌کنم

فکر می‌کردم دیگه هیچ‌وقت شاهد همچین وضعیتی اینجا نباشم

دیکتاتوری نمی‌تونه جایگزین دموکراسی بشه

دموکراسی در پاکستان هرگز نمی‌میره

من مطمئنم که دموکراسی برمی‌گرده

بابا زود باش! دیرمون شد

مراقب خودت باش. خدا به همراهت

تو هم مراقب خودت باش

خداحافظ

اوه، نه

پدرت داره خیلی فراموشکار می‌شه

ظرف غذا رو تو آشپزخونه جا گذاشتم

امشب قراره بارش شهابی رو تماشا کنیم. یادت نره

نه، یادم نمی‌ره

"دستنبو."

میرزا غالب

کتابیه که اون نوشته

کتاب موردعلاقه‌ی پدرت

"دستنبو" یعنی "دسته‌گل."

فرنچ تست ماسالا؟

همون‌طوری که اون درست می‌کرد

می‌دونم غذای موردعلاقه‌ته

تو منو نمی‌شناسی، ولی تو اون عکس نفر سوم از سمتی چپی

توی اون عکس

آتش رحمان

این عکس تو یه سفر ماهیگیری در چین گرفته شده

پدرم بهم گفته بود

سفر ماهیگیری یعنی

یه ماموریت رسمی

اون اسم رمزمون بود

پونزده سالم بود که اون تصمیم گرفت ازم مراقبت کنه

جناب نظر برای من بیشتر از یه پدر بود

این ارزشمندترین دارایی منه

پدرت این رو تو تولد ۱۸ سالگی بهم هدیه داد

هنوزم دارمش

می‌دونی تو روزهای سخت چه نصیحتی می‌کرد؟

"باید در روزهای سخت باوقار باشیم..."

"چون تا بخوای بجنبی، ورق برمی‌گرده."

گریه نکردی؟

تو چی؟

پدرت گریه کردن رو بهم یاد نداده بود

به منم همین‌طور

پدرت همیشه می‌گفت

"تنها خدای ما، کشورمونه."

این کشور فداکاری جناب نظر رو هرگز فراموش نمی‌کنه

حالا تو مسئولیت این کشور و منی

مدرسه، دانشگاه، تحصیلاتت... دولت به همه‌اش رسیدگی می‌کنه

وقتی ۲۱ سالت بشه

یه حق انتخاب بهت داده می‌شه

می‌تونی راه پدرت رو ادامه بدی

یا یه زندگی معمولی داشته باشی

من تا ۲۱ سالگی صبر نمی‌کنم

دشمن بهم یه دلیل داده

توی دنیای سایه‌وار جاسوس‌های شما

جایی برای سایه‌ی یه زن هست؟

ما مامورها چیزی جز سایه نیستیم

به دنیای سایه‌ها خوش اومدی

به آی‌اس‌آی خوش اومدی، زویا

زمان حال

مقر "را"، دهلی نو

یاد سوال موردعلاقه‌ی رئیس سابق‌ت، شنوی، افتادم

"چی بین آرامش یه کشور و دشمن‌هاش فاصله می‌اندازه؟"

فقط یک مرد

بعد از شنوی، دولت مسئولیت سوال پرسیدن رو به من داد

معادلات ژئوپلیتیک داره به‌سرعت تغییر می‌کنه

تروریسم چهره‌ی جدیدی پیدا کرده

یکی از مامورهای ما مفقود شده

تو دو سال گذشته

اون داشته طالبان و تحرکاتشون رو ردیابی می‌کرده

مرتب بهمون گزارش می‌داد

بعد یهو دیگه نه گزارشی اومد و نه نشونه‌ای ازش پیدا شد

هیچ ماموری از کشوری که اون توشه، زنده برنگشته

تو اون مامور رو می‌شناسی

گوپی

وقتمون داره تموم می‌شه

و باید اون رو از اونجا بکشیم بیرون

بی‌خیال، بیا سعی نکنیم اون رو بکشیم

ماموریت "وقت‌گذرونی."

خیلی وقته ندیدمت

نه نامه‌ای

نه خبری

حتی یه نشونه هم ازت نبود

فقط رد گلوله‌ای که تو سینه‌ام جا گذاشتی موند

شخصی نبود

وظیفه بود. اون یه هندیه‌

بهش آب نده. اون رفتنیه

داری چیکار می‌کنی؟

وقت‌گذرونی

جلوش رو بگیرین

بگیرینش

دستگیرش کنین

وایستا احمق

بگیرینش

دروازه‌ها رو ببندین

بهش شلیک کنین

لعنتی، این چیه دیگه

دیوونه شدی؟

فراز

با لانچر بزنشون

نقشه‌ی ب، کاپیتان! نقشه‌ی ب

به موقع اونجا باش، کاپیتان

نمی‌خوام دیر کنی

این همون توپیه که بازی رو می‌بره

اگه ولش کنی، سر وقت به هند نمی‌رسم

اسم ماموریت نجات من رو گذاشتی "وقت‌گذرونی"؟

"منون" حتی از شنوی هم باهوش‌تره

درمان هیچ فرقی به حالم نمی‌کنه

قصدم این نیست که تو یه کشور غریب بمیرم

بذار بیرون پنجره رو نگاه کنم

بیا

تو هندیم؟

چیزی نمونده

همین الانشم خیلی دیر شده، تایگر

یه گروه جدید پیدا شده

خیلی خطرناک‌تر از داعش و "لشکر طیبه"

اون‌ها دارن برای یه عملیات بزرگ تو پاکستان نقشه می‌کشن

همه‌ی جزئیات رو توی سرور سازمان وارد کردم

به جز یه مورد

ما یه مامور دوجانبه داریم که برای اون‌ها کار می‌کنه

یه زن

زویا

ما تو هندیم

ممنون، تایگر

منو برگردوندی خونه

زمان مرگ گزارش شده، ساعت ۴:۳۲ بعد از ظهر

آلت‌آوسی، اتریش

قول می‌دم، فقط یه سوزش کوچولو حس می‌کنی

همین و بس

بابا

آروم باش

عفونت ویروسی شدیدی داره

خیلی ضعیف شده

برای همین از دکتر هافمن خواستم که آمپول‌های آنتی‌بیوتیکش رو تو خونه تزریق کنه

به لطف ایشون همه‌چی تحت کنترله

دکتر هافمن، ایشون همسرم هستن

جای نگرانی نیست

سه سوت حالش خوب می‌شه و سر پا می‌شه

ولی الان به این احتیاج داره

تو همون‌جا بمون پسرم. باشه؟

بابا! تو از آمپول می‌ترسی؟

پس چطوری سر کار می‌ری؟

هیس! کافیه

غذاهات یادت نره

فردا همین موقع می‌بینمتون

بله. حتماً

جناب شنوی رو از دست دادی، حالا هم گوپی

خیلی متاسفم

خوبی؟

تا الان خوب بودم

الان دیگه نمی‌دونم

همه‌چی درست می‌شه

لحظه‌ی آخر که گوپی داشت می‌مرد

از یه مامور دوجانبه حرف زد

نمی‌دونم راست بود یا دروغ

آدمی که داره می‌میره، هرگز دروغ نمی‌گه، تایگر

برو دوباره بخواب

More Farsi Persian subtitles for Tiger 3

Komentar

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left