66 baris pertama.
« ارائهاي از تيم ترجمهی ديباموويز »
« مکندۀ روحها »
کـاری از هـومـن صـمـدی Raylan Givens
!تُف
اون چه پُخی بود، دکتر؟ - فکر کنم میدونی -
میخوام از دهن گشاد تو بشنومش، آقای دانش
!وایسا
!آخ
بهم بگو، دکتر، اون سریعترین حالتیه که میتونی بدوی؟
متأسفانه، آقای فلین
خوبه، اول تو رو میگیره و درحالیکه داره تو رو میخوره من میتونم از اینجا بزنم بیرون
!کون لقت
!اوه، تُف
اون چیزیه که دنبالـشیم، دکتر؟
فکر میکنم ممکنه باشه، آقای فلین
دست کم سعی کن وانمود به هیجانزدهبودن کنی
مزدورها مثل فاحشههان، دکتر: وانمود به هیجانزدهبودنکردن هزینۀ اضافه داره
سایمن، این از یه امتحان برات
میتونی ترجمه کنی؟ - هوم، بذار ببینم -
،دفنشده در اینجا، بلعندۀ کودکان»
،شاهزادۀ سیاه
مکندۀ روحها»؟
مکنده. هه، آره
هِی، رئیس، چطور پیش میره؟
به آرومی
ما بالای یه ساعته که توی این مقبرۀ واموندهایم
بهش میگی دست بجنبونه؟ من این پشت دارم میچّام
خاطرجمع میشم که اون پیغام نقل بشه، میکی
آقای فلین، قطعاً همینه
باقی تجهیزات لازمم میشه، هرچه سریعتر
باشه، دکی
!اه
...ای بابا
!دکتر
!دکتر
اوه، دهنم سرویس
!اوه، خدای من، سایمن
!بجنب، بچه. از سر راه برو کنار
چه وضعـشه؟
!فرار کن
میکی، گری، سلاحها رو آماده کنید. ما مثل فشنگ داریم میایم
اون دانشمندها دوباره سعی دارن ماتحتـت رو بگیرن؟
آره، اون کوچولوئه رو دیدم که بهت نظر داشت
دست از مسخرهبازی بردارید، من جدیام
تُف! دریافت شد، رئیس
سفت بچسب، دکی
اوه - تُف -
!تُف، برگرد
!خودشه، «ایمپیلر». دراکولا
فکر نمیکردم زنده پیداش کنیم
خب، البته که فکر نمیکردی
و این یه هچل درستحسابی نیست؟
!تُف
بجنب، بیمغز. میخوای به من بخندی؟ بفرما بخند
لبخند رو صاف از روی صورتتون جدا میکنم
چی گفت، دکی؟
گفت که تو یه مبارزی
پس چی که من یه مبارزم
آره، ولی همچنین به این اشاره کرد که مشتاق اینه که قلب همچنان تپندهت رو بخوره
چه وضعـشه، دکی؟
اون از گربهها متنفره - چی؟ -
افسانه میگه که تغذیه از اونا باعث میشه گوشتـش بسوزه
بومیها با آوردن صدها گربه به دژ عذابـش میدادن
هه. خب، اون اولین مردی نیست که بهخاطر خوردن یه پیشی کوچولو توی دردسر افتاد
به نظرت یه چیزی بالا نگهشون داشت؟
هاه، نمیدونم، گری
No comments yet. Be the first to leave one.