200 baris pertama.
!اکشن
!خوبه، همينطوري ادامه بده !دستت رو حرکت بده
.سرت رو بيار بالا .بذار خون سرازير بشه
سرت رو بچرخون .به سمتِ ما
!همينطوري خوبه
!دوربين رو ببريد جلوتر
چرا منو زدي؟ چرا؟
!کات - !خوبه -
!آماده، اکشن
«« بــازســـازي »»
.رفيق
.هي، رفيق
!رفيق، حواست کجاست؟ صدام رو ميشنوي؟
.اينطوري آفتابسوز ميشيها، رفيق
!بعدش پُشتت شبيه خرچنگ ميشه، رفيق
.اينطوري پوستت تاول ميزنهها، رفيق
.يه چيزي بنداز رويِ خودت. اينطوري درست نيست .شما آدمِ روشنفکري هستي
.حرفِ منو گوش کُن .اينطوري مريض ميشي
.نه، نميشم
.بهش عادت دارم
ميتونم هر چقدر دلم بخواد .تويِ آفتاب بمونم
.من رنگدونههايِ خوبي دارم
گفتي چي داري؟
گفتم رنگدونههايِ پوستم .خيلي خوب هستن
!که اينطور
... حالا که اينطور ميگي
،پس در اينصورت، خيله خُب .ميتوني همينطور بموني
گفتن کِي ميان؟
من از کجا بدونم؟ .تا الان ديگه بايد مياومدن
شما از بابتِ اين مردم .خوششانس هستين
کدوم مردم؟ - .مردمِ همين دور و بر -
.مثلاً همين دختره
،هميشه وقتي دخترهايِ اينجا برايِ آبجو خوردن ميان !حس ميکُنم دارم ديوونه ميشم
و هر جا که پاهام منو ببرن !منم ميرم
به همين علته که گفتم !شما از بابتِ اين مردم خوششانس هستين
.همه چيز از قبل پيشبيني شده بود
.و اين روز، مخصوصاً انتخاب شد .چون در غيرِ اينصورت امکان داشت همه چيز به فنا بره
.آخه مردم کنجکاو هستن، رفيق .و ميخوان از همه چيز سر در بيارن
.اونوقت اينجا ازدحام ميکردن متوجهي؟
!دارن ميان
،در خدمت حاضرم !جنابِ دادستان
.تمامِ کارهايي که فرمودين انجام شده .همه چيز آمادهست
.خوبه «دوميترسکو»، خوبه
.بياييد، رفقا .يالا
!اي لعنت بر پدر و مادرت
!داري چکار ميکُني، پسر؟
!چرا داري بوق ميزني؟
،اوني که داره بوق ميزنه، من نيستم !جنابِ دادستان
!پس کي داره بوق ميزنه؟ !ننهيِ من؟
!آخه اتصالي کرده
!پس اون اتصالش رو قطع کُن !يالا قطعش کُن
بخاطرِ اين درپوش .اينطوري شده، قربان
!تو خيال کردي کي هستي؟ !حالا واسه من مهندس شدي؟
تويِ مکانيکي هم، مثلِ شکوندنِ سرِ مردم !مهارت داري، ها؟! گمشو ببينم
.«ولاد» - .در خدمتم -
براتون آبجو بيارم؟
براتون مخصوصاً چند تا بطري رو .تويِ يخ گذاشتم، قربان
.نه، خيلي ممنونم، عزيز
ميخوايد يه آهنگ پخش کُنم؟
!آهاي، پسر - !در خدمتم -
مستقر کردنِ تجهيزات، چقدر طول ميکِشه؟ .بايد عجله کُنيم
.حداکثر رُبع ساعت
کمکي چيزي لازم نداري؟ - .نه، بدونِ کمک بهتره -
!آهاي، اين چه وضعيه؟
مگه اينجا !بازار مکارهاي چيزيه، ها؟
!هي، شماها
.بريد کمي اونطرفتر منتظر بمونيد .خودم صداتون ميکُنم
!يالا ديگه
!گُمشيد ببينم
چرا نميري دنبالِشون؟ اگه فرار کُنن چي؟
!«دوميترسکو»
،من بهت دستور دادم بري دنبالِشون دوميترسکو»؟»
،پس برگرد سرِ کارِت .«دوميترسکو»
يارو چشه؟
!ميخواستي چش باشه؟ !مردِ بيچاره
باز همون داستانِ هميشگي در موردِ دخترشه؟
!همونه
.چقدر ناراحتکُنندهست يعني نميشه هيچ کاري واسش انجام داد؟
.متأسفانه نه
.«ولاد»
!«رفيق «ولاد - !در خدمتم -
آمادهاي؟ - .آمادهام، جنابِ رفيق دادستان -
!پس عجله کُن، پسر! عجله کُن .داره شب ميشه
يعني آفتاب دوباره درمياد؟
.حتماً، حتماً
.من که شک دارم
.«ريپو» - .بله، آقا معلم -
ازتون خواهش ميکُنم .مطيع و فرمانبردار باشيد
.«دراگان»
دراگان»، همسرم قصد داره برگرده پيشِ» .«پدر و مادرش، تويِ «براشُو
چرا اينطوري بهم خيره شدي؟
.رفته بودم دادگاه .به همين علت بود که دير کردم
قراره در عرضِ يکي دو روز .قضيه فيصله پيدا کُنه
.فکر ميکُنم همسرم حق داره
نميشه با آدمي که در طولِ هفته .فقط 3 روز خونهست، زندگي کرد
.حالا به مقداري پول نياز دارم
.چون ميخواد هر چه زودتر جدا بشه .خودت که ميدوني تويِ همچين مواردي اوضاع چطوريه
ميتوني يه مقدار پول بهم قرض بدي؟
،همه چيز آمادهست .جنابِ رفيق دادستان
.«ببين، «تيکو
اون دو نفر واقعاً چکار کردن؟ .تمامِ چيزي که من شنيدم فقط شايعاته
،اونها يک هفته پيش .اينجا مست ميکُنن
.و بعدش شروع ميکُنن به دعوا کردن
حتي کافهچي که سعي کرده بود .جلوشون رو بگيره، سرش شکسته ميشه
سرش؟ - .آره -
ياروها اون آلاچيق رو هم .ميزنن خراب ميکُنن
،بعدش همينطور که جنگ و دعوا رو ادامه ميدن .ميرسن لبِ رودخونه
و اون يکي که اسمش «ووئيکا»ست .ميافته تويِ رودخونه
اگه يه مأمورِ راهآهن ... اتقافي از اونجا عبور نميکرده
.يارو قطعاً غرق ميشده
!بيخيال «تيکو»! کمي جدي باش ديگه - !چه شکمي داري -
!«دست از اين احمقبازيها بردار، «تيکو
!واقعاً که چه شکمي داري
ظاهراً شرابخواري و بخور و بخواب !کارِ خودش رو کرده
،«يالا ديگه، «تيکو !تمومش کُن
!کجا هستي؟
!کجا مخفي شدي؟
!«تو هنوز خيلي بچهاي، «تيکو
خلاصه اين ياروها .رفتارِ اوباشگرانه داشتن
.به علاوهيِ تخريبِ اموالِ عمومي
،و بدتر از همه .اقدام به قتل
،اگه کارشون به دادگاه بکِشه .حدودِ 3 سال زندان براشون ميبُرن
مطمئني فقط همين بوده؟
... آخه مردم ميگن که - !مردم بهتره برن به جهنم -
بهتره سرشون .به کارِ خودشون باشه
،اگه قرار بود به حرفِشون گوش ميکرديم !الان نصفِمون اراذل و اوباش بوديم
در واقع، اين داستانِ اون دو تا جوونک فقط يه ماجرايِ احمقانهست، متوجهي؟
،ولي مردم ... مردمِ اين دور و بر ... «دراگان»
در هر صورت، فعلاً .وظيفهيِ ما ساختنِ يه فيلمه
،و بايد فيلمِ خوبي هم باشه متوجهي؟
!... پس، مردم
ولي بهتره کمي هم .بهشون فکر کرد
،ببين، اينجا يه شهرِ کوچيکه .و طبيعتاً مردم حوصلهشون سر ميره
مثلاً خبر داري که من در حالِ حاضر با زنِ «پاوليو» رابطه دارم؟
و بخاطرِ همينه که اينطور .حالش گرفتهست
،نه بخاطرِ اينکه 6 ماه قبل ... دخترِ 19 سالهيِ خوشگل و بااستعدادش
خودش رو جلويِ قطار انداخت .و تيکهتيکه شد
ميتونيم شروع کُنيم، جنابِ رفيق دادستان؟ صداشون کُنم؟
،«آره، «دوميترو .صداشون کُن
،پس يه لحظه صبر کُنيد .جنابِ رفيق دادستان
،شما به لنزِ دوربين دست زدين جنابِ رفيق دادستان؟
!معلومه که دست زدم
.شرط ميبندم که ما برنده ميشيم
!تو عقلت پارهسنگ برداشته
چرا اين حرف رو ميزني؟ - تو واقعاً در حالِ حاضر داري به همچين چيزي فکر ميکُني؟ -
مگه مشکلش چيه؟
،اونها قراره ما رو بندازن زندان اونوقت تو به فکرِ فوتبال هستي، «ووئيکا»؟
حالا اين معنيش اينه که !من عقلم پارهسنگ برداشته؟
به من نگاه کُن! واقعاً فکر ميکُني !عقلِ دوستت پارهسنگ برداشته؟
!بسّه ديگه - !من عقلم پارهسنگ برداشته؟ -
!ووئيکا»، تمومش کُن ديگه»
!چرا گفتي من عقلم پارهسنگ برداشته؟
چرا بايد عقلِ من !پارهسنگ برداشته باشه؟
!برو گمشو ببينم ديگه
!پس من عقلم پارهسنگ برداشته؟
.«ريپو»
چيه؟
تا حالا رويِ اين کوه رفتي؟
چطور مگه؟
از همون بارِ اولي که اومدم اينجا، هميشه با خودم ميگم .بالاخره بايد يه روز از اين کوه صعود کُنم و ببينم چطوريه
.ولي هيچوقت موفق نشدم
،ببين، اگه سر از زندان درنياورديم حاضري همراهم بياي از اين کوه صعود کُنيم؟
کيه که اونطرف آهنگ گذاشته؟
احتمالاً بايد از بلندگويِ .رستورانِ «پهسکاروش» باشه
.نه، از اونجا نيست .بايد از يه جايي همين نزديکيها باشه
هي، اونجا کيه؟
!داري کجا فرار ميکُني، دخترخانم؟ - !«ووئيکا» -
!آهاي پسرها !با شما هستم
!کريستينا»؟»
!ناتاشا»؟»
!آنجليکا»؟»
!«ووئيکا»
!کارمِلا»؟»
حالا يه «کارمِلا»يي نشونت بدم !که حظ کُني
.برگرديد سرِ صحنهيِ بازسازي !به خيالِتون ما فقط محضِ تفريح اينجا هستيم؟
!يالا ببينم !بايد حتماً بيفتم دنبالِتون؟
!حالا نشونِتون ميدم
،خيله خُب، بچهها مأموريتِ ما اينجا چيه؟
اينه که داستانِ الکل خوردنِ شما رو .به همه نشون بديم
ما بايد يه نسخهيِ دقيقاً مشابه .با واقعيت رو ارائه بديم
... مثلاً
شماها ليوان شکونده بوديد؟ .آره، ليوان شکونده بوديد
زده بوديد زيرِ آواز؟ !آره، زده بوديد زيرِ آواز، رفقا
... و بطريِ نوشابه
شما بطريِ نوشابه شکونديد؟ !معلومه که شکونديد
.ولي بايد حواسِتون رو جمع کُنيد
!بايد حتماً واقعي جلوهاش بديد !نه اينکه فقط وانمود کُنيد واقعيه
لازمه که اين بطريِ نوشابه رو !با تمامِ وجودتون بشکنيد
ولي نبايد مثلِ احمقها !جيغ و داد راه بندازيد
و خيلي هم !شُل و ول نباشيد
!کاملاً واقعي بازي کُنيد
!وگرنه فيلمِمون رو خراب ميکُنيد
پس درست همون کاري که .ما بهتون ميگيم رو انجام بديد
.چون بحث بر سرِ پولِ دولته
،اين يه فيلمِ آموزشيه .و بايد مفيدِ فايده باشه
،قراره مردم اونو تماشا کُنن و ازش درس بگيرن .و بيينن که الکل، آخر و عاقبتِشون رو به کجاها ميکِشونه
،پس بچهها .خوب توجه کُنيد
بهتون هشدار ميدم که هيچ دردسري .در کار نباشه
... چون اگه رضايتِ دادستان جلب بشه ميفهميد بچهها؟
.فقط کافيه رضايتش جلب بشه
No comments yet. Be the first to leave one.