119 baris pertama.
خلاصه ای از قسمت قبل
،خلاصه ای از قسمت قبل در تجربۀ خانواده ...تجربۀ روزهای خانوادگی
با نقشۀ معرکۀ من ...و قدرت خفن خواهرام
یه جورایی تونستیم اطلاعات تحقیقات رو .بدست بیاریم و مأموریتمون رو تموم کنیم
به مشکلم برخوردیم ولی با کمک همۀ اعضای خانواده .تونستیم از پس ـشون بربیایم
ولی وقتی یاد روزای خوبی افتادم ...که توی اون مرکز گذروندم
.یه جورایی برای اون روزا دلم تنگ شد
وقتی هم که به خونه رسیدیم ...صاحب خونمون "یو کایتو" اونجا منتظرمون بود
هنوز نمیدونم میتونم ...به یه بزرگسال اعتماد کنم یا نه
ولی فکر کنم اون مشکلی... نداشته باشه؟
تجربه روزهای خانوادگی
هیولا :قسمت ششم
.صبح بخیر، تانیس
.صبحت بخیر، تانی چان
.اون هنوز گیج خوابه
برو صورتت رو بشور .بعد بیا بخور
از امروز زندگی مشترکمون .با صاحب خونه شروع میشه
به اندازه حشرات خوشمزه نیست .ولی بدم نیست
.به نظر خیلی مقویه
!خوشمزه ـست
.غذای سگم تموم شده
شماها تا الان چطوری زندگی میکردید!؟
انگار خوب خوابیدی، نه؟
بله، خیلی وقت میشد .که روی تخت نخوابیده بودم
آخه همیشه من و اسنو نی سان .روی زمین میخوابیدیم
پس واسه همین دیشب اینقدر عصبانی بود؟
...چیزی که نگرانم کرده
!اینه که خواهرام کی به حالت عادی برمیگردن
با توجه به تجربۀ قبلی .بیشتر از 24 ساعت نمیشه
.تا الان 12 ساعتی گذشته
نکنه که الان اتفاق بیوفته؟
...چند تایی قرص دارم
ولی نمیخوام ازشون استفاده کنم .چون ممکنه عوارض جانبی رو تشدید کنه
!بچه ها
دوست دارید امروز بریم کوهنوردی؟
.به نظر دیروز رفته بودید کنار دریا
.پس چطوره امروز بریم کوه
.توی این موقع سال خیلی قشنگه
کوهنوردی؟
...توی کوه کلی چیزای قشنگ هست
!تازه منظرۀ فوق العاده ای هم داره
اگه مشکلی پیش اومد .خواهرام میتونن اونجا مخفی بشن
!مشکلی نیست
.باشه، هرچی تانی چان بگه
.پس بریم
!بچه ها برید آماده بشید
!باشه
!این بچه ها یه کمی عجیب میزنن
به حرفای کوچیکترشون گوش میدن؟
!جون میده واسه فوتوسنتز
.این یه مسیر کوهستانی عادیه
حتماً توی یه محیط شلوغ بزرگ شده
...اوه! ببین
!این درخته شبیه همونه که توی خونمون داشتیم
کدوم؟
...آیسوری نه سان به نظر خوب میاد
ولی انگار هاپوی اسنو نی سان .دیگه نمیتونه تحمل کنه
وقتی توی محیط باز قرار میگیرم .خون سگیم به جوش میاد
!آشیسو نه سان، معلومه که داره بهش خوش میگذره
.اما از صبح انگار آیسوری کمی عوض شده
عوض شده؟
خب که چی؟
!فقط یه کمی
!بس کنید
!گناه داره
!زِر نزن
!اون سومیره چانه
سومیره چان، داری چیکار میکنی؟
تانیس؟
ها؟ اون کیه؟
!الهه ی تانیس
!حس جوونیه
اینجا چیکار میکنی؟
اونا کی هستن؟
.همکلاسیام هستن
.امروز اردوی علمی داریم
.که اینطور
!مگه بهت نگفتم بس کن
!عنکبوت ها حشرات مفیدی هستن
!اذیتش نکن
!راست میگه
.مفید هستن یا نه، مهم نیست !چندش ـن
...این که نشد دلیل
!اگه آیسوری نه سان بشنوه، غوغا به پا میشه
!بچه ها، موجودات زنده رو نباید اذیت کرد
!وگرنه تبدیل میشن به هیولا و میان سراغتون
.زده به سرش
!عجب بچه های نچسبی
...همچین حشرات چندشی رو
!هر قدرم که بکشم برام مهم نیست
!نکن
آیسوری نه سان؟
.این مُرده
!بیا
چیکار میکنی؟
چیه؟ نمیخواستی بخوریش؟
پس چرا میخواستی بکشیش؟
!من که نکشتمش
!تو به تارش آسیب رسوندی
.ساختن اونا خیلی کار می بره
!آدما موجودات عجیبی هستن
!آیسوری نه سان، اینجا از اینکارا نکن
!خوردنی ها رو نباید حیف و میل کرد
!اونه سان! اونه سان
من؟
!اونه سان، موهات خیلی قشنگن
!کمی مجعده، مثل خارجی ها هستی
اینا قشنگن؟
.آره، واقعاً قشنگن
از موقع تولد اینجوری بودن؟
.برید پی کارتون، حوصله ندارم
...خواهرم خیلی شجاع و مهربونه
برای همینم خدا به عنوان پاداش !این موهای خوشکل رو بهش داد
به عنوان پاداش؟
پس منم از هیکاری چان !و نزومی چان محافظت میکنم
!منم از تو محافظت میکنم، آئویی چان
!منم همینطور
!یه جوری حرف نزنید انگار من رو سوژه کردید
.واقعیت رو گفتم
No comments yet. Be the first to leave one.