200 baris pertama.
تمومه
بابا، چی؟
بابا! وای خدای من
بابا
نه
بابا
خب، انگار مرگ سراغ همهمون میآد
تکتکمون
یه جورایی امیدوار بودم که شاید خدا
واسه یه آدمِ کرلینگباز استثنا قائل میشد
ولی خب معلومه که اشتباه میکردم
و اگه دارین صدام رو میشنوین، یعنی دیگه رفتم
به اون مسابقهی بزرگِ کرلینگ توی آسمونها
چون این آخرین وصیتنامه
و ماترکِ منه، دونالد فولی
دلم واسه این دنیا تنگ میشه
آره، دلم واسه این دنیا تنگ میشه
اوه، میدونم، با وجدانِ راحت مُردم
و امیدوارم شورتام هم همینطور بوده باشه
ولی باز دلم واسه این دنیا تنگ میشه، اینو بهتون بگم
لعنتی، منظورم اینه که دلم واسه معدن تنگ میشه
چون عاشق بوی گوگردِ دمِ صبح بودم
میدونم لابد از سکته قلبی مُردم
ولی خب، شک ندارم که از غصه و دلشکستگی نمُردم
چون شماها رو داشتم، نزدیکترین و عزیزترینهام
آدمهایی که عاشقشون بودم
همسر زیبای من، اِوا
خداحافظ، دخترِ کاما سوترا
و فضانوردِ مخصوصِ خودم، دخترم جولی
و اِیمیِ کوچولوی کلهشقم
با برندان عالی راه اومدی
خیلی بهت افتخار میکنم
و به چهارتا شاگردِ کرلینگم
میدونم اغلب طوری باهاتون رفتار میکردم انگار مریضی مقاربتی دارین، اما شما
بهترین تیمی بودین که یه نفر میتونست افتخار مربیگریشون رو داشته باشه
و شماها رو مثل خانوادهی خودم میدونم
آقای نیل بیوسیک، یکی از بهترین لیدهای بازی
مطمئنم که مراسم بدرقهی
بقایای فانیِ من رو
با تمام وقار و احترامی
که لایق چنین موقعیتی هست، برگزار میکنی
اوه
آه
اوه، راستی نیل
واقعاً ممنون میشم اگه اون تخفیفی رو که دربارهش حرف زدیم بدی
ایناهاش... ایناهاش
وای خدا
به افتخار دونالد فولی
به افتخار دونالد فولی
و برای سنگِ گاردِ بزرگم
اِدی استرومباک، بالاخره یه روز
اسپرمت صاف میشینه وسطِ هدف
و امیدوارم تو و لیلی اسم اولی رو به یاد من بذارین
و جیمز لنوکس، استادِ ضربههای بیرونبر
زیاد به خونه سر نمیزنی
ولی خب لابد زندگیِ یه مهرهی کلهگنده
توی بیزنسِ کالاها همینه دیگه
میخوام یه نصیحت بهت بکنم
هیچوقت نمیتونی یه زن رو پایبند خودت کنی
وقتی حتی اسمش هم یادت نمیمونه
لیندا، اِدی، لیلی، این جینیه
جو اَن. جو اَن! لعنت، ببخشید عزیزم
نمیدونم چهم شده
حتماً "نامزایمر" یا یه همچین چیزی گرفتم
و کریس کاتر، که انگار مادرزاد کاپیتان دنیا اومده
کسایی هستن که بهت میگن عوضی
چون همتیمیهات و شهرت رو ول کردی
و دخترم رو دمِ محراب قال گذاشتی
و منم یکی از اونام
میتونم باهات حرف بزنم؟
باید مامانم رو ببرم مجلسِ ختم
ولی چون قصدم اینه که برم بهشت
پس لابد مجبورم ببخشمت
و در نهایت، کی میدونه؟
شاید عوض شده باشی
ولی اینو بگم که شهر کوچیکمون حتماً عوض شده
اه، لعنتی! چه بلایی سرِ "کلسی" اومده؟
از اون فروشگاههای بزرگِ زنجیرهای آمریکایی زدن اون پایین جاده
خونشون رو تو شیشه کردن. لعنت بهش
این اتفاق داره کلِ مملکت میافته
جاهایی مثل "کلسی" شصت سال طول کشید
تا فقط کفپوشهاشون به جیرجیر بیفته
نمیشه یه همچین چیزی رو انبوه تولید کرد
اون ابزارفروشی تک بود. شوهرم هم همینطور
خوشحالم که ویبراتورها رو اختراع کردن
بذار یه چیزی درباره ویبراتورها بهت بگم. خدای من
ووهوو! وای خدای من
خدایا
آه
خوبی؟ آره
ازت میخوام یه لطفی در حق من بکنی، کریس
میخوام به یه همتیمیِ قدیمیِ من سلام برسونی
یه کم نگرانم. آخرین باری که دیدمش
داشت با یه گاو کارهای نامعقول میکرد
اون پدرته. دلش واست تنگ شده
و حالا
ماترکِ باارزشم رو برای سه تا زنِ
زندگیم میذارم، همونهایی که باید به هم
کلی عشق بورزین و از هم حمایت کنین
خب، تو چون اون یه بازنده بود فضانورد شدی؟
بم بگو این لعنتی چطوری ممکنه؟ اِیمی، من همچین حرفی نزدم
جولی، این... این هوی
چرا از اون طرفداری میکنی؟ با قلبی که اون داشت
و این بلندش کرد بردش لبِ دریاچه؟
حداقل من پیشش بودم
پیشش بودی؟ تو کُشتیش
آره، همین صلح و آرامشِ
خونهی شادمونِ که دلم واسهش تنگ میشه
و این هم پایانِ قرائتِ آخرین وصیتنامه
من، دونالد فولی
با این حال
یه، اِم، متمم هم هست
آرزوی من اینه که خاکسترم رو بذارین
زیرِ دستهی این آخرین سنگِ "کوپرنیک"
که آقای فولی موقع بیرون کشیدنش از تهِ دریاچهی "تروت" مُرد
هرچند که چطوری سر از تهِ دریاچه درآوردن
یکی از رازهای ماندگارِ "لانگ بِی" هست
مسابقات "جاروی طلایی" سال ۱۹۳۷ راه افتاد
از اون موقع تا حالا
نزدیکترین تیمی که از این منطقه به قهرمانی رسیده، شما بودین
برای همین، ازتون میخوام دوباره دور هم جمع بشین
و این سنگ رو که حاویِ منه
دونالد فولی، بذارینش وسطِ هدف
و کار رو تموم کنین
یادتون باشه
پاکیِ قلب یعنی فقط یه چیز رو بخواین
یا خدا
روی صندلیِ بلندش! اون مَرد اصلاً تعادل نداشت
الان اون توئه؟ اوم-هوم
ماروین، این نمیتونه اعتبار قانونی داشته باشه
اوه نه، نه، نه
ولی از نظر اخلاقی، خب
تصمیم بزرگیه
اینم از مربیتون
عمراً انجامش بدن، نه؟
اینطور به نظر نمیرسه
آه، از کارِ این پسرها هیچوقت نمیشه سر درآورد، مگه نه؟
ده ساله همدیگه رو ندیدن
داریم درباره "کانتری کلاب" حرف میزنیم
هی بابا... بدنِ آدم بعد از مرگ چی میشه؟
میپوسه. نه، منظورم اینه که
قبل از اینکه بپوسه؟ کجا میره؟
یه فرصتِ عالی
و تو چیکار میکنی؟ نادیدهش میگیری. آرزوهای من رو نادیده میگیری
بعضی وقتها، اصلاً مطمئن نیستم که همفرکانس باشیم
لطفاً لبو رو بده من
دارم سعی میکنم باهات ارتباط برقرار کنم چون
اگه یه حقیقتِ مطلق وجود داشته باشه
لبو رو بده، لطفاً
حقیقت اینه که تو نمیتونی، نمیتونی بیمحلی کنی
به خزانهدارِ کانتری کلاب
و انتظار داشته باشی نگاهِ مثبتی بهت داشته باشن
لبو رو بده لطفاً
این سومین باره که دارم میگم
برای جواب دادن به سوالت، اندرو
بعضی وقتها آدم رو زیر خاک دفن میکنن
و بعضی وقتهای دیگه، هرچند که نادره
میذارنت توی یه سنگ
و بعضی وقتهای دیگه هم فقط ازدواج میکنی
منظورم اینه که خوشگذرونی خوبه، ولی من و تو، ما برنامه داشتیم
نمیتونیم همینطوری، میدونی، همهچی رو ول کنیم
پاشیم بریم کرلینگ بازی کنیم. معلومه که میتونی
اوه
الان! همین حالا
آه! آه! بالاخره یه روز، لیل، این جواب میده
و من و تو چشم باز میکنیم و میبینیم
یه گله بچه دورمون رو گرفتن. اوه! آه
میدونم که اسپرمها راهشون رو پیدا میکنن
و تخمکم رو یه... اوه
اوه، عیسی مسیح
چی؟
قلقلکم میآد. خب، جلوش رو بگیر
بیخیال عزیزم، این جدیه
هر تیم هشت تا سنگ داره، هر نفر دو تا پرتاب میکنه
وقتی همه سنگها پرتاب شدن
هر کسی که سنگش به "دکمه" نزدیکتر باشه
یا همون وسطِ خال
اون تیم امتیاز میگیره
خب، اگه تو روی دکمهی منی
ولی من دو تا سنگ اینطرفتر دارم، من هیچ امتیازی نمیگیرم؟
نه، چون من نزدیکترم. هر تیمی نزدیکتر باشه امتیاز میگیره
اون یکی هیچ کوفتی نمیگیره. خب، مثل "شاتلبورد"
اسمش "شافلبورده"، و نه
باید بیشتر شبیه اسنوکر، پوکر
و صخرهنوردی بدون طناب بهش نگاه کنی. قضیه خطرناکه
چون اگه سنگت خیلی سریع و محکم بره
صاف از توی "خانه" سُر میخوره
و از تهِ زمین سر در میآره
باید برم دستبهآب
از دیدنت خوشحالم
لعنتی! یادم رفت درباره "هیو گرانت" که اون توئه بهت بگم
چطوری یادت رفت دربارهی یه خطرِ ۴۰۰ پوندی که داره گند میزنه بگی؟
دنبال پولم میگردم
به نظرت چطور بود، یعنی از لحاظِ حال و حوصله؟
اوه
با "استاکمور" درافتادی
اوه
بیخیال! اون تو خفه شین
آروم، آروم
جیمز؟
No comments yet. Be the first to leave one.