200 baris pertama.
ایول
آره
مواظب باش، آقای سیبزمینی
آه
صبح بخیر، اسپک
منم همینطور، بیا. بریم یه چیزی برای صبحانه بخوریم
بیا دیگه
سگِ هار
سلام
آخ
آه
صبح بخیر، پیوی
صبح بخیر، آقای صبحانه
میشه یه کم از غلاتِ آقای تی بخورم؟
باشه
دلم برای اون بیچارهای که غلات منو نمیخوره میسوزه
اوم-هوم
بیا، اسپک
خب، من رفتم
بچه خوبی باش
صبح بخیر، آقای کربتری
هی، صبح بخیر، پیوی
میخوام الان چمنامو آب بدم
باشه
صبح بخیر
من اومدم
تو بهترین دوچرخهی کل دنیایی
واااای
مسواک، مسواک، مسواک. مسواک، مسواک، مسواک
وییییژ
صبح بخیر، پی-وی
سلام، فرانسیس
امروز تولدمه و بابام گفته هر چی دلم بخواد میتونم داشته باشم
خوش به حال تو و بابات
حالا حدس بزن چی میخوام
یه مغزِ جدید
نه
دوچرخهت رو
اوه، کجاش خندهداره پی-وی؟
فروشی نیست، فرانسیس
بابام میگه: «سرِ همه چی میشه معامله کرد»، پی-وی
من دوچرخهمو به تمامِ پولای دنیا هم نمیفروشم
حتی برای صد میلیارد میلیون تریلیون دلار
پس دیوونهای. میدونم هستی، ولی من چیام؟
تو یه بیعرضهای. میدونم هستی، ولی من چیام؟
تو احمقی. میدونم هستی، ولی من چیام؟
میدونم هستی، ولی من چیام؟ میدونم هستی، ولی من چیام؟
میدونم هستی، ولی من چیام؟ میدونم هستی، ولی من چیام؟
تا بینهایت! نه، من نیستم
چرا هستی. هستی
عمراً! ابداً
تمومش کن! تمومش کن
بس کن! بس کن
اوه خفه شو پی-وی! اوه خفه شو
اگه میتونی مجبورم کن! اگه میتونی مجبورم کن
چون من میمون نمیسازم، فقط تربیتشون میکنم
اوه پی-وی، به حرف حساب گوش کن
اوه بیخیال! هیس، دارم به حرف حساب گوش میدم
پی-وی! اسمم اینه
انقدر نگو تموم میشه
یادت میاد اولین باری که دوچرخهت رو دیدم؟
داشتی از جلوی خونهمون رد میشدی و من دواندوان اومدم بیرون
تا بهت بگم چقدر از همون موقعها ازش خوشم میاومد
عاشق این داستانم
پشیمون میشی، پی-وی هرمان
اونو ببین
آآآه
قصدم همین بود
دوستِ خوبم، پی-وی
سلام ماریو
امروز فقط ویترینها رو نگاه میکنی، پی-وی؟
خب، یه جورایی. میخواستم یه سری وسیله بخرم
راحت باش
بیلی، مدرسه چطوره؟
تعطیله
چی؟ چی؟
اِم، پی-وی؟
یه سری جنس جدید آوردم که شاید برات جالب باشه
جعبهای برای پی-وی
گلِ آبپاش، مدل جدید و پیشرفته
خونِ مصنوعی، شایدم واقعاً خون باشه
اَه، نه
بمبِ بدبوی فوقالعاده
یکی بردار
کلهی مچاله شده؟ نه
اندازه معمولی؟ اوممم، نه
اوه، ها-ها! نه
آدامسِ شوخی؟ باشه
عینکِ چراغدار؟ آره
و مستقیم از استرالیا
پاپیونِ بومرنگی
قرمزش رو داری؟
الان برمیگردم
سلام بچهها. هی، پی-وی
هی پی-وی، چه خبر پسر؟ سلام چیپ، چطوری؟
ردیفم. داتی هنوز داره روی دوچرخهت کار میکنه؟
نه، چند روزی هست که پسش گرفتم
داشت روش چی کار میکرد؟
واقعاً نمیتونم دربارش حرف بزنم
خودت که میدونی، از اون کارای جیمز باندی
آره، این داتی کارش توی دوچرخه حرف نداره
سلام، پی-وی
رفقا، موافقید یه دوری بزنیم؟
اینجا واقعاً داره داغ میشه. پرِ بخاره
دارم خیسِ عرق میشم
خب بوقم حاضر شده؟ آره، حاضره
دیگه باید صداش برات بلندِ بلند باشه
خب کجاست؟ بذار صداشو بشنویم
صبر کن، اول میخواستم باهات حرف بزنم
خب داری حرف میزنی دیگه
نه، میخوام شیشدنگِ حواست به من باشه
ببین پی-وی، این مهمه. یه چیزی هست که میخوام ازت بپرسم
اوم-هوم
من... اوم-هوم
میخوام بدونم یه کاری برام انجام میدی؟
چی؟
میخواستم بدونم با من یه جایی میای؟
مثلاً کجا؟
سینما ماشین
ببین داتی، من ازت خوشم میاد
خوشم میاد! من ازت خوشم میاد
مسئله همینه، منم از تو خوشم میاد
داتی
خیلی چیزا درباره من هست که تو ازشون خبر نداری، داتی
چیزایی که درک نمیکنی
چیزایی که نمیتونی درک کنی
چیزایی که نباید درک کنی
نمیفهمم
تو نباید خودت رو با آدمی مثل من درگیر کنی
من یه آدمِ تنهام، داتی
یه شورشی
فعلاً، دات
داتی
شما صاحب اینجا هستید؟ اوه، بله. خودمم
بهم میگن چاک
کاری از دستم برمیاد؟
داریم زمانِ طلایی رو از دست میدیم
ایستِ بازرسی بذارید! کل منطقه رو شونه بزنید! عجله کنید
ببین رفیق، متأسفم ولی دزدیده شدن دوچرخهی تو یه وضعیتِ اضطراریِ پلیسی نیست
اگه پیدا نشد
اونوقت بیا کلانتری و یه گزارش پر کن
این نهایتِ کاریه که میتونیم بکنیم. بیا بریم
کجا داری میری، پی-وی؟
که دوچرخهمو پیدا کنم
دقیقاً چی باعث شده فکر کنی شورویها تو این قضیه دست دارن؟
خب، من میدونم که
ببین، بذار باهات صادق باشم
هر ماه صدها دوچرخه دزدیده میشه
تعداد خیلی کمیشون پیدا میشن
ما اصلاً امکاناتش رو نداریم
داری میگی هیچ کاری نمیتونید بکنید
دوچرخهم تمام زندگیِ منه
میدونستم پلیس کمکی نمیکنه
میدونی اگه جای تو بودم چی کار میکردم؟
چیکار؟ برمیگشتم و قدمهام رو بازبینی میکردم
من دوچرخهمو پارک کردم و وقتی برگشتم، نبود
خب، میتونی به کسی فکر کنی که ممکنه دلش میخواسته اونو برداره؟
همه دنبالِ دوچرخهی من بودن
امروز صبح، درست قبل از اینکه دزدیده بشه، فرانسیس پیشنهاد
فرانسیس
میخوام فرانسیس رو ببینم. فرانسیس سرش شلوغه
شلوغه؟ داره چی کار میکنه؟ داره حموم میکنه
اوه، واقعاً؟ کجا دارن با شلنگ میشورنش؟
بازم من
اوه! هی
آتیش
اوه! اوه نه، خواهش میکنم
نه
هنوزم میخوای دوچرخهمو بخری، فرانسیس؟
من با اون عتیقه چه کار دارم؟ من هر دوچرخهای تو دنیا رو بخوام میتونم داشته باشم
آهان! دیگه نمیخوایش چون الان پیشِ خودته
قبل از اینکه صبرم از دستت تموم بشه بگو کجاست، فرانسیس
کمک! کمک
کمک بابا! کمک، یکی به دادم برسه
راحت باش و هر چقدر میخوای داد بزن
مایلها از جایی که کسی صداتو بشنوه فاصله داریم
اون تو حالت خوبه؟
فرانسیس؟ اونجا چه خبره؟
بهت نفروختمش، واسه همین دزدیدیش
نه، قسم میخورم، کار من نبود! کمک
فرانسیس، داریم در رو میشکنیم
کمک
آه
پی-وی، پی-وی، آخه... آخه محضِ رضای خدا اینجا چه خبره؟
عقلت رو از دست دادی؟ اون یه دزده
اون دوچرخهمو دزدیده! دروغگو
بابا قسم میخورم من نکردم
این تهمتِ خیلی بزرگیه پی-وی. مدرکی هم داری؟
خب، دقیقاً نه
پی-وی، باکستونها دزد نیستن
فقط یه نگاه بهش بنداز
اون نمیتونسته دوچرخهت رو دزدیده باشه
ما تمام روز داشتیم قطارِ اسباببازیِ تولدش رو راه میانداختیم
ای بابا، انگار اشتباه کردم
آقای باکستون، لازم نیست پای مأمورا رو به این قضیه باز کنیم، درسته؟
منظورم اینه که یه سوتفاهمِ ساده بود و من واقعاً معذرت میخوام
خب
من هنوزم فکر میکنم تو یه عذرخواهی به فرانسیس بدهکاری
و بعدش هم میخوام ببینم که با هم دست میدید
متأسفم، فرانسیس
No comments yet. Be the first to leave one.