English Teacher

English Teacher

Unduh Subtitle Farsi Persian

Musim 1

Informasi rilis

English Teacher S01E05 Field Trip 720p DSNP WEB-DL DD+5 1 H 264-playWEB
Komentar oleh warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 1 قسمت 5 English.Teacher زیرنویس فارسی سریال

Tag

webdl
Diterbitkan pada: 2025-11-24
Unduhan: 9
Tuna Rungu: No

Pratinjau subtitle Farsi Persian

193 baris pertama.

یک، دو، سه

مال من کجاست... اوه

گیتار، آره

باورم نمیشه. سلام!

ما قراره امسال آهنگ "You Get What You Give" رو از گروه نیو رادیکالز بخونیم

بهتر از هر وقت دیگه‌ای که تا حالا خوندیم

باورم نمیشه. این یه سروده! چهارمین سال پیاپیه.

آقای مارکز، ربکا خیلی بدجنس شده

اوه. من... چی؟ هوو، آروم!

گفت من باسن ندارم

تیفانی. من همچین حرفی نزدم.

آره، واقعاً که گفتی. واقعاً که گفتی.

من فقط میگم که می‌تونست بزرگ‌تر باشه

من... متاسفم، واقعاً نمی‌تونم در مورد این نظر بدم.

من که می‌تونم. تو خوبی. ربکا بهترین دوستته.

فقط برو واقعاً باهاش حرف بزن. حلش کنید.

بیخیال.

اوه، واقعاً تخته. گوئن.

توجه، همگی!

دانش‌آموزان، معلمان، ناظران والدین

برای به یاد ماندنی‌ترین آخر هفته سال تحصیلی

اردوی دانش‌آموزان سال یازدهم.

اوه! تشویق کنید... تشویق کنید!

بله، بله، ما خیلی بابتش هیجان‌زده‌ایم. هوو!

خب. پس ۹۰ دقیقه، ۹۰ دقیقه وقت داریم تا برسیم.

نمی‌خوایم هیچ وقتی رو تلف کنیم.

پس اگه الان دستشویی دارید، وگرنه تا ابد نگهش دارید.

این مزخرف رو نگاه کن. "۲۵۰ کالری. حاوی سویا و مغزها."

بابا، من بعد این حسابی هیکلی میشم.

امیدوارم تو طبیعت قصد خوردن اینا رو نداشته باشی، رفیق.

من خرس سیاه هستم؟

من بوی این رو از هزار مایل اونورتر حس می‌کنم.

تو خرس سیاهی؟

طبیعت رحم نمیکنه، ریک.

این اولین چیزی بود که تو ROTC یاد گرفتیم. آر-او-تی-سی.

مگه اخراج نشدی؟

فکر کنم برای همینه که من فقط اولین چیزی که یادمون دادن رو یادمه.

و من اخراج نشدم. با افتخار ترخیص شدم.

من که بزدل نیستم.

من و نیک دیشب سکس داشتیم، انگار برای اولین بار بعد یه عالمه وقت.

حدوداً چند ماه بود.

چند ماه بود؟ آره.

چی؟ خوبه. مشکلی نیست.

بعضی وقتا اون جق می‌زنه و من نگاه می‌کنم.

همینه؟ زندگی دگرجنس‌گراها اینجوریه؟

دارم یه نکته رو میگم.

پس ما یه مارک کاندوم بدون لاتکس پیدا کردیم که اون...

کاندوم؟ می‌دونی که من به لاتکس حساسیت دارم، آره؟

حس می‌کنم داری از بحث اصلی دور میشی.

چقدره که می‌شناسمت؟ می‌دونم که به لاتکس حساسیت داری.

ببخشید که حرفتون رو قطع کردم. سلام، من شارون هستم، یکی از ناظران والدین.

هی. شما داشتید درباره کاندوم حرف می‌زدید؟

بچه‌ها کاندوم آوردن؟

بچه‌ها کاندوم آوردن؟ نمی‌دونم. ما نمی‌دونیم بچه‌ها چی آوردن.

باشه. خب.

چی؟

آره.

ببخشید، صدامو میارم پایین. اوه.

آره.

تمام این سفر این بچه‌ها قراره تلاش کنن

که وارد انواع و اقسام بازی‌های جنسی شیطنت‌آمیز بشن.

بازی‌های خیلی خاصی.

باشه. خب، حواسمون هست. آره.

درباره "چهره سنگی" می‌دونی؟ چی؟

این یه بازی جنسی جدیده که این بچه‌ها دارن بازی می‌کنن.

می‌دونید چطور بازی می‌کنن؟

ما چطور بازی می‌کنن؟ نه، ما تا حالا همچین چیزی نشنیدیم.

می‌دونید، من حتی نمی‌خوام بگم. اونقدر منحرفه.

آه.

چند تا پسر دور یه میز می‌نشینن و یه دختر، خدا به دادش برسه،

میره زیر اون میز و به یکی از اونا...

ساک زدن؟

و بعد اون پسر جوونی که داره دریافت می‌کنه،

اون باید قیافشو اینجوری بی‌حس نگه داره.

یه چهره سنگی.

و بعد اونا حدس می‌زنن که پسر خوش‌شانس کی بود.

متوجه نمیشم. کی حدس می‌زنه؟

همه.

چرا هی اون پشت رو نگاه می‌کنی؟ چی؟

یه چیزی داری. نه، رفیق. من...

فکر می‌کنم با گوئن شانس دارم.

وای، رفیق. کاملاً مطمئنم که نداری.

اون یه بمب جذابیته.

خب؟ مگه دیوونه‌ای؟

پسری که باهاش قرار میذاره رو دیدی؟ نیک؟

اون یه آدونیس لعنتیه.

نه. یه آدونیس؟

اون ۱۴۰ پوند با لباس خیس وزنشه‌. حتی یه بیل خاک رو هم نمی‌تونه جابجا کنه.

فکر می‌کنم پسرهایی که لاغرن اغلب جذاب به حساب میان.

گوئن یه مرد واقعی میخواد، باشه؟

یه مردی که بتونه ازش محافظت کنه، که بتونه براش تأمین مالی کنه.

کی می‌تونه... کی می‌تونه توی طبیعت چوب بشکنه؟

به نظرم زنا بیشتر اهمیت می‌دن، مثلاً اگه یه پسره صورتش بامزه باشه و شخصیتش خوب باشه.

پس ممکنه کارت ساخته باشه.

اشتباه.

و اگه همین الانش نمی‌دونی "پاور کاک" چیه

بهت قول می‌دم، خودت تو عمل می‌بینیش قبل از اینکه آخر هفته تموم بشه.

خیلی بعید می‌دونم.

آره. بازم می‌گم، فکر نمی‌کنم لازم باشه نگران این بچه‌ها باشی.

می‌دونی، می‌تونی همین آخر هفته خوش باشی.

خوش بگذرونم؟ آااه...

مثلاً، باید معدل بی داشته باشی تا بیای این اردو.

اوه، باشه.

و فقط اینو می‌گم که لیام دریک "تیپ‌لیکینگ" رو اختراع کرد.

و اون جورج‌تاونه.

پس، اینم از این. تیپ‌لیکینگ؟

هیچ‌کس فقط نوکشو نمی‌خواد که لیس بخوره.

این نمی‌تونه واقعی باشه. یه بازیه. خب؟ یه بازیه.

باشه. خب، می‌دونی چیه؟

ما حسابی حواسمون به هر میز یا پسری هست.

آره، میز و صندلی. موقعیت‌های نشستن.

ممنون. و لطفاً اگه می‌شه حسابی حواسمون به پسرم باشه.

دخترا دارن زنده زنده می‌خورنش.

بلوغ مثل کامیون بهش زده.

و اون فقط یه پسر کوچولوئه تو بدن یه مرد.

پسرت کدومه؟ ببخشید، یادم رفت. اون بامزه‌ترینه اینجاست.

جاش؟ یا جاش نیست؟

گوئن. جیمز.

پیرسون.

اوه، جیمز پیرسون. آره، آره. نه، اون تو...

می‌فهمم چرا نگرانی. آره.

اینجا کجه.

من این سیستمو نمی‌شناختم که وسایلو می‌ذاری تو چادر

و بعد چادر رو دورش می‌سازی.

اوه، گوئن. کلاه اسپرز منو پیدا کردی؟

هنوز پیداش نکردم. ناپدید شده. من... نه. متاسفم.

همه جا رو گشتم.

صبر کن. چی؟ خیلی متاسفم.

صبر کن. چرا کلاه اون باید دست تو باشه؟

پروژه استخر. آره.

مارکی دیشب تو کندن به نیک کمک کرد، مثلاً.

چـ... چی؟ آره.

نیک یه نفر با عضله‌های گنده می‌خواست که بیاد و همه کارای مردونه رو انجام بده.

می‌دونی، اون خواست. منم قبول کردم.

تو عضله‌های گنده داری؟

بزرگترینشونو. ریک هم اونجا بود.

آره. فقط مارکی تنها نبود که.

اوه، خدای من. چقدر عجیب می‌شد اگه فقط مارکی بود.

می‌شد؟ صبر کن. ریک هم اونجا بود؟

چرا اینقدر مهم شده؟

منظورم اینه که، آااه، تو... مثلاً، مجبورم نکن بگم.

منظورت چیه؟

مثلاً، همه بدون من دور هم جمع شده بودن.

اوه، نه، نه. نه. اوه، خدای من. ما دور هم جمع نشده بودیم.

داری کلاً اشتباه متوجه می‌شی. مثلاً... مثلاً کمک بود.

نیک برای کندن استخر کمک لازم داشت و مثلاً خوش نمی‌گذشت.

من که فکر می‌کردم خوش می‌گذره.

ولی این از اون کارا نیست که اوان بهش خوش می‌گذشت.

اون ازش متنفر می‌شد. مشکلی نیست.

من... مشکلی نیست. الان خوبم. تو خوبی؟

این برای من مهم نیست. مشکلی نیست. مهم نیست. بهت قول می‌دم.

هی. یکی از شماها می‌تونه یه نگاهی به چادرم بندازه؟

هواتو دارم، رفیق. نه، من کمکت می‌کنم.

ممنون. چی بود؟

مشکلی نیست. آره.

این خوبه. معلومه که آره!

این خیلی بلنده.

دارم سعی می‌کنم قوسش بدم. خیلی بلنده. داره عصبانیم می‌کنه.

ولی داره کم‌کم شبیه چادر می‌شه.

پس، هر کاری که داری می‌کنی، فقط، مثلاً، ادامه بده.

کجا می‌ری؟ می‌خوام بکشم.

داری علف می‌کشی؟

رفیق. مجبورم.

این بچه‌ها، یه لحظه دیگه منو به گریه می‌ندازن.

هی، راستش، می‌تونی این فندک رو برام روشن کنی؟

انگشت شستم حسابی داغون شده.

لطفاً؟

نباید توی اردوی کمپینگ با بچه‌ها علف بکشی.

کی اهمیت می‌ده؟ چه جوری انگشت شستت رو داغون کردی؟

اوه، خدای من. خیلی مسخره است.

وقتی دیشب همه تو خونه گوئن دور هم جمع شده بودیم،

داشتم سعی می‌کردم نینتندو سوئیچمو به کابل HDMIشون، پشت تلویزیون وصل کنم.

و یه حرکت عجیب غریب کردم وقتی مثلاً داشتم سعی می‌کردم وصلش کنم.

شماها دیشب تو خونه گوئن نینتندو سوئیچ بازی کردین؟

رفیق، ما، مثلاً، هشت دور ماریو کارت بازی کردیم.

این بعد از این بود که کارای استخر رو انجام دادین؟

آره. ما تا مثلاً ساعت ۲ صبح بیدار بودیم.

من امروز صبح اینقدر خسته بودم که نزدیک بود اصلاً نیام.

هارمونی خوبی بود. خوب. باشه. و بعد اینو با هم انجام می‌دیم.

فکر کنم اون... صدات فالشه؟

برادوی نیست که. لازم نیست اینجوری باشی.

می‌تونی فقط مثلاً... مثل حرف زدن با آهنگه.

انگار تو 'دیر اِوان هنسن' هستی.

انگار توی "هلو، دالی" نیستی که. آهان، باشه.

هر بار واسه من کاملاً فالش به نظر می‌رسه.

اون خوب بود، به نظرم. بریم کُر.

باشه. بریم سراغ کُر.

فقط صبر کن من بزنم.

داری می‌پری، داری می‌پری. ببخشید. دو، سه.

نه. حتی نذاشتی آکورد رو بزنم. یه چیزی داره اتفاق میفته.

با ما؟ آره.

هیچی نیست.

من خوبم. باشه.

Komentar

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left