Billions

Billions

Unduh Subtitle Farsi Persian

Musim 5

Informasi rilis

Billions S05E10 WEBRip XviD-RMX
Billions S05E10 720p WEB x265-MiNX
Billions S05E10 720p WEB H264-GGEZ
Billions S05E10 1080p WEB H264 GLHF
Billions S05E10 1080p HEVC x265-MeGusta
Billions S05E10 480p WEBRip x264-RMTeam
Billions S05E10 720p WEBRip HEVC x265-RMTeam
Billions S05E10 1080p WEBRip HEVC x265-RMTeam
Komentar oleh Hitman007
██► H1tmaN امـیـر | Bia2Movies.bid ◄◄

Tag

webrip
web
BRip
XviD
720p
720
x265
1080
HEVC
x264
480p
480
Diterbitkan pada: 2021-09-26
Unduhan: 49
Tuna Rungu: No

Pratinjau subtitle Farsi Persian

200 baris pertama.

‫آنچه گذشت...

‫واقعاً بی‌رحمانه بوده که تماشا کنم ‫کل دنیا این مرد رو تقدیس کنن

‫و حقیقت رو راجع به ‫کاری که با پسرم کرد بدونم.

‫اون ازش دزدی کرد و نابودش کرد.

‫یه لیست از تمام شرکت‌هایی

‫که لایقش نیستن خسارت جانبی ‫اشتباهات من باشن

‫می‌خوام.

‫- تا بتونی؟ ‫- آزادشون کنم

‫تنها هدفش فروختنـه، ‫که یعنی می‌تونیم همه رو بخریم.

‫پرینس کارش تموم شد. دخلش اومد.

‫اون نمی‌میره تا وقتی من بگم

‫تا یه ماه دیگه، این بیمارستان‌ها

‫پر از مریض‌های این ویروس چینی میشن.

‫نقاش‌مون در چه وضعـه؟

‫سرش با کلکسیونرها

‫و کارای سفارشی گرمـه.

‫می‌تونم یه مقدار فشار رو از روش بردارم

‫اکس از جادوی سیاهش استفاده کرد ‫که به سفارش کار من گند بزنه

‫خبر داشتی اکس قراره این کار رو بکنه؟

‫اگه هنوز مطمئن نیستی ‫یه چیزی تمومه یا نه،

‫این رابطه‌ی وامونده تمومـه.

‫به احتمال زیاد هر شرکتی که امروز فروختی

‫تعطیل بشه.

‫خبر نداشتی؟

‫بابی اکسلراد باید

‫از صحنه‌ی روزگار محو بشه.

‫اکس یه اسباب‌بازی جدید داره، یه بانک.

‫و بانک نیازمند یه سرپرستـه

‫می‌تونم نفوذش رو ازش بگیرم

‫حالا می‌تونی زنده بمونی و جاسوس من باشی

‫ولی شاید اونطوری که ‫فکر می‌کنی از آب در نیاد

‫یه لحظه وایسا. اهداءکننده تویی؟!

‫پدرم دیگه آدم‌مون نیست.

‫من طعمه‌ام،

‫و اون بانک تله‌ست.

‫چطور قراره بابی اکسلراد رو زمین بزنیم؟

« بیاتوموویز؛ مرجع دانلود فیلم و سریال بدون سانسور با دوبله و زیرنویس فارسی » :.: Bia2Movies.bid :.:

‫ترجمه از: ‫امـیـر سـتـارزاده ‫AM1Я H1tmaN

‫خوش برگشتی

‫همچنین

‫واقعاً اون وامونده رو آویزون می‌کنه؟

‫اونا آویزون می‌کنن. ‫اون جاشو گفت، منم نشون‌شون دادم.

‫به افتخار بازگشتش، یه دستی ‫به سر و روی اینجا می‌کشیم

‫این یه نقاشی واقعی نیست

‫اگه اکس بگه هست

‫نکته‌ی خارق‌العاده‌ی هنر انتزاعی همینه

‫کی می‌دونه قصد تنر چی بوده؟

‫من می‌دونم

‫قصد داشت همه چی رو از بین ببره...

‫اگه ناراحتت می‌کنه،

‫برو به رئیس بزرگ بگو

‫سلام، وگز گفت ناراحت بودی

‫چرا این کار رو کردی؟

‫خب، هم تابلوها مال منـه هم دیوار، پس...

‫بیخیال بابی، خودت می‌دونی منظورم چی بود

‫چرا اونطوری بهش کیر زدی؟

‫نابودش کردی

‫نابود نشده

‫این قضیه باعث میشه ‫منتقدها دوستش داشته باشن

‫فقط میگم خیلی سریع از زندگیم

‫انداختیش بیرون، که تصادفی نبوده.

‫هیچ قسمت از این حرف درست نیست

‫حتی نزدیکشم نیست

‫اینو یادت باشه، اون اول توی زندگی من بوده

‫وظیفه‌ی تو این بود که ‫بهره‌وریش رو بالا نگه داری

‫خودت بهش گند زدی، نه من

‫فقط نشون دادن اون تابلو ‫واسه اثبات حرفم کافیه

‫اگه قرار باشه یکی‌مون ‫اون یکی رو بازخواست کنه

‫اون منم.

‫گوشیت دم دستت باشه

‫من... لازمت دارم

‫برای بعد از همون چیزه، می‌دونی که؟

‫که آرومشون کنی

‫بازار مثل «چکمه‌ی اسپانیایی» بوده ‫

‫می‌دونی، مثل دوران تفتیش عقاید

‫وقتی به پاهات میخ آهنی فرو می‌کردن

‫تا ساق پات بشکنه؟

‫آره، ولی مسأله اینه که فقط پاها نیست

‫- تابوت میخ‌دار ‫- آهنگ «شماره‌ی هیولا»

‫این ماجرا کاملاً همچین حسی داره،

‫این پاندمی و قرنطینه. کار شیطانـه.

‫نه، منظورم وسیله‌ی شکنجه بود

‫مثل همون چکمه‌ست، ولی برای کل بدنـه.

‫با این همه بی‌ثباتی، ‫با اسب کِشیدن و چهار شقه کردن

‫بهترین راه کشته شدنـه.

‫و حداقل قبلش دارت می‌زنن

‫بعدش دارت می‌زنن. ‫اول روی زمین می‌کِشنت.

‫پشت یه اسب

‫بعدش دارت می‌زنن

‫- بعدش چهار شقه‌ست می‌کنن ‫- یا خدا

‫توجه کنید لطفاً!

‫سعی نکنید جیم بشید

‫یه اطلاعیه داریم

‫خب اول از همه، اگه واکسن زدید،

‫ماسکتون رو بردارید

‫نتایج آزمایش‌ها رسید دستم،

‫همون آزمایشاتی که مدام طبقه پایین می‌دید،

‫از اونایی نیست که همه بگیرن،

‫و 99.6% مؤثره

‫پس اگه توی ساختمون اکس کپیتال هستید،

‫ناقل هیچ ویروسی نیستید

‫- خودت کجایی؟ ‫- توی قرنطینه‌ام

‫یه روز قبل از تزریق واکسن،

‫تست کرونام مثبت شد. ‫از خلبان لعنتیم گرفتم.

‫پس اونایی که ماسک‌تون رو درآوردید،

‫شما رو واکسینه کردیم

‫تا جایی که راه داشت واکسن تهیه کردیم

‫اگه هنوز واکسینه‌تون نکردیم،

‫خب، بذار اینو به همه‌تون بگم:

‫تماشای نبردتون

‫طی بدترین پاندمی،

‫خیلی الهام‌بخش بود.

‫تعهد الهام‌بخش

‫شرایط تغییر نکرده،

‫همگی اخراج هستید

‫تک تک‌تون

‫اکس کپیتال بسته میشه

‫حالا، اکثرتون

‫تا آخر امشب دوباره استخدام می‌شید

‫توسط شرکت جدید «هولدینگ اکس»

‫یا تحت شاخه‌ی «بانک اکس»

‫یا «بخش مدیریت دارایی اکس».

‫ساختار جدیدمون تا ‫پایان آخر هفته برقرار میشه

‫پس از دوشنبه کار رو شروع می‌کنیم

‫گفتی «اکثرتون» دوباره استخدام می‌شید؟

‫خوب گوش دادی

‫درسته، بن کیم، مثل خودت

‫ولی نه مثل...

‫حالا ویندی توی دفترشـه

‫آماده میشه که

‫توی مصاحبه‌ی خروج‌تون

‫درمورد همه‌ی ایناها باهاتون صحبت کنه.

‫دنیا تغییر کرده

‫ما هم باید تغییر کنیم

‫- از این طرف ‫- ما همین الانشم تغییر کردیم

‫لورن، مجبوری بین

‫«میس کربن» و «بانک اکس» ‫یکی رو انتخاب کنی

‫تا آخر شب وقت داری تصمیم بگیری

‫اولویت اول،

‫یه صندوق ویژه‌ی اضطراری تشکیل بده

‫و کارکنان بانک رو افزایش بده.

‫یه مقدار سپرده لازم داریم

‫یه چیزی بیش از چند تا چِک خوش‌رنگ و لعاب

‫قبل این‌که هیچ سپرده‌ای باقی نمونده باشه

‫و بانکمون توی نطفه بمیره.

‫قبلاً خیلی راحت‌تر به نظر می‌اومد

‫آره خب، اون شکم‌گنده‌های لعنتی

‫همه چی رو بلعیدن.

‫پس بانکم رو برام پیدا کن

‫روان‌پزشک‌ها میگن قوت قلب ‫و اطمینان مجدد نتیجه‌ی خوبی نداره

‫چون وقتی بهتون قوت قلب داده میشه، ‫تا مدت طولانی پیشرفت نمی‌کنید.

‫در عوض، عادت کرده می‌شید ‫و قوت قلب بیشتری می‌خواید

‫آره. ولی من هنوزم به آینه نگاه می‌کنم

‫تا مطمئن بشم کونم...

‫می‌تونی راحت بپرسی...

‫...از کسی.

‫- من بودم... ‫- باشه

‫از این فرصت استفاده می‌کنم ‫تا ذهن‌تون رو آروم کنم

‫مهم نیست شرکت مادر چیکار کنه،

‫ما توی «تیلور میسون کربن» ‫مستقل می‌مونیم

‫قرار نیست برای بانک کار کنید

‫همه‌ش حل میشه

‫اون چطور؟

‫تو... منظورم لورنـه

‫نمی‌خواستم همینطوری بهت اشاره کنم

‫چون همین جایی...

‫همگی باید متمرکز و متحد باشیم

‫الان اهمیت وفاداری دو برابره

‫پس لورن به بانک نمیره

‫توی بخش روابط سرمایه‌گذاران در

‫شرکت جدیمون می‌مونه.

‫هارد باب؟

‫سلام، اکس

‫آخرین باری که صحبت کردیم، ‫یه سِمَت بهم پیشنهاد دادی.

‫خب، حالا که آزادم،

‫تو فکرش بودم که قبولش کنم.

‫به خاطر روابطت با کراکوف

‫از دولت پرتت کردن بیرون؟

‫آره دقیقاً

‫ولی در مدت قرنطینه،

‫از حرکت جدیدت باخبر شدم

‫پس منم با دقت

‫آخرین تغییرات قوانین بانکی رو خوندم

‫تا اگه خواستی مدیر بخش

‫انطباق بانکت بشم.

‫خب، برو به دفترمون

‫و با مدیرعاملم شروع به کار کن.

‫ردیفه، اکس

‫شما دو تا شبیه کارمندای بانک هستید

‫حس می‌کنید اهل بانک باشید؟

‫این... داره شوخی می‌کنه؟

‫داری سر به سر ما می‌ذاری؟

‫می‌بینه که ما واسه چه کاری مناسبیم

‫همینطوره. و شما مثل پایگاه نظامی ‫«فورت ناکس» مستحکم هستید

‫در حالت آماده‌باش بمونید. مستقیماً از ‫فرمانده ارشد بهتون مأموریت داده میشه.

‫یه آلارم یادآور می‌خواستید،

‫امشب ساعت 8 با یه کسی ‫به اسم «چلسی» قرار دارید

‫وای لعنتی!

‫فراموش کرده بودم

‫امکان نداره الان بتونم دفتر رو ترک کنم

More Farsi Persian subtitles for Billions

Komentar

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left