200 baris pertama.
!کتابداران، باهام صحبت کنید چه اتفاقی داره میوفته؟
تمام پروتکلهای سیگنال ارتشی هیچ پاسخی نمیدن
اینها برای خطوط امنی هستین که کابلهاشون توی برجهای
محافظتدار، دفن شدهن
قرار بوده توی جنگ هستهای هم جواب بدن
باشه، تمام ارتباطات ارتشی از بین رفته
!دیگه چی؟ - اینترنت نداریم -
میتونی سیگنالها رو از طریق لولههای فیزیکی ارسال کنی
ولی پاسخی دریافت نمیکنی
اینترنت از بین رفته به سال 1995 خوشاومدید
اوه، امیدوارم اینطوری نباشه
تو سال 95 چندتا شلوارک دوچرخهایه داغون میپوشیدم
هیچ شلوارک دوچرخهسواری باحال نیست
الان توی مجراهای خیابون بودم
خبری از برق نیست کلاً پریده
میخوام برگردم میرم سعی کنم فرق بین
جریانهای متناوب و مستقیم رو پیداکنم
شاید یه باتری بتونه درستش کنه
مثل 1995 نیست مثل 1895 شده
رویداد کرینگـتون
شعلهی خورشیدی عظیم که باعث شد
میدان الکترومغناطیسی زمین سوپرشارژ بشه
باعث شد هرچیزی که با الکتریک برخورد داره حتی از راه دور جزغاله بشه؟
ماشینهای تلگراف آتیش گرفتن
خطوط تلفنی جرقه میزدن
اینم مثل یه ورژن مدرنشـه، بهجاش پردازشگرهای کامپیوتری میسوزن
باشه خب، اینطوری فقط وسایل الکتریکی میسوزن
نه اینکه جلوی خود الکتریسیته گرفته بشه
نه، نه، نه. این یه رویداد جادوییِ کرینگتونـه
ببین، بهجای انرژی الکترومغناطیسی
پراسپرو، اتمسفر رو با انرژی الکتریسیته-جادویی
القاء کرده، که باعث تغییر قوانین فیزیک میشه
فعلاً هیچ وسیلهی الکتریکی کارنمیکنه
اگه ادامه پیداکنه، ممکنه دیگه هیچوقت کار نکنه
دیگه نمیتونیم تکنولوژی رو برگردونیم هیچوقت
داره دنیا رو بازسازی میکنه
به چی؟
یه جنگل
کاساندرا تونست به چندتا ماهواره دسترسی پیداکنه
که بالای یونکُره هستن
واسه همین تحتتأثیر خطوط لِی قرار نمیگیرن
نمیتونن سیگنالی بفرستن یا دریافت کنن
اما ماهوارههای جدید با پخش زنده
یه میانگیر ویدیوئی دارن
اونا مقدار مشخصی از داده رو ضبط میکنن قبل از اینکه ارسالش کنن
پس میتونیم تصاویر رو درست قبل از اینکه قطع بشن، مشاهده کنیم
کارت درسته
همینطور که داریم پایینمون مشاهده میکنیم
...یه جنگل عظیم داره مرکزشهر رشد میکنه
جنگل عظیم
آره
و با این شرایط
میتونه تمام دنیا رو کمتر از چند روز
تبدیل به یک بهشت درختی کنه
شاید چندین ساعت
خب، شانس آوردیم... خدایا
خطرناکه؟
نه - شانس آوردیم -
که فقط داره از چوبدستی زاراتوسترا استفاده میکنه
که توی طلسمهاش بهش کمک کرده
چون اگه چوبدستی اصلیش رو داشت
خیلی بدتر میشد
وایسا، میتونیم از چوبدستی قدرتش استفاده کنیم تا این عمل رو معکوس کنیم؟
آره، اون احتمالاً تنها آثارهنریـه
که قدرت لازم رو داره
اما همونطور که میدونید در سال 1611 شکسته شده
درواقع، یه لیست از تمام آثارهنری درست میکنم
که قدرت کافی رو دارن
شاید یه ثانیه طول بکشه
دستخطت با دستِ راست
آره
نوشتهای که پیدا کردیم کجاست جنکینز از چوبدستی شکستهشده؟
کشوی بالایی سمت راست، کلنل
اینو با دست چپت بنویس
...اکنون نه
...اکنون نه - ...اکنون نه -
...اما بهزودی... - ...اما بهزودی... -
و خیلی وقت پیش... ...امیدوارم سفرتون
...دعا میکنم سفرتون
...در غم... - ...در غم... -
تمام نشود...
وای
وای
وای - دستخط خودته -
دستخطم با دستِ چپ - دست چپم، آره -
فقط... نشناختمش
این نامه رو در گذشته به خودم نوشتم؟
میدونم قطعات چوبدستی کِی هستن
کجا؟ - کجا نه. کِی -
این دیگه چهکاریه؟
جنگل ابدی
که داخلش، مردان و زنان شادی
و سادگی رو پیدا میکنند ذات حقیقیشون
این پایان خوشی برای تمام بشریتـه
این رو بهشون هدیه میدهم
من بیشتر شبیه یه شرور شهری هستم تا یه داهاتیِ نادان
شما درخواست پناه کردید و منم بهتون پناه دادم
همونطور که خواستی به کتابداران رحم کردم
تقصیر من نیست که نمیتونی یه طلسم رو کنترل کنی
این داستان تو نیست
چی؟
چیزی توی نمایش توفان نیست که بگه
تو این رو میخوای
چیزی که پراسپرو میخواد
نه، این؟
رؤیای شخصی دیگهست
!تو از من خبر نداری
!آدم متکبر
!خودم احضارت کردم و خودم هم میتونم نابودت کنم
خواهی دید
...همهتون به وقتش
خواهید دید
اینجا اتاق ماشین زمانـه؟
البته، اتاق ماشین زمانـه
کتابخونه باید یه اتاق ماشین زمان داشته باشه
همهی اینا ماشین زمان هستن؟
همه قفل شدن و از هم بازشون کردن
برای اطمینان از اینکه هیچوقت و هرگز نتونن کارکنن
همهی صاحبانشون سعی داشتن تاریخ رو عوض کنن
توی حلقههای زمانی گیر افتادن چون هیچوقت نمیشه
هرگز و هرگز به خاصیت سببی تجاوز کرد
اولین مسافر زمان یادگرفت که
اگه اتفاقات گذشته رو تغییر بدی
هر اتفاق بامعنی در گذشته رو
خط زمانیت از بین میره
و تمام تاریخت پاک میشه
واسه همین اون نوشتهی مبهم رو گذاشته بودی
منِ آینده میدونسته که میخوام کار اشتباهی انجام بدم
ولی نمیتونستم به منِ گذشته بگم چون اینطوری زنجیرهی
اتفاقاتی که به منِ حاضر میرسه رو خراب میکنم
که بدونم منِ آینده قراره به گذشته سفرکنه
قراره از سفر در زمان متنفر بشم، نه؟ - خیلی زیاد -
آها! بیا. این یکی
...گرچه یکم وقتمون تنگه
چون میدونیم که چوبدستی شکسته شده
ولی نمیدونیم چطوری
و بطور مبهمی میدونیم کِی
پس نامطئن بودن های زیادی توی داستانمون هست
پس اگه چوبدستی رو قرض بگیریم به زمان حال برشگردونیم
برای شکست پراسپرو ازش استفاده کنیم
و بدون دونستن کسی بشکونیمش
هیچ قانونی رو نشکستیم مثل گربهی شرودینگر
نه، اون طبقهی بالاست همراه با بال حیوانهای نظری
زندهست؟ - و اگه خراب کنیم چی؟ -
اون پایه رو بردار
بعدش به سرنوشتی دچار میشیم
که اولین مسافر زمان بهش دچار شد
دکتر پینکرتون چانتاسور
دنیا واقعاً توسط دایناسورهای سخنگو حکمرانی میشده، فلین؟
همهمون دایناسور بودیم؟
فکرشم نکن - من دایناسور بودم؟ -
گفتم بهش فکرنکن
...یادمه، تو سال 1611، اونا
میدونی، کاری نمیکردن که تاریخ عوض بشه
به کسی حرفی نمیزدن که بخواد
دلیل و تأثیر رو عوض کنه که به مردم بگه
قراره چه اتفاقی بیوفته - درسته. دلیل و تأثیر -
باشه، باشه، باشه
هی، سال 1611 تو در کتابخونه هستی
درسته جنکینز؟ - اوه، نه -
نه، من در عصر ملکه الیزابت یه بحران زندگی داشتم
خیلی درب و داغون بودم
آره خب، ما نمیریم کتابخونه
میخوام اینو روی اولین آشکارشدن پراسپرو تنظیم کنم
اگه بتونیم بفهمیم شکسپیر چطوری اونو ساخته
...بعدش چوبدستی رو برمیداریم
که مارو به خونه میاره
یا اینکه تو سال 1611، جلوی ...پراسپرو رو میگیریم از اینکه
نه، نه، نه، نه، چون اونطوری اینطوری نمیتونستیم برگردیم
و بعدش نمیتونستیم جلوی پراسپرو رو بگیریم
و بعدش مجبور نبودیم برگردیم
و بعدش مجبور نبودیم جلوی پراسپرو رو بگیریم
بعدش مجبور نبودیم برگردیم و بعد مجبور نبودیم جلوی پراسپرو رو بگیریم
واقعاً قراره از سفر در زمان متنفر بشم
خبر خوب اینه که، مهم نیست چقدر زمان
رو توی گذشته بگذرونیم، به همین لحظه برمیگردیم
از نظر شما، ما اصلاً مدت زیادی نرفتیم
نهایت 5 ثانیه، شاید پنج ثانیه دیگه برمیگردیم
اگه نتونستیم برگردیم چی؟
واسه همین شما میمونید
اگه ما برنگردیم، باید یهجوری جلوی پراسپرو رو بگیرید
بهتون ایمان دارم
واسهی این موقعیت آموزش دیدین
چطوری برمیگردن؟
یه ثانیه - برنمیگردن -
دو
باید راهی باشه درسته؟
سه
هردفعه که ماشین راه خودش رو در زمان باز میکنه
چهار - باید از همون ماشین برای برگشتن استفاده کنی -
پنجتا شد - ...چی -
گوی... نابود شده
اونا هیچوقت نمیتونن برگردن
illusionامـيـرعـلـی illusion_Sub : تـو چـنـلـمـون جـويـن بـشـيـن #The_Librarians_S02E10
میبینی؟
روحهای گذشته
شبح نیستن داریم خود گذشته رو میبینیم
چطوری؟
اینجا مقر قدرت منه
جایی که برای اولین بار واقعی شدم
No comments yet. Be the first to leave one.