200 baris pertama.
.آره، سگه، بدش به من. نوبت منه - شل"، سلام. حالت خوبه؟" -
کس کش کثافت! ديگه هيچ وقت نميخوام .اون کیر فسقلی تخمیت رو ببینم
چي شده، "نيپس"؟
."هي، هي، آروم باش "شل
.من منتظرت موندم که خودت بهم بگي !وقتت تموم شد، جلقي
خدايا، اين بار چي کار کردي؟
سيد"؟" - .نميدونم-
!اوه، به خاطر مسيح
.بايد بگم، خيلي آتيشيه
تون"، نباید الان... می دونی، بري دنبالش؟"
.خودش بر ميگرده
ميشل"! "شل"، چي شده؟"
!مهم نيست
«مهم نيست؟»
دوباره با کس ديگهاي خوابيده؟
دوباره؟
."سعي کردم بهت بگم، "شل
درباره ی کي؟
.اما هيچ وقت نميخواي بشنويش- !به خاطر خدا، درباره ی کي؟-
،"جني"، "مگ"، "کلي" ،"جاستين" سفيده، "جاستين" سياهه"
،دندونخرگوشيه تو سفر علمیِ جغرافي ...بچه باکلاسه تو گروه کُر
ابيگيل"؟"
ابيگيل استاک"؟"
.قسم خورد که این کار رو نکرده چرا بهم نگفتي؟
.تو قراره رفیقم باشی
...شل"، سعی کردم. فقط نميخواستم که"
خب "توني"ـه ديگه، نيست؟
تو هم باهاش خوابيدي؟
."چي؟ این قدر احمق نباش، "ميشل
.شرط ميبندم دوست داشتی بهش بدی
."مرسي، "جل .رفقا براي همين چيزان ديگه، آره
."حالا هرچي، "شل
شل"؟"
.گم شو
.لطفاً به کسي چيزي نگو ...اون وقت همه فکر ميکنن
چي فکر ميکنن، "مکس"؟
که تو يه جنده کوچولوی کثافتي که با دوست پسرِ آدم های دیگه می خوابه؟
.متاسفم. نفهمیدم چی شد .اون فقط... هيچي نبود
نمي شه وانمود کنيم که اتفاق نيفتاده؟ ها؟
.گم شو
Noah :ترجمه از EraZer Head :ویرایش از
.سلام
تو نبايد به من زنگ بزني، باشه؟
،آره، دوستداشتني بود
.اما ما نميتونيم
ميخواي چی؟
...اوه
.اوه، خدا
،دیگه قرار نیست حتی ببینیش !چه برسه که بخواي بليسيش
حالا گوش کن، باشه؟ .تموم شد
...تموم و
!اوه، یا مسیح
نوشیدنی؟
."نه! خدايا، "ميشل
با کي حرف ميزدي؟
.هيچکس
.داره حالم خراب ميشه
...اوه، ممم
.حالم بهتر شد - .خوبه -
ميخواي بهم بگي چي شده؟
احياناً "توني"؟
.گوش کن، مطمئنم حل اش می کنین
!اوه، خدایا، من خيلي دوستش دارم
.و مجبورش کردم که بره
.ببين... چقدر دوستداشتنيه
.باهاش حرف بزن .هميشه صحبت بهترین کاره
آره؟
.آره. گفتگو کردن، کليدش همينه
!گم شو، جلقي
!نه، تو به من گوش کن، آشغال
!تنهام بذار. تنهام بذار
،براي آخرين بار ميگم !کس کش تنهام بذار
ميخواي،... برسونمت خونه؟
.مرسي - !لعنت به شيطون -
.ميدونم که اون کي بود
کي؟
.پشت خط
کريس" بود، نه؟"
!البته که نه
چرا بايد "کريس" به من زنگ بزنه؟
!"انجي"! "انجي"
.ببين، ميدونم اينجايي .ماشينت تو پارکينگه
!"تو منو ميخواي "انجي
.اوه، گاییدمش
.نميتونم بفهمم چرا از اتوبوس جا موندی
پولم تموم شد. تقصير من نيست که .اقامتگاه دانشآموزها پنج مايل دورتره
...به هرحال، ميخواستم ببينمت و- !خفه شو "کريس"، باشه؟-
ميشل" اهميتي نميده. اون مشکلاتِ" خودش رو داره، مگه نه، "شل"؟
خفه شو، "کريس". باشه؟
.باشه
...ممنون، "انجي". واقعاً ممنونم .به خاطر لباس هاکي و همه چي
.منم همينطور
!خفه
مال توئه؟
.می دونی که، مسئله ای نیست
.خیلی هم مسئله ای هست
.ميدونم که منو ميخواي- .من تو رو نميخوام-
.کاملا قابل درکه
.هيچ کجای این وضع تخمی قابل درک نیست من معلم لعنتي روانشناسيت هستم، فهميدي؟
!اين يه اشتباه بود و من دوباره تکرارش نميکنم
!"شل". "شل"
!"هي،"نيپس
!اينجا شرق است و "جوليت" خورشيد آن
بيدار شو اي خورشيد زيبا، و ماه حسود را بکُش
.که از اندوه، پریده رنگ و بیمارگون شده است
چرا یه مدت فقط دست از سرش بر نمی داری؟
سيدني"؟"
.اون فکر ميکنه تو عوضی ای - .همچين فکري نمي کنه -
چرا انقدر اين گُه رو هم ميزني،"تون"؟
."دور و برت رو نگاه کن، "سيدني
.تو تمام اين شهر کوچيک کیري دارن گه می زنن .می بایست خلاقیت به خرج بدی
مهم نيست به کي صدمه ميزني؟- .خوب من يه کم با "مکسي" ور رفتم-
،حالا که چي؟ اون کسل بود، منم کسل بودم
ميشل" هم کسل بود" .و حالا هيچ کدوممون نيستيم
و اون خيلي خوشحال ميشه .وقتي دوباره من رو بدست بیاره
مطمئني؟- ."انقدر کيری نباش، "سيد-
!معلومه
!این بانوي من است !آه، این عشق من است
!آه، او خود نيز اين را ميداند .حرف ميزند، با این حال چيزي نميگويد
،چرا چنین؟ چشمانش سخن ميگويند .من به آنها پاسخ خواهم داد
سيد"؟"
می بینی، "سيدني"؟ !حالا داره حالیت میشه
!حالا داره حالیت میشه
چيه؟
.عزيزم، بازم داره اون کارو ميکنه
ميشل"، وقتي "مالکوم" داره غذا" .ميخوره، چپ چپ نگاهش نکن
مجبوره اون صدا رو در بياره؟- !فقط دارم غذا ميخورم، به خاطر خدا-
.اون فقط داره غذا ميخوره
.عزيزم، امروز بسته ام قراره برسه .گفتي بهم پول قرض ميدي
.اوه، آره
چرا بهش پول ميدي؟- .عزيزم، ما ازدواج کرديم-
ما همه مون ميخوايم سرمايهگذاريِ مالکوم" موفقيتآميز باشه، مگه نه؟"
.مرسي، عزيزم
چرا رفتارت این قدر وحشتناکه؟
چرا برات مهمه؟- .برام مهمه-
.اما همین الان هم کارم دیر شده .پس یالا، سریع تعریفش کن
.از "توني" جدا شدم- اوه، درست. چرا؟-
چون وقتي سر کلاس تاريخ بوديم و داشتم .تماشاش می کردم، براي يه پسر ساک زد
خوب. ميدوني، بهش بگو متاسفي .يا همچين چيزي. نميدونم
،و سعي کن با "مالکوم" خوب رفتار کني بگذریم، امروز برنامهت چيه؟
!گفتم برم با لباسِ زیر، دورِ خونه بچرخم
.عاليه، خب
.ببين، لطفاً با "مالکوم" خوب رفتار کن
.من دوستش دارم. شوهرمه
.سعي کن و به خاطر من خوشحال باش
!یا مسیح
يه معلم روانشناسي ميتونه همچين کاري کنه؟
آره ميتونه. اما ببين، ما قراره قضیه رو مخفی نگه داریم، باشه؟
.هووم. باشه
."خوب به خدمتت رسيد، "تون
.اون کار "ميشل" نبود، اين يکي بود
."سلام، "نيپس
.مردم مشکل دارن
،اگه کس ديگهاي هم هست که مي خواد منو بزنه .خب خواهش ميکنم خجالت نکشه
.خوبه، خودتون رو تخلیه کنین
سيدني"، ميخوای بهم بگي چه خبره؟"
.شده OC مثل يه اپيزود چرند از سريال
هيچي نشده. ولش کن. باشه؟
...خوب، همگي. ممم
حالت خوبه "انجي"؟
.آره
...اوم
چرا اون روسري رو بستي؟
.امروز يه کم باد مي اومد
."بهت نمياد، "انج
به هر حال، کي قراره ارائه بده؟
.من
.خيلي خوب، ادامه بده
«نقش سکس در روابط قدرت مدارانه»- من ازت خواستم اينو بنويسي؟-
.بله
.قدرت، مهمترين نيرو در جهان است
پول و چهره زيبا جز به سبب قدرتي که .به ما ميدهند اهميتي ندارند
.دومين چيزي که از همه مهمتر است، سکس است «.پس سکس به اضافه قدرت مساوي است با لذت
"هر کاري که کردي که باعث شده "میشل این قدر ناراحت باشه که حرفش رو هم نزنه
.اميدوارم از خودت خجالت بکشي
.همه ش تقصير من بود
.من تو سفر روسيه با توني حال کردم
"فقط واسه این انجامش دادم که با "انور دعوام شد، موقعی که گفت از همجنسگراها متنفره
،من ناراحت شدم، و "توني" گفت برام ساک ميزنه ،که من رو از ناراحتي در بياره، ميدونيد که
و من هيچ منظوري نداشتم، اما عقلم رو از دست دادم
.و بعدش اون برام ساک زد .و بعدش ما از روسيه اخراج شديم
و من خيلي خيلي متاسفم که جنده بازی در آوردم، باشه؟
...درسته، خوب
کس ديگه ای نميخواد سفره ی دلش رو باز کنه؟
...من عاشقِ- !بتمرگ-
."سلام، "ابي
.ميشل". چقدر، اه، خوشحالم که ميبينمت"
اين طور نيست؟
ميتونم ازت يه چيزي بپرسم؟- آره؟-
خيلي خوب. فقط برام جاي سوال بود که .بدونم چند دفعه به دوست پسر من دادی
!اوه، "ابي"، تو اين کار رو نکردي
!خيلي خيلي گستاخي، آری؟ !واقعاً که وحشتناکه
...نگران نباش، اون با همه ميخوابه
.از جمله پسرها .تو این مورد با هم تفاهم دارید
!اوه، ای جنده ي عوضی- .هي، هي، هي! آروم باش "ابي"، آروم باش-
خدايا، من نکردم! منطورم اينه که .من اهل این کارها نیستم
.وحشتناکه
من جات بودم کارم باهاش به اونجاها .نمی کشید. خدا می دونه ازش چی ها گرفته
گرفتی که منظورم چيه؟ !هر چیزی حدی داره-
،ولم کن! ميخوام برينم بهش !جنده ی گاو هرزه رو
No comments yet. Be the first to leave one.