200 baris pertama.
وايسا
آخر خطه
غير از تو سم
يه نوشيدني بهم بدهکاري
دوتا ويسکي
به علاوهي هرچي که اين ميخواد
بطري اونجا ـست
به گمونم حس متصدي بودن ندارم
...اشکالي نداره، ما ميريم که
پول دارما، اگر بحثت سر پوله
پول رو نشونش بده، سم
فکر ميکنم بهتره بري خانم
فکر ميکنم اين بهترين خدمتيه که ميتونم بهت بکنم
بذار بت بگم
اگر نميخواي بهم چيزي بفروشي
سرت شرطبندي ميکنم
...يه دلار شرط ميبندم
با يه مشت ميتونم بيهوشت کنم
...خيليخُب
پس شرطت اينه که من رو بزني بيهوش بشم
مگر اينکه دلت نخواد لبخند مليحت از رو لبات محو بشه
خيليخُب پس
يه مُشت
يه دلار
و اگر بيهوش نشدم چي ميشه؟
به گمونم شما پسرا تا الآن فکر اونش رو هم کرديد
...اونوقت اين سگ شنگولي که دنبالت راه
گفتي دوتا ويسکي؟
به علاوهي هرچي که اين ميخواد
ماري کالسکهچي، درسته؟
اسم اصليم ماري فيلدز ـه
خُب
خانم فيلدز
به لارامي خوش اومديد
رضــــا و مــانـــي بـا افـتـخــار تـقــديـم مـيکـنـنـد Mani Vampire - KingSlayer
بازش کن
شما پسرا از شهر ميريد
کجا بريم؟
هرجا به غير از اينجا، زود باشيد
وقت بستن کفشت نيست، بريم
يالا
شما چينيها به چي زل زديد؟
محض رضاي خدا خفه خون بگير، مت
برو بالا، يالا
!برو
عقب
!هي
!عقب
!عقب، برگرديد عقب
خيليخُب، بريم بار بزنيم
تونل قرار نيست خود به خود ساخته بشه
تائو؟
آقاي تائو
اجازه دادي قاتلين آزاد بشن؟
قانون اجازه داد
حالا، بار بزنيد
بريم پي کار چيني
!گفتم، بريم پي کار
!گفتم سوار اون قطار لعنتي بشيد
گفتم بار بزنيد
آقاي تائو، اين کارگرا رو سوار قطار کن
نه
نه، راهش اين نيست
به گمونم با سخنرانيت منظورت رو رسوندي
فکر ميکردم تو دفتر راهآهن منظورم رو واضح رسوندم
کارگرا اگر کار نکنن پولي نميگيرن، تو هم همينطور
اون کارگرا الآن فهميدن که يه سفيدپوست ميتونه يه چيني رو بکُشه
و تنها چيزي که گريبانگيرش ميشه يه سواري مجاني به بيرون شهره
من نميتونم قانون رو عوض کنم
افرادت رو برگردون سر کار
بعد از اينکه فهرست درخواستهامون رو انجام بدي
اجراي هشت ساعت کاري در روز طبق توافق براي هر کارگر
تضمين شخصيت براي متوقف کردن ضرب و شتمها
هر کارگر ماهانه بايد 5 دلار حقوقش اضافه بشه
اگر ميخواي حقوقشون اضافه بشه انقدر از رو دستمزدشون پول برندار
قدرت نيروي کارت وابسته به
همبستگي کارگرانته آقاي بوهانان
بايد اونطور که لياقتش رو دارن بهشون احترام بذاري
منظورت لياقتيه که خودت داري؟
يه درخواست ديگه هم دارم
يه سهام ناچيز توي راهآهن سنترال پسيفيک
همهاش... دو درصد
آره
...نه من
ساعت کاري و تضمين توقف ضرب و شتم حتميه
...اما
حقوقي اضافه نميشه و خبري از سهام نيست
کارگرا رو امروز برگردون سر کارشون
درخواستم براي سهام غيرقابل مذاکره اس
شرمنده، نميتونم ليستش کنم
غرامت مردان آمريکايي نسبت به ارزششون تأيين ميشه
تا وقتي غرامت من رو نفهميدي
راهآهنت يه سانت هم جلو نخواهد رفت
مسير جديد سنترال پسيفيک براي رسيدن به يوتاه
حواسشون به زميناي زغالسنگ هست آقاي دورانت
اينجا، شرق درياچهي سالت ليک
خُب اون کاليفرنياييهاي ابله تا زماني که
از سيرا عبور کنن من به تنگهي وبر رسيدم
پيشرفتمون توي سنترال پسيفيک از وقتي بوهانان کارا رو به دست گرفته بيشتر شده
!اون از پشتخنجرزنِ تنفرانگيز
تو چشمام نگاه کرد و دروغ گفت
اونوقت تا سرم رو نچرخوندم به دشمن ملحق شد
هنوز اين رو يادم نرفته
وقتي دم مرز کاليفرنيا ببينمشون
خودش و هانتينگتون رو به خاک سياه مينشونم
بله قربان
صبح بخير
تو جلسه اس
يه جلسهي خصوصيه
شانسي هست که امروز بهم يه سرمقاله بده
بعيد ميدونم
ابي چطوره؟
بيچاره
زندگي يه روزنامهنگار آزاد چطوره؟
بيچارگيه
ببين مارتي کليد گاوصندوق رو که نخواستم
فقط بگو کي اونور در ـه
نقشهبردار
با يه کيف پر از نقشه اومد
اذيت نميشي که رئيس اتحاديهي پسيفيک
با يه نقشهبردار جلسه داره در حالي که رئيس مهندسينش بيرون در وايساده؟
رئيس مهدنيس واسه اينکه سوژهي مقالهات جور بشه
رئيس اتحاديهي پسيفيک رو تحقير نميکنه
ميتونم صبر کنم
خيليخُب
خُب
مثه هميشه از ديدنتون خوشحالم خانم اليسون
هيچوقت با اين زن حرف نزن
شنيدم راهآهن قراره مسير جديدي رو پيش بگيره
هنوز مقصد رو مشخص نکرديد؟
نبايد بياي زير آفتاب
صورتت داره کمکم ککمک ميزنه
از روش بلند شو - فعلاً جايي نميره -
مشتري اومده و درخواست فاحشهي هميشگيش رو داره
پولدارم هست، از اونايي نيست که ملحفه رو لکهدار ميکنن
بذار بلند شم جاني
اوه
اگه دلت ميخواد کيرت رو تو فاحشهها فرو کني بايد مثه بقيهي مشتريها پول بدي
خودت رو تميز کن مشتري منتظره
يه چيزي اون پايين خيلي دردناکه
خداي من ايوا
ميخوام شي رو از مغازهام بندازي بيرون
نه
دخترا و مشتريها شکايت کردن و اون داره رو دستمون خرج ميذاره
همين الآن يه مشتري پولدار ديگه اومد و دنبال جوسي ميگشت
و مجبور شدم بفرستمش بره چون شي کسش رو زخم کرده بود
مگه تو نبايد مشکلات زنانهي اينطوري رو حل کني؟
همچنين در اتاق جيني رو شکوند
پروفسوره رو تو مضيقه گذاشت - خودت ميدونستي قراره درگير چه کاري بشي -
و سه بطري مشروب خوب هم دزديد
و اينا فقط مال اين هفته بود
اون پسرعمومه ايوا - ميخوام بره -
اينجا ـست که هواي دخترا رو داشته باشه
و در ضمن، خودتم مشکلات بزرگتري داري
اين ماه دومين باريه که خرج رو دستمون گذاشتي
فکر ميکني جاي جديد و کسب و کار تازه خرجي نداره؟
شانس آوردي با گندهايي که شي زده بدتر از اينا نيست
اون پسرعمومه
پس بهتره به اين وضع عادت کني
!هميــنه
!بزنش داچ
!کلي روت شرط بستم
يالا، کمکم کن جداشون کنم
نه قربان
حوصلهي درگير شدن با ايرلنديها رو ندارم
!خيليخُب، جدا بشيد
همگي برگرديد سر کارِتون
!اوه
مشتزني و شرطبندي رو توي وقت خودتون انجام بديد، نه من
!اوه، بزن به چاک، شکمخوکي
شبدرهات رو جمع کن و دهن گشادت رو ببند
و برگرد به همون گهدونياي که توش به دنيا اومدي
اخراجي
تو هم همينطور
...آقاي دورانت، منصفانه نيست - !سومين نفر هم اخراج شد -
چهارمي کي باشه؟
حالا، تنها کسايي که ميبينم مثه اردکهاي نفهم اينور و اونور نميرن
مردان آزادن
حالا، اگر نميخوايد اونا شغلتون رو تصاحب کنن
پيشنهاد ميکنم برگرديد سر کارِتون
!همين حالا
خيليخُب رفقا، برگرديد سر کار
من اين مسابقه رو فقط به اين خاطر که
نميشه به تو اعتماد کرد
تا از عهدهي يه مشت ايرلندي بربياي نميبازم
با مشت زدن تو دهنم
تنها چيزي که از يه رهبر سستعنصر بدتره
يه مهندسه که مغزش رو گه گرفته باشه
حالا ميخوام برگردي به دفتر و خودت رو تو طراحيهاي پلها غرق کني
حداقل اونطوري نميتوني آبروم رو ببري
به چنگ سهامش رو بده اگر واقعاً فقط دنبال اين قضيهاس
تا وقتي بتونه نقدش کنه
تا جايي سهمش رو مثه آب ميکنم بره تو زمين
که مجبور بشه بره از شهر کانتون سوئيس از زمين درش بياره
با اينحال اون جزو مالکين ميشه
يه بار يه ميمون رو ديدم که لباس دکترها رو پوشيده بود
اين يعني ميمونه دکتر بود؟
ظهر ميتونستم با دوازده تا مرد که دستهتبر دستشونه قضيه رو حل کنم
کارگراي کتکخورده نميتونن کار کنن و کارگر اعتصابشکني هم واسهمون نمونده
آقايون، فقط راهآهنم رو راه بندازيد
No comments yet. Be the first to leave one.