Xena: Warrior Princess

Xena: Warrior Princess

Unduh Subtitle Farsi Persian

Musim 1

Informasi rilis

Xena : Warrior Princess - 1x15 - Warrior Princess
Komentar oleh sajad_cancel
تـرجمه و زیـرنویـس از سـجـاد و داوود | IMDb-Dl.Com

Tag

other
Diterbitkan pada: 2013-09-02
Unduhan: 64
Tuna Rungu: Yes

Pratinjau subtitle Farsi Persian

200 baris pertama.

...اينجام که پادشاه

...رو ببينم

.ممنون

...اون خيلي دوست‌داشتني بود

!سريع

حالت خوبه؟

...خوبم

چه کار داري مي‌کني؟

فقط فکر کردم .شايد بخواي لباست رو بپوشوني

مگه لباسم چه مشکلي داره؟

.معلومه هيچي

.اومدم پادشاه رو ببينم - .توي اتاق خوابشه -

مطمئنم که .اگر اونجا ببينيش ناراحت نميشه

.توي اتاق خوابش .فکر نمي‌کنم

مي‌توني ازش بخواي که بياد منو ببينه؟ - ...البته -

.از خواسته شما پيروي مي‌کنم

!از خواسته شما پيروي مي‌کنم

چقدر خوب ميشه .ازش بازجويي کنيم

.به طرف غرب رفت... بريد دنبالش

.بله قربان

.شما خيلي قدرتمند هستيد خانم جوان

اينجا چه اتفاقي افتاده؟

!خدايان آسماني

.اين بي‌نظيره

متاسفم... از کجا بايد شروع کنم؟

سعي کن توضيح .بدي چه کسي دستور داده که به من حمله کنند

.اي کاش مي‌دونستم

دنبال تو فرستادم .چون بهت براي نجات جون يک نفر احتياج دارم

شمشير من در خدمت .کساني که توانايي پرداخت پول رو دارند نيست

اما پس کساني که بهت نياز دارند چي ميشند؟

اين تلاش تو براي زنده موندن .به معناي زنده موندن دختر کوچولوي منه

مي‌خواستي منو ببيني بابا؟

.دخترم رو معرفي مي‌کنم

...در زمان خدايان باستان

...جنگ سالاران

...و پادشاهان

.سرزميني در بدبختي، قهرماني را در خود پرورانده بودند

.اون قهرمان، زينا بود.

.شاهزاده خانوم جنگجويي که در گرماي جنگ جلو مي رفت

...فدرت

...تعصب

...خطر

.شجاعت او دنيا رو عوض خواهد کرد

.مي‌تونم دخترم رو معرفي کنم

شاهزاده "تروس" و .وارث تاج و تخت

عزيزم ايشون .زينا" هستند شاهزاده جنگجو"

.شگفت‌انگيزه

مثل نگاه کردن ...به آينه مي‌مونه

.قبل از اينکه موهام رو شونه بزنم

ديانا" مي‌توني" چند لحظه منو با "زينا" تنها بزاري؟

.اما بابا - ..."ديانا" -

.لطفا

نمي‌خواستم در مورد .مشکلاتي که زندگيش رو تهديد مي‌کنه صحبت کنم

.به اندازه کافي ناراحت هست

.و حالا شايد نزاع‌هاي قبل رو درک کني

.من به جاي اون اشتباه گرفته ميشدم

...از پسر عموم "سيسيفوس" شنيدم

که شباهت خيلي .زيادي با دختر من داري

...وقتي که شنيدم که در اين منطقه هستي

فکر کردم .شايد سرنوشت اينه که به ما کمک کني

افراد زيادي ...اون بيرون به کمک من نياز دارند

و در کاخهايي که .بوسيله نگهبانها احاطه شده زندگي نمي‌کنند

.قربان... اون آدمکش فرار کرد

همانطور که مي‎‌بيني .نگهبانهاي ما کارشون خوب بلد نيستند

.يک جوري، آدمکش‌ها از اونها رد ميشند

اين بار دوم بود .که به جان "ديانا" سوءقصد شد

...من درک مي‌کنم

تازگي به من گفته شده .که تو به جنگجويي عدالت خواه تبديل شدي

حالا، چي بهتر از اينکه تاجران برده رو از تجارتشون باز داري؟

در مورد چي صحبت مي‌کني؟

ديانا" پس فردا" .با "مينيس" اهل "لايبريم" ازدواج مي‌کنه

.حالا، وقتي "ديانا" و "مينيس" با هم ازدواج کردند

تحت قوانين ما .دو قلمرو با هم متحد خواهند شد

.قوانين ما برده‌داري رو به شدت منع مي‌کنند

شرط مي‌بندم که تاجران .برده "لايبريم" اصلا از اين موضوع خوششون نيامده

اين ازدواج ...فرصتي براي خوشبختي اونه

و اين خوشبختي .با طمع تاجران برده تهديد ميشه

...به عنوان پادشاه و به عنوان يک پدر

.ازت تقاضاي کمک مي‌کنم

پس ازم مي‌خواي .که خودمو جاي شاهزاده جا بزنم

.فقط تا مراسم ازدواج

بايد يک جايي .در بيرون قصر مخفي بشه

.نه، نه، نمي‌تونم اجازه همچين کاري رو بدم

نبايد اين کاخ .رو از زماني که مادرش کشته شد ترک کنه

حتي بهتره .که هيچکس ندونه اون کيه

ببين، کساني که سعي .مي‌کنند دخترت رو بکشند اينجا دنبالش مي‌گردند

يکي داخل کاخ .با برده‌دارها کار مي‌کنه

.اينجا جايي که خطرناکه

اسم؟ - ."تسا" -

تسا" متاسفم" .که قبلا يکم باهات بد رفتار کردم

...ازت مي‌خوام که از لباسم خوشت بياد

.براي مراسم رقص بعد از ازدواجه

سرورم، براي .مراسم رقص لباس بي‌نظيريه

.نمي‌دونستم که براي چي اينو پوشيديد

امشب مي‌خوايد "کروسيس" بخوريد؟

کروسيس؟ - .خامه درجه يک -

.بله، عاشق "کروسيس" ام

و تخمهاي بلدرچين براي صبحانه؟

.عاليه - الان "آکباش" رو مي‌خوايد؟ -

.حتما

...خب، من خيلي گرسنه‌ام .چند لقمه "آکباش"تنها چيزي که لازم دارم

منو ببخشيد سرورم؟

مي‌خوايد "آکباش" رو بخوريد؟

...آره

.شوخي کردم

اينجا کي اهل "لايبريم" ــه؟

."تنها برادر نامزدم "فيلمون

.در مورد شرايط ازدواج مذاکره مي‌کرده

قراره شوهر آينده‌م رو .وقتي که امروز رسيد ببينم

منظورت اينه که .تا حالا شوهرت رو نديدي

.نه - .خوبه -

مگر اينکه مجبور .باشي بقيه زندگيت رو با اون باشي

...اما خوش بين هستم .اگر همه چيزش مثل برادرش باشه عالي ميشه

.پس اين "فيلمون" رو دوست داري

بله. اون شجاع و نجيب .با چشمان به رنگ آسمان و موهاي قهوه‌اي رنگ

خب، چه شکلي شدم؟

اين خيلي بزرگه. يک گردنبنده؟

مراقب باش. جواهر .نيست يک اسلحه است

چطور کار مي‌کنه؟ - .بايد پرتش کني -

...اونجا بذارش .خيلي بهت مياد

فقط مي‌خواستم يکم رنگ .بهش بدم...به نظر خيلي تيره‌ست

خب، بايد بقيه ...رو قانع کنيم که تو من هستي

.و من سياه دوست دارم

.حالا، صاف بايست

.شونه‌هات ررو بده عقب

.پاهات رو اينجوري بذار

.خب، اين تازه شروعشه

ممنون که زندگيت رو .به خاطر من به خطر ميندازي

اين تجربه ...منظورم اين وانمود کردن به جاي تو

.براي منم خوبه

من در بين .مردم کم اهميت خواهم بود واز نگراني‌هاشون باخبر ميشم

خب، اولين چيزي که .بايد بدوني اينه که نبايد اونا رو کم اهميت صدا بزني

.دوستم "گابريل" رو در جاده شمالي ملاقات کن

...اينون بهش بده .ازت مراقبت مي‌کنه

.نه، اين جلوشه

.ممنون

...فکر کنم که موهات قهوه‌اي روشن باشه

.بذار ببينيم که چشماني به رنگ آسمون هم داري

...سرورم

اونا رو ديديد؟

.نه،نه تو همشون رو ترسوندي

."فيلمون"

.بايد کنارتون مي‌موندم سرورم

.خب، فکر خيلي دوست داشتنيه

.ممنون. خوش شانسيد که زود اومدم

يادتونه مي‌خواستيد با من قدم بزنيد؟

اما از اونجايي که .شايد سوءقصد ديگه انجام بشه بهتره اين کار رو نکنيم

...نه،نه

.با تو احساس امنيت مي‌کنم

دوست دارم اگر امکانش باشه تمام اطراف کاخ رو قدم بزنم

.البته... از اين طرف

و برادرت، شبيه توئه؟

هميشه از من همينو مي‌پرسيد .و من هم هميشه يک جواب رو ميدم

اون يک مرد محترم و تحصيل کرده است .من فقط يک مذاکره کننده هستم

خب، دوباره به من .بگو که از اينکه سرزمينت برده‌ها رو آزاد مي‌کنه چه حسي داري

...مي‌دوني که چه حسي دارم .باعث ميشه به "لايبريم" افتخار کنم

و برادرت؟

.ميدوني اون به شدت به برابري همه باور داره

چرا از من اين سوال‌ها رو مي‌پرسي؟

...خب، پدرم فکر مي‌کنه که برده‌دارهاي حرفه‌اي

.سعي مي‌کنند منو بکشند - .بهت اطمينان ميدم -

همه افراد وابسته به ...لايبريم" که امروز به اينجا ميان"

.از حقوق برده‌ها حمايت مي‌کنند

اگر به خاطر قوانين باستاني نبود .تا حالا آزاد کرده بوديمشون

.همه چيز به خوبي پيش ميره

...برادرم با زني زيبا و باهوش ازدواج مي‌کنه

که چهره و لبخندش .يک اتاق رو از نور خورشيد روشنتر مي‌کنه

.و وقتي که بشنوه که تو چنگ مي‌نوازي

چنگ؟

...قلبش همچون قلب من خواهد شکست

.و همون احساسي رو پيدا مي‌کنه که من دارم

و اون احساس چيه؟

که اين بهترين .موقعيت ازدواج براي اونه

بريم؟

فکر نکنم که اونا رو بشناسي مگه نه؟

.نه، نمي‌شناسم

...پشت من بمون .شايد شرايط بد بشه

.خبر نداري

...نگران نباش، شاهزاده .از پسش برميام

.سرورم، داريد به طرف اشتباهي فرار مي‌کنيد

.هي! هي! رفقا برام صبر کنيد

اينجا، اينجا رو نگه دار .و محکم فشار بده. جلوي خونريزي رو ميگيره

.تو خيلي شجاع بودي

...رنجهاي قلبي تا زمان مرگ مي‌مانند

.اين رنجها در سرم سنگيني مي‌کنند

...براي يک شاهزاده جنگجو

...که در دنيايي زندگي مي‌کند که شکسته است

...شکسته است

ظرفهايش؟

وسايلش؟

صافيهايش؟

.صافي‌هاي شکسته... بهش مي‌خوره

مي‌توني حرکت کني .جلوي نور خورشيد رو گرفتي

خوشحال ميشم خورشيد .رو با قيمتي خوب برگردونم

.نور خورشيد ا طرف خدايان است و مجاني

.نه براي من. کيف پولت رو بده

.گوش کن، نمي‌خواي که اين کار رو انجام بدي

ممکنه ثابت .بشه که براي سلامتيت خطرناکه

به ازاي يک تکه .طلا يا 20 سکه خوب به نظر ميرسي

.بابا! بابا

More Farsi Persian subtitles for Xena: Warrior Princess

Komentar

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left