182 baris pertama.
از دل شب، وقتی ماه کامل میدرخشه
میاد سواری که اسمش زوروئه
این یاغی شجاع، با تیغش حرف "Z" رو حک میکنه
یه "Z" که نماد زوروئه
زورو!
روباه مکار و آزاده
زورو!
اون که نشونه "Z" رو میذاره!
زورو، زورو، زورو
زورو، زورو
بچرخونش
خوشت اومد، پیرمرد؟
بازم میخوای؟
نه، کاپیتان بریونز. خواهش میکنم، نه!
پس بگو!
خواکین کاستِنادا کجاست؟ بگو!
نمیدونم! خواهش میکنم!
میدونی! هر پئونی میدونه!
خواکین کاستِنادا کجاست؟ نمیدونم! گفتم که
نمیدونم! خواهش میکنم!
دوباره بچرخونش
زورو!
و حدس میزنم زورو فرار کرده
سی، سینیور ریکو
و پئون هم؟ -سی
نمیتونی یه کار درست انجام بدی؟
افرادم تو تپهها دنبال اون پیرمرد میگردن
وقتتو تلف نکن. با بقیه رفته تو تپهها
نصف پئونها رفتن تو اون تپهها و تو نمیتونی هیچکدومشونو پیدا کنی!
سینیور ریکو، حالا گوش کن، کاپیتان
خواکین کاستِنادا رو میخوام و مردهشو میخوام
بیا تو
تو اینجا چیکار میکنی؟ بهت گفتم پیش فرماندار بمون
پیش فرماندار بودم، کاپیتان
جلوتر اومدم تا بهتون بگم، ایشون درست پشت سرمه با دن آلخاندرو د لا وگا
میدونستم اون پیرمرد فضول د لا وگا یه جایی رفته بود. پس قضیه این بود
حالا چیکار کنیم؟ همین کافیه
خب، میدونستیم که نمیتونست برای همیشه تو جزایر سانتا باربارا بمونه
تنها چیزی که میخواستم این بود که وقتی برمیگشت، یه ایالت نمونه بهش نشون بدم
تغییراتی که ایجاد کردم خیلی اساسی نبودن
نبودن، عالیجناب. تغییرات خوبی بودن
حتماً همینطور بوده. به نتایج نگاه کن
و حالا با یه شورش طرفم
یه دستور صادر میکنم، و چی میشه؟
این پئونها صبر میکنن تا کاستِنادا بهشون بگه که باید اطاعت کنن یا نه
اون رهبر پئونهاست
آخ! افتخار اون رو هم میتونیم به اسم خودمون بزنیم، نه کاپیتان؟
ما اون رو رهبرشون کردیم
من و تو و اون میمونهای کودن که بهشون میگی گارد ویژه
ما فقط داشتیم دستورات شما رو اجرا میکردیم، عالیجناب
با من بحث نکن! کاریه که شده
و خواکین کاستِنادا؟ من هنوز مردهشو میخوام
اگه ازش یه درس عبرت بسازیم
پئونها میترسن یه کلمه هم علیه من به فرماندار بگن
اینجوری، هردومون ممکنه از این قضیه سالم در بریم
سینیور ریکو، فرماندار اینجاست
آه، عالیجناب، خوش برگشتید. ممنون
شکار چطور بود؟
فرصت نکردم متوجه بشم
حتماً نیمههای شبه
خب، امم... عالیجناب، ساعت ده شبه
اوه
خب حالا، قضیه این همه سروصدا چیه؟
آلخاندرو د لا وگا دنبالم دوید
گفت با پئونها تو یه جور دردسر افتادین
اِ، بله، عالیجناب. اونا شورشی شدن
علیه چی شورشی شدن؟
چرا اون بازوبند رو پوشیدین، کاپیتان؟
سینیور د لا وگا بهتون نگفت؟
این نوعی تقدیره برای سربازای شایستهتر
جایگزین فوقالعادهایه برای افزایش حقوق
هوم. فکر خوبیه
اگه قبولش کنن
خب حالا، در مورد شورش، از اول بگین
خب، عالیجناب، اولش خیلی ساده بود. فقط یه مسئله بهداشتی بود
اون بساطهایی که پئونها تو میدان برای فروش غذا برپا کرده بودن
آه، اونا روز به روز کثیفتر میشدن
عالیجناب، درست قبل از اینکه برین، شما چیزی در موردش اشاره کردین
من اشاره کردم؟
یادم نمیاد. ادامه بده
خب، من به پئونها دستور دادم تمیزشون کنن
فقط تمیزشون کنن؟
سینیور د لا وگا گفت شما دستور دادین خرابشون کنن
خب، سینیور د لا وگا اشتباه میکنه
چیزی که من گفتم این بود: "تمیزشون کنید یا خرابشون کنید."
باشه
ادامه بده
خب، یه... یه واکِرو (گاوچران) به اسم خواکین کاستِنادا
احتمالاً فقط دنبال هیجان بود. میدونید که واکروها چطورین
خب، اون ناگهان به نگهبانها حمله کرد
البته، ما دستگیرش کردیم
بعد این زورو اومد و بهش کمک کرد فرار کنه
زورو؟ بله
کاپیتان بریونز وقتی میخواست جلوش رو بگیره، زخمی شد
خب، پئونها این خواکین کاستِنادا رو تبدیل کردن
به یه جور قهرمان
اونا نمیفهمن که اون فقط داره سعی میکنه اونها رو تحریک به شورش کنه
و این مشکل شماست؟
اِ، سی، عالیجناب
خب، بنشینید
ببینیم میتونیم راهی برای دستگیری این خواکین کاستنادا پیدا کنیم یا نه.
آ... بله.
ساعت یازده.
در این شب آرام و ساکت.
و همه چی خوبه.
خواکین، فکر کنم آقای ریکو الان خوابیده.
خوبه، پس بیدارش میکنیم.
واقعاً میخوای این کار رو بکنی؟
اگه لازم باشه، تنهایی انجامش میدم.
شماها، کارگرها، اونجا چیکار میکنین؟
برگردین، میگم! برگردین! نمیتونین این گاری رو اینجا ول کنین!
نگهبانها! نگهبانها!
آتیش! آتیش!
زورو دوباره کار خودشو کرد. هر وقت یه کاری میکنم، جلویم رو میگیره.
اون بهترین دوسته که میتونی داشته باشی. داره در حق ما لطف میکنه.
اگه اون باروت منفجر شده بود، تو دردسر بزرگی میافتادیم که نمیتونستیم ازش خلاص بشیم.
این همون چیزیه که سعی کردم بهت بگم.
کسی ازت نخواست با من بیای!
اگه میترسی، چرا یه جا برای قایم شدن پیدا نمیکنی؟
متأسفم، رفیق. منظورم این نبود.
بیا، هر دو برگردیم اردوگاه.
شب بخیر.
خواکین! کاستنادا!
وایستا!
زورو!
اجازه بدیم خواکین فرار کنه، درسته گروهبان؟
فراموش میکنی، آقای زورو، من یک سربازم. گارد بگیر.
بسیار خب، گروهبان، اگه اصرار داری. گارد بگیر.
اَه!
تو هم، احمق.
گارد بگیر.
ها! هی! ها!
داره دیر میشه. با اجازه؟ سرجوخه، گروهبان.
زورو باز هم غیبش زد، سرجوخه. اون همیشه...
چت شده؟
من نیستم، گروهبان. شما هستی.
نه.
پدرم، برگشته؟ خوبه.
اوه، فکر میکنه خوابم؟
خب، اینجوری لازم نیست توضیحات بدم.
صبح، اولین کاری که...
احتمالاً میخواد باهاش برم دفتر فرماندار.
پس بهتره به موقع برگردم اتاقم تا بیدار باشم.
فرماندار منتظر ماست، سروان. البته، دون آلخاندرو.
روز بخیر، آقایان. -روز بخیر.
آلخاندرو، دیگو، خوشحالم که دوباره میبینمتون.
عالیجناب. بفرمایید بنشینید، بفرمایید بنشینید.
لطفاً اجازه بدید، دون آلخاندرو. -ممنون، آقای ریکو.
آقای ریکو داشته توضیحاتی درباره اتفاقاتی که در غیاب من افتاده میداد.
ظاهراً داریم به یک شورش تمامعیار نزدیک میشیم.
عالیجناب.
اگه اوضاع همینطور پیش بره، ممکنه واقعاً به اونجا ختم بشه.
حالا، این، اَه... این خواکین کاستنادا...
بزرگترین دردسرسازه، اونطور که من متوجه شدم.
اگه اجازه بدید...
حالا، آقای ریکو پیشنهادی داده که به نظر من خیلی خوبه.
اون فکر میکنه قبل از اینکه من هر اقدامی بکنم...
باید از کاستنادای جوان دعوت کنم با پرچم صلح بیاد و صحبت کنیم.
آقای ریکو اینو فکر کرده؟
بله، خودش. و من شخصاً فکر میکنم پیشنهاد فوقالعادهایه.
من دوست ندارم هیچ تصمیمی بگیرم...
وقتی فقط یک طرف ماجرا رو شنیدم.
شما کاملاً حق دارید.
فکر میکنم چنین دیداری ممکنه راه حل کل مشکل باشه.
خوبه.
مطمئن شید که خبر به خواکین کاستنادا فرستاده بشه.
اگه با پرچم صلح بیاد، هیچ آسیبی بهش نمیرسه.
فوراً، عالیجناب.
چی شد؟ جواب داد؟ بله.
فرماندار قراره کاری رو بکنه که ما نتونستیم.
اون قراره خواکین کاستنادا رو آشکارا بیاره بیرون.
جایی که میتونیم بکشیمش.
چون اون معتقده که چنین دیداری به روشن شدن بعضی از وضعیتها کمک میکنه.
که دهقانان رو آزار داده.
خبری شنیدید، دون دیگو؟ چه خبری، گروهبان؟
فرماندار قول داده که اگه خواکین کاستنادا با اسب وارد مونتری بشه...
در حالی که پرچم صلح رو حمل میکنه، هیچکس بهش آسیبی نمیرسونه.
فرماندار میخواد با خواکین کاستنادا صحبت کنه.
چون اون معتقده که چنین دیداری به روشن شدن بعضی از وضعیتها کمک میکنه.
که دهقانان رو آزار داده.
من اونجا بودم وقتی فرماندار دستور رو صادر کرد.
میدونم که بودید، دون دیگو.
No comments yet. Be the first to leave one.