200 baris pertama.
اَستر!
اَستر!
- نمیان تو. - دارند به زور درها رو باز میکنن.
بیکن 23، کرست هستم.
داریم وارد بخش شما میشیم.
بیکن 23، کرست هستم.
داریم وارد بخش شما میشیم.
بیکن 23 صدامو داری؟
- این نمیتونه درست باشه. - بیکن 23،
ما هشت مسافر همراه خودمون داریم.
همچنین حامل تدارکات پنج ساله برای مستعمرات ایشو هستیم.
اینجا چه خبره؟
به زودی از فضای شما عبور خواهیم کرد.
کرست، بیکن 23 هستم. شما امکان عبور ندارید.
میزان دارک مَتر بیش از حد اندازهست. دریافت میکنی؟
مسیرت رو تغییر بده، کرست، اینجا برات امن نیستش.
بیکن 23؟
عالی میشد اگه باهاتون حرف .میزدیم، ولی همهچی روبراهه
- میبینم که بهمون چراغ سبز دادید. - لعنتی!
کرست، صدام رو داری؟ شما امکان عبور ندارید.
تف تو این شانس!
متوجه نمیشم.
بیکن 23، امکان عبور داریم یا نه؟
فهمیدم. ممنون، بی23، داریم میایم سمت شما.
شاید 9 ماه دیگه اومدیم و یه آبجویی باهم زدیم به بدن...
نه...
چقدر وقت دارند؟
زمان بازیابی؟
«بیکن 23» «فصل اول، قسمت اول»
:ترجمهای از Ali_master & AmirAli illusion
هی. هی، چیزی نیست.
چیزی نیست.
چیزیت نشده.
زبونمو میفهمی؟
بیا.
نگران نباش، یهکم .دیگه حالت بهتر میشه
خیلی سریع از حباب خارج شدی.
باعث شده یهکم منگ بشی.
یه چیزی بهت میدم.
دِرما پچـه.
از اون قویهاشه، بسیارخب؟
آفرین بهت.
هی، آروم. مراقب باش.
سفینهات همین تازگی سقوط کرده.
کرست بود؟
شرمنده، همه خدمه از دست رفتن.
خونوادهای تو سفینه داشتی یا...؟
نه.
من... تنها بودم.
پس میتونی حرف بزنی.
خوش برگشتی.
چی شدش؟
بیکن دچار خرابی شدش.
نقشه گفت توقف کنید، .پامج بهتون چراغ سبز داد
پخش کننده موج جاذبه.
دوباره روشن خاموشش کردم. من... حتی سعی کردم دستی ریستش کنم.
نمیدونم. گمونم دارم هک میشم.
گرسنته؟
آره.
هوم!
هوم، ممنون.
مزه مزخرفی داره .ولی کارش رو میکنه
سرآشپز رو تو جریان میذارم.
اگه دوست داشتی میتونم یکی دیگه برات بیارم.
نه. نه، دیگه سیرم.
بعداً بدجور پشیمون میشم.
ولی احساس...
خوبی دارم.
حتی به طرز عجیبی عالی.
هوم. آره این اثر دِرماـه.
متاسفانه باید بگم که .اثرش زودی میپره
واقعاً تو ناکجا آبادیم، نه؟
منظرهی عالیای هستش.
آره.
من تا حالا هرگز این ور منظومه جبار نبودم.
- حس آشنایی داره. - آره، اینم یکی از عوارضشه.
اگه از حباب ناجور بیرون بیای، .باعث میشه حس دژاوو بهت دست بده
همه اینا باقی مونده کرستـه؟
آره، این حاملهای داده، واقعاً .بلدند چطور کارشون رو انجام بدند
به خصوص اینجا، این سمت کهکشان.
تنها راهیـه که یه آپدیتی گیرشون میاد.
دویست سال پیش ما همه چیز رو
با سرعت نور جابهجا میکردیم.
و حالا کارمون رسیده...
...پر کردن خرت و پرتها تو جعبهها.
آره، گمونم.
بیخیال.
این یه سری بتاـه؟
من کشته مرده اینام.
بیا اینجا ببینم، ناقلا.
آره، اخلاقش اینجوریاست. به خودت نگیر.
ها!
راستی، من سالمون هستم.
آره، میدونم.
قبلاً گفتم؟
هوم.
باشه.
.بگذریم. الان تو یه بیکنی
آره، اینم میدونم.
صحیح.
ببین، نمیدونم که داشتی کجا میرفتی.
ولی اگه برای برگشتن به...
اینجا... داشتم میومدم اینجا. بیکن 23.
ولی اونها چیزش رو چندین ماه پیش فرستادن،
باورم نمیشه کسی بهت نگفت که دارم میام.
نه.
کی هستی؟
اَستر.
اینجا چیکار میکنی؟
خوب، بیا از نو شروع کنیم، باشه؟
- عه، گزارشهایی که فرستادی... - چه گزارشهایی؟
گزارشهات دیگه.
ذخایر معدنی، ایزوتوپهای ناشناخته،
چیزهایی که تا به حال دیده نشدن.
این گزارشها به نظرت آشنا نمیان؟
آره... ام...
- آره البته، من... - آره، اون گزارشها.
برای همین اومدم اینجا. کارم اینه.
درسته، من فقط...
من انتظار نداشتم که کسی...
خب، آره یه سالی ازش گذشته نه؟
بهت حق میدم، ولی بروبچ ناظر ماموریت
علاقهشون به اینا جلب شده، برای همین...
...من اومدم. هرچند، به زور اومدم.
من فقط چندتا نمونه میخوام و دسترسی به هر دادهای که...
نه.
- نه؟ - آره، به چیزی نمیتونی دسترسی داشته باشی...
هوش مصنوعی درست کار نمیکنه، بهت که گفتم.
خب، دقیقاً چی درست کار نمیکنه؟
هوش مصنوعی، کل این بیکن؟
نه! میفهمی؟ همین !الان بهت گفتم نمیشه
نشیندی چی گفتم؟
آره.
بلند و واضح شنیدم.
لعنت خدا به این...
چیزه...
...خیلی وقته که من حتی...
...و تازه باید با این حادثه و گزارشها هم سر و کله بزنم.
- خیلی کار دارم. - آره، همهمون کلی کار داریم.
آره، و اول از همه، باید بفهم پروتکلش چیه.
- صحیح. پروتکلش. - آره، میفهمی؟
من باید بفهمم چه اتفاقی برای پامج اُفتاده.
و بعدش میتونیم راجع .به گزارشها حرف بزنیم
چطوره تو...
...چطوره تو فعلاً فقط استراحت کنی، هوم؟
آره بهتره استراحت .کنی. برگرد به اسکله
فردا صبح با هم صحبت میکنیم، باشه؟
اوم، میتونم کیفم رو بردارم؟
یا اینم برخلاف پروتکله؟
هارمونی، روشن شو.
سلام اَستر.
متاسفانه هنوز به خودم نیومدم.
تا چه مدت؟
هنوز قدرت پردازش لازم برای پاسخ دادن بهش رو ندارم.
عالیه.
دادهها چطور؟ میتونی به دادهها دسترسی داشته باشی؟
متأسفانه هنوز نه.
- اَستر. - بله؟
مشکلی هست؟
سالمون، بایگان بیکن، اون، اوم...
گوشهگیرـه.
مایل به همکاری نیستش.
- بیش از حد انتظار؟ - به نظرم بیشتر ناسازگارـه.
هروقت کامل راه اُفتادی بهم خبر بده.
مطمئنم چیزیم نمیشه. نگرانم نباش.
- مراقب باش. - حتماً.
تو از این خبر داشتی، مگه نه؟
خب، چی، بهت پیغام دادند و
تصمیم گرفتی بهم چیزی نگی؟
اگه بیش از حد اینجا و اونجا سرک بکشه
میدونی که این تقصیر کیه؟
اگه مجبور بشم از شرش .خلاص بشم، خونش گردن توئه
تحسین بر انگیزه. واقعاً حقیقت داره؟
شرمنده، زبون رباتیم یهکم لنگه.
چه بلایی سر سالمون اومده؟
زبونت رو نمیفهمم.
الان کجاست؟
میدونی نمونهها کجان؟
نشونم بده.
اینها تنها نمونههاتون هستند؟
میتونی فایلهای مربوط به گزارشها رو بهم نشان بدی؟
فایلهای مربوط به مواد معدنی رو بهم نشون بده.
هی، صبر کن!
هوم.
انگار کسی اینجا داشته قوانین رو زیر پا میگذاشته.
فایل شماره سه رو پخش کن.
- بزرگش کن. - عه، بارت
میشه لطف کنی و فر رو روی 350 درجه گرم کنی
و چند ورق زنجبیل چاپ کنی برام؟
- و... - همونجا استپ کن.
شناساییش کن.
چیکار میکنی؟
شرمنده. من فقط داشتم، آم...
گفتم چیکار میکنی؟
راستش، کارمو.
بهت اجازه دادم که بیایی اینجا؟
در واقع، آم،
تقریباً مطمئنم که بهت گفتم اینجا نیای.
خوب، اونها منتظر یه گزارش از من هستند...
No comments yet. Be the first to leave one.